سلام دوستان من اشکانم و یه مرتبه از خاطره سکس هیجانی با رویا دختر داداشم توی شمال نوشتم و الان میخوام دفعه دوم ادامه سکس های هیجانی با رویا رو براتون تعریف کنم … بعد اون شب هیجانی تو شمال دو روز دیگه اونجا بودیم که خب هر فرصتی میشد یه گوشه تنها باشیم حسابی میمالیدمش چون واقعا سکسی بود و خیلی برام لذت بخش بود تا اینکه برگشتیم تهران … وقتی برگشتیم یه هفته ای از هم بی خبر بودیم و من فکر میکردم همه چی با تموم شدن سفر پایان پیدا کرده که یه شب دیدم داخل اینستا بهم پیام داده و سلام کرده منم جوابشو دادم و گفتم معلومه کجایی و خیلی بی معرفتی که دیدم گفت خیلی سرم شلوغ بوده من گفتم مگه چه کاری میکنی که اینقدر مشغولی گفت صبحا باشگاه میرم عصرا میرم کلاس و خلاصه توضیح میداد. یه لحظه یاد این افتادم که فردا توی خونه تنهام و بهش گفتم الان فردا باشگاه داری که گفت آره و گفتم چه ساعتی که دیدم گفت ۹ میرم معمولا تا ۱۲ هستم منم که شرایط و مناسب دیدم گفتم خب من فردا توی خونه تنهام میتونی تایم باشگاه و بیای پیش من دیدم چند لحظه صبر کرد و پیام داد آخه میترسم یه وقت تابلو نشه گفتم میتونی ماشینت و بزاری دم باشگاه که اگر کسی هم دید تابلو نباشه و پیاده بیای اینجا پیش من آخه باشگاهش به خونه ما نزدیک بود بازم با کمی تعلل گفت نمیدونم ،، من که دیدم انگار بدش نیومده گفتم شرایط که فراهمه ولی اگر خودت نمیخوای باشه که دیدم قبول کرد و گفت باشه ولی من با لباس باشگاهی باید بیام که منم تازه راضی تر بودم و گفتم اتفاقا بهتر چون بدن نازت بهتر تو لباس میفته اونم استیکر خنده فرستاد و گفت باشه پس میام خلاصه صبح شد و منم زودتر بیدار شدم یه دوش گرفتم صبحانه خوردم یه قرص تاخیری هم خوردم و حسابی تر و تمیز کردم و ساعتای نزدیک ۹ شده بود که پیام دادم رویا کجایی که دیدم جواب داد ماشینم و گذاشتم و دارم میام منم رفتم لب پنجره تا هر وقت میاد سریع در و باز کنم که دم در نمونه ،، بعد چند دقیقه رویا رو دیدم که داره از سر کوچه میاد باورم نمیشد چی میدیدم رویا با لگ سفید ورزشی با رو پوش و کفش صورتی کم رنگ و بدن فوق سکسیش که داشت میومد همونجا ضربان قلبم رفت بالا و رفتم دم آیفون تا رسید دم در آیفون و زدم و در باز شد و اومد تو وایسادم دم در روبروی آسانسور تا برسه بالا وقتی اومد و در و باز کرد اینقدر بوی خوبی میداد که داشت قلبم از دهنم میومد بیرون سلام کرد و اومد داخل منم جواب دادم و تا اومد داخل بغلش کردم و دستم و انداختم دور کمرش رویا که تازه رسیده بود گفت بزار بیام تو بعد شروع کنیم دیدم خودشم آماده اومده ،، خلاصه در و بستم و چسبوندمش به دیوار و گفتم آخه از هر ثانیه این لحظه ها میخوام لذت ببرم و زیپ روپوشش و باز کردم و در آوردم باورم نمیشد چی میدیدم زیر روپوشش یه سوتین ورزشی پوشیده بود که نصف سینه هاش ازش زده بود بیرون منم شروع کردم از گردنش بخورم و بیام تا سینه های بلوریش بعد یه کم دستش و گرفتم و گفتم بیا بریم تو اتاقم که رویا هم با لبخند رضایت دنبالم میومد دوباره تو اتاق چسبوندمش به دیوار و این دفعه سوتینشم در آوردم و شروع کردم به خوردن سینه هاش بعد چند دقیقه همینطوری که به دیوار چسبونده بودمش از سینه هاش تا نافش اومدم پایین و رسیدم به لگش دستم انداختم دو طرف لگش و آروم دادمش پایین نمیدونید اون لحظه بوی بدنش چقدر خوب بود و کسش که تر و تازه و خوشبو و خوشگل بود اول از روی شرتش چند بار کسش و بوسیدم و اومدم پایین و رونای سفید و تو پر و سکسیش و خوردم و اومدم تا پایین و دوباره برگشتم بالا تا دوباره رسیدم به کسش که ایندفعه شرتش و همونطوری دادم کنار و شروع کردم به خوردن کسش یه چند دقیقه ای به همین شکل خوردمش که دیدم گفت میشه بریم رو تخت منم اومدم بالا دستاشو گرفتم و خوابوندمش روی تخت خودمم که از خوردنش سیر نمی شدم از نوک سر تا انگشت پاش و داشتم میخوردم بعد برگردوندم و دوباره از بالای گردنش تا شرتش خوردم و شرتشو با دندون درآوردم که یه کون بینظیر میدیدم که هر کیری و منفجر میکرد … ایندفعه با ولع خاصی شروع به خوردن کونش کردم طوری که زبونم و از بالای درز کونش تا پایین میچرخوندم و رویا هم مثل مار به خودش میپیچید بعد چند دقیقه دیگه داشتم دیوونه میشدم که ژل لوبریکانت که آماده کرده بودم و برداشتم ریختم روی کونش طوری که کاملا چربش کرده بود بهش گفتم بیاد لب تخت و دو طرف لپای کونش و بگیره باز بکنه تا راحت تر بشه اونم که کاملا تسلیم من بود هر کاری میگفتم میکرد ،، نمیدونید اون لحظه و دیدن این صحنه چه حس خوبی داشت … رویا اومد لب تخت و با دستاش دو طرف کونش و گرفت و باز کرد و آماده شد تا من بکنمش منم کیرم که داشت میترکید و گذاشتم دم سوراخش و با یه فشار دادم داخل دیدم یکم خودش و جمع کرد که گفتم نترس آروم آروم بازش میکنم و شروع کردم آروم تلمبه بزنم و هر چند بار یه سانت بیشتر میکردم تو بعد یه مدت تمام کیرم داخل کون رویا بود و اونم دیگه آروم تر شده بود که شروع کردم تند تر تلمبه بزنم تا جایی که صدای ضربه هام تمام فضای اتاق و پر کرده بود و با صدای ناله های رویا قاطی شده بود … یکم بعد که دیدم کونش دیگهگشاد شد گفتم بخوابه روی تخت و تمام قد خوابیدم روش و شروع کردم تلمبه بزنم تو همین حین هم یه دستام تا یه بند انگشت داخل کسش بود بعد یه ربع من داشتم میشدم که دیدم رویا هم با آه و ناله بدنش لرزید و با همدیگه هم زمان شدیم و من که یه ۲۰ لیتری آب ازم اومد که همشم ریختم داخل کونش ،، بعد تموم شدن سکسمون دلم نمیومد از روش بلند بشم و همینطوری که روش خوابیده بودم ازش پرسیدم چطور بود که اونم خوشش اومده بود و همونطوری توی همون حالت قول دفعه بعد هم ازش گرفتم … این بود سکش دوم من و رویا که یه تجربه ی عجیب و هیجان انگیز و لذت بخش بود … تجربه های بعدی رو اگر وقت شد و داستانم چاپ شد بعدا دوباره براتون تعریف میکنم …
نوشته: اشکان
9 پاسخ به “یه شب با دختر داداشم (۲)”
حرومزاده
نه قدی نه وزنی نه سنی بعدش فکر کنم شومبول داری که هیچی نگفته یا جنده ریاد کون داده گشاد شده
زحمت نکش، تجربه های بعدیتو نگهدار واسه خودت
چاپ شد؟ مگه رمان نوشتی کس پدر؟
حالا ما تا حالا لگ نپوشیدیم ولی زیر لگمعمولا شورت نمیپوشه کسی
خوب بود فقط ببخشید که میگم ، لوبریکانت ژل ی است که بر پایه آب ساخته میشه و هیچ جای را چرب نمیکنه. اما داستان قابل قبولی بود
این که تو روز بود، شبش چی شد که اسم داستانو گذاشتی یک شب با …
حالا تجربه های هیجانیتو ننویسی هم طوری نمی شه
آخه 20 لیتر آب ؟