پسر عموی کونی، بکن شد!
https://www.bokon.to/کیر-پسر-هفده-ساله-تو-استخر
اولین دودول بازی
https://www.bokon.to/پسر-عموی-کونی-بکن-شد-
https://www.bokon.to/اولین-دودول-بازی
بعد استخر راه افتادم رفتم خونه. اولش به هول و ولا افتادم که چه غلطی کردم و اینا بعدش دوباره کونم به خارش افتاد. تا یه هفته هر روز میرفتم استخر به امید اینکه اونم بیاد. این چند شب هر سری بهش زنگ میزدم میپرسی کجایی؟ تا میگفتم استخر میخندید. میگفتم چرا میگفت هیچی. سری آخر وقتی اینو ازش پرسیدم گفت فک کنم کارمو خیلی درست انجام دادم. کونی شدی رفت.🤣
همینطور تحقیر شدنم داشت بیشتر عصبیم میکرد و همزمان حشری تر.
تا اینکه یه سری زنگ زد گفت مکان اوکیه میتونی ساعت 12 شب بیای؟ گفتم آره. نیم ساعت بعدش گفت بزار رفیقام دک کنم برن. بیایی مغازه مون. یه دیزی سرا داشتن تو شهرمون. گفتم باشه. یکم بعدش زنگ زد گفت گروپ اوکیی؟ گفتم نه راستش. از اون اصرار از من انکار که آخرش گفتم اصلا نمیخوام بدم ولش کن. که شروع کرد منت کشی که تو رو خدا ببخش و ازین حرفا. گفتم اگه تنهایی بیام. گفت باشه.
رفتم رسیدم دم دیزی سرا. کرکره رو داده بالا رفتم تو. خودش بود و داداشش. مثل اینکه اینا میموندن تا آخر تایم ظرفارو بشورن و از این حرفا. سلام و علیک کرد و گفت داداش بالایه لژ هست میخوام کابینت بزنیم. که مثلا داداش کوچیکش شک نکنه. راست میگفت داداشش واقعا خارکسه بود. 10 بار بهش گفت تو کوچه جلو در مغازه بازی کن تا بیام بریم که قبول نکرد. گفتم باشه فقط من یه سرویس برم. رفتم دستشویی شلنگ کردم تو خودم تمیز کنم که یه کم طول کشید. اومد دم دستشویی گفت داداش من کار دارم یه خورده بجنب. یه جورایی حالم گرفته بود. اومده بودم بهش کون بدم و اون میگفت زود باش کار دارم. ینی زود کونت بزارم برو رسما. محمد خیلی پررو تر از اونی بود که فکرشو میکردم.
اومدم بیرون در گوشم گفت بجنب کونی خان.
همش تحقیر همش تحقیر. رفتم پله ها رو بالا اونم اومد پشت سرم. تا نشستم رو مبل وایساد جلوم گفت درش بیار. منم درش آوردم. یه جوری باهام رفتار میکرد فک میکردم هر لحظه میخواد قاطی کنه و بزنه تو سرم.درآوردم کیرشو. خواستم بگیرم تو دستم زد تو سرم گفت مادر جنده دستت به کیرم نخوره. فقط با دهنت. شروع کردم براش ساک زدن و کیرش همینطوری داشت سیخ میشد.
محمد: جووووون. آفرین. ساک زدن به مامانت رفته.
رو مادرم حساسم و هیچ حس بی غیرتی ندارم. بلند شدم گفتم بار دیگه ناموس بیاری وسط کونت میزارم. یه نگاه عصبی بهم کرد و گفت بشین بابا بی ناموس. کیرم تا خایه داره میره تو گلوت واس من غیرتی نشو. کس ننت میزارما.
واییییی. دست و پام میلرزید. انگار طلسم شدم. نه میتونستم چیزی بگم نه مقاومتی کنم. انگار میترسیدم ازش.
محمد: اومدی بخوابی زیر کیر. زر زر اضافی نباشه.
باز حالم بد شد. نشستم به ساک زدن.که یهو یه صدایی اومد. پاشدم برم که گفت هیچی نیس باو. یه چیزی سر هم کرد بهم گفت منم تو اوج حشریت نشستم دوباره به ساک زدن.
محمد:پاشو برگرد چاقال. وقتشه کونتو فتح کنم. با زانو رفتم رو مبل و شلوارمو درآورد گفت قمبل کن بچه کونی. تا عمر دارم میکنمت. جووووون چ کون گنده ای داری چاقال. کلی تف انداخت سر کیرشو و سوراخم. شروع کرد یواش یواش هل دادن. خیلی دردم اومد. استرس از یه طرف درد دادن از یه طرف فحش و تحقیراش هم رو مخم بود ولی در عین حال رو مخم بود.
من: محمد درد دارم نکن!
محمد: نگران نباش آروم بازت میکنم. لذت ببر از کیرم.
من:نمیخواد ولش کن نمیدم. بزار ساک بزنم آبت بیاد.
تا اینو گفتم از جیبش یه چاقو ضامن دار درآورد گرفت جلوم.
محمد: حیون بی همه چیز. مث بچه آدم کونتو میدی سیکتیر میکنی میری. تو که نمیتونی کون بدی گوه میخوری دلت کیر میخواد. برگرد بذار بکنمت.
دنیا داشت رو سرم خراب میشد. قلبم درد میکرد. داشتم دیونه میشدم. قمبل کردم و فقط بدنشو با دستم کشیدم سمت خودم زودتر بکنه و تموم بشه. داشتم از درد به خودم میپیچیدم که یهو دیدم تا خایه کرده تو و داره تلمبه میزنه. منم داشتم یواش یواش حال میکردم و کیرم سیخ سیخ بود. با این که بچه سال بود ولی راحت 20 دقیقه تلمبه زد. خسته خسته بودیم هر جفتمون. من تا بیام بکنم تو طرف آبم اومده. آخراش تلمبه هاشو تند تر کرد و کیرشو درآورد. با دستمال زود تمیزش کرد و همون کیرو گذاشتم دهنم گفت بخور بی ناموس. یکم که خوردم برای اولین بار دیدم دهنم پر آب کیر شد. سرمو محکم نگه داشت تا قورتش بدم و ولم نمیکرد. مجبور شدم آبشو بخورم. مزه ای نداشت راستش. بعد خوردن نگام کرد و ازم معذرت خواهی کرد گفت ببخشید داداشی. خیلی حال دادی. تو سکس اینجوری ام شرمنده. یکم حالم بهتر شد با حرفاش.لباسمو پوشیدم رفتم پایین یه چیزی دیدم حالم دوباره گرفته شد. یه پسر 16 17 ساله. شدیدا سفید و لاغر. واساده پایین داره منو نگاه میکنه وقتی از پله میام پایین. این همون صدایی بود که وسط سکس شنیدم. داداشش نبود.
محمد: این همون رفیقمه. کیرش از من بهتره. پایه باش یه حال به این بده. حال داشته باشم منم دوباره میکنمت.
چپ چپ نگاه کردم و گفتم مگه من جنده ام؟ راه افتادم رفتم بیرون و بدو بدو سمت خونه. تو یه شب چقدر تحقیر شدم. تو راه آروم گریه میکردم با خودم و میگفتم یه بچه چقدر حرومزاده میشه. رسیدم خونه رفتم حموم. درد سوراخم یادم رفته بود. جاش می سوخت. آروم مالیدمش یکم بعد حموم کرم زدم و رفتم خوابیدم. فرداش رفتم سرکار. از سرکار که برگشتم تو پارک بودم یه نفر بهم زنگ زد.
:سلام. رفیق محمدم دیزی سرا دارن. داداش شمارتو داد بهم گفت تویی میده. هستی؟ 17 سالمه.
سرم داشت گیج میرفت. دهنتو گاییدم بشر. قطع کردم. حالم از خودم بهم میخورد. یه لحظه یادم افتاد اونجایی که داشتم براش ساک میزدم گوشی دستش بود. نکنه داشت فیلم میگرفت؟
وایییی داشتم کصخل میشدم. از این قضیه یه هفته ای گذشت و تو این یه هفته حداقل 10 نفر زنگ زدن بهم که شنیدیم کون میدی به کم سن و سالا. مث یه آدم افسرده شده بودم. از ترس اینکه کسی منو شناخته باشه از خونه در نمیومدم. تا اینکه تو روبیکا بهم پیام داد.
محمد:سلام. نیستی؟
من: کارت؟
محمد: کی میتونی بیای؟
من: بیام که بعدش شمارمو پخش کنی حیون؟
محمد: من؟ کی پخش کردم؟
من: زر نزن. از اون روز 10 نفر کصکش حروم زاده بهم زنگ زدن. میگن شمارمو تو دادی بهشون گفتی کونه.
حالم ازت بهم میخوره. دیگه پیام نده.
محمد: بدت بیاد ناموسا. باهات خیلی ام حال کردم. تازه میخواستم باهات دوطرفه بشم. مکان اوکیه. دوست داشتی بیا منم بهت حال میدم.
من: لابد این بار میخوای چند تا دیگه از رفیقاتم بیاری. کصکش بازیا کار آدم بی ناموسه.
عصبی بودم و دیگه اون حس ترسو نداشتم. هرچی از دهنم در میومد بهش میگفتم. هیچی حالیم نبود.
محمد: ببخشید داداشی. نباید اون کارو میکردم. بیایی امشب حال میدم عوضش بهت.
میدونستم همه اینا بخاطر اینه که یبار دیگه کونم بزاره و بعدشم بزنه زیرش.
گفتم فقط تو خونه خودم سکس میکنم. اگه میخوای بیا خونمون. یکم من من کرد و گفت باشه.
با خودم گفتم هر جوری شده این بچه رو میگام. بهش گفتم فقط اول من میکنم. بعد یکم مقاومت قبول کرد.
مث اینکه طعم کون تنگم براش خیلی خوش اومده بود.
رفتم از داروخانه تاخیری گرفتم و ژل لوبریکانت.
راستی سایزم 19 و کیرم نسبتا خیلی کلفته. شاید عجیب باشه با این سایز آدم مفعول باشه ولی خب اون یه حسه. واس من گی بودن یعنی فرقی نکنه که بات باشم یا تاپ.
اون روز با خودم گفتم هر طوری شده امروز یه بلایی سرش میارم که تا عمر داره یادش نره. گوشیمو یه گوشه از خونه گذاشتم و یه تعداد لباس و خرت و پرت دورش چیدم که معلوم نشه و فقط لنز بیرون باشه. با برنامه از لب تاب ریموت شدم رو گوشی و گفتم هر موقع بیاد و شروع کنیم از تو اتاق دوربین گوشیمو فعال میکنم و بعد میرم واس سکس. آدرس نداده بودم. با ماشین رفتم دنبالش و یکم چرخیدیم بعدش اومدیم سمت خونه. اومد بالا یکم معذرت خواهی و کصشر تفت دادن. خودمو آماده کرده بودم یه سکس مشتی بکنم باهاش. تاخیری یواش یواش باید اثرشو گذاشته باشه. سس شکلات و توت فرنگی خریده بودم بریزم رو کیرم بدم بخوره. رفتم اتاقو دوربین فعال کردم. گفتم اول تو قراره بدی اینبار. اونم قبول کرد و گفت حله ولی منتظر باش توی خروس آبت بیاد. بعدش جرت میدم. گفتم باش. نمیدونست چه آشی براش پختم.
اومد جلوم وایساد. تابستون بود هوا گرم. کولرگازی و روشن کردمو به بهونه گرما بردمش جلوی کولر که زاویه دوربین خوب باشه. زانو زد جلوم. گفتم درش بیار بچه کونی. کیرمو درآورد و شروع کرد به خوردن که یکم گذشت گفت مزه اش خوب نیست و عوق میزد. از تو یخچال سس شکلات و توت فرنگی آوردم. هنگ کرده بود. ریختم رو کیرم و گفتم حالا بخور. جالب اینجاست خودشم خوشش اومده بود. با یه عشقی ساک میزد آدم دندوناش کج میشد.
محمد: دهنتو سرویس بلدیا. واقعا حالم داشت بد میشد.
یکم بلند حرف میزدم تو فیلم بیوفته.
من: بخور کونی. این که داری میخوری اسمش چیه حالا.
محمد: کیره کیر. دهنتو سرویس تو دهنم جا نمیشه اینو چجوری میخوای بکنی توم. جون داداش به یه ساک راضی شو.
من: ساکتو بزن بچه خوشگل. به وقتش کون خوشگلتو یه جوری میگام عشق کنی.
سرشو گرفتم و تا دسته میکردم تو گلوش. قرمز قرمز میشد و سرفه میکرد. چشاش پر آب شد و واقعا داشت دهنش گاییده میشد. حقارتی که تو صورتش می دیدم و زجر کشیدنش داشت بهم حال میداد. واقعا عالی بود.
10 دقیقه ای گذشت و گفت دهن سرویس چرا آبت نمیاد؟ اون موقعی که من میکردمت میگفتی دست نزن آبم میاد الان 20 دقیقه اس دارم واست ساک میزنم.
من: نمیدونم. یکم استرس دارم. شاید بخاطر اونه. پاشو ببینم کونی. بلند شد وایساد جلوم. لختش کردم و شورت تو تنمون بود.آروم در گوشش گفتم بزار شورتتو پاره کنم برات میخرم دوتا. خندید گفت باشه کصکش
داگی شد رو زمین و کونشو قوس داد. یه تیکه از شورتش یه سوراخ کوچیک داشت. دست انداختم از همون یه تیکه پاره کردم شورتش رو از پشت. مث دیوونه ها شده بودم. بدن تمیز و بدون مویی داشت. سرمو بردم لای کونش و شروع کردم لیسیدن سوراخش. یکم که خوردم آه و نالش در اومد. باورم نمیشد. چنان داشت حال میکرد که حال نداشت رو زانوهاش وایسه.
محمد: نمیکنی؟
من: نه. میخوام بلیسم سوراخ کونتو.
محمد: بکن.
من: چی گفتی؟
محمد: بکنننننننن. تو رو خدا بکن حالم داره بد میشه.
من: التماس کن کونی.
محمد: جون ناموست بکن. دلم کیر میخواد بدجور. بکنننننننن.
من: پاشو خودتو بشور جنده. کونتو شیلنگ کن بیا قراره پاره بشی. وقتی بلند شد دیدم کیرش شقه شقه.
رفت دستشویی و خودشو شست. منم دوربینو چک کردم که دیدم بله. بهترین زاویه اس. زود برگشتم منتظر که بیاد و بگه منو بکنه. ولو شدم رو کاناپه.
محمد: پاشو بیا بکن تموم شه که بعدشم من بکنمت.
من: از زیر کیر من بلند شی دیگه حالی واسه کردن نداری🤣
محمد: خیلی رو خودت حساب وا کردی. مگه چقدر میتونی بکنی؟
من: بیا بخواب میفهمی.
اولش میخواستم اذیت بشه و ژل رو برای خودم نگه داشته بودم که اگه خواست بکنه دردم نیاد. بعد 10 دقیقه هرکاری کردم بزور دو انگشتمو جا کردم تو کونش. اونم با کلی اخ و اوخ. ژل آوردم شروع کردم بیشتر انگشتش کردم تا یکم جا وا کرد. خلاصه کلافه شدم تا سر کیرمو جا کنم تو کونش. انقدر داد و بیداد و آخ و اوخ کرد داشت گریش میگرفت. دور سوراخش قرمز قرمز شده بود و کیرم با فشار تو کونش جا شده بود. تند تند درمیآوردم و با ژل دوباره میکردم تو کونش. یواش یواش گریه اش گرفت. ولی من ول کن نبودم. همش میگفت گوه خوردم ولم کن و ازین حرفا. رسما داشتم زوری میکردمش. اون ترس مسخره رو کنار گذاشته بودم و تصمیم گرفته بودم اگه مقاومت کنه بهش تجاوز کنم. هرجوری بود باید میکردمش. اونم میدونست من تا نکنمش بیخیالش نمیشم دیگه شلنگ کرده بود. خلاصه یه نیم ساعت طول کشید تا کیرم تا دسته بره تو کونش. خیس عرق بودیم جفتمون. اونم گاییده شده بود.
آروم آروم شروع کردم عقب جلو کردن. داشت عربده میزد قشنگ. یکم که کیرم راحت تر عقب جلو شد سرعت تلمبه هامو زیاد کردم و قشنگ داشتم میگاییدمش. دو تا قرصی که خورده بودم نمیذاشت آبم بیاد. ولی چ حالی داشتم. راحت میتونم بگم تو مدلای مختلف نیم ساعت تمام کردمش. هفتی داگی به پهلو. آنقدر اشک از صورتش میرفت و دندوناش فشار میداد که مدام دلم به حالش میسوخت. ولی این حرومزاده باید آدم میشد. وقتی پاهاش رو شونه هام بود و فیس تو فیس تلمبه میزدم یهو چیزی دیدم که وحشی ترم کرد. با فشار تمام آبش پاشید و آه و نالش بلند شد. منم حشری تر شدم و چند دقیقه محکم تلمبه زدم تا آبم اومد و ریختم تو کونش.
گاییدن همچین کونی خیلی برام لذت داشت. کلا 60 کیلو وزن داشت و کون کوچیکش جلوی کیر من پاره شده بود. جفتمونم از حال رفته بودیم. من بخاطر سکس طولانی و اونم بخاطر ارگاسم اون مدلیش که بدون دست زدن به کیرش آبش اومده بود. افتادم روش و ازش لب گرفتم. بیحال مث جنازه افتاده بود. 10 دقیقه بعد به زور از جام بلند شدم و از تو یخچال یه خورده شکلات و میوه آوردم حالش بیاد سر جاش. اصلا نمیتونست راه بره.
محمد: میشه یکم بخوابم؟
من: اهم. اشکال نداره بدم پاره شدی چاقال.
به شکم خوابید. منم رفتم گوشی رو برداشتم. فیلمو قطع کردم. اومدم سر بخت کونش. سوراخش مثل غار وا مونده بود. چن تا عکس اونجوری گرفتم و جمع و جور کردم. دوش گرفتم و در اومدم دیدم خوابه هنوز. بلندش کردم و انداختمش حموم و بعد حموم اومد کلی کرم زدم در سوراخش یه اسنپ گرفتم رفت خونش. هیچ حرفی نمیزد و مث یه جنازه تکون میخورد.
اون که رفت فیلمو گذاشتم و نگاه کردم. 1 ساعت و نیم شده بود.🤣
چن ساعت داشتم ادیتش میکردم فقط. صورت خودمو هاید کردم. اونجاهایی هم که از کردن من میگفت صداشو میآوردم پایین تا معلوم نشه چی میگه تو فیلم. خلاصه بعد دو سه ساعت کار کردن رو فیلم یه سوپر مشتی اومد بیرون. تا چند روز پیام و زنگی وسط نبود. تا اینکه بعد یه هفته زده بود به سرم دوباره اذیتش کنم. زنگ زدم بهش. بعد چن بار زنگ زدن جواب داد.
من: به به. چطوری کونی؟ حالت خوبه؟ سوراخت جمع شد یا هنوز وامونده.
محمد: لعنت بهت. پاره شدم اون روز. چند روزه نمیتونم مثل آدم راه برم. تو خونه همش میگن چرا اینجوری راه میری. از ترس نمیتونم برم بیرون.
من: عوضش حال کردی. اونجوری که تو آبت پاشید یعنی قشنگ لذت بردی.
محمد: نوبت من کیه؟
من: شما قراره بدی فقط.
محمد:خودت گفتی نوبتی. وگرنه من کونی نمیشدم. بخاطر کون گوشتیت بهت پا دادم.
من: حالا که دیگه کونی من شدی. منم میخوام بکنمت. پاشو بیا الان.
محمد: بیاا. حتما میام. اصلا خودت پاشو بیا. وگرنه دوباره شمارتو پخش میکنم. تقصیر منه اون سری که کردمت ازت فیلم نگرفتم. ینی داشتم میگرفتم اگه زنگ نمیخورد گوشیم.
من: ولی من گرفتم. چه فیلمی ام شده. پاشو بیا تا پخشش نکردم.
تلفنو قطع کرد.
چن تا کلیپ 1 دقیقه ای کات کرده بودم براش فرستادم تو روبیکا.
نگاه کرد. بعد چند دقیقه زنگ زد بهم.
اولش کلی فوش و فوش کشی بعد شروع کرد به گریه و زاری.
سر ظهر بود رفتم جلو مغازشون. هیچ کس نبود تو خیابون. اون پسری ک منتظر بود اون شب منو بکنه هم اونجا بود. گفتم بسپار به رفیقت بریم بالا. زل زده بود بهم و هیچی نمیگفت.
رفتم بالا اونم پشت سرم اومد.
من: هوس کردم سر ظهری آبمو بخوری. بشین شروع کن.
محمد: خیلی نامردی. دهنتو سرویس بیخیال شو.
صداش میلرزید ولی من دیگه هیچی حالیم نبود. نمیخواستم آبروش بره ولی علت اینکه مفعول شدم این بود کون گیرم نمیومد و از دادن خوشم اومده بود. حالا که میتونستم راحت بکنمش تو کونم عروسی بود. شروع کرد به ساک زدن و بعد چند دقیقه رفیقش اومد بالا. منم خودمو جمع نکردم. اتفاقا سرشو نگه داشتم رو کیرم بیاد ببینه رفیقش. گفتم بخور قطعش نکن. ادامه داد ساک زدنو. رفیقش گفت محمد چیکار میکنی؟ کونیت کرد؟
محمد: میام کس عمت میزارما چاقال. خفه شو هیچی نگو.
عصبی داشت ساک میزد. گفتم آروم کونی. ساک بزن فقط زر زر نکن.
آبم داشت میومد که کشیدم بیرون و ریختم تو دستمال. پاشدم اومدم بیرون
بعد اون قضیه دیگه تو محل شون تا میرفتم از دور یه جوری احترام میذاشت. ولی این حس ترسش دیگه برام لذتی نداشت و بعد یه مدت بیخیالش شدم. فقط هر از گاهی میرفتم پیشش و یکم ساک میزد برام. حس خوبی که ازش داشتم روز اول حالا تبدیل به یه نفرت شده بود و حتی دلم نمی خواست دیگه سکس کنم باهاش. ولی فیلمو نگه داشتم.
مرسی که خوندین.
نوشته: علیرضا
10 پاسخ به “هفده ساله ی کصکش”
یکم باورش سخته ک از ی کونی ک تو استخر دنبال کیر میگشت تبدیل شدی به ی بکنولی جواب ادمو نامرد رو همینجوری باید داداما تهش حس میکنم فانتزیت رو نوشتی و ته دلت میخواد محمد رو بکنی و انتقامتو بگیری و اومدی واس ما کصشعر نوشتی
داستانت ، تا اونجایی که مثل یه آدم افسرده شده بودی راست بود.امیدوارم فراموش کنی
نویسنده عزیزاصلا نیای نیست که نوشته هات واقعی باشه
لذت بردم 🤤
کیرم تو دهنت گلم
👍
خیلی خوب بودتکرارش کی پخش میشه😁❤️
اخرش دارک شدولی دوس داشتم جاد بودپ گروپ میشدم
اولاش خوب بود و بهت حسودیم میشد و خوشم اومد از ماجراتبعد ترسناک شد و ضد حال که بینتون هیچ حس علاقه ای نبود و اون فقط میخواست ارضا بشه و اون تهدید کردنه واقعا مدل تحقیر جنسی نبود، و درک میکنم حرفایی که توی اون مدلی میزد و بعدش که بهت زنگ زد و حرفایی که میزد واقعا تجربش کردم، (حرفایی الکی و دوس داشتنای الکی فقط با حرف که حتی طرف حاضر نیس ببینه تو چه حس علاقه ای داری)ولی بعد کاری که تو کردیا، میدونم نمیتونم خودمو جای تو بزارم، ولی ترسناک شد واقعا، نمیدونم چند سال بعد اون چه ذهنیتی براش بوجود میاد و چه فانتزی هایی براش ساخته میشه.نمیدونم راجب عصبانیتت واقعا چی بگم علیرضا 😞و یه چیز دیگه ❤️ معلومه بدن خوب و فیس خوبی داری که اینقدر خاطر خواه داریا عوضی 😁خوشبحالت، باشگاه رفتی یه کارایی کردی یا کلا فرم بدنت خوبه و جذبش شدن؟موفق باشی 💋
پایه ای باهم دوطرفه حال کنیم؟؟؟