چی فکر می کردم چی شد

چند روز بود که این خانومه میومد دم مغازه و بیخودی معطل میکرد و حرفای الکی میزد وقت حرف زدن هم مرتب روسریش رو در میوورد و میپوشید یا دست میبرد تو یقش و باسینه هاش بازی میکرد بعضی وقتام از لای دکمه های مانتوش لاپاش رو میخاروند خلاصه معلوم بود چکارس راستش من 21 سالمه و قیافم بچگونس ورزشکار نیستم ولی اندام نسبتا خوبی دارم به همین خاطر فکر کردم طرف از من خوشش اومده و میخواد منو بیاره تو راه واسه همین باهاش گرم گرفتم و به خیال خودم براش نقشه سوار کردم اون روز یه شورت گشاد و یه شلوار نسبتا راحت پوشیدم تا وقتی جلوم وایمیسه کیر راست شده منو ببینه مث هر روز سرو کلش پیدا شد سریع جلوش پاشدمو شروع کردم به احوال پرسی بلافاصله نگاش افتاد به کیر بنده راستش یه کم خجالت کشیدم و دست گذاشتم روش اونم گفت بیخیال بابا این طبیعیه ماشالا چه خوش فرم هم هست بعد دستمو کنار زد و بادستش شروع کرد به مالیدن کیرم و گفت متاهلی گفتم نه گفت چه خوب دوست دختر چی داری؟ مونده بودم چی بگم که گفت این چه سوالیه میپرسم کاشکی شوهر من همچین کیری داشت ببینم منو میکنی؟ با دست پاچگی گفتم چی؟ گفت صبح ها شوهر من سر کاره و من تو خونه تنهام خونمون چهارتا کوچه پایین تره اگه دوست داری الان بریم منم گفتم باشه اونم آدرس رو داد و گفت اگه با هم بریم ضایس من میرم تو هم نیم ساعت دیگه راه بیفت.

بعد نیم ساعت راه افتادم دستام تو جیب پالتوم بود و باهاشون جلو کیر راست شدم رو گرفته بودم و همش تو فکر ابن بودم که از کجا شروع کنم و چتو ادامه بدم که رسیدم دم در زنگ زدم و رفتم بالا، طرف با یه شلوارک و یه رکابی اومد به استقبالم دستم رو گفت و منو برد رو تخت و شروع کرد به در آوردن لباسام پیش خودم میگفتم به به حسابی حرفه ایه و چه حالی بکنم من، تو این فکرا بودم که یه دفعه در باز شد و یه اقای هیکلمند سیبیلو اومد تو و گفت اینجا چه خبره و یک راست اومد سمت منو گلوم گرفت گفت با زن من… میکشمت با ترس و لرز گفتم بخدا خودش گفت… که زد تو گوشم و گفت خفه شو حالا میخوای چکار کنی؟ گفتم هرچی شما بگی . ولم کرد رو تخت و شروع کرد در آوردن لباساش گفتم میخوای چکار کنی گفت صبر کن تا ببینی دویدم سمت در که دیدم قفله نگام افتاد به شبنم دیدم کلید دستشه وگفت میخواستی همینجوری بری تو خیابون تازه فهمیدم چه کلاهی سرم رفته خواستم داد و فریاد کنم که یارو دهنم رو گرفت با کمک هم دست و پام رو بستن دهن منم محکم بستن و منو انداختن رو لبه تخت و آقا نشست رو پشتم و شبنم شروع کرد به تف انداختن رو کونم و انگشتش رو چند با فرو کرد تو در اورد بعدش شبنم اومد نشست روم و آقاهم رفت پشت سرم و کیرش رو گذاشت دم سوراخ کونم، خودم رو سفت گرفته بودم که نتونه کاری بکنه ولی شبنم کثافت شروع کرد به قلقلک دادن من و یه لحظه شل شدم یارو هم با یه حرکت کیرش رو تا ته فرو کرد اینقدر درد داشت که اشکم در اومد حدود یک ساعت تلمبه میزد وشبنم هم براش تف مینداخت همین جور که منو میکرد از شبنم لب میگرفت و با سینه هاش بازی میکرد اینارو تو آیینه ای که جلوم بود میدیدم بدجوری درد میکشیدم و نمیتونستم داد بزنم تا اینکه بالاخره آبش اومد و همش رو خالی کرد تو کونم پا شدن و دست و پام رو باز کردن لباسام رو پوشیدم شبنم درو باز کرد و تا دم در آپارتمان باهام اومدن و هم رو بغل میکردن میبوسیدن و میخندیدن در رو باز کردم و رفتم بیرون تو راه که میرفتم احساس میکردم مردم یه جورایی بهم نگاه میکنن خودم رو بدبخت ترین آدم دنیا میدونستم الان چند روزه که نمیتونم راحت بشینم و شبا راحت بخوانم و همش تو فکر انتقامم

بازدید 11,375

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

13 پاسخ به “چی فکر می کردم چی شد”

  1. کسی کردی کونی دادی جوابشسزای آدم کونی همینهالبته کس هم نکردی شدی آش نخورده و دهن سوخته

  2. این داستانت ( چی فکر می کردم چی شد ) منو یاد یک شازده ای انداخت کههمش فکر می کرد که اگه مادرش بمیره باباش میره یه زن دیگه می گیره و اونم دیگه همش زن باباشو می کنهاما از قضا باباهه مرد و مادره شوهر کردحالا شوهره هم مامانشو میکنه هم شازده روشازده دیگه همش به خودش میگفت: چی فکر می کردم چی شد

  3. خدا قوت … انگار بدت هم نیومده … با شعف تعریف میکنی یا میخوای دفعه دیگه داستان داوطلبانه رفتنت به خونه این یارو را واسمون تعریف کنی …داری ذهنیت ما را تلطیف میکنیاصل شعر اینه :

  4. حالا خیلی درد داشتی؟مرسی بامزه بود و تا حدودی هم هشدار دهنده!اینجور داستانا برای راهنمایی بچه های کس ندیده خوبه ؟! آفرین

  5. چه تجربه تلخیROFLولی هرچی فکر میکنم حق را میدم به مرد سیبیلیه!کسی که طرف زن شوهر دار بره باید به اتفاقهای بدتر از این هم فکر کنه

  6. حافظ و سعدی و بقیه 1000 سال خودشونو جر دادن که ادبیات فارسی به وجود بیاد بردیای عزیز با این یک بیت شعرش یکجا رید تو همش!! به هر حال دوستان اگر به قسمت نام نویسنده نگاه کنید نوشته طنز یعنی خاطره نیست داستان طنزه برای خنداندن ما که البته در مورد من موفق شد به هر حال خوب بود کارت

  7. شاعر میگه:میازار زنی که شوهر دار استکه کیر دارد و کون تو بر دار است((ت)) بدهbiggrin

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید