سکس و عشقی که فکرشو نمیکردم

تم داستان گی هست پس اگه دوست نداری بجای فحش دادن وقتتو صرف خوندن یه داستان دیگه کن❤️

شوهر خالمه ولی بیشتر از دایی ها و عمو هام باهاش راحتم
دوسش دارم و عمو صداش میزنم
همیشه شوخی میکردیم ، میگفتیم میخندیدیم با هم مشروب میخوردیم و کلا راحت بودیم و رابطه خوبی داشتیم
همه چیز اوکی بود به نظرم جذاب میومد و هیچ وقت حس و نگاه سکسی ای بهش نداشتم یعنی به خودم اجازه نمیدادم فکری راجع بهش بکنم تا اینکه یروز خونشون بودم میخواستیم بریم بیرون عمو رفت حموم و گفت یه دوش سرپایی میگیرم زود میام و میریم
حمومشون تو حیاط بود یه رختکن داشت و خود حموم که بین رختکن و حموم یه در بود
طراحیش جوری بود که اگه در رختکن و حتی خود حموم باز بودن تا داخل رختکن نمی‌رفتی حموم دیده نمیشد ولی تو اشپزخونه یه پنجره رو به حیاط بود که از این پرده کرکره ای ها داشت و همیشه فقط یه کوچولو واسه اینکه هوا گردش داشته باشه بالا بود
عمو حموم بود و من رفتم آشپزخونه آب بخورم که یهویی…
پرده یکم بیشتر از حد همیشگیش بالا بود و در رختکن و حموم باز بود
عمو داشت با عجله خودشو میشست که من چشم افتاد بهش
بخاطر پرده من فقط از ناف به پایینشو میدیدم و اونم هیچ جوره منو نمیدید (البته فکر کنم)
لحظه اولی که دیدمش قشنگ خشکم زد
یه بدن پشمالو با یه کیر خواب و آویزون که همون حالتش نزدیک ۱۰ ۱۲ سانت بود و یه کله خیلی بزرگ
چند ثانیه ای محو پاهای پشمالو و کیرش بودم که صدا اومد و خودمو جمع و جور کردم رفتم بیرون

عمو یه مرد 45 ساله با قد نسبتا بلند و هیکل مناسب اصلا شکم نداره ولی لاغرم نیست
ریش متوسط و موهای پر پشت که همیشه مرتب و آراسته هست

من از قبل خیلی دوستش داشتم ولی از اون روز دیگه مدل دوست داشتنم کاملا عوض شده بود هر لحظه بیشتر محوش میشدم و بیشتر میخواستمش ولی خب اصلا فکرشو نمیکردم بشه چون هم فامیل بود و هم فکر نمیکردم اهل این چیزا باشه
گذشت و گذشت یروز خونشون بودیم و من بدجور سرما خوردم
خالم دارو داد و به مامانم گفت یکم ماساژ بده و روغن مالیش کن تا بهتر بشه
رفتم اتاق و مامانم اومد که روغن مالی بکنه یه جرقه تو سرم خورد و بهش گفتم تو که زورت نمیرسه ببین اگه عمو حوصلشو داره بیاد مشت و مال بده
میدونستم اتفاقی نمیوفته ولی خب تصور دستای مردونش رو بدنم هیجانیم میکرد و برام لذت بخش بود
عمو رو صدا زد و اومد و مثل همیشه با شوخی و خنده یکم اذیتم کرد و شروع کرد به مالیدن
به شکم دراز کشیده بودم و تیشرتمو در آوردم یه دستشو روغنی کرد و مالید پشتم و دست دیگش رفت رو باسنم

بدنمو گر گرفت ولی گفتم خب اتفاقیه و منظوری نداره ولی تقریبا ده دقیقه ای که ادامه داشت با همون یه دست میمالید و دست دیگش همونجا رو باسنم بود و اصلا تکونش نمیداد
بعد اون خیلی بیشتر رفتم تو فکر و گفتم شاید واقعا بشه یه کارایی کرد
به بهونه های مختلف سعی میکردم نزدیکش بشم
وقتی میرفتیم استخر کامل شیو میکردم و تو آب خیلی بهش نزدیک میشدم
تو سونا هم همیشه دراز میکشیدم و ازش خواهش میکردم ماساژم بده
ولی نمیشد بیشتر پیش برم
همیشه یا بابام یا پسرخالمم باهامون بود و نمیشد نزدیک تر بشم یا حرکت خاصی بزنم

چند ماهی گذشت پسرخالم مهاجرت کرد و رفت اروپا رفته بودیم خونشون و مثل همیشه من و بابامو عمو مشغول مشروب خوردن بودیم
یکم که خورده بودیم مامانم گفت پاشید بریم خونه دایی رضا که عمو گفت من حال ندارم بمونه واسه بعد(بخاطر رفتن پسرش یکم دپ بود) که خالم رو به بابام گفت بیاید خودمون بریم ولی من گفتم که منم نمیام میخوام مشروب بخورم
چون داییم با زنداییم سنشون زیاده و دوتایی هستن من کلا زیاد نمیرم خونشون بخاطر همینم گیر ندادن و سه تایی رفتن

بهترین فرصتم بود که یه کاری بکنم
شیشه عرق دست من بود و از عمد پیک های عمو رو سنگین تر میریختم چندتایی پشت هم خوردیم
یکم مست شده بودم و حشری تر عمو هم چون پیک هاشو سنگین میریختم کاملا مست بود
نزدیک تر شدم بهش و شروع کردم به حرف زدن که ایراد نداره رفته پیشرفت کنه ناراحت نباش و این حرفا
یکم بغض داشت
شروع کردم به مالیدن شونه هاش و حرف زدن
+من هستم نگران نباش همه جوره پیشتم نمیزارم جای خالیشو حس کنی بعد با خنده و قلقلک گفتم حتی کارایی که نمیتونست بکنه رو من انجام میدم برات
که بالاخره یکم خندید و گفت مثلا چیکار؟
+هرکاااااری

خودمو زدم به مستی و انگار سرم‌ گیج رفته افتادم بغلش

نگاه به چشم های هم میکردیم و هیچ حرفی بینمون رد و بدل نمیشد
نفس هامون خیلی نامرتب و سنگین شده بود
واقعا نمیتونستم خودمو کنترل کنم
یکم سرمو نزدیک تر کردم و به لب هاش زل زده بودم
فاصله لب هامون ۲۰ سانت هم نمیشد و قشنگ‌ سنگینی نفس هاشو حس میکردم
یکم‌دیگه نزدیک شدم و تا اومدم حرف بزنم لباشو گذاشت رو لبام

قشنگ مرررردم

چند ثانیه ای شوک بودم و اونم فقط لباشو چسبوند و هیچ کاری نمیکرد
خودشو کشید عقب و گفت ببخشید نذاشتم ادامه بده و اینبار من لبامو چسبوندم و شروع کردم به لب گرفتن
همراهیم کرد
همینطور که لباشو میخوردم دکمه های پیرهن رو باز کردم و اونم تیشرت منو دراورد
لخت تو بغلش بودم
باورم نمیشد چیزی که ۶ ماه بود رویاشو می دیدم واقعی شده بود و لخت تو بغلش بودم

کم کم رفتم پایین تر گردنشو خوردم سینه هاشو زبون میزدم
به بدن پشمالوش دست میکشیدم
رفتم پایین تر شلوارشو دراوردم
بزرگی کیرش که از رو شورت کاملا مشخص بود
یه نگاه بهش کردم
یه لبخند از رو رضایت زد و انگار که بهم اجازه ادامه دادن داده باشه
شورت رو کشیدم پایین
شق شده بود و از چیزی که تصور میکردم کلفت تر بود
یه کیر سبزه کلفت و بزرگ که سرش نبست به بدنه بزرگتر بود
یکم با دست مالیدم و کردمش تو دهنم
خییییلی خوب بود
یه کیر گوشتی و کلفت و دااااغ
شروع کردم به ساک زدن که صداش بلند شد و ناله هاش باعث میشد انرژی بگیرم و هرچی بلد بودمو واسش انجام بدم
چند دقیقه ای ساک زدم که خسته شدم و رفتم بغلش
چرخوندتم
انگار نوبت اون شده بود
بعد یکم لب گرفتن شروع کرد به لیسیدن گردن و لاله گوشم
بدنم به لرزه افتاده بود رفت پایین تر سینه هامو خیلی محکم مک میزد
شورت و شلوارمو تو یه حرکت باهم کشید پایین و دراورد
یکم کیرمو مالید و بعد گذاشت دهنش
واقعا انتظارشو نداشتم و از شدت لذت داشتم دیوونه میشدم
زیاد وارد نبود و خیلی هم ادامه نداد
پاهامو داد بالا و رفت پایین تر و شروع کرد لیسیدن کونم
چند تا بوسش کرد بعد زبونش زد به سوراخم
اخ که چقدر دااااغ بود
برخلاف ساک زدنش تو لیس خیلی وارد بود و واقعا دیووونه شده بودم
زبونشو تو سوراخم فشار میداد و گاهی انگشتشو فرو میکرد داخلم

تو اون زاویه کمر و پاهام خشک شدن و ازش خواستم حالت رو عوض کنیم
بلند شدیم
یکم ازش لب گرفتم و بهش گفتم‌دراز بکش
و خودم خوابیدم روش 69 شدیم اون سوراخمو میخورد و انگشت میکرد منم کیرشو میخوردم

چند دقیقه ای ادامه دادیم و تحمل من تموم شده بود
میخواستم داخلم حسش کنم

ازش پرسیدم کاندوم‌داری که گفت اره تو کشو هست
رفتم اوردم یکم‌دیگه ازش لب گرفتم بعد یکم ساک زدم و کاندوم رو کشیدم رو کیرش
و اروم‌اروم نشستم روش

اولین بارم نبود اما خب کیرش خیلی بزرگ بود
به لطف اونهمه زبون زدن و بازی کردن با سوراخم کاملا شل و نرم شده بود
چشامو بسته بودم و سانت به سانت اروم میرفتم پایین تر تا اینکه موهای کیرشو رو باسنم حس کردم و کامل نشستم روش یه آه از ته دل کشیدم و چشامو باز کردم
یه نگاه بهش کردم لبخند رضایت رو لباش بود
به سختی نزدیکش شدم و یه لب خیلی محکم ازش گرفتم
نگاه کردن بهش باعث میشد حشری تر بشم و شروع کردم بالا پایین شدن
اولش یواش و کم کم تندترش کردم

پاهام خسته شده بودن سرعتو کم کردم و عمو فهمید خسته شدم
بلندم کرد و یکم دیگه لب بازی و بعد به پشت خوابوندتم
افتاد روم و آروم کرد داخل
از یه طرف سنگینی وزنش از یه طرف پشمای سینش که کشیده میشد به پشتم
از یه طرف داغی نفسش پشت گوشم
از همه مهمتر کیر کلفتش داخلم
دیگه چی میخواستم؟
به سختی سرمو برگردوندم یه لب گرفتم و ازش خواهش کردم محکم تر کمر بزنه

انگار منتظر حرفم بود و همینکه گفتم یه انرژی خیلی زیاد گرفت و شروع کرد کمر زدن
عاشق این صدای سکسم
وقتی دراز کشیدی داره کمر میزنه و برخورد صدای بدنش به کونت و ناله های نامنظم مثل یه سمفونی شهوته

چند دقیقه ای با سرعت و قدرت کمر زد
نمیدونم کاندوم تاخیری بود یا عرق کار خودشو کرده بود و ارضا نمیشد

خسته شده بود و دراز کشید روم
چند ثانیه ای گذشت که گفت برگرد
پاهامو داد بالا و گذاشت رو شونه هاش
چشم تو چشم بودیم و کیرشو فرو کرد داخل
دیگه کیرش قالب کونم شده بود و اصلا دردی نداشت ولی بخاطر قوس رو به بالایی که داشت وقتی کامل کرد داخل قشنگ تماسش با پروستاتمو حس کردم و واقعا لذت بخش بود یه آه بلند کشیدم
یه جوووون کش دار گفت و اومدم سمتم شروع کرد لب گرفتن و همزمان کمر زدن
جلو اومدنش باعث شد پاهام بیاد پایین و دور کمرش قلاب بشه
ولی تو این حالت کیرش به پروستاتم نمیرسید و من اون حس رو میخواستم و واقعا وحشی شده بودم
هلش دادم‌عقب پاهامو بردم بالاتر و گذاشتم رو شونه هاش و یه بالشت گذاشت زیر کمرم
یه نگاه به چشم هاش کردم و گفتم خشن ترین حالتی که میتونی بکن

یه لبخند زد و با یه اسپنک ریز گفت چششششم عشقم
و شروع کرد
عالی بود پروستاتم کاملا تحریک میشد
لذتش وصف ناپذیره
باید تجربه کرده باشی که بفهمی چی میگم

به دو دقیقه نرسید که بدون دست زدن به کیرم آبم شروع کرد به اومدن و با نبض زدن سوراخم عمو هم بیشتر تحریک شد و با نعره های مردونه داخل کاندوم تو کونم ارضا شد.

و این شروعی بود واسه رابطه ما و الان بعد گذشت ۸ سال هنوز باهمیم و کلی همو دوست داریم

همیشه ترس داشتم حس پدوفیلی داشته باشه و وقتی بزرگتر بشم و قیافم از حالت پسرونه دربیاد ترکم کنه ولی الان که 28 سالمه هنوزم احساس و سکس بینمون مثل روز اوله و هیچ چیز عوض نشده

نوشته: ساسی

بازدید 6,056

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

8 پاسخ به “سکس و عشقی که فکرشو نمیکردم”

  1. اووف عالی بود عزیزم…عاشق داستانهای پسرهای تپل و سفید وو بی مو و مردهای جاافتاده و پشمالو هستم.داستانت معرکه بود.بخصوص اون قسمت که دیوونه وار سوراخ نازتو لیسید و خورد…ووی جون…دیدی وقتی زبون داغ و لزج یه کون کن حشری مالیده میشه به سوراخ کون بی موی آدم چفدر دیونه کننده است؟…ووی جون.حالا اگه لباس زیر زنونه هم تنت کنه که دیگه رسما آدم روانی میشه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید