چطور میتونم کمکتون کنم؟

سلام تکنسین اورژانسم. داستان یک ماموریت اورژانسه توش سکس نداره ولی خاطره جالبیه بخون لذت میبری…
تازه برام اتفاق افتاده و گفتم بیام به شما هم بگم…

ساعت های ده و نیم شب بود گوشی صدا کرد و فهمیدیم ک ماموریته باز…باز کردم پرونده رو نوشته بود درد قفسه سینه…نیم ساعتی تا محل راه بود.خدا خدا میکردم کاریش نباشه چون اصلا حال و حوصله مریض اورژانسی رو نداشتم.رسیدیم خونه اشون.رفتیم داخل دیدم دو تا زن و یک مرد تو خونه ان با یک بچه کوچیک.خودشون اشاره کردن ک مریضمون ایشونه.یک خانوم 37 ساله تپل و گوشتی بود سفید و خوش بر و رو.رفتم کنارش نشستم و گفتم چی شده دستشو گذاشت رو قفسه سینه اش و فشار میداد و میگفت درد میکنه نفسمو تنگ کرده،نبض و فشار و اکسیژن خونشو چک کردم نرمال بود گفتم استرس عصبی بهت وارد شده؟سر تکون داد فهمیدم اره.گفتم بهتره بریم بیمارستان نوار قلب بگیرن ازتون میاید یا برگه رضایت امضا میکنی؟گفت میام میام درد میکنه قلبم.حاضر شد و اومدیم جای آمبولانس.رفتیم بالا و گفتم یک همراهی بیاد با ما.خواهرش اومد ک بیاد بالا سوار شه گفت نه هیچکس نمی خوام باهام بیاد میخوام اروم باشم.گفتم باشه و 96(شروع به حرکت) شدیم.چهل دقیقه ای تا بیمارستان راه بود.ما پایگاه جاده ای هستیم به خاطر همین دوریم از شهر. حسب شغلم نگاه حسی به کسی ندارم چون صحنه های دلخراش زیاد داره ولی این کیس یکم فرق میکرد.گفتم چی شده چرا استرس عصبی؟گفت ده روزه از شوهرم جدا شدم و یکم فشار رومه.به خاطر همون قلبم فکر میکنم درد گرفته.گفتم اگ اینجوریه ک قطعا همینه استرس عصبی شدید باعث شه.توی راه دیدم هنوز دستش به قفسه سینه اشه گفتم میخوام گوشی پزشکی رو بزارم رو قفسه سینت ببینم صدای قلبت مشکلی نداشته باشه گفت راحت باش.گوشیو برداشتم و گفتم دکمه هاتو باز کن.زیرش تیشرت مشکی داشت.باز کرد و دستمو بردم توی یقه اش و گذاشتم گوشی رو رو سینه هاش ،چیزی نمیشنیدم فقط خاستم کخمو بریزم ببینم چی کار میکنه،سینه هاش حجم خوبی داشت چون تپل بود کلا.نزدیک نود میخورد باشه از زیر تیشرت ک دستمو بردم میشد حدس زد.گفتم چیزی معلوم نمیشه.نبضتون ک خوبه مشکلی نداره انشالله چیزی نیست.یکم فضا آروم شد و سکوت کرده بودیم.یهو دیدم شروع رد به گریه کردن گفتم چی شدی بشین یکم اب بدم بهت .گفت چیزی نیست گفتم گریه کن اروم شی میرسیم الان بیمارستان.دستشو گرفتم و گفتم اروم باش درست میشه حتما.دراز شد و چون آمبولانس ما فضاش کوچیک تره کابین عقبش دستم نزدیک بدنش بود یهویی دستمو گرفت و همراه دست خودش فشار داد به سینه اشو همینجوری هم گریه میکرد.دستم ول نمیکرد و منم داشتم از نرمی ممه هاش لذت میبردم دروغ نباشه،دستشو اروم از دستم برداشت ولی من دستمو از رو ممه اش بر نداشتم بهش گفتم«چطور میتونم کمکت کنم؟»یهو رو کرد بهم و گفت میشه قفسه سینمو فشار بدی من جون ندارم و اینحوری اروم میشم.یکم تعجب کردم از حرفش ولی خب منم دنبال همین جمله بودم.سینه هاش عجیب نرم و بزرگ بود و حس خیلی خوبی بهم میداد فشار دادنشون.گفتم باشع هر جور ک تو راحتی.دستمو گذاشتم رو ممه هاش و اروم اروم فشار میدادم.اون همینجور اشک از گوشه چشاش میومد و منم داشتم از نرمی سینه هاش لذت میبردم.هیچی نمیگفت.راست میگفت کم کم اروم شد و ما هم نزدیک بیمارستان بودیم.فشارمو محکم تر کردم و جسارتشمو بیشتر.دستمو از زیر تیشرتش بردم داخل و نوک ممه هاشو گرفتم تو دستم و فشار میدادم.مطمینم خیس شده بود.از شانس بد ما رسیدیم بیمارستان و تحویلش دادم به بخش.ارم تشکر کرد و گفت دستت درد نکنه حالم خیلی بهتر شد.گفتم خواهش میکنم و جفتمون یک لبخند رضایت زدیم …امیدوارم لذت برده باشین از خاطره این ماموریت

نوشته: تکنسین

بازدید 16,153

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “چطور میتونم کمکتون کنم؟”

  1. یک عدد تکنسین 42-10یا بهتره بگم bipolar با سابقه ژنتیکاحتمالا عقب آمبولانس با تکان‌های تو پیچ جاده ، نیافتادی روش؟شایدم تو رو اعزام کردن بیمارستان بجای اون ، یادت باشه ایندفعه قرصهات رو حتماً بشور بعد بخور

  2. کاری به تو ندارم اما ریدم به ادمین با بارگزاریشحالا اکانتم رو بن کن

  3. این بی شرفی که داستانشو اینجا نوشتی یا اگه خودتی، وای به احوالاتت توی دنیا اگه آخرتی درکار باشه هم که بیشتر سگ بشاشه رو قبرت. کی نظارت داره روی این داستانها؟؟ توی کشوری که تجاوز به بیمار از اتاق عمل گرفته تا آمبولانس و صدها نفر به خاطر آبرو سکوت میکنن و باقیشون که شکایت میکنن دستشون به جایی نمیرسه، تو بی پدر انتظار داری من با این داستانی که نوشتی تحریک بشم با این ذهنیت که عجب زنه هاتی و تکنسین خوش شانسی؟؟؟ نه پوفیوز جان، قطعا نه، که اگه داستان خودته با خواهر مادرت همین بلا اتفاق بیوفته کس پدر.جناب ادمینه بکن تو! این قسمت حرفم با شماست، اگه داستان کسشعر هارو تایید نکنی داستانهای خوب کم کم شکل میگیره

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید