پسر خالم هر طوری بود منو کرد

اسم من سیاوش هست الان 18 سالم هست تک فرزند هستم داستان مال وقتی هست که من 15 سالم بود اون موقع تقریبا میشه گفت خوشگل فامیل بودم و سفید بدون مو و تپل قمبلم هم حسابی تو چشم بود تو مدرسه هم خیلی ها سعی می کردن هر طوری شده به من دست بزنن یا دست مالی کنن یا انگشت کنن یا به من بچسبن اما هر طوری بود نمی زاشتم و نهایت خیلی ها سعی می کردن با من دوست بشن که حد اقل بتونن با من بلاسن و من تو این سن اینو خوب فهمیده بودم دیگه فهمیده بودم سکس چیه و شهوتم هم بیدار شده بود اما سعی می کردم سرکوبش کنم و به روی خودم نیارم که از سکس خوشم میاد و حرفش که می شد وانمود می کردم از سکس متنفرم خلاصه هر طوری بود نزاشته بودم کسی ازم سوء استفاده کنه یا به هر حال منو گیر بندازه و بکنه اما یک پسر خاله داشتم اسمش آرش بود 20 سالش بود و هیکل و بدن ورزشی داشت چون ژیمناستیک کار می کرد رفت و آمد خالم به خانه ما و رفت و آمد ما به خانه اونا زیاد بود به خاطر همین پسر آرش راحت می تونست با من باشه یا به من دسترسی داشته باشه کم کم فهمیده بودم آرش هر وقت بتونه سعی می کنه منو دست مالی کنه من هم حواسمو جمع کرده بودم که نزارم سعی می کردم باهاش تنها نشم اما یک مشکلی پیش اومد من در درس ریاضی نمرده متوسط گرفته بودم و معلمم به پدرم گفته بود باید با من کار کنن تا مشکل حل بشه اما پدرم که همش سر کار بود وقت نداشت مادرم هم نمی تونست یک روز که خالم آمده بود خانه ما بحث درس شد مادرم هم گفت سیاوش همه چیش خوبه ریاضی ضعیف هست و باید بگردیم معلوم براش گیر بیاریم که خالم گفت چرا پول بدید آرش که هست باهاش کار می کنه مادرم خوشحال شد پدرم هم گفت من نمی دونم هر کاری می خواهید بکنید خلاصه قرار شد آرش پنج شنبه و جمعه بیاد خونه ما ریاضی با من کار کنه من نمی تونستم بگم تو چه خطری هستم هم از پدر مادرم به شدت می ترسیدم هم خیلی خجالت می کشیدم از سکس و این چیزا حرفی بزنم ناراحت بودم اما به روی خودم نیاوردم به هر حال کلاس ها شروع شد از همان جلسه اول آرش سعی می کرد منو دست مالی کنه اما نمی زاشتم جلسه دوم شد آرش باز قصد داشت منو دست مالی کنه دستشو برد طرف کونم که خودمو کشیدم آرش آروم بهم گفت ازیت کنی به مامانت میگم دل به درس نمیدی ها من گوش به حرفش ندادم و دوباره دستشو رد کردم که یکهو مادرمو صدا کرد و گفت خاله این گوش نمیده من چی میگم فایده نداره اگر نمی خواد من برم که مادرم با اخم گفت سیاوش چته می خواهی همش بری پی بازی به درست برس اگر بازی گوشی کنی بابات بیاد بهش میگم تکلیفت را روشن کنه و رفت آشپز خونه پی پخت غذا این یک تهدید خیلی شدید بود چون پدر من معمولا کاری به من نداشت منو نمی زد تا اینکه مادرم شکایت کنه دیگه انوقت بد کتکی می خوردم از این خیلی می ترسیدم و فهمیدم که اوضواع خوب نیست و پسر خالم آرش هم دیگه متوجه نقطه ضعف من شد مادرم که از اتاقم رفت بیرون آرش آروم گفت من که کاریت ندارم می خواهی برای خودت درد سر درست کنی الکی کتک بخوری آروم بهش گفتم خفه شو ولی اون دیگه توجهی نکرد دستشو برد طرف کونم دستشو گرفتم اما زورم بهش نمی رسید دستشو به هر حال گذاشت روی کونم سعی می کردم پشتمو به دیوار بچسبونم نزارم بیشتر دستشو ببره جلو آرش آروم گفت می خواهی دوباره مامانت صدا کنم ؟ کاریت ندارم فقط بزار یک کم بمالم همین من دیگه چاره ای نداشتم فقط بند شلوارمو گرفتم که دست تو شلوارم نکنه اونم از رو شلوار شروع کرد به مالیدن کونم اما چون مادرم بود هر لحظه ممکن بود بیاد نمی تونست زیاد جلو بره ازش بدم می اومد و خیلی ناراحت بودم که داره بهم دست درازی می کنه دو جلسه بعد هم همین طور بود دیگه راحت دست می کرد پشتم و قمبل لای کونمو از رو شلوار می مالید دفعه بعد دیگه شهوتم هم زده بود بالا و هر چند سعی می کردم به خودم بقبولونم که خیلی بدم میاد و آرش مجبوری داره دست مالی می کنه اما دیگه بدم نمی اومد کم کم داشت خوشم می اومد یک روز پنج شنبه که آرش پیش من بود مادرم یکهو گفت می خواد بره سر کوچه چیزی بخره بیاد گفتم من میرم گفت نه تو به درست برس زود بر می گردم دنیا رو سرم خراب شده بود آرش تو کونش عروسی بود و از قیافش معلوم بود تصمیم گرفتم همین که مادرم خواست بره بیرون به بهانه دستشویی برم و تو دستشویی در قفل کنم تا مادرم بیاد که آرش دستش به من نرسه همین که آمدم بلند بشم آرش دستمو گرفت کشید گفت بشین و مادرم از خونه رفت بیرون آرش سعی می کرد منو بخوابونه اما نمی زاشتم که آرش عصبانی شد گفت ببین سیاوش اگر نزاری مونده شلوارت را هم پاره کنم این کار می کنم به زور می کنمت برام مهم نیست کونت هم پاره بشه اما اگر همکاری کنی بزاری از رو شلوار یک کم باهات بازی کنم قول میدم هیچ کاریت ندارم حتی شلوارتو دست نمی زنم به هر حال انقدر رو مخ من کار کرد که قبول کردم بیشتر می ترسیدم واقعا شلوارمو پاره کنه و به زور بکنه بهش گفتم به شرطی که دست به شلوارم نزنی اونم گفت باشه و گفت برو تو تختت بخواب من همین کار کردم اومد کنارم دراز کشید از پشت منو بقل کرد کیرش سیخه سیخ بود و به کونم چسبوند از رو شلوار بود اما شلوار نازک خونگی بود و انگار کیرش لای پام هست و دست گذاشت روی کیرم و شروع کرد به مالیدن کیرم کم کم کیرم سیخ شده بود و دیگه خوشم می اومد خلاصه آرش به همین قدر اکتفا کرد تا ارضا شد و رفت دستشویی و اون روز دست از سر من برداشت ولی دیگه مطمئن شده بود من به پدر مادرم نمیگم و بدم هم نیومده پس دفعه بعد که موقعیت گیر آورد و تنها شدیم بهم گفت زود برو تو تخت الان میام من زود رفتم تو تختم رفت در اتاق قفل کرد جلوم کامل لخت شد و اود سر وقتم برای اولین بار کیرشو دیدم بزرگ نبود ولی سیخه سیخ بود اومد خوابید تو تخت کنارم و منو بقل کرد گفت قمبل کن دیگه یاد گرفته بودم و خودم هم خوشم می اومد و براش قمبل کردم و کیرشو لای کونم گذاشت از رو شلوار و منو بقل کرد پیرهنمو بالا زد و با سینه هام بازی می کرد این بار شهوتم خیلی بیشتر شده بود تو حال خودم نبودم که آرش دستشو کرد تو شلوارم و کیرمو گرفت تو دستش و شروع کرد به مالیدن خیلی خوشم اومده بود در گوش گفت سیاوش ببین چقدر خوشت میاد حالا که راه دادی بزار خودت هم بیشتر خوشت بیاد شلوارتو در بیار حسابی کیف می کنی گفتم نه گفت قول میدم توش نمی کنم فقط لاپایی هست و خلاصه انقدر گفت مخمو زد و شلوار و شورتمو با هم کشید پایین و کیرشو دیگه لای چاک کونم گذاشت شروع کرد به مالیدن کیرم خیلی بیشتر از قبل خوشم می اومد یک ربع ادامه داد و من آبم اومد خیلی کم بود اما خیلی خوشم می اومد اونم بعد از یک ربع بیست دقیقه دیکش آبش اومد و لای چاک کونم خالی کرد با دستمال کاغذی من و خودشو تمیز کرد و من رفتم دستشویی خودمو شستم لباس هامونو پوشیدم رفتیم سر درس انگار هیچ اتفاقی نیفتاده دیگه حواسم به درس جمع تر بود و هم درس می خوندیم هم اینکه هر دفعه موقعیت پیش می اومد تنها می شدیم پسر خالم منو می برد تو تخت کیرشو در می آورد و شلوار و شورت منو می کشید پایین و لاپایی منو می کرد دیگه من خودم می خواستم و حسابی خوشم اومده بود تو خونه ما موقعیت اگر نبود آرش که تنها می شد خبر می داد می رفتم خونه خالم لخت می شدیم و حسابی منو می کرد اما لاپایی البته مدتی هم بود انگشت کردن منو با وازلین شروع کرده بود به هر حال دیگه خیلی خوشم اومده بود و خودم می خواستم منو بکنه موقع امتحانات شد و کلا سکس با آرش تعطیل شد هم من هم اون تو امتحان بودیم حسابی تو کف بودم تا امتحان ها تموم شد منتظر بودم آرش خبر بده برم و سکس کنیم که آرش به رو خودش نمی آورد تابستون بود مدرسه هم نداشتیم و تنهایی به سکس هایی که کرده بودیم خیلی فکر می کردم و هر روز بیشتر شهوتم می زد بالا و افتاده بودم به خود ارضایی یک روز رفتم خونه خالم که آرش تنها بود روی مبل نشسته بود بهش گفتم بیا سکس کنیم که گفت نه برای اینکه بیاد شلوارمو کشیدم پایین جلوش قمبل کردم آرش گفت دیگه نمی کنمت گفتم چرا ؟ گفت لاپایی به درد نمی خوره اگر بزاری بکنم توش می کنمت گفتم نه خیلی درد میاد گفت این مدت انگشتت کردم درد داره ؟ گفت اولش درد داشت یادته ولی دیگه راحته راحت شدی انگشت درد نداره حسابی هم کیف می کنی بزار فقط نوکشو توش کنم چند دفعه اول درد میاد بعدش عادت می کنی حسابی خوشت میاد خلاصه مخ منو زد من هم شهوتم رو هزار بود و دیگه نمی تونستم تحمل کنم گفتم باشه ولی فقط نوکش گفت برو تو تخت بخواب الان میام خوابیدم به شکم آرش اومد شورت و شلوارمو کشید پایین تا زیر زانو دو تا متکا گذاشت زیر شکمم و کونم حسابی قمبل شد پاهامو از هم باز کرد و شروع کرد به وازلین مالیدن به سوراخم یک کم منو انگشت کرد و بعد بلند شد شلوار و شورتشو کشید پایین کیرشو هم وازلین مالید و خوابید روی من یک کم کیرشو لای شکاف کونم عقب و جلو کرد تا اینکه بالاخره نوکشو گذاشت روی سوراخم و آروم فشارش داد و رفت توش دردش زیاد بود اما آرش گفت تحمل کن اولین بارت هست الان دردش کم میشه عادت می کنی خلاصه دردش کم کم کمتر شد اما هنوز درد داشت که آرش یک کم دیگه فروش کرد تو و باز درد شروع شد چند دقیقه ای همین طور موند آروم تر که شدم گفت خودتو شل کن دردت کمتر میشه به هر حال کم کم خودمو شل کردم و دردش قابل تحمل بود دیگه من آبم اومد ولی آرش همچنان نوک کیرشو تو سوراخم می کرد و در می آورد تا اینکه آخرین بار که کرد توش یکهو بیشتر از قبل فرو کرد که دردم اومد خواستم در برم که منو چسبید و قفل کرده بود گفت تکون نخور آبم داره میاد تمومه و آبشو خالی کرد تو سوراخ کونم همین طور روی من خوابید تا کیرش خوابید و اومد بیرون خلاصه از اون روز کون دادن من شروع شد و دیگه سوراخم هم باز شده بود دفعات بعد کم کم عادت کردم و دردش خیلی کمتر شده بود و بیشتر خوشم می اومد از اون زمان تا حالا آرش داره منو می کنه و هیچ کس نفهمیده درسته اولش دوست نداشتم و سعی می کردم از دستش در برم اما الان پشیمون نیستم به هر حال کیف داره هر دو کیفمون می کنیم هیچ کس هم نمی فهمه هیچ مشکلی پیش نیومده آرش هم با من خیلی خوب هست و ازم حمایت میکنه شاید بعضی ها دوست ندارن کسی بگه کون دادن اما به کیفش می ارزه ولی نباید طوری باشه کسی بفهمه و یا همه بدونن که از فردا همه تو مدرسه کوچه خیابون بخوان انگشت کنن و یا آبرو ریزی بشه

نوشته: سیاوش

بازدید 19,606

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

10 پاسخ به “پسر خالم هر طوری بود منو کرد”

  1. سكس با خودى اگه از هر نظر مورد اطمينان باشه بهتر از غريبس موقيعتشم بيشتره

  2. فامیل فقط یه مشکل داره اونم بزرگ بشی من چندتا از فامیلا رو کردم وقتی می‌بینیم همو خجالت میکشن البته بزرگ وار شما به معلم املا هم نیاز داری

  3. عالی نوشتی درس ادبیات نیست که خلاصه داستان بود به لذتش میارزید بخونیم و کیفش رو ببریم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید