درود و عرض ادب
بذارید از اینجا شروع کنم که من یه دختر خاله داشتم یه هشت سالی از من کوچیکتر بود قیافش بگم کپی سحر قریشی بیراه نگفتم با سینه های برجسته و کون خوش فرمش واقعا منو دیوونه کرده بود خیلی تو کف کردنش بودم
ماجرای اولین سکس مون از اینجا شروع شد که خونه پدربزرگم از خونه های قدیمی بزرگ حیاط دار بود وقتی مادربزرگم فوت کرد برا اینکه پدربزرگم تنها نباشه هر شب من میرفتم پیشش میخوابیدم تا تنها نباشه،خاله کوچیکم هم با دخترش مینا طبقه پایین زندگی میکردن و از پدربزرگم مراقبت میکرد منم که کف مینا دختر خالم بودم البته مینا هم زیادی بهم پا میداد از هر فرصتی استفاده میکرد و خودش بهم میمالوند و عشوه میومد
یک روزی من ظهری کارم زود تموم شد گلم ی سر به پدربزرگم بزنم تا یه بهونه ای بشه دخترخاله رم ببینمش،رفتم دیدم پدربزرگم خوابیده طبق معمول چون سکته قلبی کرده بود حال و روز خوشی نداشت طفلک،رفتم پایین یه سر به خالم اینا بزنم دیدم دخترخالم تنهاس پرسیدم خاله کجاس گفت که رفته تا بازار یکم خرت و پرت بگیره،راستشو بخواین تو لباس راحتی که پوشیده بود کونش داشتم دیوونم میکرد همش چشمم به کونش بود رفت برام یه چایی آورد نشستیم یکم گفتیم و خندیدیم من حرفو کشیدم به اندامش و تعریف از اندام خوشگلش،اونم نگو خوشش اومده و حشرش زده بالا ،بعدش نمیدونم چیشد یهو بخودم اومدم دیدم لباش رو لبامه داره چنان لبامو میک میزنه انگار میخاد لبای منو از جاش بکنه منم بیکار نموندم دستمو بردم رو سینه هاش مالوندمشون طوری حشری شده بود که منو واقعا به وجد میاورد پیرهنشو زدم بالا وای چه سینه های بزرگ و خوش فرم و سفتی شروع کردم به خوردنشون واقعا برام خیلی لذت بخش بود بعد خواستم شلوارشو دربیارم که مقاوت کرد گفت نه الان نه بمونه برا یه وقت دیگه گفتم من نمیتونم منتظر بمونم تا همچین فرصتی دوباره گیرمون بیاد اصرار از من انکار از اون اما چون حشر منم زده بود بالا راضیش کردم شلوارشو در اوردم و شرتشو کشیدم پایین چه صحنه ی جذابی بود یه کون قلمبه خوش فرم با یه کوس دوس داشتنی یکمی با کوسش ور رفتم و حسابی حشریش کردم بعدش گفتم برگرد گفت میخوای چیکار کنی گفتم میخوام از کون بکنمت دیگه گفت نه توروخدا دردم میگیره گفتم نترس من کارمو بلدم برگشت و داگی شد منم چون شدید حشری شده بودم آب دهنم خیلی غلیط شده بود یکمی زدم دم سوراخ کونش یکمم به کیرم اروم سرشو کردم تو ،چقد تنگ و گرم بود بهترین حسی بود که تجربه کرده بودم تا اون سن،یکمی نگه داشتم تا عادت کنه سوراخش بعدش کم کم جا میکردم توش که یهو دیدم تا ته کردم تو بعد اروم اروم خیلی با حوصله شروع کردم تلمبه زدن مینا جونم هم درد داشت هم داشت لذت میبرد دروغ نمیتونم بگم زیاد طول نکشید تا آبم بیاد خالی کرد تو کونش و ولو شدم روش و یه چند دقیقه ای خوابیدم روش.
از اون موقع به بعد چون خودشم خوشش اومده بارها بارها باهم سکس کردیم تا اینکه شوهر کرد و از هم فاصله گرفتیم البته ازدواجش موفقیت آمیز نبود و بعد یکی دو سال نامزدی بهم خورد و نگو تو این بین پسره زده پرنده مرده و آورده پایین و این دخترخاله ما هم از رو خجالت به من نگفته بود که برای اولین بار یه سکس مشتی هم وقتی فهمیدم از کوس داشتیم اگه خوشتون اومد تو کامنتا بگید ماجرای اونم براتون بنویسم
پایدار باشید
بذارید از اینجا شروع کنم که من یه دختر خاله داشتم یه هشت سالی از من کوچیکتر بود قیافش بگم کپی سحر قریشی بیراه نگفتم با سینه های برجسته و کون خوش فرمش واقعا منو دیوونه کرده بود خیلی تو کف کردنش بودم
ماجرای اولین سکس مون از اینجا شروع شد که خونه پدربزرگم از خونه های قدیمی بزرگ حیاط دار بود وقتی مادربزرگم فوت کرد برا اینکه پدربزرگم تنها نباشه هر شب من میرفتم پیشش میخوابیدم تا تنها نباشه،خاله کوچیکم هم با دخترش مینا طبقه پایین زندگی میکردن و از پدربزرگم مراقبت میکرد منم که کف مینا دختر خالم بودم البته مینا هم زیادی بهم پا میداد از هر فرصتی استفاده میکرد و خودش بهم میمالوند و عشوه میومد
یک روزی من ظهری کارم زود تموم شد گلم ی سر به پدربزرگم بزنم تا یه بهونه ای بشه دخترخاله رم ببینمش،رفتم دیدم پدربزرگم خوابیده طبق معمول چون سکته قلبی کرده بود حال و روز خوشی نداشت طفلک،رفتم پایین یه سر به خالم اینا بزنم دیدم دخترخالم تنهاس پرسیدم خاله کجاس گفت که رفته تا بازار یکم خرت و پرت بگیره،راستشو بخواین تو لباس راحتی که پوشیده بود کونش داشتم دیوونم میکرد همش چشمم به کونش بود رفت برام یه چایی آورد نشستیم یکم گفتیم و خندیدیم من حرفو کشیدم به اندامش و تعریف از اندام خوشگلش،اونم نگو خوشش اومده و حشرش زده بالا ،بعدش نمیدونم چیشد یهو بخودم اومدم دیدم لباش رو لبامه داره چنان لبامو میک میزنه انگار میخاد لبای منو از جاش بکنه منم بیکار نموندم دستمو بردم رو سینه هاش مالوندمشون طوری حشری شده بود که منو واقعا به وجد میاورد پیرهنشو زدم بالا وای چه سینه های بزرگ و خوش فرم و سفتی شروع کردم به خوردنشون واقعا برام خیلی لذت بخش بود بعد خواستم شلوارشو دربیارم که مقاوت کرد گفت نه الان نه بمونه برا یه وقت دیگه گفتم من نمیتونم منتظر بمونم تا همچین فرصتی دوباره گیرمون بیاد اصرار از من انکار از اون اما چون حشر منم زده بود بالا راضیش کردم شلوارشو در اوردم و شرتشو کشیدم پایین چه صحنه ی جذابی بود یه کون قلمبه خوش فرم با یه کوس دوس داشتنی یکمی با کوسش ور رفتم و حسابی حشریش کردم بعدش گفتم برگرد گفت میخوای چیکار کنی گفتم میخوام از کون بکنمت دیگه گفت نه توروخدا دردم میگیره گفتم نترس من کارمو بلدم برگشت و داگی شد منم چون شدید حشری شده بودم آب دهنم خیلی غلیط شده بود یکمی زدم دم سوراخ کونش یکمم به کیرم اروم سرشو کردم تو ،چقد تنگ و گرم بود بهترین حسی بود که تجربه کرده بودم تا اون سن،یکمی نگه داشتم تا عادت کنه سوراخش بعدش کم کم جا میکردم توش که یهو دیدم تا ته کردم تو بعد اروم اروم خیلی با حوصله شروع کردم تلمبه زدن مینا جونم هم درد داشت هم داشت لذت میبرد دروغ نمیتونم بگم زیاد طول نکشید تا آبم بیاد خالی کرد تو کونش و ولو شدم روش و یه چند دقیقه ای خوابیدم روش.
از اون موقع به بعد چون خودشم خوشش اومده بارها بارها باهم سکس کردیم تا اینکه شوهر کرد و از هم فاصله گرفتیم البته ازدواجش موفقیت آمیز نبود و بعد یکی دو سال نامزدی بهم خورد و نگو تو این بین پسره زده پرنده مرده و آورده پایین و این دخترخاله ما هم از رو خجالت به من نگفته بود که برای اولین بار یه سکس مشتی هم وقتی فهمیدم از کوس داشتیم اگه خوشتون اومد تو کامنتا بگید ماجرای اونم براتون بنویسم
پایدار باشید
نوشته: Coco jambo
8 پاسخ به “سکس من و دخترخالم مینا”
ازش تعریف کردی اونم خوشش اومدحشرش زدبالاخلاصه زود قصه رو رسوندی به لب بازی نکردن…شاش داری؟خب بدو اول جیش کن بعد قصه نرمال بزن
نمیدونی چی شدلبت رفت رو لبهاش
به خودم اومدم دیدم تو بخش کامنتام و دارم تایپ میکنم کیر تمام بکنای سحر قریشی که تمومیم ندارن تو کونت مگه 7 ماهه بدنیا اومدی خو حوصله نداری ننویس
آره بابا خیلی خوشمون اومد . نکنه دیگه ننویسی و مارو از لذت خوندن داستانهای محشرت بی نصیب بذاری ! فقط من این جمله رو متوجه نشدم . میشه بگی معادل فارسیش چی میشه : «پرنده مرده و آورده پایین» ؟!اَبله آبلموف .
خوشم نیومد. ننویس
نفهمیدم چی شد ازخواب بلندشدم دیدم شاشیدم توجام
سحر قریشی با عمل شد سحر قریشی، جندهی فامیل شما مادرزادی شبیه سحر قریشی بود؟ کی آدم خالیبند!
راستش اولش یکم داشت خوب پیش میرفت اما دیگه به خودت بنظرم اد کردی روش مگه میشه تو همون قرار اول اونم اونجا کصشر نگو دیگه