وسوسه سایت بکن تو: خاطره هدا

وسوسه سایت بکن تو: خاطره هدا

اسمم هدا بود، ۳۴ ساله، زنی که با هر نگاهی، مردها رو به زانو درمی‌آورد. موهای طلایی براق و بلندم، که مجتهد بود و همیشه صاف میکردم ، تا شانه ام می‌ریخت و با هر تکان، موج می‌زد انگار داره دعوت به گناه می‌کنه.
چشمان مشکی عمیقم، مثل دو تا چاه تاریک پر از رازهای کثیف و شهوت، که با یه پلک زدن، روح آدم رو می‌دزدید؛ و لب‌های قلوه‌ای و پرم، صورتی غلیظ و همیشه مرطوب، که با یه لبخند شیطانی، آلت هر مردی رو فوری سفت می‌کرد. بدنی که بعد از یه بچه، هنوز یه شاهکار بود: قد ۱۶۵ سانتی‌متر، وزن ۷۰ کیلو که همه‌ش تو منحنی‌های ممنوعه و آبدار پخش شده بود – سینه‌های پر و سنگین سایز ۹۰ (۳۶D)، که با هر نفس عمیق، مثل دو تا بالش نرم و سفت تاب می‌خوردن و نوک‌شون – بخواهی و کوچک و حساس، همیشه برجسته و آماده گاز – زیر هر لباسی سرک می‌کشید؛ کمر ۴۲ ، که انگار با دست‌های یه مجسمه‌ساز حرفه‌ای تراشیده شده بود و برای چنگ زدن دعوت می‌کرد؛ و باسنی گرد و محکم سایز ۹۰، پر و لرزان مثل یه هلو رسیده، که با هر قدم، موج می‌زد و چشم‌ها رو اسیر خودش می‌کرد. زندگی‌ام تو اون سال‌ها، یه باتلاق مالی و احساسی بود. شوهرم بعد از خیانت، گم و گور شده بود، بچه‌م پیش مادرم مونده بود تا بتونم شیفت‌های طولانی تو یه سالن زیبایی بکشم – موهای مشتری‌ها رو رنگ می‌زدم، ناخن‌هاشون رو مانیکور می‌کردم، اما جیبم همیشه خالی بود. جذاب بودم، داغ و وسوسه‌انگیز، اما پول نبود. شب‌ها، تنهایی، دستم بین پاهام می‌رفت و خیال مردهای جوون رو می‌کردم که منو نجات بدن… تا اینکه امیر رو پیدا کردم.

سایت بکن تو، یه بهشت پنهان برای آدم‌های گرسنه مثل من – جایی که عکس‌های نیمه‌برهنه و برهنه ، ویدیوهای داغ، و چت‌های کثیف، مثل بارون می‌ریخت. پروفایلم رو ساختم با عکس‌هایی که خودم تو حموم گرفته بودم و ادیت کرده بودم : یکی با موهای طلاییم خیس و چسبیده به سینه‌های ۹۰مو، دستام که نوک‌شون رو می‌مالید و یکی دیگه، لب‌های قلوه‌ ایم دور یه انگشت خیس، با کپشن: “کی می‌خواد امتحان کنه؟” و یه ویدیو کوتاه، که باسنم رو تو آینه نشون می‌دادم، با یه شورت تنگ که فقط یه خط باریک بین لب‌های کسم می‌کشید. پیام‌ها مثل سیل اومد – مردهای میان‌سال، جوون‌های هوس‌باز – اما امیر، ۲۰ ساله، با یه عکس پروفایل ساده از خودش تو دانشگاه، پیام داد: “تو واقعی نیستی، هدا. موهای طلایی، چشمای مشکی، سینه‌های پرت… می‌خوام بخرمت. ماهی 40 میلیون، برای اجاره‌ت، لباس‌های سکسی، حتی بچه‌تو می‌فرستم مدرسه خصوصی. فقط بذار بکنمت، مثل یه MILF رویایی.” شوکه شدم. امیر، دانشجوی مهندسی کامپیوتر، قد ۱۸۵ سانتی‌متر، با موهای کوتاه مشکی ژولیده، چشمان آبی یخی که تو عکس‌ها پر از گرسنگی بود، و بدنی ورزیده از باشگاه – شونه‌های پهن، شکم شش‌تکه، و ران‌های درشت که زیر شلوار جینش برجسته بودن. بی‌تجربه مطلق، اعتراف کرد تو چت: “فقط پورن دیدم، هدا. هیچ زنی مثل تو نداشتم. بابام تاجره، پول مشکلی نیست.” قلبم تپید. حمایت مالی از یه پسر ۲۰ ساله که آلتش رو تو عکس فرستاده بود – کلفت، ۲۰ سانتی، رگ‌دار و نیمه‌سفت؟ کی می‌تونه نه بگه به این معامله جهنمی؟

چت‌مون از همون اول کثیف شد. “عکس کستو بفرست، هدا. می‌خوام ببینم چقدر خیسه.” نوشتم، و یه عکس … اما قبلش حسابمو شارژ نکردی
شماره کارت خواست نوشتم
باورم نشد همون دقیقه 40 میلیون زد به حسابم وای داشتم بال درمی‌آورم حرفاش واقعی بود
عکس گرفتم : پاهام باز رو تخت، کسم صاف و متورم، با کلیتوریس برجسته که از شهوت می‌درخشید،بدون مو
چند تا عکس دیگه فرستادم .
بعد نوشتم “۲۰ میلیون برای این ویدئو.” شوخی کردم، اما جدی گرفت: “واریز کردم. حالا ویدیو بفرست که داری خودارضایی می‌کنی.” ویدیو فرستادم – انگشتام تو کسم، ناله می‌کنم “امیر… بیا پر کن منو”، و ارگاسمم که آبمو فواره می‌زنه رو ملافه. قرار گذاشتیم تو یه هتل لوکس تو مرکز شهر – با پولش رزرو شده، سوئیت با وان جکوزی و تخت کینگ‌سایز با آینه سقفی. شب موعود، حموم کردم، بدنمو با لوسیون وانیلی و شکلاتی مالیدم – پوست کرمی‌م برق می‌زد، بوی شیرین و گناه‌آلود هوا رو پر کرد. موهای طلاییم رو باز گذاشتم، چشمای مشکیم رو با خط چشم تیره‌تر کردم، لب‌های قلوه‌ ایم رو با برق قرمز برق انداختم. یه ست لباس زیر مشکی توری پوشیدم: که سینه‌های ۹۰مو مثل دو تا نارنج رسیده بالا برده بود، نوک‌شون از تور نازک سرک کشیده و سفت؛ شورت که باسن پرمو فقط یه نوار باریک می‌پوشوند، و کسم رو کاملاً باز گذاشته بود – خیس از فکر آلتش. روش، یه دامن کوتاه چرم که باسنم رو قاب می‌کرد، و یه تاپ تنگ که دره سینه‌مو نشون می‌داد.

در رو باز کردم، و امیر نفسش برید. “هدا… لعنتی، تو… تو یه شیطون طلایی‌ای.” قد بلندش رو خم کرد، دستاش رو کمرم گذاشت، و لب‌های قلوه‌ ایم رو بلعید – بوسه وحشی، زبونش عمیق تو دهنم فرو رفت، مزه تنباکوی تازه و هیجانش رو چشیدم، و گاز گرفتم لب پایینش تا خون طعم داد. “آروم، گرگ کوچولو. مامانت امشب همه چی رو یادت می‌ده.” پریدم بغلش، پاهام دور کمرش پیچید، سینه‌هام رو سینه‌ش کوبیدم – حس کردم آلتش رو شکمم فشار می‌ده، کلفت و سفت مثل سنگ. غلتیدیم رو کاناپه مخملی، تاپمو پاره کرد، سوتین رو باز کرد – سینه‌هام پرید بیرون، سنگین و لرزان، نوک‌شون رو هوا مثل دو تا الماس صورتی. دهنش رو یکی‌شون چسبوند، مکید محکم مثل گرسنه، دندون‌هاش رو نوکش فشار داد و کشید: “آه، بله… گاز بگیر، جوون! بکششون تا جیغ بکشم!” فریاد زدم، موهام رو چنگ زدم، و دستم تو شلوارش رفت – زیپ رو کندم، آلتش رو بیرون کشیدم: ۲۰ سانتی کلفت، سر تیره تر از بدنش و خیس از پیش‌آب، رگ‌های کبودش نبض می‌زد. مشتم رو دورش فشردم، تند بالا پایین کردم – پوست نرمش زیر دستم می‌لغزید، تخم‌هاش – بزرگ و پر – رو با نوک انگشتم قلقلک دادم، و پیش‌آبش رو کف دستم مالیدم مثل لوسیون شهوت.

امیر غرید، سرش رو عقب انداخت: “هدا… با لب‌های پرت و چشمای مشکیت… می‌ترکم!” خندیدم شیطنت‌آمیز، و رو زانوهام نشستم – موهای طلاییم رو شونه‌هاش ریختم، لب‌های قلوه‌ ایم رو سر آلتش کشیدم، لیسیدم دور رگ‌ها، مزه شور و مردونه‌ش رو بلعیدم. بعد کلش رو تو دهنم فرو کردم، تا ته گلو – گلوم پر شد، آب دهنم دورش چکید، و تند پمپ کردم: زبونم زیر آلتش می‌چرخوند، دندون‌هام رو پوست حساسش آروم خراش می‌داد. دستش رو موهام پیچید، سرم رو فشار داد پایین: “عمیق‌تر، جنده طلایی!” فریاد زد، و حس کردم انقباضش یهو کشیدم کنار التماس میکرد ادامه بدم آبش بیاد اما کشیدم کنار گفتم اول باید منو ارضا کنی

صبر نکردم – کسم خیس و متورم بود، لب‌های صورتی‌ش آماده بلعیدن. ، رو کاناپه دراز کشیدم، پاهام رو باز کردم، باسنم رو هوا: “بیا بچش، امیر. لیس بزن مامانتو.” خجالت کشید، اما خم شد – نفس داغش رو کلیتوریسم خورد، زبونش رو لب‌هام کشید، شور و خیس. “عمیق‌تر، لعنتی! فرو کن زبونتو تو سوراخم!” ناله کردم، و انگشت اشاره‌ش رو رو سوراخ باسنم مالید – آروم اول، بعد دو تا انگشت فرو کرد، خمیده و تندرو دیواره‌ها. موهای طلاییم رو چنگ زدم، کمرم قوس برداشت، و جیغ زدم: “آره… انگشتاتو بکن تو ! پر کن هر دو سوراخمو!” آب کسم روان بود

انتقام داغ‌تر بود. کشیدمش سمت تخت – ملافه‌های ساتن قرمز با آینه سقفی که سایه بدن‌هامون رو بازتاب می‌داد. دراز کشید، آلتش دوباره سفت و نبض‌زن. من رو بغلش خزیدم، با بوسه‌های گازدار رو گردنش – ردهای قرمز گذاشتم – نوک سینه‌هاش رو با لب‌های پرم مکیدم، گاز گرفتم تا جیغ بکشه. دستم رو آلتش مالیدم تا کلفت‌تر بشه. حالا رو شکم دراز کشیدم، باسن پرمو بالا بردم مثل دعوت‌نامه کثیف: “بیا پاره‌م کن با اون هیولات.” سر آلتش رو رو کسم مالید – لغزنده از آب‌مون – و با یه ضربه وحشی فرو کرد، عمیق تا ته. هر دومون غرش کردیم – کسم تنگ دورش فشرد، دیواره‌هاش رو مالید مثل مخمل داغ. بی‌تجربه بود، اما وحشی شد: تخماش به باسنم کوبید، صدای شالاپ شالاپ گوش‌ها رو کر کرد، آلتش به نقطه Gم می‌خورد، و من جیغ می‌زدم: “محکم‌تر، پسر! بکن منو تا خون بیاد! پر کن کسمو!” عرق از کمر باریکم چکید رو ملافه، بوی تنش – عرق مردونه و اسپرم – با بوی لوسیون شکلاتیم مخلوط شد، اتاق رو به حمام شهوت تبدیل کرد. دستش رو موهام پیچید، مثل افسار کشید عقب، و انگشت شستش رو تو سوراخ باسنم فرو کرد – سه تا سوراخ همزمان پر، کشش سوزان و لذت ممنوعه، و من از درد و لذت دیوونه شدم: “آره… بکن کونم هم!”
شستشو گذاشته بود تو دهنم با یه دستش سوراخ کونمو می‌مالید کیرشو تو کسم بود ولی دیونه شدم اوج لذت بود داگ استایل و با تمام قدرت میکوبید

یهو نگه داشتم و برش گردوندم زیرم
حالا من ارباب بودم روش نشسته بودم اون زیرم موهای طلاییم رو شونه‌هاش. آلتش رو بلعیدم تو کسم، و پریدم مثل سوارکار دیوونه: باسن ۹۰مو رو آلتش کوبیدم، سینه‌هام تاب می‌خوردن رو هوا، و دستم رو کلیتوریسم مالیدم، تند و چرخشی. “تو برده منی، امیر… پولت، آلتت، آبِت… همه مال هدا و چشمای مشکیش!” اون از زیر، باسنم رو چنگ زد، انگشتاش رو عمیق‌تر تو باسنم برد، حتی یه انگشت دیگه اضافه کرد – پر و کثیف. ارگاسم اولم اومد، وحشی‌تر: بدنم منفجر شد، کسم دور آلتش قفل شد، آبم فواره زد ر و تخم‌هاش، و فریاد زدم: “پر کن منو، لعنتی… بریز تو عمق کسم!” نتونست مقاومت کنه فوران کرد، داخل کسم، داغ و سوزان، غلیظ تا جایی که از لبه کسم چکید رو ران‌هاش، مخلوط با آبم و عرق‌مون.

اون شب، یه اعتیاد ابدی شد – به این جوون بی‌تجربه، به حمایت مالیش که حالا با طعم اسپرمش و واریزهای دوبل عجین بود، به حس چشمای مشکیم که تو آینه، برق شهوت می‌زد، و لب‌های قلوه‌ ایم که هنوز مزه‌ش رو داشت. بعدش، هر شب پیام می‌دادم: “عکس‌های جدید: یکی با ویبراتور تو کسم، ۱۰ میلیون. سکس بعدی، ۲۰ میلیون دوبل.” و واریز می‌کرد، بیشتر از همیشه. و خب، اعتراف می‌کنم، هنوزم، هر شب، دستم بین پاهام می‌ره، موهام رو چنگ می‌زنم، و خیس می‌شم از یادش – داغ‌تر از جهنم، کثیف‌تر از گناه.

نوشته: Hoda

بازدید 12,886

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

13 پاسخ به “وسوسه سایت بکن تو: خاطره هدا”

  1. خوبه موهات مرجع تقلید نبوده و مجتهد بوده 😂 😂مگه مجبورید شعر تفت بدید؟!!تا مجتهد بیشتر نخوندم

  2. باور نمیکنم یه پسر با این توصیفات توی مجازی ندیده و نشناخته 60 میلیون برای کسی واریز کنه. هر چقدر هم پول باداورده داشته باشه .

  3. پولش به ریال بود یا کارت خوان خودت کارت کشید داستان مالیشو حذف میکردی داستان بد نبود پول پرست

  4. وای خدا سواد و نگاه کناسمم هدا بود یعنی دیگه الان نیست شده جیندامجعد و نوشته مجتهدباید شاشید سردر اون مدرسه ای که توش بجای درس خوندن دسته ی برس توالت تو کونتون می کردید.منکه نتونستم بخونم دو خط خوندممیسپارمت به سایر دوستان

  5. آره دادا اینجور پسرا ک مایه دارند عقلشون سر کیرشونه این مبلغا ک براشون پولی نیس میدن تا هوس کیرشون بخوابه

  6. کیرم تو دهنت چجوری همزمان پاهاتو باز و کونت رو هوا کردی جقی بدبخت ننویس کونی

  7. چهل میلیون! 😅جغوزه عقده‌ای با این مبلغهایی که تو گفتی میشه جنیفر و نیکی و کیم رو راضیشون کرد مرتیکه کص ندیده… 😂

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید