من مهدی ام ۳۵ سالمه و ساکن تهران ام ، تنها زندگی میکنم و گی هستم و به مردهای سن بالا و هیکلی با بدن مردونه و اصطلاحا بیر تمایل دارم … ولی خودم قد تقریبا کوتاهی دارم و تقریبا تپل ام . بدنم هم سفید و کم مو هست که اون هم همیشه شیو میکنم
چند تا از خاطرات شیرین ام از سکس هام براتون تعریف میکنم … امیدوارم خوش تون بیاد و لذت ببرید
اولین خاطره ام از شروع اولین رابطه ام با همجنس خودمه ولی برعکس تمایل ام با مرد سن بالا نیست … با پسرعمو ام که دو سال از خودم کوچیکتره ولی نسبت به من بلند قد تر و خیلی هیکلی تره … اون زمان من ۱۷ سالم بود و برای کنکور آماده میشدم … اون موقع من با پدرم زندگی میکردم مادرم وقتی من هنوز پنج سالم بود طلاق گرفته بود و یک سال بعدش دوباره ازدواج کرده بود و من دیگه ندیدمش ولی پدرم دیگه ازدواج نکرده بود و با کمک پدربزرگ و مادربزرگم منو بزرگ کرده بود … پدرم نظامی بود درجه دار سپاه بود و خانواده اش هم در ظاهر مذهبی و متعصب بود برای همین من هم مجبور بودم در ظاهر شبیه اونا باشم ولی خیلی زود با دیدن فیلم ها و داستان های گی کامل متوجه تمایل و حسم شده بودم ولی بخاطر ترس از گناه و عذاب وجدان و … سعی می کردم این حس ام رو درونم از بین ببرم ولی هرچی تلاش میکردم نه تنها کمتر نمیشد بیشتر و قوی تر میشد تا بالاخره با تجربه کردن لذت یک سکس همه تمایل و علاقه من شد
من اون سال برای کنکور درس میخوندم و درسم هم بد نبود ولی پسر عموم علیرضا یکی دوتا درس تجدید گرفته بود و قرار بود من کمکش کنم … برای همین هر روز عصر تا شب خونه ما می اومد و شب برمی گشت که یه شب بخاطر اینکه بابام قرار بود شب خونه نیاد اون هم با خونه شون هماهنگ کرد و شب موندنی شد … شب بعد شام خوردن باز هم یه کم درس خوندیم که علیرضا گفت خسته شده و منم قبول کردم دیگه ادامه ندیم و فیلم ببینیم … یه فیلم زبان اصلی با کامپیوتر پلی کردم و شروع کردم با هم فیلم دیدن … فیلم یکی دوتا صحنه کوتاه داشت که وقتی اون سکانس های صحنه دارش رسید حس کردم علیرضا خیلی حشری شده و کیرش که کامل از زیر شلوار مشخص بود راست کرده رو می مالید … با دیدن این صحنه منم تحریک شدم و دلم میخواست کیر علیرضا رو ببینم و حتی براش بخورم ولی جرات نکردم چیزی بگم و کاری بکنم … فیلم تموم شد و هیچ اتفاقی نیفتاد ولی هر دو تامون حشری شده بودیم … موقع خواب روی تختم نخوابیدم و جای خواب خودم و عليرضا رو کنار هم پهن کردم بخاطر اینکه لباس راحتی های من برای علیرضا اندازه نبود بهش پیشنهاد دادم با لباس زیر بخوابه ولی قبول نکرد و گفت خجالت میکشه برای اینکه راحت باشه چراغ رو خاموش کردم و خودم هم لباس هام رو درآوردم و فقط با یه شورت خوابیدم… علیرضا هم بعد از من لباس هاش رو درآورد و با شورت تو رختخواب خوابید … با اینکه برق رو خاموش کرده بودم بخاطر نوری که از پنجره وارد شده بود بدن علیرضا رو تیره و تار می دیدم و مهمتر اینکه متوجه شدم هنوز کیرش راسته … نیم ساعت گذشت و من از فکر کیر علیرضا خوابم نمی برد و دلم میخواست با دستم لمسش کنم … اونقدر حشری شده بودم که ترس و عقل در برابر شهوت از بین رفته بودن … خودم رو به علیرضا نزدیک کردم و جوری که فکر کنه اتفاقی بوده دستم رو سمت کیر علیرضا بردم علیرضا به پهلو رو به من خوابیده بود هرچی تلاش کردم کیرش رو حس نکردم کیرش خوابیده بود و بخاطر هیکل بزرگ و شکم چاقش مشخص نبود … برای همین بی خیال شدم و منم به پهلو ولی پشت به علیرضا خوابیدم و کونم رو تا جایی که امکان داشت عقب دادم و هر چند دقیقه به سمت علیرضا کونم رو فشار می دادم تا کیرش راست بشه … و خیلی زود موفق شدم بزرگ شدن کیر علیرضا روی کونم حس میکردم و خیلی زود کامل راست شد سفت مثل سنگ … کیرش لای کونم افتاده بود و بعد از اینکه چند بار دیگه من کونم رو سمت کیرش فشار دادم علیرضا هم شروع به فشار دادن کیرش لای پای من کرد … فهمیدم بیداره و اون هم دلش میخواد نمیخواستم این فرصت رو از دست بدم آروم شورتم رو تا زانو پایین کشیدم و با آب دهنم سوراخم رو خیس کردم چند لحظه بعد کیر علیرضا رو دم سوراخم حس کردم اون هم کیرش رو از توی شورتش بیرون آورده بود و آماده داخل کردن کیرش تو سوراخم شده بود … کیرش کلفت بود و هرچی فشار میداد داخل سوراخم نمی رفت … بعد چند دقیقه تلاش برای داخل کردن کیرش وقتی موفق نشد منو به شکم خوابوند و روی من خوابید و کیرش رو بعد تف مالی دم سوراخم تنظیم کرد و با فشار داخل سوراخم جا کرد و تا ته داخل سوراخم فرستاده بود درد خیلی زیادی لحظه اول تحمل کردم و یه آخ بلند گفتم و خواستم از زیرش فرار کنم ولی محکم بغلم کرد و روی بدنم خوابید که هیچ جوری نمی تونستم تکون بخورم و زیر گوشم گفت ببخشید چند دقیقه تحمل کن دردش آروم میشه منم جواب دادم باشه و هرجور بود تحمل کردم تا دردش کم شده بود و علیرضا هم آروم آروم شروع به تلمبه زدن کرده بود … با تلمبه های عليرضا بهترین لذت عمرم رو تجربه کردم … کم کم دیگه دردی نداشتم و علیرضا راحت تلمبه میزد و من زیر کیرش با ناله گفتم ای جونم … علیرضا که متوجه شده بود من دیگه درد ندارم و زیر کیرش حال میکنم حشری تر شده بود و محکم تر تلمبه میزد و می پرسید خوشت میاد ؟ با کیرم حال میکنی ؟ خوب میکنمت؟ کیرم رو دوست داری ؟ منم جواب هر سؤالش با لذت میگفتم آره… و با هر جواب مثبت من علیرضا حشری تر میشد و تا اینکه پرسید آبم داره میاد کجا بریزم ؟ منم گفتم بریز تو کونم ، دلم می خواد آبت رو تو کونم بریزی تا کونی ات بشم و از جوابم علیرضا خیلی حال کرد و بعد از دو سه تا تلمبه محکم کیرش رو تا ته تو کونم فشار داد و محکم منو بغل کرد و با یه نعره بلند با فشار زیاد تو کونم ارضا شد … نبض زدن کیرش موقع ارضا و داغی آب کیرش رو کامل حس میکردم و هرچی آبش با فشار خالی میشد تموم نمیشد … منم همون لحظه زیر کیر علیرضا ارضا شدم … بعد از اینکه کامل ارضا شد و کیرش داخل سوراخم میخوابید از روی من بلند شد و کنارم خوابید نیم ساعت تا یک ساعت استراحت کردیم علیرضا از جاش بلند شد و بهم گفت خيلي خوب بود ممنونم اگه میشه من دوش بگیرم بعد بخوابم منم بهش گفتم من هم خیلی حال کردم ممنونم بیا باهم بریم حموم دوش بگیریم بعد بخوابیم … علیرضا هم قبول کرد و باهم حموم رفتیم … تو حموم دوتایی لخت بودیم آب گرم رو تنظیم کردم و به علیرضا گفتم بیا تا من خودم رو تمیز میکنم دوش بگیر و بعد برای تمیز کردن سوراخم سرویس بهداشتی رفتم وقتی برگشتم علیرضا هنوز زیر دوش بود من هم کنارش زیر دوش رفتم و کیرش رو با دستم گرفتم و بهش گفتم چه کیر خوبی داری خیلی حال کردم علیرضا که از حرفم خوشش اومده بود گفت توهم کون خوبی داری از کون دختر بهتره … جواب دادم از این به بعد مال خودته هر کاری دوست داری باهاش بکن راست شدن دوباره کیر علیرضا رو تو دستم حس میکردم بدون هیچ حرفی جلوی پای علیرضا زانو زدم و کیر علیرضا رو جلوی دهنم گرفتم و به علیرضا نگاه کردم که علیرضا هم با گذاشتن دستش روی سر من و فشار دادن سرم به سمت کیرش اجازه داد براش ساک بزنم و کیرش رو تا ته تو دهنم کردم و هر جور می تونستم براش ساک میزدم و هر چند دقیقه که خسته میشدم علیرضا تو دهنم تلمبه میزد . … از گاییدن دهنم و ساک زدن من علیرضا خیلی حال کرده بود و بعد یه ربع گفت کافیه دوباره میخوام بکنمت روی سکوی داخل حموم خوابیدم و پاهامو بالا گرفتم تا وقتی منو میکنه صورتش رو ببینم با روغن بچه کون من چرب کرد و تا ته کیرش رو داخل سوراخم فرستاد و این بار دردش خیلی کمتر بود و زودتر شروع به تلمبه زدن کرد … این بار هم با پرسیدن سوالهای قبلی و شنیدن جواب های مثبت من بیشتر حشری میشد و خیلی محکم تو سوراخم تلمبه میزد تا جایی که با هر تلمبه پرتاب میشدم سوال هاش هم حشری تر شده بود می پرسید کونی من کیه ؟ کیرم رو میخوری ؟ آبش رو هم میخوری ؟ و منم جواب هایی می دادم بیشتر تحریک بشه حتی بهش خواهش میکردم منو بکنه… سوراخم رو جر بده . همیشه منو بکن و آبت رو تو کونم بریز من زنتم و دوست دارم ازت حامله بشم که کامل علیرضا رو مست کرده بود و با قدرت تلمبه میزد و بخاطر اینکه بار دوم میخواست ارضا بشه این بار بیشتر طول کشید زیر کیرش و تلمبه هاش ناله ام در اومده بود که بعد نیم ساعت دوباره تا ته کیرش رو تو کونم فشار داد و با یه نعره بلند تو کونم ارضا شد و منم مثل دفعه قبل با ارضا شدن علیرضا منم ارضا شدم … بعد. از اینکه خودمون رو تمیز کردیم و دوش گرفتیم رفتیم بخوابیم ساعت دو و نیم بود و از خستگی نفهمیدم کی خوابم رفت صبح ساعت ۹ صبح بیدار شدم و علیرضا رو بیدار کردم و گفتم بیدار شو مدرسه دیر شده … علیرضا با استرس بیدار شد و گفت عجله کن بریم که من بهش گفتم دیگه خیلی دیر شده بابام هم تا عصر نمیاد امروز مدرسه نمیریم خونه بهت درس میدم علیرضا هم با لبخند قبول کرد و گفت قبلش یه صبحونه بخوریم تا عصر جون داشته باشیم … اون روز تا عصر دو بار دیگه به علیرضا کون دادم و بعد از اون روز هر موقع فرصتی پیش می اومد علیرضا منو میکنه حتی بعد از اینکه ازدواج کرد باز هم چند بار کرده … علیرضا اولین نفری بود که منو کرد و تعداد زیادی تا الان این لذت رو تجربه کردن که در ادامه براتون تعریف میکنم…
چند تا از خاطرات شیرین ام از سکس هام براتون تعریف میکنم … امیدوارم خوش تون بیاد و لذت ببرید
اولین خاطره ام از شروع اولین رابطه ام با همجنس خودمه ولی برعکس تمایل ام با مرد سن بالا نیست … با پسرعمو ام که دو سال از خودم کوچیکتره ولی نسبت به من بلند قد تر و خیلی هیکلی تره … اون زمان من ۱۷ سالم بود و برای کنکور آماده میشدم … اون موقع من با پدرم زندگی میکردم مادرم وقتی من هنوز پنج سالم بود طلاق گرفته بود و یک سال بعدش دوباره ازدواج کرده بود و من دیگه ندیدمش ولی پدرم دیگه ازدواج نکرده بود و با کمک پدربزرگ و مادربزرگم منو بزرگ کرده بود … پدرم نظامی بود درجه دار سپاه بود و خانواده اش هم در ظاهر مذهبی و متعصب بود برای همین من هم مجبور بودم در ظاهر شبیه اونا باشم ولی خیلی زود با دیدن فیلم ها و داستان های گی کامل متوجه تمایل و حسم شده بودم ولی بخاطر ترس از گناه و عذاب وجدان و … سعی می کردم این حس ام رو درونم از بین ببرم ولی هرچی تلاش میکردم نه تنها کمتر نمیشد بیشتر و قوی تر میشد تا بالاخره با تجربه کردن لذت یک سکس همه تمایل و علاقه من شد
من اون سال برای کنکور درس میخوندم و درسم هم بد نبود ولی پسر عموم علیرضا یکی دوتا درس تجدید گرفته بود و قرار بود من کمکش کنم … برای همین هر روز عصر تا شب خونه ما می اومد و شب برمی گشت که یه شب بخاطر اینکه بابام قرار بود شب خونه نیاد اون هم با خونه شون هماهنگ کرد و شب موندنی شد … شب بعد شام خوردن باز هم یه کم درس خوندیم که علیرضا گفت خسته شده و منم قبول کردم دیگه ادامه ندیم و فیلم ببینیم … یه فیلم زبان اصلی با کامپیوتر پلی کردم و شروع کردم با هم فیلم دیدن … فیلم یکی دوتا صحنه کوتاه داشت که وقتی اون سکانس های صحنه دارش رسید حس کردم علیرضا خیلی حشری شده و کیرش که کامل از زیر شلوار مشخص بود راست کرده رو می مالید … با دیدن این صحنه منم تحریک شدم و دلم میخواست کیر علیرضا رو ببینم و حتی براش بخورم ولی جرات نکردم چیزی بگم و کاری بکنم … فیلم تموم شد و هیچ اتفاقی نیفتاد ولی هر دو تامون حشری شده بودیم … موقع خواب روی تختم نخوابیدم و جای خواب خودم و عليرضا رو کنار هم پهن کردم بخاطر اینکه لباس راحتی های من برای علیرضا اندازه نبود بهش پیشنهاد دادم با لباس زیر بخوابه ولی قبول نکرد و گفت خجالت میکشه برای اینکه راحت باشه چراغ رو خاموش کردم و خودم هم لباس هام رو درآوردم و فقط با یه شورت خوابیدم… علیرضا هم بعد از من لباس هاش رو درآورد و با شورت تو رختخواب خوابید … با اینکه برق رو خاموش کرده بودم بخاطر نوری که از پنجره وارد شده بود بدن علیرضا رو تیره و تار می دیدم و مهمتر اینکه متوجه شدم هنوز کیرش راسته … نیم ساعت گذشت و من از فکر کیر علیرضا خوابم نمی برد و دلم میخواست با دستم لمسش کنم … اونقدر حشری شده بودم که ترس و عقل در برابر شهوت از بین رفته بودن … خودم رو به علیرضا نزدیک کردم و جوری که فکر کنه اتفاقی بوده دستم رو سمت کیر علیرضا بردم علیرضا به پهلو رو به من خوابیده بود هرچی تلاش کردم کیرش رو حس نکردم کیرش خوابیده بود و بخاطر هیکل بزرگ و شکم چاقش مشخص نبود … برای همین بی خیال شدم و منم به پهلو ولی پشت به علیرضا خوابیدم و کونم رو تا جایی که امکان داشت عقب دادم و هر چند دقیقه به سمت علیرضا کونم رو فشار می دادم تا کیرش راست بشه … و خیلی زود موفق شدم بزرگ شدن کیر علیرضا روی کونم حس میکردم و خیلی زود کامل راست شد سفت مثل سنگ … کیرش لای کونم افتاده بود و بعد از اینکه چند بار دیگه من کونم رو سمت کیرش فشار دادم علیرضا هم شروع به فشار دادن کیرش لای پای من کرد … فهمیدم بیداره و اون هم دلش میخواد نمیخواستم این فرصت رو از دست بدم آروم شورتم رو تا زانو پایین کشیدم و با آب دهنم سوراخم رو خیس کردم چند لحظه بعد کیر علیرضا رو دم سوراخم حس کردم اون هم کیرش رو از توی شورتش بیرون آورده بود و آماده داخل کردن کیرش تو سوراخم شده بود … کیرش کلفت بود و هرچی فشار میداد داخل سوراخم نمی رفت … بعد چند دقیقه تلاش برای داخل کردن کیرش وقتی موفق نشد منو به شکم خوابوند و روی من خوابید و کیرش رو بعد تف مالی دم سوراخم تنظیم کرد و با فشار داخل سوراخم جا کرد و تا ته داخل سوراخم فرستاده بود درد خیلی زیادی لحظه اول تحمل کردم و یه آخ بلند گفتم و خواستم از زیرش فرار کنم ولی محکم بغلم کرد و روی بدنم خوابید که هیچ جوری نمی تونستم تکون بخورم و زیر گوشم گفت ببخشید چند دقیقه تحمل کن دردش آروم میشه منم جواب دادم باشه و هرجور بود تحمل کردم تا دردش کم شده بود و علیرضا هم آروم آروم شروع به تلمبه زدن کرده بود … با تلمبه های عليرضا بهترین لذت عمرم رو تجربه کردم … کم کم دیگه دردی نداشتم و علیرضا راحت تلمبه میزد و من زیر کیرش با ناله گفتم ای جونم … علیرضا که متوجه شده بود من دیگه درد ندارم و زیر کیرش حال میکنم حشری تر شده بود و محکم تر تلمبه میزد و می پرسید خوشت میاد ؟ با کیرم حال میکنی ؟ خوب میکنمت؟ کیرم رو دوست داری ؟ منم جواب هر سؤالش با لذت میگفتم آره… و با هر جواب مثبت من علیرضا حشری تر میشد و تا اینکه پرسید آبم داره میاد کجا بریزم ؟ منم گفتم بریز تو کونم ، دلم می خواد آبت رو تو کونم بریزی تا کونی ات بشم و از جوابم علیرضا خیلی حال کرد و بعد از دو سه تا تلمبه محکم کیرش رو تا ته تو کونم فشار داد و محکم منو بغل کرد و با یه نعره بلند با فشار زیاد تو کونم ارضا شد … نبض زدن کیرش موقع ارضا و داغی آب کیرش رو کامل حس میکردم و هرچی آبش با فشار خالی میشد تموم نمیشد … منم همون لحظه زیر کیر علیرضا ارضا شدم … بعد از اینکه کامل ارضا شد و کیرش داخل سوراخم میخوابید از روی من بلند شد و کنارم خوابید نیم ساعت تا یک ساعت استراحت کردیم علیرضا از جاش بلند شد و بهم گفت خيلي خوب بود ممنونم اگه میشه من دوش بگیرم بعد بخوابم منم بهش گفتم من هم خیلی حال کردم ممنونم بیا باهم بریم حموم دوش بگیریم بعد بخوابیم … علیرضا هم قبول کرد و باهم حموم رفتیم … تو حموم دوتایی لخت بودیم آب گرم رو تنظیم کردم و به علیرضا گفتم بیا تا من خودم رو تمیز میکنم دوش بگیر و بعد برای تمیز کردن سوراخم سرویس بهداشتی رفتم وقتی برگشتم علیرضا هنوز زیر دوش بود من هم کنارش زیر دوش رفتم و کیرش رو با دستم گرفتم و بهش گفتم چه کیر خوبی داری خیلی حال کردم علیرضا که از حرفم خوشش اومده بود گفت توهم کون خوبی داری از کون دختر بهتره … جواب دادم از این به بعد مال خودته هر کاری دوست داری باهاش بکن راست شدن دوباره کیر علیرضا رو تو دستم حس میکردم بدون هیچ حرفی جلوی پای علیرضا زانو زدم و کیر علیرضا رو جلوی دهنم گرفتم و به علیرضا نگاه کردم که علیرضا هم با گذاشتن دستش روی سر من و فشار دادن سرم به سمت کیرش اجازه داد براش ساک بزنم و کیرش رو تا ته تو دهنم کردم و هر جور می تونستم براش ساک میزدم و هر چند دقیقه که خسته میشدم علیرضا تو دهنم تلمبه میزد . … از گاییدن دهنم و ساک زدن من علیرضا خیلی حال کرده بود و بعد یه ربع گفت کافیه دوباره میخوام بکنمت روی سکوی داخل حموم خوابیدم و پاهامو بالا گرفتم تا وقتی منو میکنه صورتش رو ببینم با روغن بچه کون من چرب کرد و تا ته کیرش رو داخل سوراخم فرستاد و این بار دردش خیلی کمتر بود و زودتر شروع به تلمبه زدن کرد … این بار هم با پرسیدن سوالهای قبلی و شنیدن جواب های مثبت من بیشتر حشری میشد و خیلی محکم تو سوراخم تلمبه میزد تا جایی که با هر تلمبه پرتاب میشدم سوال هاش هم حشری تر شده بود می پرسید کونی من کیه ؟ کیرم رو میخوری ؟ آبش رو هم میخوری ؟ و منم جواب هایی می دادم بیشتر تحریک بشه حتی بهش خواهش میکردم منو بکنه… سوراخم رو جر بده . همیشه منو بکن و آبت رو تو کونم بریز من زنتم و دوست دارم ازت حامله بشم که کامل علیرضا رو مست کرده بود و با قدرت تلمبه میزد و بخاطر اینکه بار دوم میخواست ارضا بشه این بار بیشتر طول کشید زیر کیرش و تلمبه هاش ناله ام در اومده بود که بعد نیم ساعت دوباره تا ته کیرش رو تو کونم فشار داد و با یه نعره بلند تو کونم ارضا شد و منم مثل دفعه قبل با ارضا شدن علیرضا منم ارضا شدم … بعد. از اینکه خودمون رو تمیز کردیم و دوش گرفتیم رفتیم بخوابیم ساعت دو و نیم بود و از خستگی نفهمیدم کی خوابم رفت صبح ساعت ۹ صبح بیدار شدم و علیرضا رو بیدار کردم و گفتم بیدار شو مدرسه دیر شده … علیرضا با استرس بیدار شد و گفت عجله کن بریم که من بهش گفتم دیگه خیلی دیر شده بابام هم تا عصر نمیاد امروز مدرسه نمیریم خونه بهت درس میدم علیرضا هم با لبخند قبول کرد و گفت قبلش یه صبحونه بخوریم تا عصر جون داشته باشیم … اون روز تا عصر دو بار دیگه به علیرضا کون دادم و بعد از اون روز هر موقع فرصتی پیش می اومد علیرضا منو میکنه حتی بعد از اینکه ازدواج کرد باز هم چند بار کرده … علیرضا اولین نفری بود که منو کرد و تعداد زیادی تا الان این لذت رو تجربه کردن که در ادامه براتون تعریف میکنم…
نوشته: متی