اسمم بهزاده و26 سالمه نه لاغرم نه چاق اما بر عکس 99% بچه ها که داستان مینویسن نه مانکنم نه قدم 190!!! کارم جوریه که با زن و دخترا کلا زیاد سر و کار داریم واسه همین از برکت همین کار بیشتر وقتا کسی رو واسه دوستی مخصوصا سکس داشتم.
چند ماه پیش بود که یه خانومی زیاد میومد سر کارم مشتری هر روزمون بود با یه دختره کوچیک خیلی خوب بود خیلی (البته از نظره من) خوشگل بود، آروم با شخصیت خوش هیکل. به دسته چپش خوب نگاه کردم خدا رو شکر حلقه نداشت پس یه کم خیالم راحت شد بعد یه مدت باهاش هم صحبت شدم از کار و زندگی و… گفت با دخترم زندگی می کنک منم خر کیف شدم بالاخره دلمو زدم به دریا و ازش شماره خواستم اونم اون روز شمارشو نداد خیلی بهم بر خورد فرداش که اومد سر سنگین بر خورد کردم تا گذشت… یه روز اومد و خودش شمارمو خواست گفت یه مشکل پیش اومده باید باهات حرف بزنم. منم این بار یه کم ناز کردم اما از خدام بود. فرداش که رفتم سر کلاس دیدم زنگ زد اومدم بیرون گفت یه مزاحم دارم که می خواد اذیتم کنه از کرمانشاه می خواد بیاد دنبالم… بهش گفتم کرج کجا کرمانشاه کجا یه کم چرت و پرت گفتم اونم گفت سبک شدم باهات حرف زدم!!! خلاصه زنگ و اس ام اس ادامه داشت تا بحث کشید به دیداره حضوری…
راستی اون 29سالش بود تقریبا 3سال از من بزرگ تر… گفتم بیام خونت گفت: نمیشه صاحب خونه طبقه پایین زندگی میکنه آخه خونش آپارتمانی نبود. گفتم باشه بعد از ظهرا خونه ما خالیه تو بیا… تا روز موعود رسید!!!
اومد و منم در وا کردم وایییییییییی چه تیریپی!!! باورم نمی شد خودش باشه چه خوش تیپ کرده بود من که می دونستم واسه چی دعوتش کردم سر و ته قصیه رو با دو تا رانی حل کردمو دستشو گرفتم بردمش تو اتاقم استرس داشت باید آرومش می کردم رو تخت خوابیدم و ازش خواستم بهم اطمینان کنه… خداییشم قصدم دوستی بو البته همراه با سکس… از لباش شرو کردم خیلی سرد بر خورد کرد می خواستم بگم جمع کن برو اما دلم نیومد لباساشو در آوردم به جونه خودم کف کردم قسم می خورم تو عمرم به جز تو فیلما همچین بدنی ندیده بودم چه سینه هایی چه کسی… پیش خودم گفتم این چه قدر خره که اومده زیره من بخوابه
انصافا کف کردم شرو کردم به خوردن سینه هاش چه حالی می داد دیدم اونم کم کم داره همراهی می کنه (یخش وا شد) کیرمو گرفته بود تو دستاشو بازی میکرد منم داشتم سینه هاشو می خوردم یه کم بدنشو لیس زدمو اومدم پایین چه کسی داره این بشر سفید و تپل انگار نه انگار یه دختره 7ساله داره شروع کردم به خوردن اونم داشت آه، اوووووووه می کرد!!! دیدم کاری نمیکنه خودم برگشتم کیرمو گذاشتم لب دهنشو خودمم دوباره کس وکونش و می خوردم وقتی سوراخ کونشو می خوردم اونم کیرمو گاز می گرفت انگار که خیلی حساس بود بعد چند دقیقه یه کاندوم از زیره تخت برداشتمو کشیدم رو کیرم اومدم رو تخت خوابیدمو گفتم بیا بشین روش تا اومد نشست حس کردم کیرم داره میشکنه واقعا کیرم درد گرفت گفتم چفدر تنگه گفت 2سال بیشتره که سکس نکردم در ضمن کیر شوهرم کوچیک بود (کیر منم بزرگ نیستا ام کوچیکم نیست) خلاصه شروع کردم به کردنه سمیه خانوم اونم قربون صدقمون میرفت مثلا… کاندوم تاخیری بودو منم بدون استرس یه 15دقیقه ای کردیمش هر مدلی به ذهنم رسید کردمش بعد یه ربع که گذشت کاندوم رو کشیدمو برش گردوندم فهمید گفت نه اما مگه می شه آقا بهزاد سکس بکنه اما از کون نکنه ما پسرا کارمون رو خوب بلدیم!!!
یه تف زدمو تا دسته کردم تو اصلا دیگه حاله اینو نداشتم که یواش بفرستم اونم درد می کشید اما جیکش در نیومد. خلاصه من نامردی نکردمو با تمامه قدرت می کوبیدم تا آبم اومدو همشو تو کونه اون بد بخت خالی کردم. بوسش کردمو گفتم دیرم شده حاضر شدیم رسوندمش تا نزدیکای خونشونو خودم رفتم سرکار…
اما وقتی رفت گفتم نباید اینو از دست بدم باید نگهش دارم ساعت طرفای 10شب بود هیچ وقت اینجور موقع ها بهش زنگ نزده بودم چون تازه کارم تموم می شد و با دوستام میرفتیم بیرون. اما این بار فرق داشت باید بهش نشون می دادم که فقط واسه سکس نمی خوامش!!! (آره جونه عمم) زنگ زدم بهش شروع کردم به تشکر کردن بابته اینکه امروز اومده پیشم و معذرت خواهی که واسه اولین بار که اومد بهش رحم نکردم که یه دفعه صداش قطع شد و به یکی سلام کرد بعد 1دقیقه گوشی رو گرفت دستشو گفت شوهرم اومد!!! فعلا بای گفتم چی شوهرت؟؟؟ که دیدم قطع کرده… اعصبم خورد شد عذاب وجدان بود چه کوفتی بود اومد سراغم حاله هیچی رو نداشتم. از فرداشم دیگه جوابشو اصلا ندادم… ببخشید بد تموم شد
Id: Behzad_ronaldinho
نوشته: بهزاد
19 پاسخ به “نامرد نگفته بود شوهر داره”
تو مگه رو مردی اون حساب کرده بودی که حالا میگی نامرد؟؟ اون آدم نبوده که مرد باشه یا زن وقتی دیدی بچه داره چرا نپرسیدی؟ وقتی همه جا و در هر حالی دنبال یکی میگردین واسه دوستی (سکس) خب معلومه نتیجه این میشه دیگه .این دفعه برعکس شده خانم از شما استفاده کرده هه هه. حقته حالا بکش به قول خودت عذاب وجدان یا …
نمینوشتی بهتر بود. افتضاح بود
این داستانو نوشتی چون با زن شوهر دار بود آخرش اینو نوشتی که فحش نخوری
چه کیری خوردی ااونم از یه زنآبرو همرو بردیولی یادت باشه هیچوقت سراغ زن شوهردار نری
عذاب وجدان نگیر اون خودش خواسته امده پیشت
تقصیر تو نبود اون خودش می خواست تو هم بهش فکر نکن بی خیالش شو
خسته نباشید عزیز!!! خوب بود خوشم اومد!!!
بيچاره اسمش نگذار عذاب وجدان بگو بدبختي كه در پيش است چكار كنم شوخي نمي كنم من خودم زخم خورده يا كه بهتر بگم فريب خورده همين افراد هستم خيلي سخت كه باهاش كنار بيايي ولي با توكل به خدا ميشه كاريش كرد سعي كن همين يك دفعه باشه
آخه کسکش مگه حتما یارو باید حلقه داشته باشه ننتو گاییدم با این داستانت
B) از این بهتر نمیشه. سکس با زن شوهر دار من که خوشم اومد. در ضمن اگه واقعا کسش تنگ بود خوتو ناراحت نکن چون اونی که اومد شوهرش نبود. از دستش نده دوباره بهش زنگ بزن.
man k aslan khosham nayoomad.taze zane kire shoharesh k andaze kire fenche chetor kire to yehoee ta tah raft too koonesh???in vasam ajibe agh behzad:-)ama nazaram ine joz khaharo madare khodet harkasi kharid bokonesh.hata zzane ahmadi nejad.aslan azab vejdan nadashte bash.
طوری داستانو گفتی که مثلن نمیدونستی و کردیش؟؟ سر دوستیو اون باز کرد اومد خونت با اکراه و سرد رفتار کرد اونوقت؟ نپرسیدی شوهر داره؟ من بچه کرجم مغازت کجاست ؟ یا می خوای بگی جمع کردیش؟ آخه چی بگم بهت آدم بیوه باز با نگاه اول می فهمه شوهر داره یا نه ! داستانه اولیتم اینقدر تعریفی نبود!!! لااقل قسمت سکسی خوب می نوشتی که اونم ریدی !! می خواین نو آوری کنین فحش نخورین ؟؟؟
agha damet garm kesi ke mide ro bayad kard
azizam faghat hamino begamman harkudum az gf hamo ke az kun kardam, (tahala az kos nakardam chon hamashun parde dashtan) dafe aval hargez nashode bokonamkiramam 18 santeo koloftish 4santekheili kheiliam gonde nis ke begim kheili koloftehamisheham dafe aval geryashun dar miumadenemidunam shoma chejuri yaho ta daste kardid!kiram tu maghzo takhayoletane durugh gu
من سوالم اینه که چرا برای داستان نویسی میان خاطره نویسی میکنن جالب اینجاست که حتی قادر به نوشتن داستان یا خاطره از روی تخیلات خودشون هم نیستن اگر داستان یا خاطره مینویسید نسبت به موضوع خودتون باید خواننده رو جذب جاده داستان کنید نه اینکه همون اول با نوشتهاتون بزنید به جاده خاکی حتی اگه از تخیل مینویسید مخاطب رو تشنه دنبال خودتون بکشید تا آخر داستان نه اینکه همون اول طرفو مجبور به نظر دادن بکنید . من هر چند در این ژانر تا به حال داستان ننوشتم ولی تا چند روز دیگه میخوام براتون یه داستان زائیده تخیلاتم رو بنویسم شاید خوشتون بیاد به محض آماده شدن براتون میفرستمموفق باشید ( کوچولو موچولو )
1نکته واس من بسیار جالبه1سری از دوستان قبلا بارها میومدن زیر داستانای سکس محارم و خیانت میگفتن دیگه پای داستان سکس محارم و خیانت نظر نمیدن!گویا همچنان اصرار دارن بگن پای این داستانا نطر نمیدن،اونم دقیقا کجا میگن این حرفو؟پای اینجور داستاناجل الخالق،این دیگه چه جورشه؟
به نظرمن میدونستی که شوهرداره ولی به خاطراینکه توکفش بودی خودتو به خری زدی ، ولی اینجور زنارو باید تیمی گایید تادیگه به شوهراشون خیانت نکنن.شوهرش 2سال بودباهاش کاری نکرده بود،خاکتوسره همچین شوهربی عرضه ای،حق همچین مردایی همینه،تونیازشو برطرف کردی ،این خودش ثواب داره
kos kholi azizam hala kardi noshe joonetboro bokon narahat nabash khodeh midhe beu hich rabti nadareh
وقتی 1 زن یا مرد که متاهل هست خودش می خواد که با کسی بجز همسرش سکس کنه دیگه تقصیر از کسی نیست همه سکس رو دوست دارن هرکی هم میگه نداره یا کسشر میگه یا مشکل جنسی داره دوطرف راضی گوره پدره ناراضی