یه هفته بعد گوشي رو برداشتم و نوشتم “سلام” اونم جواب داد “سلام” دست و پام داشت میلرزید، بعد من يه اس دادم ك خيلي ميترسم ميشه زنگ بزنی؟آخه ترسیدم خود علی باشه امتحانم كنه،اونم جواب داد كه “الان نمیتونم باشه بعدازظهر”بعد ازظهرش زنگ زد و مطمئن شدم كه خودشه.یواش یواش باهم راحتتر شده بوديم،روزی چندتا اس و چندروز یه بار زنگ، تا یه هفته رابطه ما يك طرفه بود و هميشه تا اون ندا نميداد نه زنگ ميزدم نه اس.بعد كار به جاهای باریك و اس های سكسی هم رسیده بود،آخرش دلمو زدم به دريا و بهش گفتم ك ميخوام ي قرار حضوري بذاريم،اونم قبول كرد كه وقتی اومد بیرون خبرم كنه تا همدیگه رو ببینیم،ولی میترسيد آخه خانواده باباش خیلی مذهبی و حساس بودن و اونم كه دو سه ماهی بود بيوه شده بود و به فول خودش خیلی تو چشم بود، یه روز اس داد ” علی پنجشنبه میره تهران،میای؟”تو كونم عروسی بود،بعد آمار داد كه فقط خودشه و پسر كوچكش كه ٧ سال داشت، اون شب تو انتظار پنجشنبه یكی دو باری كف دستي زدم، دو سه شب بعد خونش خالي شده بود ك زنگ زد و منم نزديكاي 12 رفتم تاكوچشون خلوت باشه.باترس و لرز رفتم جلو در و داخل شدم،خونشون ویلایی بود، كنار در رو برام باز گذاشته بود، ولی باز قسمت سختش همون داخل شدن به حیاط بود بدون اینكه كسی نبینه.خلاصه رفتم داخل بعد از سلام و احوال پرسي نشستم رو مبل و اونم كنارم نشست،برام شربت و شكلات آورده بود و باز دمش گرم مشغولم كرده بود،راستش داشتم از خجالت میمردم،بعد اینكه یه كم لاس زدیم دیدم یواش دستش رو گذاشت رو شلوارم و با كيرم ور میره،منم دیگه حشري شده بودم و یه كم هم استرس داشتم،راستش هم پسرش تو حال خوابیده بود هم میترسيدم كسی بیاد،یواش یواش شروع كردم به خوردن لباش و اونم داشت زبونش تو دهنم بازی میداد،منم مثل ندیدبدا لبش با حرص و ولع میخوردم و همزمان بادستم سینه هاش رو بازی میدادم،بعد بلند شد یه جا انداخت و خوابیدیم زمین تا با خیال راحت تری حال كنیم،هردو لخت بغل هم بودیم و من سعی میكردم كم نیارم-آخه هم سن مادرم بود (خداییش خوب مونده بود!) و خیلی هم وارد بود،منم اسپری زده بودم تا حالت خروسی پیش نیاد،اول یه ساعتی فقط چسبونك بازي و لب بود،پوزيشن 69 و سگی وسرپا وخلاصه همش فول بود،اون دوبار ارضاء شد. ولی من آبم نمیومد وكفری شده بودم،آخرش پاهاشو انداختم رو شونه هام و یه بالش زیر كمرش و بعد از كلی تلمبه آبم اومد،اونم گفت كه بریزم تو كسش،منم از خداخواسته این كار كردم،صبح هم بلند شدم و رفتیم حموم تا یه حالی كرده باشیم وغسل كنیم،هوس كون زده بود سرم.به زور تونستم راضیش كنم،اولش با انگشت توسوراخ كونش كردم تا جا باز كنه،بعد سركيرم كردم داخل اولش دردش گرفته بود و داشت آخ و داد میكرد،،، ولی بعد كه راه افتاد فقط قربون صدقم میرفت و منم بیشتر تحریك میشدم و ریتمم رو تندتر كردم تا آبم اومد ریختم رو كمرش، واقعا تو آسمونا بودم اون لحظه،بعد هم كه دوش گرفتم و اومدم بیرون،بعد از اون روز چندبار هم باهم سكس داشتیم ولی حوادث جوری رقم خورد كه دوستم همه چیز فهمید و زندگیم تباه شد ،بقیه اش دیگه دراز نویسیه،كاش این حرف حافظ توگوشم مونده بود(ترسم كه در غم ما اشك پرده در شود…)
نوشته: lonely
15 پاسخ به “من و مامان بیوه دوستم”
همون دو متر قدش تو کونت.
بشکنه کیری که باسه رفیق و ناموس رفیق بلند میشه
به قول خودت تف به ذاتت…خیلی باحالی کثافت آشغال درست مثل خودم… <):)
(|: (|: شلام بر نویشنده تخمی تخیلیای دوشتان این داشتان ها را نخونیدبه مغژتون فشار نیارید همش چرت بوداین نوشینده در حالی که یک عکس شکشی دیده نششته پا pشی فیلتر شیکن را باز کرده امود google سرپ کرد shahvani (چون قبلا دیده بود همه میان این جا کش شعر مینویشن ) اومد و زد رو ارسال داشتان ( حالا این داشتان نیشت که …) کش شعرا در حال جق ژدن مینوشت که چرندیاتی از مغز(مغز که نه چلغوژژ) می پرید بیرون اشتفاده کردحالا تو اشمون رفتی مواظب باش تو خلا خفه نشی
چه بامژهاينجا همه چیز داره.برام جالبن.از داستان اصلآ خوشم نيومد.ناراحت نشو خو چیکارکنم؟اصلن جالب نبود.چون دلت نشکنه اشکال نداره قول بده کاربدنکنی بای
خیلی کسوشعر بود اصلا حال نکردم
~X( ~X( khobe badak nist
وای این kolbe98 چقد با مزست. مردم از خنده. خونت آباد خیلی باحالییییییییی
Chakhani bish nabod
٢متر قدش بود؟ اندامھای قشنگی داشت ؟ یعنی چی آخە
in kolbeh che mikoneh?ziad sakht nagir, ye kam neveshtehato moror kon bebinchi dari migi, aslan mafhoom ronamirasooni…!!لطفآ اون امضاء ت که با فرهنگ جنوبیا نامآنوسه روحذف کن، استدعا دارم.ببخشید قصد پند واندرزت رو ندارم اما وجهه خودتوخدشه دار نکن…!!دوستت دارم.
تو هم کسخلی ها…به اون بیچاره فحش میدی؟هر چند داستانش کس شعر بود.تو هم مثل آخوندا فکر میکنی تا توش نکنی گناه نداره؟؟جیرفتم دیدیم هیچ پخی نیستن فقط هارت و پورت دارن
ارواح کونت kolbe 98 -تو اگه با بازیگرا سکس داشتی اینجا دور کیر من نمیگشتی اخمخ کیر گوز مافنگی.
باید رفیقتم میکردی
وقتی تو 25 سالت بوده و مادرت و اون خانم 37 سالش بوده یعنی 12 سالگی زائیده چرت ننویس