سلام به همه دوستان بکن تو میخوام یکی از خاطره هام رو براتون بگم عین واقعیته فقط اسم ها مستعاره .من امیرعلی ۲۹ ساله قد ۱۸۰ وزنم ۷۲ بدنساز و اینکه خیلی به ورزش علاقه دارم و اصلیت جنوبی هستم و ساکن تهران خرداد ماه دو سال پیش یه خانواده مذهبی اومدن همسایه ما شدن که یه دختر ۲۴ساله به اسم نازنین که دانشجو بود و یه پسر ۱۹ساله به اسم حسین داشتن که سرباز بود این خانواده به شدت مذهبی بودن از اونایی که همه راهپیمایی رو شرکت میکردن یه روز که از بیرون اومدم خونه دیدم نارنبن خانم پشت در هستن جریان از این قرار بود که میاد بره سوپرمارکت کلید پشت در جا میمونه من رسیدم دیدم رو پله نشسته ناراحت سلام دادم حال احوال گفتم چیزی شده گفت کلید پشت در جامونده کسی هم خونه نیست گفتم بفرمایید خونه پیش خانواده تا میان گفت نه مزاحم نمیشم دوبار گفتم دیدم که گفت نه ولی معلوم بود از اون شیطوناس ولی رو نمیکرد گفتم پس صب کن بکاری کنم ایشالا جواب بده خیلی هاتون میدونید این درب های ضد سرقت اگه در قفل نباشه با کارت راحت باز میشه منم ک از قبل تجربه داشتم یه بطری نوشابه رو بریدن و تا کردم از پایین در کشیدم ب بالا باز شد خیلی هم تشکر کرد دیگه هر بار همو میدیدم خیلی حال و احوال گرم میکرد و حرف میزدیم البته جلو خانوادش نگا هم نمیکرد ولی خب اکثر روزا تنها بود پدرش سرکار مادرش هم هم تو بسیج وهم مسجد برادرشم ک سرباز بود شهرستان یه روز تو پارکینگ دیدمش گفتم تنهایی اکثر وقتا گفت آره منم فرصت و غنیمت شمردم گفتم شماره منو داشته باش کاری داشتی بگو اونم زد تو گوشیش تو واتساپ استوری هام سین میزد یکیشون ریپلای کرد عاشقونه بود نوشته بود چقدر خوبه دیگه سر صحبت باز شد و حرف زدیم گفت خانوادم گیر میدن نمیذارن برم پیش دوستام روم زوم هستن بعد حرف زدیم گفت خیلی شما خوبین گفتم لطف دارید شما هم خیلی خوبین کاش یدونه دختر عین شما تو زندگیم بود و گفتم از شما خوشم اومده سرتون درد نیارم باهم رل زدیم دیگه شبا سر صحبت و باز کردم کشوندم ب سکس و این چیزا دیدم اصن یوبس هیچی نمیدونه ولی خوشش میومد منم اطلاعاتم خوب بود یه شب گفتم فک کن بغل هم هستیم بدون لباس داریم لب بازی میکنیم و اینا بعد چند دقیقه ک حرف زدیم و عکس و فیلم و گیف فرستادم گفت یجوری شدم فهمیدم حشری شده خیس کرده گفتم دست بزن ب واژنت ببین خیسه ک گفت خیلی گفت چرا اینطوری شدم گفتم این خیلی خوبه وقتی آدم تحریک بشه اینطوری میشه دیگه ادامه دادیم تا یدفعه گفت خیلی حالم بده گفتم بمال تند تند یدفعه دیدم وسط چت آنلابنه ولی پی ام نمیده فهمیدم ارضا شده بعد چند دقیقه پی ام دادم گفتم نارنبن گفت جان گفتم چی شدی گفت نمیدونم یهو لرزیدم همین منوال ادامه داشت دیگه قشنگ فهمیده بود همه چیزو تا اینکه قرار شد فردا مادرم اینا برن تا خونه دختر عموش سمت شریف آباد به نازنین گفتم فردا مادرت کجاس گفت پایگاه بسیج مراسم دارن مسجده تا شب گفتم رسیدی دم در رنگ بزن منو در خونه باز میذارم در ورودی رو کلید داشت منم با یه شورتک و رکابی تا رسید گفتم بریم تو اتاق کیف و گذاشت تا وارد اتاق شدیم چسبوندمش ب دیوار لب بازی محکم گرفتمش اونم یخوردع خوردم لباشو موتورش روشن شد دستم گذاشتم رو کونش بعد آووردم رو کوصش از رو لگ نالش در اومد دیگه دکمه های مانتوشو باز کردم زیرشم تیشرت اینم بگم قد نارنبن ۱۷۰ وزن نزدیک ۹۰ سایز سینه ۸۰ کونش هم گنده ولی زیر چادر معلوم نمیشد سفید مث برف لگشو در آووردم همینطور سرپا دست کردم زیر شورت یجور خیس کرده بود تا سوراخ کونش رفته بود دیگه رفتم رو تخت شروع کردم خوردن گردن بعد سینه هاشو میخوردم اینقدر حشری بود بی تابی میکرد بعد روناشو ساقشو مالیدم و لیسیدم تا مچ پا اینم بگم من خودم فیتیش پا دارم جورابشو در نیاورده بودم مچ پاشو خوردم جورابشو در آووردم ولی حسابی پاش عرق کرده بود کتونیش از این ایرانیا بود منم ک خوراکم پای سفید گوشتی با کف قرمز حسابی خوردم و لیسیدم بعدش اون پاشو اومدم بالا شورتشو در آووردن شروع کردم کوصلیسی بعد سه چهار دقیقه دیدم لرزید و شد برعکس خیلی خانما ک ارضا میشن نمیاد بیرون واسه این اومد ی مقدار بعد بغلش کردم بوسیدمش آروم شد ولی همچنان حشری بود دوباره مالیدن گفتم نوبت توسعه دیوونم کنی شروع کرد از گردن ب پایین خوردن برام منم ک عاشق اینم یکی سینه هامو بخوره بعد رفت سراغ کیرم با اینکه رابطه اولش بود چ ساکی میزد خب زیاد فیلم براش فرستاده بودم بعد ساک زدنش گفتم شصت و نه بشیم بعدش رسید نوبت ب کردنش گفتم دراز بکش شروع کردم چاک کونش لیسیدن با سوراخش بعد انگشت کردن رفتم کرم آووردم انگشتش کردم چند دقیقه اول ی انگشت بعد دو انگشتی سرشو گذاشتم دم سوراخش تا فشار دادم گوزید دردشم اومد همین ک گوزبد گفتم جووون ولی خجالت کشید ولی بهش گفتم خجالت نکش نازی من خیلی تحریک شدم تا اینکه یهو تا ته کردم یهو دوباره گوزبد گفت در بیار گفتم صب کن الان اوکی میشه گفت درد دارم گفتم در بیارم بدتره ی نمه ک آروم شد شروع کردم تلمبه زدن اینم بگم قبل شروع سکسمون یه نصف قرص ب۲ انداختم بعد در آووردم گفتم برگرد لنگاتو هفتی باز کن کردم توش هم میکردم هم سینه هاشو میمالیدم و میخوردم اونم حشری شده بود بهش گفته بودم من عاشق حرف زدن تو سکسم حرفای سکسی ناله و…گفتم خود حرف زدن خیلی تحریک کنندس تلمبه میزدم ناله میکرد جوووون چ کیری پارم کن جرم بده تا اینکه حس گرفتم بهش گفتم حس گرفتم اونم ناله میکرد میگفت آب میخوام آب داغ تو آب مردونگیتو گفتم نازی تا گفتم میخوام بشم منو محکم بگیر تلمبه میزدم و لب بازی گفتم میخوام منو محکم گرفت پاهاشو حلقه کرد دور کمرم منم خالی کردم تو کونش تا ریختم گفت جوون چ داغههه قربون صدقم میرفت فدات بشم مرد من نفس من بعدش چند دقیقه روش بودم بعدش پا شدم اونم پا شد ی فشار آوورد ب سوراخش زد بیرون نصف آبم از کونش بعدش خواست بره دستشویی گفتم با دستمال بگیر نریزه رو فرش .دیگه تا مدت ها برنامه همین بود اونم بهش مزه کرده بود و اینکه هورنی بود . امیدوارم که خوشتون اومده باشه مرسی از وقتی که گذاشتید و خوندید.🌹
نوشته: امیرعلی
4 پاسخ به “منو دوست دختر مذهبیم نازنین”
نمیدونم راسته یا نه اما خیلی با عجله نوشتی بدون جزئیات خاصش
تصور دختر خانم ۱۷۰ قد با ۹۰ کیلو وزن ،پستون ۸۵ اگه آدم یاد خر شرک نیفته حتما فیونا زن شرک میاد جلو چشمت
کیرم؛توکوس وکون نازنین.
واقعی بود مشخصه اما نتونستی اونجور که باید تعریف کنی