سلام
ابن داستانی که میخواستم بگم براتون عین حقیقته
چند هفته ای می شدش که یک آپارتمان کوچیک گرفته بودم و چون پولم کم بودش میخواسنم بدم رهن تو دیوار آگهی کردم خیلی ها زنگ می زدن بیاین بازدید منم دنیال مستاجر بودم که خانواده باشه یک شب داشتم می رفتم خونه یک خانمه زنگ زدش آخر وقت بود بیاد برای بازدید بهش گفتم اگه زود بیاین خسته ام میخوام برم گفت باشه پنج دقیقه طول نکشید آمدش و خاتم دید پسند کرد شروع کرد گفت من خانواده ام یک پسر کوچیک دارم و شوهرم ماموریته از این چیزها که گوش من این روزها پر بود همه مقدمه بودش که که بخواد تخفیف بگیره تو اجاره و آه و ناله کنه که من رحمم بیادش
منم گوشم از ابن حرفها پر بودش تا اینکه گفت شوهر نیستش و همش تهرانه هستش و من زن تنهام کسی رو ندارم رحم بیاد از این جور حرفها همین جور که داشت حرف می زدش هی شال شو باز می کرد یک مانتو جلو باز هم پوشیده بود که خط کس ش از رو ساپورت معلوم بود تابستوت بود چاک سینه اش هم انداخته بود بیرون
منم راست کرده بودم ولی اصلا فکر شو نمی کردم بخوام بگاییمش
همین جور که داشت اراجیف می بافت اومد جلوم گفت من شوهرم نیست به من محبت کنه من باید خودم همه کارها رو بکنم دستشو انداخت رو کیرم فهمیده بود راست کردم روش اولش با خودم گفتم شاید تله باشه خودم و کشیدم کنار از بالا نگاه کردم دیدم کسی تو ساختمان نباشه
اونم فهمید ترسیدم گفتش نگران نباش من تنهام دوباره اومد جلو کیرمو گرفت گفت اگه خونه تو بدی به من همش بیا کس بکن به جای کرایه ات یک کسی بهت بدم کییف کنی
گفتم تو اول ثابت کن چطوری کس میدی
چسبوندم به دیوار شروع کرد شلوار مو باز کردن گیرمو در آورد شروع کرد خوردن وای چی طوری ساک می زدش دوست داشتم آبمو خالی کنم تو دهنش
طاقت نیاوردم بلندش کردم ساپورتشو کشیدم پایین یک تف زدم با کسش سرپا سرپا گیرپ با فشار کردم تو کس ش یکی از من میخورد یکی از دیوار شروع کردم تلنبه زدن صداش تو خانه پیچیده بود بهش می گفتم چنده ساکت الانهمه می فهمن داری کس میدی اینجا
دوتا پاشو گرفتم تو بغلم همونجور که کیر تو کسش بود بردم رو اپن آشپزخانه پاشو دادم بالا کسش باز تر شده بود جر می دادمش
آبم داشتش میامد از اپن اوردمش پایین تاپشو دادم پایین رو سینه هاش ریختم بعدم دادم برام ساک بزنه حسابی آبم و در آوردش
پاشد گفت دیدیچیشاه کسی ام
تازه تو تشک ببینچی کار می کنم
حالا خانه رو میدی گفتم منم دیدم چی جنده ای هستش فردا درد سر میشه گفتم امشب که بنگاه تعطیله فردا زنگ می زنم بهت بریم قولنامه
اینجوری گفتم از خانه بیرونش کنم از فردا هم زدم بلاکش کردم جنده لاشی رو
ابن داستانی که میخواستم بگم براتون عین حقیقته
چند هفته ای می شدش که یک آپارتمان کوچیک گرفته بودم و چون پولم کم بودش میخواسنم بدم رهن تو دیوار آگهی کردم خیلی ها زنگ می زدن بیاین بازدید منم دنیال مستاجر بودم که خانواده باشه یک شب داشتم می رفتم خونه یک خانمه زنگ زدش آخر وقت بود بیاد برای بازدید بهش گفتم اگه زود بیاین خسته ام میخوام برم گفت باشه پنج دقیقه طول نکشید آمدش و خاتم دید پسند کرد شروع کرد گفت من خانواده ام یک پسر کوچیک دارم و شوهرم ماموریته از این چیزها که گوش من این روزها پر بود همه مقدمه بودش که که بخواد تخفیف بگیره تو اجاره و آه و ناله کنه که من رحمم بیادش
منم گوشم از ابن حرفها پر بودش تا اینکه گفت شوهر نیستش و همش تهرانه هستش و من زن تنهام کسی رو ندارم رحم بیاد از این جور حرفها همین جور که داشت حرف می زدش هی شال شو باز می کرد یک مانتو جلو باز هم پوشیده بود که خط کس ش از رو ساپورت معلوم بود تابستوت بود چاک سینه اش هم انداخته بود بیرون
منم راست کرده بودم ولی اصلا فکر شو نمی کردم بخوام بگاییمش
همین جور که داشت اراجیف می بافت اومد جلوم گفت من شوهرم نیست به من محبت کنه من باید خودم همه کارها رو بکنم دستشو انداخت رو کیرم فهمیده بود راست کردم روش اولش با خودم گفتم شاید تله باشه خودم و کشیدم کنار از بالا نگاه کردم دیدم کسی تو ساختمان نباشه
اونم فهمید ترسیدم گفتش نگران نباش من تنهام دوباره اومد جلو کیرمو گرفت گفت اگه خونه تو بدی به من همش بیا کس بکن به جای کرایه ات یک کسی بهت بدم کییف کنی
گفتم تو اول ثابت کن چطوری کس میدی
چسبوندم به دیوار شروع کرد شلوار مو باز کردن گیرمو در آورد شروع کرد خوردن وای چی طوری ساک می زدش دوست داشتم آبمو خالی کنم تو دهنش
طاقت نیاوردم بلندش کردم ساپورتشو کشیدم پایین یک تف زدم با کسش سرپا سرپا گیرپ با فشار کردم تو کس ش یکی از من میخورد یکی از دیوار شروع کردم تلنبه زدن صداش تو خانه پیچیده بود بهش می گفتم چنده ساکت الانهمه می فهمن داری کس میدی اینجا
دوتا پاشو گرفتم تو بغلم همونجور که کیر تو کسش بود بردم رو اپن آشپزخانه پاشو دادم بالا کسش باز تر شده بود جر می دادمش
آبم داشتش میامد از اپن اوردمش پایین تاپشو دادم پایین رو سینه هاش ریختم بعدم دادم برام ساک بزنه حسابی آبم و در آوردش
پاشد گفت دیدیچیشاه کسی ام
تازه تو تشک ببینچی کار می کنم
حالا خانه رو میدی گفتم منم دیدم چی جنده ای هستش فردا درد سر میشه گفتم امشب که بنگاه تعطیله فردا زنگ می زنم بهت بریم قولنامه
اینجوری گفتم از خانه بیرونش کنم از فردا هم زدم بلاکش کردم جنده لاشی رو
نوشته: مهرداد
32 پاسخ به “مستاجر جنده”
نمیدونم تو راست میگی یا نه ولی از این موارد خیلی زیاد دیدم
بیا پایین کس شعر نگو بچه
اراجیف
سوای داستان و موضوع . به نظر میرسه نویسنده ها اصول نگارش که هیچی ، جمله بندی هم بلد نیستند ! چرا و چگونه ؟
اون جنده بوده جا نداشته ولی نمیدونم چرا اینا همش گیر امثال تو کونی دروغگو میافتن
کیرم تو مغز پلاسیدت جنده
جدا از تمام غلطای املائیت که ناشی از توهّماتته، اصل داستان اینه که با یکی باهات هماهنگ میکنی، بری خونهش رو ببینی و از قضا ظرف نعمتکونکُن بوده و به اتّفاق نه برادرش، هشت همسایهش و شونزده پسراش، جوری گشادت میکنن که یه قرارداد سهساله میبندی و تا سهسالِ مستأجریت، بدون دادن پول، به خوشی و خرّمی، زندگی میکنی.میز تمام بنگاههای ایران حوالهت بادا ابله الدنگ بیسواد.
حتما توی کودکی یه نفر همین کار رو با مامانت کرده لاشیاون مامانت نباید میذاست تو بفهمی که الان با زنهای بی پناه اینجوری باشیناموستو سگ عراقی بگاد
اصل داستان این بوده رفتی یه جا اجاره کنی نعمت کون کن حسابی گاییدتت گفته برو این داستانو اینجوری تو بکن تو بنویس کون رزی
سلاموقتتون بخیرکارتون اصلا صحیح نبوده.یا سکس نمیکردی.یا پای حرفتون میموندین.نه اینکه وعده بدین جونم!!!💅💅💅💅💅💅💅💅
به فرض که درست بگی اونیکه لاشی بازی در آورد تو بودی
تو که اولش خسته بودی کسکش کونی ، بعد چطوری یک تف زدی با کسش سرپا سرپا گیرپ با فشار کردی تو کس ش ؟اونوقت مادرچنده دروغگو ، تو که سرپا بودی چه جوری دو تا پاشو گرفتی تو بغلت !؟
کیرم تو ذهن کس پرورت.تو گفتی ما هم باور کردیم.یکی تو راس میگی یکی بنگاهای محل که تا نصف بازن.تخمی ساختمون تو بود ولی ترسیدی اطراف و نگا کردی اونم گفت کسی نیست.کیرم دهنت حالا بشین جق بزن
اره عین حقیقتو گفتی! ولی گوه خوردی که عین حقیقتو گفتی 👎
اگه کستانت راست باشه، همینطور زنت رو میگان ک بفهمی اه یه زن بی کس چطور مادر و زنت رو بگا میده
یکی ازداستان های سوپربود
یجوری میگی جنده ی لاشی رو بلاک کردی انگار خودت جنده لاشی نیستی . تویی که کردی با اونی که داده فرقی نداری
کیرم تو اول آخرت کس کشبی ناموست بیچاره از فرط نداری این جوری التماس کرده بعد تو آن همچین بلایی سرش آوردی
خیلی بیشعوری تف تو ذات کثیفت
تو دیگه چه بی ناموسی بودی
تو نمیخواد داستان بنویسی فقط میدونستی صاحب املاکی که پا دوی اونجا هستی وقتی فهمید کلیدارو کش میری خودتو صاحب خونه جا میزنی کونتو اگهی کرده دیوار?
چرت نگو عامو
تو که لاشی تری
مهرداد یاکوزا بابا نکنه تو نردبون گدایانی بچه ننه بردیش رو اوپن و کردی توش شاسگول اوپن آشپزخونه بالای ۱۶۰ ارتفاع داره ها نکنه مستراح خونتون اوپن بود جقی تو شبها تو دکه میخوابی آپارتمانت رو از کجات آوردی تو دیوار آگهی زدی یارو اگه جنده باشه که فردا با بکنهاش میاد سراغت نکنه آدرس آپارتمان هم بلاک کردی چاقال
دیگه اینقد هم جنده ها بی پول نیستن ک بیان واسه کرایه خونه کس بدنجنده ها ماشالله درآمدشون بالاست خخخخدیگ میتونن ی خونه اجاره کنن ک اینقد ضایع نیان بگن بیا هر روز کس بکن بجا کرایه اتادمین داستان تخیلی منتشر نکن لطفا
کیر رئیس اتحادیه مشاورین املاک و رئیس اداره ثبت اسناد تو کونت با این داستانت
جالب
کیرم توو مغزت
کار خوبی نکردی اگه حرف زدی باید پاش میموندی
حداقل لاشی پولش میدادی خخخ
این کسخل مادر زاد ، بجای صابون گلنار ،از روغن بچه استفاده میکنه
لاشی خودتی سوءاستفاده گر، یا نمیکردی یااگه کردی باید خونه روبهش میدادی