سلام بهزاد هستم ۲۸ سالمه مادرزنم لیلا ۴۸ سالشه ماجرا از اونجا شروع شد که زمانی که ازدواج کردم از همون روز اول تو کف لیلا بودم کون گنده و خوشگلی داشت خدایی خودشم خوشگل بود.
پیش من خیلی راحت لباس میپوشید و گاهی اوقات حرف هایی میزد که حس میکردم منظوری داره مثلا میگفت باسنم بزرگ شده باید برم باشگاه و حتی یبارم گفت ۱۰ ساله شوهرم با مردای کوچه برام فرقی نداره یعنی سکس ندارم و…
بارها آمپول داشت میداد من میزدم براش اینکار حس منو قوی تر کرد حتی چند بار مخفیانه ازش فیلم گرفتم موقع عوض کردن لباس و حتی چند بار ارضا هم شدم با دیدن فیلمها.
یه شب بودیم خونشون قرار شد شب بعد بیان خونه ی ما خانومم سرکار میرفت و تا ۸ شب سرکار بود گفت من میام شام درست میکنم منم که فرصت طلب اون شب زودتر رفتم خونه از ساعت ۵ عصر اومد خونمون اما حتی داخل آشپزخانه هم نرفت و نشسته بود رو مبل و با هم حرف زدن.
تا اینکه گفت چند وقته شونه هام درد میکنه منم گفتم میخوایی با روغن ماساژ بدم یکم تعارف کرد و بعد قبول کرد.
دراز کشید رو زمین لباسش زد بالا یکم ماساژ دادم دید نمیشه لباسش کلا درآورد مونده بود فقط سوتین تو تنش .
من که حالم داغون شده بود و شق کرده بودم کم کم دستمو میبردم پایین حتی شرت شو هم لمس کردم سکوت مطلق بود ترسیدم ادامه بدم.
بعداز اون دیگه تکرار نشد برام و هنوز تو حسرتم که چرا ادامه ندادم یه طرفی میشد دیگه حتی دیگه نذاشت ماساژ هم بدم نمیدونم چرا اگه شما فهمیدید دلیلشو به منم بگید یکم سر سنگین تر شد باهام
پیش من خیلی راحت لباس میپوشید و گاهی اوقات حرف هایی میزد که حس میکردم منظوری داره مثلا میگفت باسنم بزرگ شده باید برم باشگاه و حتی یبارم گفت ۱۰ ساله شوهرم با مردای کوچه برام فرقی نداره یعنی سکس ندارم و…
بارها آمپول داشت میداد من میزدم براش اینکار حس منو قوی تر کرد حتی چند بار مخفیانه ازش فیلم گرفتم موقع عوض کردن لباس و حتی چند بار ارضا هم شدم با دیدن فیلمها.
یه شب بودیم خونشون قرار شد شب بعد بیان خونه ی ما خانومم سرکار میرفت و تا ۸ شب سرکار بود گفت من میام شام درست میکنم منم که فرصت طلب اون شب زودتر رفتم خونه از ساعت ۵ عصر اومد خونمون اما حتی داخل آشپزخانه هم نرفت و نشسته بود رو مبل و با هم حرف زدن.
تا اینکه گفت چند وقته شونه هام درد میکنه منم گفتم میخوایی با روغن ماساژ بدم یکم تعارف کرد و بعد قبول کرد.
دراز کشید رو زمین لباسش زد بالا یکم ماساژ دادم دید نمیشه لباسش کلا درآورد مونده بود فقط سوتین تو تنش .
من که حالم داغون شده بود و شق کرده بودم کم کم دستمو میبردم پایین حتی شرت شو هم لمس کردم سکوت مطلق بود ترسیدم ادامه بدم.
بعداز اون دیگه تکرار نشد برام و هنوز تو حسرتم که چرا ادامه ندادم یه طرفی میشد دیگه حتی دیگه نذاشت ماساژ هم بدم نمیدونم چرا اگه شما فهمیدید دلیلشو به منم بگید یکم سر سنگین تر شد باهام
نوشته: بهزاد
21 پاسخ به “ماساژ مادرزنم”
مادر زنت به منم میده؟
والا ما مادر زنمون دوبار گاییدیم حالا حاشا میکنه و میگه نه چیزی بوده و نخواهد بود و الانم باهام قهره همون بهتر نکردیش
بهزاد پسرم سلام خوبیبهزاد جون عمو اینو باید یه تاپیک براش میزدی نه بعنوان داستان منتشر می کردی
اون زن بدبخت از بی کیری و بی بخاری شوهر به کی پناه آورده یکی از شوهرش بی بخار تر به امثال تو می گن کوس حروم کن
احتمالا گفته این بکن نیست 😂🤣
بهزاد جانکفران نعمت کردی خب
بهزاد جان ریدی😂
چون فهمید کوس حروم کن هستی بدبخت همه جوره گفته بکن دیده بخار نداری الانم غصه دخترشو میخوره که گیر یه بی بخار افتاده که بکن نیس
متاهلی باشی و جقی و کمر شل نوبره دوتا شد پمپ زدی زودی کثیف کردی خودتو؟
دوست من اون داشته تو رو آماده میکرده واسه شوهرش که بکنتت… وقتی میگه شوهرم با مردای کوچه فرقی نداره یعنی مادر زنت جنده محله کسخول خان نه اینکه یارو نمیکنش…
بیچاره ناراحته دخترش هم مثل خودش گرفتار یه ادم بی بخار شده
الان این خاطره ی سکسی بود!!!؟
اسم داستانو میزاشتی داماد بی بخار
چرندیات واقعی یک کونی جلقی عقده ای کوس ندیده
🫥🫥🫥🫥🫥🫥
اگر واقعا خودت دلیلش رو نمیدونی ساعت ۸ پاشو از خونه برو بیرون تا ۱۱ شب هم برنگرد تا دلیلش رو بدونی.
عزیز دلم وقتی فهمید که با یه بچه طرف حساب شده که هر چی براش پالس میفرسته طرفش (یعنی شما ) موضوع را نمیفهمه و قدرت و توان ادامه کار را نداره معلوم و ازت ناامید میشه و فاصله میگیره و قطعا سرسنگین میشه تا دیگه هیچ وقت دست از پا دراز نکنی ، کلا از دست دادی
خاک توسرت
سلام وقت بخیر ماسور حرفه ای هستم مخصوص خانم ها و زوج های محترم و عزیز هر سوالی داشتید لطفا پیام بدید سپاسگذارم
فهمیدیم اسکلیاَبُلَه 😂👉
آیا ماساژور در گروه هست ؟