این ماجرا مال بیست سال پیشه اون موقع حدودا بیست و یکی دو سالم بود دقیق خاطرم نیست من دوتا خواهر زن دارم که خانمم ازم بزرگتره خواهر کوچیکه اون موقع حدودا هفده هجده سالش بود زیاد میومد خونه ما و چند روز میموند.چند وقتی بود به خودش میرسید اندامش هم دیگه کامل رشد کرده بود سینه هفتادوپنج کونش خوب بود نمیخوام طولانیش کنم از وقتی یادمه هروقت میومدن یا میرفتن من بجای بوسه معمولی یک بوس از لب میکردم.
…کوتاه… و سینه هاشون هم ی فشار کوچیک در حد کرم ریختن… اینکار رو تو جمع جلوی همسرم و مادرش انجام میدادم…بجز پدر خانمم…همگی هم می خندیدیم تا این بزرگ شد ی روز که خونه ما بود خانومم رفت پایین خونه همسایه منم زده بود بالا حشرم دیدم موقعیت خوبه گفتم ی بوق بزنم بدون مقاومتی گفت بزن منم سینه اش گرفتم مثلا فشار بدم گفتم درشت شدن سینه هات ناقلا… ببینم…اول ناز کرد و کمی مقاومت ولی با اصرار دستم بردم زیر سوتین شروع کردم مالیدن کمی که مالیدم صورتم بردم جلو ازش لب گرفتم وقتی دیدم همکاری میکنه دستم بردم تو شلوارش زیر شورت…دیدم کوسش خیس ابه مالیدم و مالیدم چوچولش رو صداش عوض شده بود کیرم دراوردم از بالا شلوار اونم برام ماساژ میداد…بشدت حواسم به صدای پله بود که خانمم نیاد …چون لخت نشده بودیم ظرف چند ثانیه میتونستیم خودمون رو جمع کنیم… سرش ب سمت کیرم فشار دادم یک دقیقه ای برام ساک زد دیگه ترسیدم خانمم بیاد گفتم بسه فعلا دستم اوردم بیرون خیس اب بود… باهاش قرار گذاشتم اولین فرصت که تنها بود بهم خبر بده برم پیشش پدر مادرش زیاد بیرون می رفتند…من هرشب آمار میگرفتم ازش تا دو سه هفته بعد خانمم گفت پدر مادرش دارن میرن مسافرت ی روزه منم به خواهر زنم پیام دادم گفتم فردا ساعت ۴ عصر میام پیشت اونم فقط نوشت اوکی…فردا دم غروب رفتم هرچی زنگ زدم نه جواب ایفون داد نه گوشی موبایل گفتم شاید این رو هم بردن زنگ زدم مادرش گفت ما آخر شب میاییم بچه ها خونه هستن وقتی مطمئن شدم خونه است چون میدونستم خواهر وسطی سرکاره بزور در باز کردم رفتم داخل دیدم تو اتاقش خوابیده بیدارش کردم گفت یک ساعت پیش از حموم اومدم. خوابم برد همونجا سریع لخت شدم لباسهای اونم کشیدم پایین کمی لب بازی و سینه خوردن زودتر میخواستم بکنم برم خواستم لاپایی بزنم که گفت از پشت بکن اول تعجب کردم ولی با خوشحالی کمی اب دهن زدم سر کیرم گذاشتم دم سوراخ کونش فشار دادم کیرم راحت رفت تو نگو خانم انقد داده گشاد گشاده منم به روش نیاوردم حسابی کردمش تقریبا یک ربعی تلمبه زدم تو مدلهای مختلف…تا به پشت خوابید گذاشتم تو کونش دیگه چشم تو چشم شدیم پاشیدم خودش گفت بریز توش دختر توپولی بود اما قوس کونش کم بود بیشتر از عرض رشد کرده بود خودومن جمع جور کردیم زدم بیرون.وقتی اومدم خونه بهش پیام دادم ناقلا کی سوراخ کونت اینقدر گشاد کرده که اخ هم نگفتی اونجا برام تعریف کرد عاشق ی پسری شده اهل شهر ری که اون زحمت کون کشیده …دو سه سال بعد ی روز رفتیم خونه خواهر وسطی قلیون بیاریم با داداش کوچیکش ازم پرسید چطوری میشه پرده رو ترمیم کرد پرسیدم چی شده تعریف کرد با عشقش مشروب میخورن خونه پسره تو مستی پرده اینو میزنه همونجا گفتم دامن بزن بالا در حد سه بار عقب جلو کردن گذاشتم تو کوسش چون داداش کوچیکه جلو در منتظر بود و در هم باز بود ترسیدم بیاد تو…البته پسره واقعا خواستگارش بود اما مادرزنم مخالف بود نذاشت بهم برسن از اونجا به بعد هر وقت موقعیت جور میشد ی حالی به کیرم میداد هنوزم موقعیت پیش بیاد میکنمش ولی الان خودم زیاد رفت و امد نمیکنم
…کوتاه… و سینه هاشون هم ی فشار کوچیک در حد کرم ریختن… اینکار رو تو جمع جلوی همسرم و مادرش انجام میدادم…بجز پدر خانمم…همگی هم می خندیدیم تا این بزرگ شد ی روز که خونه ما بود خانومم رفت پایین خونه همسایه منم زده بود بالا حشرم دیدم موقعیت خوبه گفتم ی بوق بزنم بدون مقاومتی گفت بزن منم سینه اش گرفتم مثلا فشار بدم گفتم درشت شدن سینه هات ناقلا… ببینم…اول ناز کرد و کمی مقاومت ولی با اصرار دستم بردم زیر سوتین شروع کردم مالیدن کمی که مالیدم صورتم بردم جلو ازش لب گرفتم وقتی دیدم همکاری میکنه دستم بردم تو شلوارش زیر شورت…دیدم کوسش خیس ابه مالیدم و مالیدم چوچولش رو صداش عوض شده بود کیرم دراوردم از بالا شلوار اونم برام ماساژ میداد…بشدت حواسم به صدای پله بود که خانمم نیاد …چون لخت نشده بودیم ظرف چند ثانیه میتونستیم خودمون رو جمع کنیم… سرش ب سمت کیرم فشار دادم یک دقیقه ای برام ساک زد دیگه ترسیدم خانمم بیاد گفتم بسه فعلا دستم اوردم بیرون خیس اب بود… باهاش قرار گذاشتم اولین فرصت که تنها بود بهم خبر بده برم پیشش پدر مادرش زیاد بیرون می رفتند…من هرشب آمار میگرفتم ازش تا دو سه هفته بعد خانمم گفت پدر مادرش دارن میرن مسافرت ی روزه منم به خواهر زنم پیام دادم گفتم فردا ساعت ۴ عصر میام پیشت اونم فقط نوشت اوکی…فردا دم غروب رفتم هرچی زنگ زدم نه جواب ایفون داد نه گوشی موبایل گفتم شاید این رو هم بردن زنگ زدم مادرش گفت ما آخر شب میاییم بچه ها خونه هستن وقتی مطمئن شدم خونه است چون میدونستم خواهر وسطی سرکاره بزور در باز کردم رفتم داخل دیدم تو اتاقش خوابیده بیدارش کردم گفت یک ساعت پیش از حموم اومدم. خوابم برد همونجا سریع لخت شدم لباسهای اونم کشیدم پایین کمی لب بازی و سینه خوردن زودتر میخواستم بکنم برم خواستم لاپایی بزنم که گفت از پشت بکن اول تعجب کردم ولی با خوشحالی کمی اب دهن زدم سر کیرم گذاشتم دم سوراخ کونش فشار دادم کیرم راحت رفت تو نگو خانم انقد داده گشاد گشاده منم به روش نیاوردم حسابی کردمش تقریبا یک ربعی تلمبه زدم تو مدلهای مختلف…تا به پشت خوابید گذاشتم تو کونش دیگه چشم تو چشم شدیم پاشیدم خودش گفت بریز توش دختر توپولی بود اما قوس کونش کم بود بیشتر از عرض رشد کرده بود خودومن جمع جور کردیم زدم بیرون.وقتی اومدم خونه بهش پیام دادم ناقلا کی سوراخ کونت اینقدر گشاد کرده که اخ هم نگفتی اونجا برام تعریف کرد عاشق ی پسری شده اهل شهر ری که اون زحمت کون کشیده …دو سه سال بعد ی روز رفتیم خونه خواهر وسطی قلیون بیاریم با داداش کوچیکش ازم پرسید چطوری میشه پرده رو ترمیم کرد پرسیدم چی شده تعریف کرد با عشقش مشروب میخورن خونه پسره تو مستی پرده اینو میزنه همونجا گفتم دامن بزن بالا در حد سه بار عقب جلو کردن گذاشتم تو کوسش چون داداش کوچیکه جلو در منتظر بود و در هم باز بود ترسیدم بیاد تو…البته پسره واقعا خواستگارش بود اما مادرزنم مخالف بود نذاشت بهم برسن از اونجا به بعد هر وقت موقعیت جور میشد ی حالی به کیرم میداد هنوزم موقعیت پیش بیاد میکنمش ولی الان خودم زیاد رفت و امد نمیکنم
نوشته: حسین
6 پاسخ به “اولین دستمالی”
سوبحانالله
اول برو دستشویی بعد بیا داستان بنویس💩🤣مشنگ تو که مجردی نمیخواد بگی متحلم از لب بازی که گفتی معلوم شد👄💩💩
از خانواده جندهها زن گرفتی ناقلا
توهمات دودزای حاصل مصرف همزمان ال اس دی وتریاک، چه خانواده راحتی بودن خانواده زنت جلوشون خواهرزنت رو دستمالی می کردی
متاسفانه واقعی بنظر میاد و البته انگار جنده بودن تو خون طایفه ی همسرته پس باید دید کی بیای بنویسی که زنم میداد من دیر فهمیدم
عالی بود