لبه ی تاریکی (۱)

استاد یوهان : تنت لذت داره نگار…
اصن دوس دارم تا فردا زبونم رو بچرخونم توت،
وای، کی میشه بزاری همه جاتو فتح کنم…
⭕️ لبخندی زدم
و دستم رو گذاشتم رو سرش
ک سرش رو بیشتر فشار بده رو پوسیم
با آه و اوه من حرکتش رو سریع تر کرد
و در کسری از دقیقه آبم پاشید تو دهنش و سرش رو بلند کرد.
استاد یوهان : حالا نوبت توئه نگار
⭕️ لبخندی زدم و جلوش زانو زدم…
پنیس متوسطش رو توی دهنم گذاشت و لیسی به کلاهکش زدم .
زیر کلاهک و رگ های متورمش رو میلیسیدم
و قلقلی هاش رو با انگشتام لمس میکردم
استاد یوهان : نگاااااااااااار…دانشجوووووووی خوشگلم، اوووووووووم!
.
.
.
لئو : نگار…نگااااااار کجایی؟
⭕️ با صدای نوا نگاه خیلی ناراحت نگاش کردم
نگار : خستم لئو ، استاد یوهان عوضی رسما دهنم رو جر داد…
با اون چیز پلاسیده ش
⭕️ لبخندی زد و نازم کرد و گفت:
لئو : استاد شوگر ددی و این حرفا دیگه،
در ضمن پلاسیده بود جر نمیخوردی…
حالا نگران نباش، نمرات ترم ک اعلام بشه،
پارگی دهنتم خوب میشه…
⭕️ غرغری زدم…
نگار : تو ک نمره و امتیاز بورس تحصیلی واست مهم نیست،
منم ک مجبورم واس استاد یوهان ساک بزنم،
نظرت چیه جای من با استاد باشی؟
⭕️ ی پوزخندی بهم تحویل داد
لئو : این بهتر از هم خوابی نیست؟
نگاه عصبیمو رو بهش دوختم…
نگار : همخوابی؟
استاد یوهان خواستگارمه.بدم نیس داشته باشمش!
لااقل یه خارش داخلیم خوب میشد…
⭕️ اخم کرد و در حالی که رانندگی میکرد، رون پامو از رو شلوار جین بشکون گرفت.
لئو : تو غلط کردی، اونجاهات فقط مال منه،
مال موقعی که بابات قبولم کنه تا بتونیم بریم سرخونه زندگیمون،
بعد قشنگ جر دادن همه جاتو کامل میکنم.
⭕️ خندید و با پشت دست آروم صورتمو ناز کرد…
لئو : حالا جوش نیار…اشکالی نداره!چیز پیرمردا مقدسه اونم از نوع استادش.
⭕️ پوزخندی زدم و از توی داشبورد، ی نخ سیگار برداشتم
لئو : نشنیدی میگن سیگار لبای خوشگل کسی ک ساک میزنه رو خراب میکنه؟
⭕️ محکم رو دستش زدم.
نگار : خیلی عوضی هستی لئو ، خفه شو
⭕️ صدای خنده ش تو ماشین پیچید…
لئو : گشتن با ی استاد پیرمرد وحشیت کرده، یه وقت نکنیمون نگار خانم!
⭕️ با مشتم آروم زدم رو چیزش که دادش دراومد…
لئو : نگاااااااااااااار، بچه هاتو کشتی…!
بابای بچه هات کی بشه پس؟
⭕️ زدم زیر خنده…
نگار : استاد یوهان شوگر ددی جووونم.
⭕️ با پشت دست آروم جلوی دهنمو گرفت.
لئو : نگار عوضی.
⭕️ دستم رو ب سمت شلوارش بردم و آروم مالیدمش،
نگاهی بهم انداخت.
لئو : باهات قهره، بوسش کن تا آشتی کنه.
⭕️ دستم رو مشت کردم.
نگار : ی مشت دیگه میخوای؟
⭕️ پاهاش رو بست و دستم رو پس زد.
لئو : چموش، تورو باید به جرم کشتن آلت های پر اسپرم بندازن زندان،
⭕️ پوزخندی زدم و گفتم:
نگار : تندتر برو… فقط خستم، چقدر حرف میزنی.
لئو : از این تندتر نمیتونم رانندگی کنم.
⭕️ آهی کشیددددددم…
نگار : برسونم خونه فقط.
⭕️ باشه ای گفت و بعد از دقایقی،
مقابل در خونه ایستاد،
پیاده شدم که با حسرت نگاهی بهم انداخت،
دلم سوخت و خم شدم و بوسیدمش.
نگار : برو دیگه.
⭕️ سری تکون داد و رفت، آهی کشیدم و در رو باز کردم و وارد خونه شدم،
لباسامو درآوردم و روی مبل پرت کردم،
دستی به دهنم کشیدم و از ب یاد آوردن اتفاقات اخمام رفت تو هم،
فکم واقعا از ساک زدن درد گرفته بود.
گوشیم زنگ خورد، از روی میز برداشتم
و با دیدم اسم روی صفحه آهی کشیدم،
این استاد یوهان پررو دیگه چی میخواس؟
نگار : الو سلام.
استاد یوهان : سلام نگارم خوبی؟
دانشجوی خوشگل من خوبه؟
نگار : خوبم شما چطوری؟
استاد یوهان : عالی، پسرم داره میاد هلند…قراره براش مهمونی بگیرم.
⭕️ روی مبل دراز کشیدم.
نگار : خب؟
استاد یوهان : ببین نگار، من برات ی پیشنهاد دارم. به پهلو خوابیدم.
نگار : چی؟
استاد یوهان : بالاترین معدل امتیازی دانشگاه و استخدام تو بهترین بیمارستان های اروپا
نگار : خب؟
استاد یوهان : همسر من که نشدی…
استاد یوهان : حداقل چن شب با پسرم باش و من این امتیاز رو با تضمین بهت میدم
⭕️ لعنتی، ی جرقه ای تو ذهنم زد ک حسابی یوهان مغرورو سرجاش بشونم…
ولی لئو رو باید چجوری همراه میکردم!
نگار : باید فک کنم استاد…تا کی باید جواب بدم؟
استاد یوهان : تا پس فردا شب
⭕️ باشه ای گفتم و قطع کردم.

نوشته: پرنسس نگار

ادامه…

بازدید 5,644

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

33 پاسخ به “لبه ی تاریکی (۱)”

  1. چه استاد پر رویی داری 😁 ❤️ از دختر به این نانازی چه توقع هایی داره ❤️ سفیدی دندون دیده ( یه لبخند ) دیده ، توهم زده ❤️ لطفا تو قسمت بعد ، حالشو بگیر 😁 💋 ❤️

  2. نگار جون به نظرم خط داستانی عالی خوب بوداما چیزی که به نظرم میرسه با توجه به توانایی که از تو سراغ دارم اینه که یکم بیشتر کاراکتر پردازی کنی و جزئیات کاراکتر‌هارو مخاطب بتونه تجسم کنه، و تشریح دقیق فضا هم باز به فضاسازی داستانت کمک می‌کنه 🧡🧡🧡

  3. خوب اول همه باید ازت تشکر بکنم بخاطر نوشتنت و اینکه چجوری بین فارسی و هلندی تونستی ارتباط برقرار بکنی باریکلا داره با اون زبون عجیب غیربشون. بعدش به نظر من این تیتر نوشتن های هر شخصیت خواننده رو بدتر گیج میکنه. لااقل منکه هی گم میکردم. البته شاید بخاطر سنم باشه :)) من فکر کنم ریتم داستان با پرداختن به فضا سازی بیشتر و یکمم گفتن از جزییات سکسی جذاب تر بشه. چون بهرحال این یک داستان اروتیک و خواننده توقع داره از اندام و حرکات سکسی بیشتر بدونه و بخونه. این ها نظرات شخصی من بود و سعی کردم کوتاه بگم تا حوصله ات بکشه بخونی. ممنون

  4. زیاد اهل داستان خوندن نیستم… بیشتر داشتان مصور رو دوست دارم… ولی داستان یک دوست رو تا انتها خوندم😍 به نظرم خوبه… ادامه بده. میتونی از هوش مصنوعی راز و رمز داستان نویسی خوب‌رو بپرسی. شرح حزئیات میدونم یکیشه. موفق باشی عزیزم❤️

  5. درود نگار بانوی غزلپایه و آغاز داستان بسیار زیبا و مخاطب پسند بود ومعلومه با چینش فکری همراهه ،نام داستان جذابه و گره های داستان هم از همین ابتدا خوب بود،شخصیت پردازی و دیالوگها شبیه فیلمنامه است که به نظرم عمدا اینجوره تا تصویر سازی در مخاطب فیلم گونه باشه،نوشته کوتاه بود که هم خوبی آسانی خواندن داره و هم بدی اتکا به کلیات وچیدن شاخ وبرگ ،به عنوان داستان کوتاهادامه دار معما سازی باعث جذب مخاطب و ماندگاری و پیگیری بیشتر میشه که به خوبی انجام شده برای ادامه پیچیدگی بیشتری برای مخاطب ایجاد کنید که گاهی قابل پیش بینی باشن به عنوان تشویق تا مخاطب از بعد روانی لذت ببره.اینکه از چند دیدگاه داستان رو مرور کنید خطاها رو تاحد ممکن پایین میاره ومنطقی تر نشون میده و اشتباهات تایپی رو هم کم میکنه که نشونه استواری و ارزش داستانه ،ویراست و از علایم نگارشی هم به زیبایی استفاده شده بود…تبریک میگم وبرای شما آرزوی شادی و خوشبختی و سربلندی می کنم…دیزل مکس

  6. عزیزم پرنسس زیبا و مهربونم مگه میشه پرنسس جون کاری رو انجام بده توش نقص و ایرادی باشه عالی عالی عالی به کارت ادامه بده عزیزم ❤️ دوست دارشما شاهین

  7. با درودبنظر من داستان جذابی هست و در شما زمینه ی نویسندگی زیاد هست. امیدوارم داستانهای دیگری نیز از شما بخوانیم. موفق باشید.

  8. با درود به نویسنده محترم . با کسب اجازه یکی دوتا اشکالاتی که داشتی واست می نویسم . اولیش اینکه ما در پارسی “بشگون ” نداریم و درستش ” نیشگونه ” . معادل های انگلیسیش هم میشه :pinch و tweak و nip .دومیش رو هم که دوست عزیزمون کاربر Abuellito1 برات نوشت . اون لغتی که شما بکار بردی در نگارش penis نوشته میشه اما در تلفّظ ” پینس ” تلفّظ میشه و وقتی بخوای پارسی بنویسی به نظرم به جای ” پنیس ” بهتره بنویسی ” پینس ” .” ⭕️ ” این علامتو هم متوجه نشدم چرا بکار بردی ؟!اما به عنوان تجربه اول قابل قبول بید !

  9. بنظرم برای اولین تجربه خیلی خوب بود، فکر میکنم اگر بیشتر وارد جزئیات بشی و صحنه هارو دقیق تر و با احساس تر به قلم بیاری جذاب تر هم میشه… نمیخوام همین اول بسم ا… کلی نقد کنم ببخشید… ولی در کل منتظر ادامه اش هستم پرنسس… عذرمیخوام سعی کردم به دید یه عادم عادی نگاه کنم نه به چشم اینک پرنسسمون اینو نوشته

  10. حس واقعی رو موقع لیس زدن و لیسیده شدن انتقال میدادید…خیلی نزدیک…نزدیک به تصویر واقعی…لذت بخش بود

  11. دوست داشتم ، خیلی با احساس وشیرین و زیبا نوشتی، کاملا حس یه دختر رو انتقال میده 💋 💋 ❤️

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید