کلید رو روی در چرخوندم و وارد شدم بوی دود حیاط رو گرفته بود خونه شلوغ بود مثل اینکه بابام همه دوستاش رو اورده بود شالم رو درست کردم و خودم رو پوشوندم از جلوشون که رد میشدم چشاشون برق میزد ترسیده بودم زیر سنگینی نگاهشون به راهم ادامه دادم و رفتم تو خونه یهو یه نفر رو جلوم دیدم قیافش واقعا ترسناک بود موهای فر با سبیل های گنده.منو که دید انگار چشاش برق میزد بدجور ترسیدم رفتم سمت اتاقم که دیدم داره دنبالم میاد بدو کردم تو اتاقم و درو ازپشت کلید کردم یه میز هم گذاشتم جلوش.این خونه دیگه جای من نبود عکس مامانم رو گذاشتم جلومو زار زار گریه کردم یاد زندگی خوبی که قبل از رفتنش داشتیم افتادم مامانم دو ماه پیش تو یه تصادف جونشو از دست داد.
بعد از اون حادثه کار بابام شده بود خوردن الکل. تو کل روز به یه جا خیره می شد و هیچی نمی خورد سرکار هم نمی رفت تا اینکه کارمندهای شرکتش سرش کلاه گذاشتن و شرکت ورشکسته شد مجبور شدیم دار وندارمون رو بفروشیم تا پول طلبکاراش رو بدیم.دیگه زندگی واسم جهنم شده بود ای کاش مادرم منو با خودش می برد خواهرم شقایق رو تو بغلم گرفتم بوی مامانم رو میداد.شقایق دو سالشه و تو اون حادثه به طرز معجزه اسایی زنده مونده حالا دیگه منو مامان صدا میکرد.به اتاقم نگاه کردم دیگه خالی شده بود.هرچی توش بود رو فروخته بودم یه بالش گرفتم و سعی کردم بخوابم.صبح رفتم یه مقدار وسیله برای خونه گرفتم دیگه نه هیچ پولی تو خونه نمونده بود نه وسیله ای برای فروش مونده بودم چیکار کنم بابام طبق عادتش یه گوشه نشسته بود و یه شیشه الکل دستش دیگه اعصابم خرد شده بود سرش داد زدم و گفتم تا کی میخوای یه گوشه بشینی و این زهرمار رو بخوری؟اخه این چه زندگیه واسه ما درست کردی؟دیدم جواب منو نمیده رفتم و شیشه الکل رو از دستش گرفتم و شکستم یهو رنگش زرد شد انگار شیشه ی عمرش رو شکسته بودم بلند شد و گفت چه گهی خوردی؟حالا دیگه بطری منو می شکونی؟الان حالیت می کنم دختره ی چشم سفید کمربندشو در اورد و شروع کرد به زدن من اینقدر زد که دیگه نای بلند شدن نداشتم به زور خودم و به اتاقم رسوندم تو اینه به پشتم نگاه کردم سیاه و کبود شده بود هی به خودم امید میدادم که این روزهای سخت بالاخره تموم میشه.تو این شرایط بازی کردن با شقایق منو اروم میکرد ولی همش گریه میکرد انگار گشنش شده بود تو کمد رو گشتم اما شیرخشکش تموم شده بود نمیدونستم باید چیکار کنم همه جا رو گشتم اما هیچ وسیله ای برای فروش پیدا نکردم گریه م گرفته بود هی میگفتم خدایا به دادم برس.
نشستم یه گوشه و به حال خودم گریه میکردم دیگه از دست خدا هم عصبانی بودم یهو یه فکری به ذهنم رسید چاره ای جز جندگی نداشتم پا شدم بهترین لباس هایی که داشتم پوشیدم شقایق رو سپردم به زن همسایه دیگه با خدا هم قهر کرده بودم ساعت ده و نیم شب بود یک ساعتی تو خیابون ها می چرخیدم کسی فکرشو نمیکرد که یه دختر 16 ساله جندگی کنه تو فکر بدبختی هام بودم که با صدای بوق یه ماشین به خودم اومدم یه405 سیاه بود شیشه رو کشید پایین و بهم تیکه می انداخت و می گفت سوار شو هنوز واسه کاری که می خواستم انجام بدم دودل بودم بالاخره تصمیم رو گرفتم در ماشین رو باز کردم و عقب نشستم دو تا پسر حدودا سی ساله تو ماشین بودن سرم رو انداخته بودم پایین و به کاری که کردم فکر میکردم واقعا کارم به کجا کشیده بود بغض گلوم رو گرفته بود به زور خودم رو داشتم که گریه نکنم پسره هی تیکه می انداخت و اون یکی دستشو میمالید به سینم.بیرون رو نگاه کردم داشتیم می رفتیم تو یه جاده خاکی هم ترسیده بودم هم از کاری که کردم پشیمون بودم گفتم نگه دار می خوام پیاده شم ولی فقط می خندید جیغ زدم و گفتم نگه دار که یهو یه چاقو گذاشت زیر گلوم تا برق چاقو رو دیدم انگار لال شدم ترس می لرزیدم جاده همینجور تاریکتر میشد به یه جای خیلی تاریک رسیدیم انگار خرابه بود از ترس زبونم بند اومده بود ماشین ایستاد درو باز کردو بهم گفت پیاده شو . موهام رو گرفت منو کشوند تو خرابه اون یکی یه چراغ دستی اورد و یه چیزی رو زمین پهن کرد بهم گفت دراز بکش من افتادم به پاش و شروع کردم به التماس کردن گفتم تو رو خدا ولم کن یهو با لگد زد تو شکمم از درد به خودم می پیچیدم بعد لباسام رو در اورد همینجوری می گفتم بذارین برم ولی تنها جوابشون مشت و لگد بود شلوارشو در اورد یه کیر پشمی حدودا 25 سانت رو گذاشت جلوی دهنم و گفت بخور دو سه بار تکرار کرد ولی نخوردم که یه مشت زد تو صورتم بعد با دستاش سرم رو گرفت و کیرو به زور کرد تو دهنم داشتم خفه می شدم کیرش تا حلقم رسیده بود همینجوری سرعتش رو بیشتر می کرد دیگه نمی تونستم نفس بکشم با تمام قدرتم کیرش رو گاز گرفتم دادش رفت هوا بعدش دو تایی منو زیر بار مشت و لگد گرفتن یه جای سالم تو بدنم نمونده بود پاهام رو از کرد خواست بکنه تو کونم گریه م شدیدتر شد التماسش می کردم و می گفتم بذار برم یهو یه سوزش شدیدی احساس کردم فکر کردم پردم رو زد ولی داشت کیرشو به زور تو کونم جا میکرد از درد همینجور جیغ می کشیدم انگار یه چاقو رو تو بدنم میکردن اون یکی به زور ازم لب می گرفت تا جیغ نزنم.دندونای زردش حالم رو بهم میزد از درد همینجور زمین رو مشت میزدم انگار یه سیخ رو همینجور میکنن تو بدنم و در میارن دیگه کمرم داشت نصف می شدتا اینکه ارضا شد و آبشو ریخت رو صورتم. حالم داشت بهم می خورد صورتم رو مالید به خاک تا پاک شد حالا نوبت اون یکی بود تا منو بکنه درد این دور کمتر بود ولی بازم خیلی شدید بود اینقدر جیغ زدم گلوم درد گرفت یهو با مشت زد تو دهنم و گفت ساکت سرم رو بردی دهنم پر خون شده بود بعد یه ربع ارضا شد و ابشو ریخت رو شکمم.
خوشحال بودم که تموم شد و الان پولم رو میگیرم و میرم که دیدن دارن سوار ماشین میشن و میرن همینجوری لخت افتادم دنبال ماشینشون داد میزدم تو رو خدا وایستین تا اینکه دور شدن و دیگه بهشون نرسیدم حالا من مونده بودم و یه بیابون تاریک از ترس خشکم زده بود نشستم رو زمین و زار زار گریه کردم از ته دل اونا رو نفرین میکردم اخه یه ادم تا چه حد میتونه کثیف باشه؟سردم شده بود افتادم دنبال لباسام. تو تاریکی هیچ چیز معلوم نبود لباسام رو پیدا کردم و پوشیدم از جاده خاکی مستقیم میرفتم جلو داد میزدم خدایا به دادم برس صدای پارس سگ ها به ترسم اضافه میکرد تموم بدنم از کتک هایی که خوردم درد میکرد بغل های جاده انگار مزرعه گندم بود یه چیزهایی از این جاده یادم اومد انگار قبلا هم اومده بودم دیگه پاهام جون راه رفتن نداشت هر چند قدمی که میرفتم زمین می خوردم و دوباره بلند میشدم صدای سگها انگار نزدیکتر میشد یهو خوردم زمین و سرم به یه جایی خورد چشام سیاهی رفت و دیگه هیچی ندیدم.
نوشته: hanie lover
53 پاسخ به “فریاد سکوت”
باز اولم یعنی
داستانتو خیلی خوب شروع کردی و یکی از مشکلات نهایت فقرو به تصویر کشیدی،ولی میشه گفت خیلی بد تموش کردی!!!اونجایی هم که گفتی به زور کیرشو کرد تو دهنت ،منتظر شنیدن اینکه بگی گاز گرفتم بودم ولی برای واقعیتر نشون دادن داستان فکر نکنم کسی که توسط دو نفر به زور چاقو خفت بشه تو اون سن کم ،جرات کنه گاز بگیره،اگه یه نفر بود باز یه چیزیو اگر میگفتی که هم از پشت و هم از جلو بهت تجاوز کردن قابل قبولتر بود(البته به نظر من)اگر خواستی دوباره دست به قلم ببری باید نگارشتو قویتر کنیدر کل موضوع داستان خیلی عالی بودموفق باشی
حالااین چی بود مثلا توجامعه کم درد وبدبختی داریم اینجاهم که میاییم باید غصه بخوریم عزیزم بیشترماها برای فرار از فکر کهریزک وظلم وجور اینجا پلاسیم تظلمو بذار براجای دیگه چون حالموبدکردی اینارو نوشتم
همین بودیعنی ادامه نداره؟ناراحت کننده وتاثیرگذاربودموفق باشی
Alan Mikhasti Begi Manam Adabiat Farsi khundam? :DBaw Fahmidam Paradox Baladi :”>Baw In Kos Shera chie Akhe? Ki Ina Ro mikhune? 😀 Tu delemun mund y sex story tup Bekhunim! Shit 🙁
خوب نوشتی اگه تو همین داستان یک قسمتهایی جابه جا شه میشه یه داستان خوب . با wolf موافقم . ادامه بده
هانیه جون اگه یه داستان بود خوب بود ولی اگه خاطره باشه خیلی متاسفم واقعا دردناک بود
اولا که همش دروغ محضه که هرکی نفهمه معلومه که خیلی کس خله/ ثانیا: حالا آخرش که چی؟ به جایی رسیدی؟ به جندگی ادامه دادی؟ اینترنت از کجا اوردی؟ بابا سر به راه شد؟ شقایق از بی شیر خشکی مرد؟… / فکر کنم همه اینا رو به عهده خواننده گذاشتی/ یباره فقط مینوشتی حدث بزنیین من چی میخوام بگم/ جنده مفلوک کیر خورده
تو گه خوردی این داستان 16 سالگیته؟ برو یعنی اینقدر ما رو خر حساب کردی یه رمان رو به خورد ما میدی بعد میگی داستان خودته؟گه خوردی جنده
ye seria engar mimiran age fosh nadanhanie joon vaghean dard nak boodo moteasefam bara in khatere badi ke peida kardio montazere neveshte haye badit hastammovafagh bashi:D
اولا اینجا جای درام نیست حتی ازنوع سکسیش دوما 16ساله تخیلاتش مرز نداره سوما چطورقانون زیر18سالو نقض کردی داستان با خاطرات فرق میکنه
شرط میبندم ادامشو مینویسه…اینم از ایران ما…… تا بعد …
سلام خوبی شما ؟حقیقت بود؟
shishe nemizadi ehyanan?nemidoonam shayadm ras migi hanie
هانیه جون واقعا متاسف شدم لطفا ادامشو هم بنویس
Hanie Koon Nanevisi Behtare 😀 Age Edame Bdi Mgam In kos shera ro az kodum site Copy kardi haaaa :DNanevis Azizam :pBaaad Girl Kos lisi Chetore? Age khube k ma ham belisim 😀
ay baba chera harki miad ghamo zari tarif mikone o kos shero zori kechi alan?jendeyi dgnemitonesti beri sare ye kar mese monshi gari ya khayati hatman bayad jende bashi?
هانیهواقعی باشه برات متاسفم،من با واقعی بودنش یا نبودنش کاری ندارم؛اگه هم کپی باشه باز میگم دمت گرم؛ولی تو کشورمون به خاطر محدودیتهای سکس و نبودن جایی که جوانها بتونن خودشو خالی کنن!! شاهد این اتفاقات کثیف و ناراحت کننده هستیم که دختر یا زنهارو به زور به بیابونها میبرن و به صورت وحشیانه مورد تجاوز قرار میدن،و چون فرد ذکور میترسه که لو بره ،میادو زن و دختر بدبختو میکشه!!!تا بخواد کار کثیفشو با کاری کثیفتر بپوشونه!!پس هانیه،درست که اون دونفر کار کثیفی کردن ،ولی خیلی شانس اوردی که گیر بدتر از اونا نیوفتادیامیدوارم که زندگیت با این اتفاق خراب نشده باشه ولی از فقری که گفتی در اومده باشی.
سلامهانیه جون واقعا جای تاسف داره !تو ایران ما زندگی نمیکنیم فقط زنده ایم …من فقط امیدوارم که این ماجرا باعث خراب شدن زنگیت نشده باشه،واقعا به حق زن داره تجاوز میشه و هیچکس صداش در نمیاد …فعلا
Man Jaghiam ?? =)) Badbakht Jende Man In Dastana Ro Faghat Vase Khande Mikhunam :p :))Gondami Dokhtar :DManzuret Kun Dadane Babat Be Mane Dg ?? :DAlbate Madaretam Tarof Kard Ama Dg Rahmam Umad Bekonamesh :DBoro Navar Behdashtito Bzar La Koset Priodi Enghadr Gonde Guzi Nakon :DBoro Kosseto Bede Ma Bekhandim :DKhodahafez =))
خفن کونتف تو رحم مادرت:p :p :p :p :pتو جلقی نیستی؟:-O :-Oبکس؛ این جلقی نیستش:-)) 8-} =)) =)) :Dتو واسه خنده میای این سایت؟:-> <:-P :-))ما که هر جا تورو دیدیم چند تا کیر واسه خانوادت راست شده بود و دنبال کونت بودن:-$ =)) :^o =)) :o)
Hanie Koon 😀 Azizam Kiram 2 kosse Madaret, In Ke khatere nist kos kesh ! In takhayollate :pdar morde spam: age nemiduni bdun, age Y cm tekrari ro 2bar Benevesi spam mahsub mishe, hich rabti b kalo mal nadare 😀 Kire adminam nisti Ke Bekhay Spam kone toro =))y soal : Age khateratete, To Ke pul nadashti shir khoshk bkhari ba kodum pul alan 2 netio in dastan ro neveshti ??? 😀 Nakone Adsl Darin? :DYa pule jendegi Khub bude k miri coffeenet? 😀 albate hamun Adsl ham Bara Nasb hadaghal niaz b 60t pul dare =)) Vaghti migam kiramo bekhor bara hamin suti hate dg 😀 Kos Kamtar Begu Hanie kunkun.man: Damet garm dada, kolli hal dadi, suje khandei bekhoda =)) xxxxmadarjendexxxx ku?? 😀 too kosse nanate ya ru kosse nanate ? :DRasti Filme Nanato Sex Montazh karde, Bad bet midam negah koni be yade nanat jagh bzani =))Bye Pesaram 😀
خفن کونیاه یاه یاه یاه=)) =)) :)) :dتا دیروز از کیر من بالا میرفتی و خواهر و مادرتو زیرم جا میکردی!!:d :dحالا از واسه اونا بالا میری؟:-? :-?هیچ مشکلی نداره،[-Xمادرتم مثل تو یه روز بی حس میشه میره پی کیر خر که تا عمق وجودش جا کنهB-) :-> =))تو کامنتی که گذاشته بودی ،گفته بودی ،شخصیتت بالاس،(لنگای خواهرت بود که بالا بود)=)) =)) =)) =)) =)) =))در شأنت نیست،(اون خایس که تو وجودت نیست)که در جواب من فحش بدی=)) =)) :p :p :(|) :(|)چی شد؟تو تخیلات بودی8-> 8-> :^o :^oدیدی گنده گوزیدیو جر خوردی:p :p :p :p :p :p:-” :-“پس ریدم به شخصیت و شأنت که اومدی کامنت گذاشتی؟=)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =))اگه تو شخیصی، باید بگم ته خیسی=)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =))الان داری میخندی و کون میدییا کون میدیو میخندی:d :p
قسم خورده بودم که یه بار واسه همیشه زیر یه داستان کامنت بزارم ولی بعضیا نذاشتن!wolf.man دمت گرم!جناب Kheftkon23 عقده ی فحش دادن و توهین کردن داری؟ چه ارزشی داره واسه یه داستان (من به راست و دروغش کاری ندارم) این همه به همدیگه توهین و بی احترامی کنید!یه کم بشین روش فکر کن ببین واقعا ارزش داره؟در ضمن هانیه میدونم که این یه داستان نیست و یه نقطه تلخ و سیاه تو زندگیته ، درکت میکنم چون خودمم تو زندگی سختی کشیدم و واقعا برات متأسفم!ولی بیشتر از تو برای Kheftkon23 متأسفم!!!wolf.man جان شما هم خون خودتو واسه این Kheftkon23 کثیف نکن چون این بشر(که چه عرض کنم (حشره)) ارزشش رو نداره!!!
Akhe man be to che begam in dastan sharhe hale 1dokhtar bud ke man chandmahe pish dar majale rozhaye zendegi khundam to dg rafti seXisham kardi vasat motasefam ke dastane 1ki digaro copy mikoni inja
راستی Kheftkon23 خودت و خاندانت و هرچی داری و هرچی نداری و هرچی آرزوش رو داری این دنیات و اون دنیات رو هم چند که دیگه اصلا تو این سایت نیای؟اگه دوست داشتی قیمت بده!!!
جناب kire.tirandaz اینجا ایرانه و قاعدتا همه چی ممکنه!!!
Shoma dorost migid hame chiz emkan dare
kire.tirandaz عزیز به شما میگن آدم فهیم و منطقی!!! دمت گرم!!!نه مثل این Kheftkon23 … (لا اله الله)!!!
Mokhlesim dadash adam bayad enteqad pazir bashe na inke faqat harfe khodesh be korsi beshine manam didam chandnafar ba nazare man mokhalefan harfamo avaz kardam
عزیزمی داداش!!!از این جور آدما خیلی کم هستن که به نظر دیگران احترام بزارن!!!
Nokaretam dadash Az adamaei mesle toam kam peyda mishe
خواهش میکنم!!!بچه کجایی؟ بهت میخوره خارج از ایران باشی!
Na dadash man haminjam zire sayat tehranam dadash
داستان رو فعلا نخوندم ، بعدا میخونم و نظرمو خصوصی به نویسنده میدم .ولی کامنت گذاشتم که بگم ولف من یا میتراسم یا لاورسکیس آقا شما تکلیف مارو روشن کن چن تا کاربری داری : دیبعدشم لاور حالت خوبه تو ؟ کلی گردوخاک کردی اینجا دادا به اعصابت مسلط باش اینا ارزششو نداره
راستی یه چیز دیگه :هانیه تو نباید جواب اونایی که بی احترامی یا فحاشی میکنن رو بدی چون این بحث ادامه پیدا میکنه و دفاع تو هم هیچ دردی رو دوا نمیکنه بزار نظرشونو آزادانه بگن هر کسی در حد شخصیت خودش حرف میزنه ، به نظرم ادامه ندی بهتره .ظرفیتتو ببر بالاتر و سعی کن شنونده باشی چون خربزه خوردی ( اینجا داستان گذاشتی ) باید پای فحشش هم وایسی ، این دوستانی هم که اینجا از تو تعریف کردن برو به داستانای دیگه یه نگاه بنداز خارمادر طرفو یکی میکنن پس به حرفای اینا اعتباری نیست .
سلام خسته نباشي من نظر شخصي خودم را ميگم به نظرم تو داستان پرداز ماهري هستي فوق العاده مينويسي اون حس را به آدم منتقل ميكني يه جورائي آدم همزاد پنداري ميكنه با داستانت براي من جالبه كه اين داستان ادامه هم داره من مطمعن هستم كه ميتوني به همين شكل ادامه بدي خيلي از اين داستانت خوشم امد اميدوارم ادامه داستانت را هم بخونم ميدوني دوست داشتم در يه سايت ديگه يا محيطي كه حداقل آدمهاش با جنبه تر باشن داستانت را مينوشتي البته بعضي از دوستان واقعا به داستان توجه كردن و نظر سازنده خوبي دادند در كل من به تو بابت داستان جالبت تبريك ميگم اميدوارم ادامه داستانت با جزئيات بيشتري همراه باشه
من که گیج شدم داستان قبلی رو با این داستان مقایسه کردم بیشتر گیج شدم چرا گیج شدم تو گیج نشدی کی گیج نشد ما گیج شدیم همه گیج شدن گیج دیگه کیه چی گفتی ؟ ها ها چی آها چی؟راست؟دروغ؟شک؟ها؟
wolf man یه نشونه بده من بفهمم تو لاور خودمونی
میلاد مجازنشونه؛ویرایش صلوات زیر داستانه…داستانه…یادم نهنت کدومهمشتی رفتی حاجی حاجی مکهلاورز؛میتراسم؛ولف
خوبه باور کردم فقط اون خاطرات رو یادم نیار که از خنده گریم میگیره.
کیرم تویه این داستانه کیری که همه مارو کیر کردی و خودتو سوراخ کون
داستان خوبی بود، اما زود تمومش کردی. اگه ادامه بدی، میتونی داستاهای خوبی بنویسی. اگه واقعیت داشت، دلم واست سوخت.
kheftkon 23yek khorde shooor ham khoob chiziye, shooore ensaan shakhsiyate ensaano neshoon mide, man fekr mikonam shomaa baa in neweshtehaat az in daste aadamhaayi ke:1- age yek malool ro bebini be baade maskhare wo nishkhandesh begiri2- age yek faghiro kenaare khiyaaboon neshaste bebini, be jaaye komak yek laghad ham be pahloosh yaa be oon kaaseye poolesh bezani3-age yek aadame kooro labe chaah bebini holesh bedi too chaah4-age yek aadame dard keshide ro beshnaasi tamaame sayeto mikoni taa be dardaash ezaafe koni5- age yek farde moseno ke be zoor too otooboos istaade bebini az jaat boland nashi oonn beshine6-age yeki naabalad azat aadres beporse, aadrese dorooghi behesh midi7-age kesi ro az khodet zaiftar albate nah az nazare aghli w zehni aznazare baazoo bebini zaif koshi koni, chon too khoonete8-hamishe hasrate chizaayi ke nadaashti har chand pooch ro khordi wo badi be digaraan9-…10-…100-…haalaa khodet beshin khoob roo kaaraat fekr kon, bebin baayad az kodoom now az makhlooghaat sedaat bezanan? ensaan? giyaah? ya …? albate midoonam heywaan nist chon heywaanhaa ghaader be in kaarhaa nistand wa mowjoodaati bizabaano biaazaaran
haaniye aziz daastaanet dard naake, ke moteasefaane moshaabehe chenin chizi dar keshwarhaaye mosalmaan ke bikaaraan saaporte maali az tarafe dowlat nemishan ziyaade, ke az naachaari w bedoone rezaayat tan be badan forooshi yaa mawaado, gheire midan. belakhare too shekam ke nemishe khaak rikht! omidwaaram alaan zendegiye khoobi daashte baashi, az in mozoo ham khodeto naaraahat nakon chon hich gonaahi nadaashti. edaame daastaanet benewisbe omide mowafaghiyate har che bishtare shomaa
خیلی واسم عجیب هست که ان دوتا پسر تو را تحدید می کنند اون هم با چاقو بعد تو را لخت مادر زاد ول می کنند تو یک بییابان و خودت می گی انسانهای پست وکثقی بودن که از گریه و زاری گلوت درد گرفته بودفقظ تو را از کون می گان!!!(خلی عجیب هست)از کس تورا نگایدن (خیلی عجیب و غریب هست)بدیش هم بخوای این جوری به نویسی ریدی بوش تو داستان اولیت داره می یادمن منتظر یه صحنه سکس وحشیانه بودم با جزّییات کامل:ساک زدن های که دیگه نفست در نیاد , تلمبه زدن های وحشیانه , گاز زدن پسنونات یا کشیدن مو هات یا هر چیز دیگر که روحیه ای که از شحصیت هایت تعرف کردی بیادبهتر بری سر شغل خودت جندگی(ایتجا کسی واسه داستان پول نمی دهد)( به قول دوستمان داستان نوشتی فخششم بخور) تو هم یه خواننده باش و دیگه ننویساگر هم می نویسی ببین با عقل جور درمیاد ,یا نه بعد بزار
FolfMan.
filter sex love
Umیونجه یا یوم اللهکسشعر نگوچی بلغور میکنیعقده ای همه کس و کارتهبه تو چه ربطی داره که من چندتا نظر میدممن 100تا نظر میدم ببینم بالا میرهزیادم دورور من نپلکهر دفعه یکی باید بیا مزه الت منو بچشه؛اگه هم خوشش بیاد(که خیلیا خوششون اومده بود) دیگه ولش نکنن و همجا بیوفتن دنبالش؛دنبالش نرو که گرفتار میشیتو چی کاره ایبنیش روش فکر کن کی عقده کردهعقد نه عقدهFilter sexتوی جنده زاده هم کم شغل خانوادگیتو بیار جار بزن،بی خودی به این و اون نسبت نده؛سکس وحشیانه میخوای ببینی
دلم می خواست نظر بدم ولی بخاطر حرفایی که تو تالار زدم دیگه نمی شه:( 🙁 🙁
هانيه اگه ادامه داره كه هيچ ولى ريتم داستانت يكنواخت نيست حتى اگه خانطره باشه لطمه ميزنه ولى لحن اول شخص دوست دارم وخودم باهاش جلو ميرم
سلامداستانت بد نبودیعنی خوب بوداصلأ خیلی خیلی خوب بودیعنی عالی بودمرسیادامه هم داره (شاید):دی
Bazam avalam ke