عشق اولم شیدا (۱)

این داستانی که میخوام بگم دو بخش داره بخش اول مربوط به 12 سال پیشه و اولین عشق زندگیم که همچنان تنها عشقم هست و بود راستش من سال اولی که رفتم دانشگاه زیاد اهل دوس دختر و سکس بودم ولی هیچ کس نمیتونست منو عاشق خودش کنه همیشه نبود یه عشق واقعی رو تو زندگیم حس میکردم یادمه یه روز تو خونه تلوزیون میددیم یه فال هفتگی بود شبکه پی ام سی پخش میکرد رسید به ماه تولد من که تیر بود گفت به دنبال چی هستی عشق زندگیت بهت خیلی نزدیکه فقط کافیه چشماتو باز کنی و بهش توجه کنی رفتم تو فکر یکم دور و اطراف خودمو برسی کردم اولین نفری که به نظرم اومد دختر داییم شیدا بود یه دختر با چهره معمولی دوسال ازم کوچیکتر با مزه با موهای فر و سینه های کوچیک و باسنی برجسته به نسبت تمام بدنش من همیشه به شیدا حس خوبی داشتم و بارها شنیده بودم اون منو دوس داره ولی راستش بیشتر دنبال سکس و دخترای دانشگاه بودم واسه سکس با خودم گفتم وقتی شیدا هست چرا رفتم دنبال غریبه ها بزار با خودش باشم بعد چند سالم ازدواج میکنیم خیلی خانواده داییم رو دوس داشتم هم خود داییم هم خانومش هم خود شیدا رو به هزار زحمت شمارشو گیر آوردم و یه روز اول های مهر ماه بود شیدام تازه دانشگاه قبول شده بود یه شهر دیگه بهش یه پیام طولانی دادم خودمو معرفی کردم چون شمارمو نداشت و کل حسمو واسش نوشتم و گفتم میخوام با هم باشیم یه مدت بعدم نامزد کنیم و ازدواج واقعا عاشقش شده بودم بعد از چند ساعت جواب داد خیلی رسمی احوال پرسی کرد و گفت باید فکر کنم بعد جواب بدم تصمیم سختیه واسم یکم تعجب کردم چون شنیده بودم عاشقمه از فامیل ها گفتم باشه بعد چند روز که واسه من سخت میگذشت پیام داد جوابم منفیه و نمیتونم قبول کنم باورم نمیشد بهش زنگ زدم و جواب داد گفتم چرا و مشکلت چیه گفت تو خیلی خوبی ولی من سنی ندارم بخوام به ازدواج و این چیزا فکر کنم گفتم خب من واسه چند سال دیگه دارم از الان حرفشو میزنم گفت نه من جوابم منفیه فعلا با هزارتا التماس من قبول کرد گاهی چت کنیم و تلفنی حرف بزنیم ولی رابطه جدی نه منم قبول کردم رابطه سرد ما شروع شده بود بهش گفتم خیلی به گوش من رسیده بود تو منو دوس داری گفت به گوش منم رسیده بود توم منو میخوای واسم خیلی سخت بود بی محلی هاش روز به روز بیشتر عاشقش میشدم داغون شده بودم خیلیم کم میدیدمش بخاطر دور بودن دانشگاه هامون خلاصه کار به جایی کشید که تو پیام بهش گفتم من دارم نابود میشم و توم عین خیالت نیست اونم که از پیام هام خسته شده بود یه روز نوشت دیگه هیچ وقت نه بهم پیام بده نه زنگ بزن این حرفش پایان عشقم بهش بود انگار یه آب سرد بود دیگه قیدشو زدم هرچند ته دلم هنوز عاشقش بودم ولی هیچ کاری واسه رسیدن بهش نمیکردم کلا فاصله گرفتیم بعد چند سال من ازدواج کردم ولی هنوز میدیم شیدا رو دستو پام میلرزید دست خودم نبود 6 سال از ازدواج من گذشته بود شیدا شده بود 30 ساله و من 32 ساله که خبر ازدواج شیدا رو شنیدم یه مراسم عقد ساده و چندتا عکس که از خودش و شوهرش دیدم یه پسر معقول با چهره ساده و مناسب حس دوگانه ای داشتم هم حسرتش رو میخوردم هم تو دلم میگفتم ایشالا خوشبخت بشه سرم تو زندگی خودم بود بچه دار شده بودم که خبر اختلاف شیدا و شوهرش در حالی که هنوز 1سال نشده بود ازدواج کرده بودن به گوشم میرسید اهمیت نمیدادم تا شنیدم جدا شده چند باری دیدم بعد جدایی اصلا به خودش نمیرسید چاق شده یود خیلی بد شده بود دلم میسوخت واسش یه سری که دیدمش تو جمع خانوادگی تحمل دیگه نکردم بهش پیام دادم تو اینستا و گفتم چرا با خودت اینکارو میکنی زندگی ادامه داره و این حرفا شروع به چت کردیم دوس داشتم باهاش برم تو رابطه ولی میترسیدم بهش پیشنهاد بدم باز خودشو بگیره واسم گفتم یه قرار بزاریم حرف بزنیم خیلی زود قبول کرد رفتیم کافه نزدیک خونشون تا رسیدم اونجا بود دست دادم بهش و نشستم اصلا به خودش نرسیده بود یکم حرف زدیم و بهش گفتم من هنوزم عاشقتم باورش نمیشد هنوز بخوامش گفت من دیگه اون شیدا نیستم گفتم ولی من هنوز عاشقتم خلاصه قبول کرد با هم باشیم کم کم به خودش میرسید و باشگاه رفتنو شروع کرد چند باری تو ماشین بوسیدمش یکمم مالیدمش ولی حرف سکس میزدم میگفت فعلا نه بهم زمان بده بعد از دو ماه اوکی سکس رو داد…

خیلی خوشحال بودم بهم اوکی داده بود شیدا واسه سکس هنوز عاشقش بودم اندامش خیلی بهتر شده بود یه روز صبح که خانومم مدرسه بود چون معلم بود پسرمم گذاشته بود خونه مادرش میدونستم تا 12 خونه خالیه با شیدا هماهنگ کردم 9 صبح بیاد خونم خودمم از سر کار مرخصی ساعتی گرفتم رفتم خونه تا رسید پایین در زدم اومد بالا یه عالمه اسپری تاخیری زده بودم به کیرم و تخمام میخواستم سر بلند باشم پیش شیدا اومد تو خونه درو بستم نگاهش کردم یه شلوار جین خیلی تنگ انگار سایز خودش نبود آبی روشن پوشیده بود با یه بلوز دکمه ای کوتاه بالای باسن اینجور راحت لباس نمیپوشید معمولا، بدون شال بود گفتم اینجور اومدی گفت بده لباسم گفتم نه عالیه ولی تو اسنپ اینجور بد بود پوشیدی گفت پیر مرد بود بابا غیرتی نشو وقتی جلوم راه میرفت سمت سالن باورم نمیشد حجم کونشو میدیدم خیلی خوشکل و خوش سایز بود جلو خودمو گرفتم چنگ نزنم کونشو نشست تو سالن یکم از خونم تعریف کرد و شروع به صحبت کردیم بحث رو بردم سمت دلیل طلاقش هی میگفت اختلاف داشتیم و از این حرفا گفتم شیدا درست بگو مشکلتون چی بود درست جواب نمیداد گفتم سکس درست نمیکرد گفت 6 ماه اخر زندگیمون سکس نداشتیم گفتم چرا اخه گفت روم نمیشه بگم چطور بگم اخه گفتم خاجه بود نکنه مشکل مردانگی داشت گفت نه کوکالد بود گفتم یعنی چی گفت یعنی بی غیرت بود گفتم خب شاید روشنفکر بود گفت دیونه فازش این بود جلوش با یکی دیگه سکس کنم و نگاه کنه از این لذت میبرد باورم نمیشد گفتم شوخی نکن مگه داریم این چیزا واسه فیلماست قسم خورد گفت انقد باهام سکس نمیکرد تا میگفتم نیاز دارم میگفت فلان دوستمو بگم بیاد اینجور شده بودیم خیلی روش کار کردم زندگیم رو نگه دارم ولی فایده نداشت دلم واسش سوخت شروع کرد گریه کردن رفتم بغلش کردم موهاشو نوازش کردم نگاهم کرد ازش لب گرفتم گفتم دیگه مال خودمی شیدا خودم میشم مردت گفت وقتایی که زنش بودم همش به خودم لعنت میفرستادم چرا به تو نه گفتم من بهش گفتم فدا سرت قربونت برم الانم دیر نشده دیگه مال خودمی گفت جواد من دوس داشتم زنت بودم مادر بچت میشدم گفتم شیدا من الانم عاشقتم باور کن بشه میگیرمت تو حاضری زن دومم باشی گفت اره بخدا اگه زنت قبول کنه من از خدامه لباشو خوردم گفتم تلاشمون رو میکنیم ولی اگرم نشد از من نارحت نشو گفت باشه درک میکنم شرایطت رو دیگه امونش ندادم رفتم تو گردنش کل بدنشو میمالیدم بیشتر سینه هاش و کونشو خیلی خودشم هات بود همش دست میزد به کیرم دکمه های پیراهنشو با عجله باز میکردم زیرش فقط سوتین داشت در آوردم پیراهنشو درازش کردم رو کمر رو مبل لبا و زبونشو میخوردم دست کردم کمرشو باز کردم انقد شلوارش تنگ بود در نمی اومد تی شرت خودمو در آوردم شیدا گفت نریم اتاق گفتم نه همینجا خوبه شلوارکو در آوردم کیرم داشت شورتمو پاره میکرد رفتم پایین مبل دست کردم دو سمت شلوارشو گرفتم به زور کشیدم پایین انقد تنگ بود شورتشم باهاش اومد پایین روناش انقد گوشتی و ترو تمیز بود کیف میکردم نگاهش میکردم با یه شرمی روناشو بست کسشو نبینم رفتم لباشو خوردم و دست بردم بین پاهاش انگشت کردم لای کسش خیس خیس بود بهش گفتم شیدا 12 سال پیش باید این بهشت بین پاهات مال من میشد اونم ازم لب گرفت گفت دگیه تا ابد مال خودته جواد قول میدم رفتم رو سینه هاش سایزش فک کنم 70 بود نکشون رو میخوردم و زبون میزدم یه دستتمم لای کسش بود رفتم رو شکمش واقعا میخواستم کسشو بخورم با اینکه بدم میومد از مزه کس و خیسی کس شکمشو بوسیدم رفتم بین پاهاش تازه چشمم افتاد به کسش خوشکل بود و ترو تمیز ولی یکم تیره تر بود از بدنش بوش کردم بوی آشنای کس رو میداد رفتم توش با زبون و دماغ زبون فشار میدادم توش اروم از زیر انگشت میکردم تو کسش خیلی حشری بود این دختر بی اندازه تشنه سکس بود بعد 2 دقیقه خوردن کسش ارضا شد منم یکم پاهاشو دادم بالا سوراخ کون پلمپ و نازشو نگاه کردم اونم خیس شده بود زبون زدن بهش هیچی نگفت پا شدم جلوش شورتمو در آوردم کیرمو که دید هنگ کرد انگار، اومد نشست جلوم دو دستی گرفتش گفت خیلی بزرگه جواد باورم نمیشه گفتم کجاش بزرگه 17 سانته گفت بخدا مال شوهرم نصف این بود فک کنم گفتم واسه همین پس بکن نبوده سرشو فشار دادم به کیرم و شروع کرد به خوردن با دست چپش ته کیرمو گرفته بود بیشتر کیرمو میخورد ولی دستش نمیزاشت تا اخر بده تو حلقش دستشو جدا کردم از کیرم و سرشو یکم فشار داد رو کیرم تا سر کیرم میرفت حلقش اوقق میزد و میدادش بیرون کیرمو با کلی تف آوردش رو لباش گفت نیمتونم جواد تورو خدا نکن تو حلقم گفتم شیدا دوس داری همش بره تو کست گفت اره همشو میخوام گفتم پس همشو بخور گفت اذیتم نکم گفتم باشه کافیه هر چقدر خوردی میکنم تو کست داگیش کردم رو مبل از پشت چندتا زدم رو کونش اونم سکسی میگفت اخ نگاه سوراخ کونش کردم و کیرمو فرستادم تو کسش انقد تنگ بود نمیرفت توشش با کلی فشار و اخخخ گفتنای شیدا جا دادم البته تا جایی که خورده بود متوجه شد کامل نمیدم توش مواظب بودم تا دسته نره توش تند تند میزدم گاهی میرفت تا دسته ولی نمیزاشتم زیاد بره توش متوجه کارم شد گفت اذینم نکن جواد دلت میاد بغلش کردم گفتم شیدا بعد 12 سال بهت رسیدم میخوام واسم صدتو بزاری گفت بخدا نمیتونم ساک اونجور که تو میخوای بزرگه کیرت لعنتی گفتم عب نداره پس همین نصفش کافیه واسه کستم کلافه بود ضربه نمیزدم به کسش یهو خودش رفت جلو در اومد از کسش نشست جلوم کیرم خیس خیس بود کردش تو دهنش و سعی میکرد تا ته بخوره اوققق میزد منم دستمو بردم پشت سرش فشار دادم واسه 1ثانیه دماغش خورد بالای کیرم و تا ته خورد زود درآورد از دهنش میخواست استفراق کنه چشاش پر اشک بود چند بار با کیرم زدم رو صورتش گفتم عاشقتم هنوزم شیدا باز کردم دهنش باز سرشو فشار دادم تو گلوش یکم نگه داشتم اینبار با مشت میزد پهلوم ولش کردم کلی تف از دهنش ریخت رو زمین و سینش باز چند بار تکرار کردم با التماس گفت تورو خدا کافیه جواد بعد باز داگیش کردم و فرستادم تو کسش تند تند میزدم دیگه تا دسته میدادم توش و صدای برخورد بدنم با کونش میومد موهاشو گرفتم در گوشش گفتم حالا شدی همونی که میخواستم شیدا اونم دیگه کونشو میداد عقب بیشتر بره توش 5 دقیقه همین مدلی زدمش یهو لرزید و ارضا شد نمیتونست داگی بمونه افتاد رو شکم کشیدمش پایین مبل رو فرش رو کمر رفتم بین پاهاش فرو کردم تو کسش و خوابدیم روش لباشو میخوردم 2 دقیقه همینجور زدم حس کردم داره میاد آبم کشیدم بیرون ریختم رو شکمش آبمو افتادم کنارش رو فرش هر دومون عرقی و بی حال بودیم بغلش کردم اونم چرخید سمتم لباشو میخوردم و حرف میزدیم بهش گفتم شیدا خیلی میخوامت دیگه میخوام خودتو زنم بدونی گفت دیگه اون اشتباه 12 سال پیشو هیچ وقت تکرار نمیکنم گفت جواد میخوام دیگه تا آخر عمرم ازم نه نشنوی انگار که عزاب وجدان داشت واسه رد کردنم محکم تر بغلش کردم گفت جواد من برم الان گفتم کجا کارت دارم هنوز تو چشاش میخوندم خودشم هنوز سکس میخواد گفت واقعا میخوای باز گفتم اره بابا بعد کونشو چنگ زدم گفتن تازه این خوشکله رو هنوز فتح نکردم گفت نه جواد دوس ندارم انگشت کردم لای کونش یکم فشار دادم تو سوراخ کونش یه اوخ گفت گفتم همین 2 دقیقه پیش داشتی میگفتی دیگه نه نمیگم بهت خندش گرفت گفت اخه اونجا کثیفه هم زمان که این حرفارو میزد منم انگشت میکردم تو کونش گفتم کثیفیشم دوس دارم بعد شروع کرد بهانه گرفتن که خیلی بده بی اختیاری واسه دستشویی میاره و این حرفا فرم بدنمو بد میکنه و کلی حرف دیگه انگشتم رو از کونش کشیدم بیرون آوردم جلو دهنم بوی بدی میداد تفیش کردم باز کردم تو کونش کامل میرفت تو هی آخ و اوخ میکرد خواستم دوتا انگشت کنم تو کونش نمیزاشت به زور گرفتمش رفتم پشتش لای کونشو باز کردم سوراخش قرمز شده بود یه تف کردم رو سوراخش دو انگشت دستمو فرستادم توش خیلی سخت میرفت توش رو کونشو میبوسیدم و انگشت میکردم توش بعد 5 دقیقه دو انگشتم واسش اوکی شد وقتی میبوسیدم کونشو بوی بدی از لای کونش میومد ولی اتقد حشری این کون بودم و عاشقش بودم دلمو زدم به دریا زبون کردم لای کونش یکم مقاومت میکرد ولی بعد خودشم شل کرد و داد بالا کونشو دوتا کوسن از رو مبل برداشتم گذاشتم زیر شکمش کونش اومد بالا سرم لای کونش بود حالیم نبود کثیفه اون پشت حسابی باز شده بود سوراخ کونش گفت کثیفه چطور میخوری اخه منم به عمد انگشت هایی که تو کونش بودو دادم تو دهنش تا خورد فهمید کثیفه میخواست نخوره مجبورش کردم یکم خورد گفت جواد عنیه انگشتت نکنننن تورو خدا حرفش بیشتر حشریم کرد رفتم رو کونش کیرمو تفی کردم گذاشتم رو سوراخ کونش یکم فشار دادم سرش رفت میخواست جیغ بزنه دهنشو گرفتم گفتن صدات میره بیرون شیدا آروم باش عشقم همنجور سرش تو بود نگه داشته بودم تا دهنشو ول کردم گفت جواد تورو خداا دارم جر میخورم گفتم یکم شل کن بره تو بچه نشو شیدا با این کون مگه میشه نتونی چندتا تلمبه زدم اونم شل کرد کامل رفت توششش یکم نگه داشتم باز بغلش کردم گفتم قربونت برم همش توته معلوم بود خیلی درد داره یکم نوازشش کردم و آروم شروع کردم تلمبه زدن دستامو دو سمتش گذاشتم رو زمین و فقط کمر میزدم وقتی تا اخر میرفت تو کونش کیرم حس میکردم داره به چیزی میخوره سر کیرم یکم محکم که زدم شیدا گفت جواد دستشویی دارم در بیار تورو خدا الان خودمو خراب میکنم گفتم یکم تحمل کن الان میاد آبم چن تا دیگه زدم یهو شیدا با قدرت عجیبی زیرم چرخید کیرم از کونش در اومد یه گوز بزرگم زد بلند شد دستش رو کونش بود دوید لخت سمت دستشویی نمیدونستم بخندم چیکار کنم پرید تو دستشویی من تازه نگاه کیرم کردم دیدم بله خانوم خوشکله ریده رو کیرم رسما با دستمال کاغذی تمیز کردم نمیدونم چرا چندشم نمیشد منتظرش شدم کیرم خوابید از این اتفاق بعد 5 دقیقه اومد بیرون خجالت میکشید سرش پایین بود بغلش کردم نشوندمش تو بغلم رو مبل گفتم عشقم چون تخلیه نکرده بودی کونتو پیش میاد از این چیزا گفت نباید از عقب میکردی گفتم الان تخلیه کردی راحت میتونیم ادامه بدیم بعدم دفعه های بعد قبل سکس میری دستشویی دوش مقعدی میگیری تر تمیز میای یکم آروم شد کیرم کامل خواب بود چندتا لب گرفتم ازش نشوندمش بین پاهام ساک بزنه خودمم لم داده بودم رو مبل تا دهنش نزدیک کیرم شد گفت جواد کثیفه کیرت گفتم تمیزش کردم گفت برو بشورش گفتم شیدا این حد کثیفی نیست بخور با بی میلی شروع کرد یکم که خورد واسش اوکی شد تا اخر میخورد منم سرشو فشارمیدادم رو کیرم بعد آوردمش بالا نشوندمش رو کیرم با کس خودش تلمبه میزد لباشو میخوردم و کونشو انگشت میکردم رسما گشاد شده بود کونش بعد بلندش کردم چرخوندمش با کون نشوندمش رو کیرم کردم تو کونش وای عالی بود این پوزیشن تا دسته میرفت توش حس کردم داره آبم میاد گفتم شیدا میخوری آبمو گفت بیخیال دیونه ای مگه جندم من میخوای آبتو بخوردم بدی گفتم دوس دارم بخوری گفت بدم میاد تورو خدا اذیتم نکن منم دیگه اسرار نکردم محکم گرفتمش در نره و همه آبمو ریختم تو کونش کامل که خالی شدم ولش کردم بلند شد از رو کیرم بعد اون روز الان 1 ساله با همیم نشد رسما زنم بشه ولی سیقش کردم خیلی هام از خانوادهامون میدونن شیدا سیقه منه زنمم شنیده ولی به روم نمیاره…

نوشته: محمد

بازدید 9,468

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

یک پاسخ به “عشق اولم شیدا (۱)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید