شروع سکس با خواهر (۴ و پایانی)

سلام به دوستان

عزیز باز آمدم من خب بریم سر داستان تا اونجا پیش رفتیم که مریم آمد خونه ما و من رفتم بیرون و چون قرار نبود امیر امروز پیش ما باشه رفتم پیش یکی از بچه های محله که کمی بزرگ تر از ما بود به قول امروزی ها چند تا کون بیشتر پاره کرده بود .
ادامه داستان از زبون مریم و زینب .
مریم، خب تعریف کن با حسن چجوری پیش رفت
زینب ، خوب بود خیلی راحت قبول کرد آمد سر راه
مریم ، گفتم بهت که پسر ها راحت تر از ما دختر ها راضی میشن
زینب ، آره اما خیلی کیف داد
مریم ، تازه یکی دو روز پیش امیر جی جی هام رو خورد و نازم رو مالید یه حالی شدم ته دلم انگار یه چیز خالی شد و بی حس شدم خیلی بیشتر حال داد
زینب ، یعنی چجوری شدی
مریم ، نمی‌دونم نمیشه تعریف کرد باید تجربه کنی ببینی
در همین حال لخت شدن و کوس هم دیگه رو میمالیدن و حرف می‌زدند یه مریم گفت
مریم ، میشه منم با حسن حال کنم
زینب ، نمی‌دونم خجالت نمی‌کشی پیش حسن لخت بشی آخه
مریم ، نه اونجوری که اول با همین دکتر بازی بعد کم کم خجالت می‌ره کنار دیگه
زینب ، شاید حسن راضی نشه ناراحت بشه
مریم ، نه بابا این پسر ها از خداشون هم هست
خب دوستان دستان رو تا اینجا داشته باشید بریم سراغ من و بچه محل مون
حسن ، سلام رضا
رضا، سلام حسن خان خوبی
حسن ، ممنون چکار می‌کنی
رضا ، هیچ کون میکنیم خخخخخ
حسن ، خخخ تو هیچ وقت آدم نمیشی
رضا ، ادم‌که نه ولی آدم رو میکنم
حسن ، اصلا ولش کن بابا نمیشه با تو حرف زد
رضا ، حرف خب نزن بیا عمل کنیم
حسن ، رضا حالا جدا از شوخی چجوری می‌کنی توی کون
رضا ، چیه میخوای یاد بگیری
حسن ، حالا بگو
رضا ، نکنه کون خوب گیر آوردی به ما نمیگی
حسن ، ولش کن اصلا نمیشه از تو راهنمایی خواست اصلا
رضا ، باشه بابا بیا قهر نکن ببین بستگی داره به جا و مکان و وقت
حسن ، چه ربطی داره آخه
رضا ، آهان ربطش به اینه که اگه مکان و وقت داشته باشی طرفی که داره میده درد کمتری می‌کشه اگه نباشه درد بیشتری می‌کشه
حسن ، خب دیگه حالا فکر کن هم جا هست هم وقت
امیر ، خب شد اول که با کونش بازی می‌کنی بعد اگه کرم باشه به انگشتت کرم میزنی آروم می‌کنی تو سوراخ کونش فقط آروم
انگشتت رو توی کونش تکون میدی بالا پایین می‌کنی
حسن ، چرا
رضا ، چون اینجوری اونم خوشش میاد و کونش آماده میشه که کیر بره توش
حسن ، آهان
رضا ، بعد بهش میگی دو طرف کونش رو بگیره باز کنه تو هم به کیرت کرم میزنی می‌زاری روی سوراخ کونش آروم آروم فرو می‌کنی توش وقتی رفت توش می‌خوابی روش یه مقدار وایمیستی تا دردش کم بشه کم شد شروع می‌کنی خیلی آروم تلمبه زدن
حسن ، تلمبه زدن چجوری هست
رضا ، نمیدونی یعنی
حسن ، نه
رضا ، خخخخ بچه مثبتی ها تلمبه زدن یعنی آروم کمرت رو بالا میاری دوباره میری پایین تا آبت بیاد
حسن ، آب
رضا ، آره دیگه البته هنوز برای تو زود هست یه مقدار بزرگ بشی بعد از اینکه تلمبه بزنی از کیرت آب شیری رنگی میاد که بهش میگن آب کمر
حسن ، 🤔🤔🤔
خلاصه از رضا خداحافظی کردم رفتم سمت خونه با آموخته های جدید رفت تو دیدم مریم هنوز خونه هست زینب رفته بود توالت
مریم ، کجا موندی پس دیر کردی
حسن ، پیش بچه محله ها بودم چیز های جدید یاد گرفتم
مریم ، چه چیز جدیدی
حسن ، میگم بهت خیلی بیشتر بهت حال میده
مریم ، آهان پس پیش این بچه خلاف ها رفتی
حسن ، نه بابا خلاف کجا بود چیز های جدید یاد گرفتم که خیلی بیشتر کیف بده
مریم ، میبینیم
در همین زمان زینب امد
زینب، سلام داداش کی آمدی
حسن ، سلام تازه آمدم
دیگه نشستیم یه چند دقیقه ای صحبت کردیم که مادرم تلفن زد خونه و زینب گوشی رو برداشت بعد صحبت کردن آمد پیش من و مریم
مریم ،خب من دیگه برم خونه
زینب ، کجا بری بابا الان مادرم زنگ زد گفت با مادر دارن میرن خرید منم گفتم پس مریم پیش من بمونه تا بیاید شما
مریم ، باشه پس بیاید بازی کنیم
حسن ،باشه چی بازی کنیم
زینب ، دکتر بازی کنیم خیلی حال میده
حسن ، دکتر بازی
با چشمام به زینب نگاه کردم و به علامت سوال
زینب ، آره خوبه
مریم ، آره منم دوست دارم
منم چون میدونستم قضیه از چی هست موافقت کردم
زینب ، حسن تو دکتر شو من مامان مریم ، مریم هم بچه من که مریض هست
حسن ، باشه قبول
مریم ، باشه
زینب ، سلام آقای دکتر
حسن سلام جانم بفرمایید
زینب ، آقای دکتر این دخترم شکمش درد می‌کنه بچه خیلی بی قراری
حسن ، چی شده دختر جون دقیقا کجای شکمت درد می‌کنه
مریم ، آقای دکتر اینجای شکمم
دور نافش رو نشون میده
حسن ، دراز بکش
مریم دراز می‌کشه حسن می‌ره دست می‌زاره روی شکم مریم و‌میگه اینجا درد میکنه
مریم، آره آقای دکتر
حسن یه مقدار شکم مریم رو میماله مریم می‌گه آقای دکتر یه مقدار پایین تر هم درد داره حسن دستش رو‌میبره بالای کوس مریم و شروع می‌کنه به مالیدن یه مقدار میماله رو می‌کنه به زینب
حسن، خانم جان باید بچه شما آمپول بزنه نمیترسه
زینب، نه نمیترسه آقای دکتر
حسن ، پس آمپول رو می‌نویسم برید بگیرید بیاید بزنم براش
زینب می‌ره مثلا آمپول بگیره بیاره که حسن هم باهاش می‌ره بیرون زینب رو صدا میزن
حسن ، آخه من الان چجوری به مریم آمپول بزنم
زینب ، مثل من به من چجوری زدی به مریم هم همینجور
حسن ، من و تو فرق داشتیم آخرش با هم حال کردیم
زینب ، نگران نباش مریم هم خودش می‌دونه راضی هست
حسن ، یعنی مریم هم میخواد حال کنیم با هم
زینب ، آره مطمئن باش
حسن ، باشه
حسن میره توی اتاق پیش مریم و زینب هم میاد
زینب ، آقای دکتر اینم امپولش
حسن ، مرسی خانم دختر جان دراز بکش تا بیام آمپولت رو بزنم
مریم ، چشم آقای دکتر فقط آروم بزنید
حسن ، باشه تو بخواب شلوارت رو هم بکش پایین
مریم دراز می‌کشه شلوارش رو هم تا زیر کونش می‌کشه پایین حسن میره بالا سرش و مثلا آمپول میزنه مریم الکی گریه می‌کنه میگه درد داره آقای دکتر حسن مشغول مالیدن کون مریم میشه زینب هم میاد کنار حسن و مریم می‌گه آقای دکتر خوب همه حاش رو بمالید دخترم در نکشه حسن هم همه جای کون مریم رو میماله و دو طرف کونش رو باز میکنه انگشتش رو رو سوراخ کون مریم میماله به زینب میگه برو کرم بیار
مریم ، کرم برای چی
حسن ، کاریت نباشه نرم میشه سوراخ کونت و حال میده بهت
زینب کرم میاره و حسن انگشتش رو‌کرمی می‌کنه و میماله رو سوراخ کون مریم آروم آروم انگشتش رو فرو می‌کنه تو کون مریم مریم اول میگه حسن درد می‌کنه حسن میگه آروم باش الان خوب میشه همینجور که انگشتش تو سوراخ کون مریم هست به زینب میگه
حسن ، سینه مریم رو بخور
زینب مشغول خوردن سینه های مریم میشه مریم هم میره توی حس و لذت می‌بره به امیر می‌گه
مریم ، حسن بیشتر فرو‌ کن داره حال میده
حسن، میخوای بیشتر بهت حال بده
مریم ، آره
حسن، با دستات دو طرف کونت رو بگیر باز کن
مریم دو طرف کونش رو گرفت و باز کرد من به کیرم کرم زدم گذاشتم رو سوراخ کونش آروم آروم فشار دادم رفت تو
مریم ، آخ آخ حسن سوختم وای
حسن ، تحمل کن الان خوب میشه
خوابیدم روش به زینب گفتم با سینه های مریم بازی کن و بخورشون یه مقدار دردش خوب شد شروع کردم به تلمبه زدن
مریم ، آخ حسن خیلی داره حال میده این رو از کجا یاد گرفتی
حسن ،کاریت نباشه ساکت حال کن
یه مقدار تلمبه زدم یهو مریم دوباره لرزید
مریم ، آخ آخ حسن چقدر خوبه آخ جون ادامه بده چقدر کیف میده وای مردم
یهو مریم ساکت شد و بی حال شد
زینب ، بسه دیگه پاشو از روی مریم کشتیش بیهوش شد
پاشدم از روش نشستم کنارش
زینب ، مریم ، مریم جون خوبی
مریم ، آره خوبم خیلی حال داد
زینب ، چرا پس اینجوری شدی
مریم ، نمی‌دونم وقتی خیلی کیف میده بهم اینجوری میشم
بعد از مدتی مریم سر حال آمد
مریم ، حسن خیلی نامردی کونم داره میسوزه
حسن ، اون موقع بهت حال داد
مریم ، آره خیلی
زینب ، حالا نوبت منه
حسن ، من و تو که پیش هم هستیم هر موقع بخواهیم میتونیم
الان یهو مامان اینا میان برو یه شربت درست کن بخوریم مریم هم سر حال بیاد
زینب ، خیلی نامردی منم میخوام
حسن ، باشه عزیزم حالا برو مریم رفت من و تو هستیم
زینب رفت شربت درست کنه بیاره
مریم ، پس این چیزی بود که یاد گرفته بودی
حسن ، آره امروز رضا بهم یاد داد چجوری باید بکنم
مریم ، اولش خیلی درد داشت اما بعد خیلی لذت داشت به امیر هم یاد بده
حسن ، یاد دادن به امیر خرج داره باید بیاد بکنم توی کونش یاد بگیره
مریم ، فعلا که دو روز پیش کونش رو پاره کردی هنوز خون داره میاد ازش
حسن ، حالا تا وقتی که چهار نفره بشیم وقت داره کونش خوب میشه
مریم ، حالا چجوری امیر رو بیاریم تو جمع مون
حسن ، میارمش عجله نکن
زینب آمد و شربت رو داد مریم خورد پاشد رفت خونشون موندیم من و زینب
زینب ، خیلی نامردی
حسن ، چرا
زینب ، نو آمد به بازار کهنه میشه درازا
حسن ، آبجی قشنگم تو هم از مریم قشنگ تری هم نرم تر و هم سفید تر بعدش من امروز یاد گرفتم چجوری توی کون بکنم روی مریم امتحان کردم که بعد میخوام با تو انجام بدم اذیت نشی
زینب ، آره باشه منم خر شدم
حسن، فدای آبجی گلم بشم
زینب ، راستی این رو از کجا یاد گرفتی
حسن ، رفته بودم بیرون رضا رو دیدم
زینب ، کدوم رضا
حسن، نمیشناسیش دیگه همینجور که باهاش صحبت میکردم اون یادم داد
زینب ، خجالت نکشیدی بهش گفتی
حسن ، نه برای چی خجالت اون بزرگتر هست و بعد این کاره هست
زینب ، یعنی چی اینکاره هست
حسن ، یعنی کون پسر ها رو می‌کنه
زینب ، وا مگه میشه پسر با پسر
حسن ، آره میشه
زینب ، چقدر بد
حسن ، بد نیست که یه چیز بگم بهت مثل راز پیش خودت نگه می‌داری
زینب ، آره بگو
حسن ، قسم بخور حتی به مریم هم نباید بگی ها
زینب ، قسم‌میخور بجون مامان بخدا به هیچ کس نمیگم
حسن ، من و امیر هم باهم حال میکنیم
زینب ، یعنی مکنید تو کون هم دیگه
حسن ، نه که تو‌کون مثل من و تو چجوری باهم حال کردیم فقط خوابیدم روت
زینب ، آهان
حسن ، میخوای امیر رو هم بیارم اینجا باهم حال کنیم
زینب ، نه نه اصلا خجالت میکشم
حسن ، خجالت نداره که دیدی مریم امروز چجوری آمد حال هم‌کرد و رفت خجالت کشید مگه
زینب ، نه من خجالت میکشم روم نمیشه
حسن ، اصلا میارم جلوی تو اول امیر رو میکنم بعد باهم حال میکنیم
زینب ، روش میشه جلوی من بکنی اش
حسن ، اول میارمش خونه تو قایم شو بعد وقتی کردم تو بیا توی اتاق
زینب ، نه من اونجوری روم نمیشه
حسن ، اصلا میخوای به مریم هم بگیم با امیر بیاد
زینب ، نمی‌دونم مریم باشه شاید روم بشه آخه مریم هم خواهرش هست دیگه
حسن ، باشه
زینب ، اما باید به منم مثل مریم حال بدی ها و گر نه دیگه نمی‌زارم مریم بیاد اینجا
حسن ، خیالت راحت فردا مامان رفت بیرون بهت حال میدم
زینب ، یه چیز بگم
حسن ، بگو عزیزم
زینب ، داشتی مریم رو میکردی من حسودی شد
حسن ، چرا حسودی آخه تو همیشه پیشم هستی هر موقع بخوایم باهم حال میکنیم عزیزم هیچ وقت به مریم حسودی نکن
زینب ، دست خودم نبود یهویی شد
مادر مون آمد زینب هم رفت کمک مامان و برای جمع و جور کردن خرید و غذا درست کردن تا شب شد و خوابیدیم البته من و زینب توی یه اتاق می‌خوابیدم اما دیگه شب ها کاری نداشتم بهش صبح بیدار شدیم و صبحانه خوردیم مشغول تلویزیون دیدن شدم و زینب هم با مامان مشغول کار خونه شد تا بعد از ظهر که مامان به زینب گفت میخوام برم خونه مرضیه خانم میای بریم زینب هم گفت نه حوصله ندارم می‌خوام بخوابم یه کم مامان گفت بیا بریم با مریم مشغول بازی و صحبت میشی حوصله ات هم سر جاش میاد زینب هم گفت مامان گیر نده دیگه حالش نیست بیام مادرم هم گفت باشه پس من میرم حسن تو میری بیرون گفتم احتمالا گفت پس رفتی نون هم بگیر گفتم باشه
مادرم رفت به زینب گفتم
حسن ، خوب چرا نرفتی مامان اصرار کرد
زینب ، زرنگی از دیروز منتظرم باهات تنها بشم عقده کردن مریم رو سرت در بیارم
حسن ، خخخخ پس من برم نون بگیرم و بیام
زینب ، لازم نکرده اول حال میکنیم بعد برو نون بگیر
حسن ، باشه بابا او چه خبره
زینب ، خیلی خبر ها
حسن ، بزار مطمئن بشیم مامان رفته و بر نمی گرده
زینب ، مامان رفته بعد هم کلید نبرده بیاد زنگ میزنه
حسن ، کلید برای چی نبرد
زینب ، کلید ها رو از جلوی چشمش برداشتم تا نبره خواست بیاد خونه زنگ بزنه
حسن ، زرنگ شدی ها
زینب ، پس چی زود باش بریم که از دیروز از تو فکرش نمیتونم بیرون بیام
حسن ، باشه پس برو کرم رو هم بردار و بیار اتاق
زینب رفت کرم رو بیاره و منم رفتم اتاق تا زینب بیاد آمد نشست کنارم
زینب ، لخت شو دیگه
حسن ، تو هم لخت شو
لخت شدیم مشغول مالیدنش شدم و بوسش میکردم دستم رو گذاشتم روی کوسش و میمالیدم
زینب ، سینه ام رو بخور
سینه زینب رو گرفتم توی دهنم و شروع کردم به خوردن البته اون موقع هنوز بزرگ نشده بودن فقط به اندازه نوک سینه بود به اندازه یه لیمو ترش کوچولو
زینب ، وای چقدر کیف میده میخوری
حسن ، جون قربونت بشم کیف کن
زینب ، حسن یه چیز رو راستش رو بگو با مریم بهت بیشتر حال داد یا با من
حسن ، حالا با تو امروز مثل مریم حال کنم ببینم چطور هستی
زینب ، خیلی نامردی
مشغول خوردن سینه زینب شدم و کوسش رو میمالیدم
زینب ، آخ چقدر حال میده حسن بخورش بمالش وای یه جوری دارم میشم
زینب و مریم هم سن هستن اما امیر یه سال از من کوچیک تر هست امیر 12 سالش بود و من 13 سال
حسن ، داری مثل مریم میشی بیشتر حال میده بهت
زینب ، آره آخ جون وای مامان چقدر کیف میده خیلی حال میده ول نکن حسن بخور بمال آخ جون وای
یهو زینب هم مثل مریم لرزید و بی حس شد افتاد بعد از چند ثانیه پاشد گفت وای چقدر حال داد حسن مرسی خیلی کیف داد
حسن ، دیگه به مریم حسودی نمیکنی
زینب ، بدجنس نباش دیگه
حسن ، باشه دراز بکش
زینب دراز کشید منم کیرم رو گذاشتم لای کوسش دیدم لای کوسش خیس هست
حسن ، شاش کردی زینب
زینب ، نه بخدا
حسن ، پس چرا خیس هست لیز ه
زینب ، نمی‌دونم اینطوری بدنم بی حس شد انگار یه چیزی از نازم زد بیرون شاید همون باشه
دیگه همینجوری کیرم رو گذاشتم لای کوسش و تلمبه زدم دیدم لیز شده بیشتر حال میده یه مقدار همینجور تلمبه زدم
زینب ، وای حسن چقدر خوبه خیلی داره دوباره حال میده وای
حسن ، جون کیف می‌کنی
زینب ، آره عزیزم سینه رو بخور
سینه های زینب رو گرفتم دهنم دوباره مشغول خوردن شدم همون‌جوری تلمبه میزدم سینه می‌خوردم زینب هم داشت حال میکرد یه دوباره لرزید بی حس شد
زینب ، توی حسن خیلی حال داد آخ که چقدر خوب بود
حسن ، دیگه به مریم حسودی نکنی ها
زینب ، وای نه دیگه تا وقتی قول بدی من رو تنها نزاری
حسن ، من که همیشه پیشت هستم
زینب ، داداشی یه چیز بگم
حسن ، بگو عزیزم
زینب ، میشه کون من رو هم بکنی ببینم چجوری هست
حسن ، باشه
زینب دمر خوابید و منم کرم رو برداشتم مالیدم به سوراخ کونش اول بازی دادم بعد آروم انگشتم رو فرستادم تو گفت آخ در آوردم انگشتم رو دوباره کرم زدم کردم تو سوراخ کونش یه مقدار دردش گرفته بود نگه داشتم انگشت رو به از مدتی شروع کردم با انگشتم بازی کردن تو سوراخ کونش
زینب ، داداش خوبه میشه مثل مریم دولت رو بزاری توی کونم
حسن ، باشه عزیزم ولی اولش یه مقدار درد داره ها
زینب ، می‌دونم دیروز دیدم مریم رو
انگشتم رو در آوردم بهش گفتم دو طرف کونت رو بکش باز بشه
لپ های کونش رو از هم باز کرد باز یه مقدار کرم زدم به سوراخ کونش و به کیرم هم کرم زدم بعد دوباره انگشت کردم تو سوراخش در آوردم و کیرم رو گرفتم گذاشتم رو سوراخش آروم فشار دادم سرش که رفت تو
زینب ، وای سوخت حسن خیلی درد داره
حسن ، در بیارم
زینب ، نه بزار بمونه تحمل میکنم
حسن ، هر موقع آروم شد بگو
زینب ، بهتره
یه مقدار دیگه فشار دادم نگه داشتم بعد شروع کردم به تلمبه زدن از کون مریم تنگ تر بود خیلی داشت بهم حال میداد یه مقدار تلمبه زدم
زینب ، داداش بسته دیگه نفسم دیگه داره بند میاد
از کونش در آوردم نشستیم کنارش پاشد نشست خودش رو مرتب کرد لباس پوشیدیم
زینب ، وای حسن اولش خیلی درد داشت میخواستم دیگه جیغ بزنم
حسن ، گفتم بهت که
زینب ، ولی تحمل کردم ولی حال داد حالا با من بهت بیشتر حال داد یا مریم
حسن ، راستش با تو
زینب ، واقعا
حسن ، واقعا تو هم خوشگلی هم سفید تری هم نرم تری تازه سوراخ کونت هم تنگ تر هست بیشتر حال داد
زینب ، حالا واقعا میخوای امیر رو هم بیاری
حسن ، تو راضی باشی آره اگه راضی نباش نه
زینب ، نمی‌دونم هر جور خودت دوست داری
حسن ، نگران نباش بسپار به من
فردای رفتم پیش امیر
امیر ، چی شد قبول کرد
حسن ، آره قبول کرد ولی باید با احتیاط پیش بریم
امیر ، چجوری با احتیاط
حسن ، بسپار به من مریم کجاست
امیر، خونه
حسن ، صداش کن بیاد کارش دارم
امیر رفت مریم رو صدا کرد آمدن
مریم ، چیه چیکار داری
حسن ، ببین فردا پس فردا که مادر ها مون رفتن بیرون جمع میشیم یه جا یا خونه شما یا خونه ما بعد تو با زینب میرید توی اتاق بازی کردن من و امیر هم میریم اون یکی اتاق من وقتی کردم توی کون امیر امیر صداش در آمد به بهانه صدای چی هست میاید و بقیش رو دیگه خودت بلدی چیکار کنی
مریم ، بله بلدم خودم می‌دونم چکار کنم
حسن ، آفرین دختر خوب
یه یکی دو روزی موقعیت پیش نیومد تا اینکه مادرم گفت با مرضیه خانم باید بریم جایی شلوغ کاری نکنید گفتم پس ما هم میریم پیش امیر و مریم حداقل مشغول می شویم حوصله مون سر نمیره مادرم قبول کرد رفتیم خونه امیر اینا مادرامون رفتن مریم و زینب رفتن اتاق و من امیر هم رفتیم اتاق
امیر ، چکار کنیم حسن
حسن ، معلومه دیگه برو کرم رو بیار دراز بکش
امیر، به همین سرعت
حسن، آره دیگه مگه نمی‌خوای اون دوتا زود بیان باید سریع باشیم دیگه
امیر پاشد رفت کرم رو آورد شلوارش رو در آورد دراز کشید منم به سوراخ کونش کرم زدم با انگشت بازی کردم باهاش به کیرم هم کرم زدم و گذاشتم رو سوراخ کون امیر فشار دادم
امیر ، آخ نامرد آرومتر دردم گرفت
مریم زینب توی اتاق
زینب ، صدای چی بود
مریم ، فکر کنم حسن داره امیر رو می‌کنه صدای آخ امیر بود
زینب ، نه بابا مگه دو تا پسر میشه با هم
مریم ، آره بابا پسر ها راحت هستن چاره نداشته باشن باهم دیگه حال میکنن
زینب ، بریم ببینیم تا حالا ندیدم پسرها با هم چجوری حال میکنن
مریم ، فقط یواش متوجه نشن
آروم آمدن اتاقی که ما بودیم داشتن نگاه میکردن
مریم ، به به حسن آقا بد نگذره بهت
حسن ، نه عزیزم بد نمی‌گذره
مریم, خوبه دیگه داداش من رو هم که می‌کنی
حسن ، عزیزم من و امیر دوست های قدیمی هستیم
زینب ، داداش زشت نیست داری کون یه پسر میذاری
حسن ، نه چه زشتی اینم یه سوراخ داره مثل سوراخ شما دو تا فقط یه کیر اضافه داره خخخخ
زینب ، میشه بیام ببینم چجوری میشه کونش
حسن ، آره آبجی گلم بیا ببین مریم تو بیا کون امیر رو باز کن زینب ببینه
مریم آمد کون امیر رو باز کرد یه مقدار از روی امیر بلند شدم که بتونه ببینه
زینب ، وای مریم نگاه کن چجوری میشه سوراخ کون
مریم ، آره منم ندیده بودم تا الان
امیر ، خوبه دیگه من شدم موش آزمایشگاهی تون بلند شو حسن پاره شدم
همینجور بلند شدم کیرم از سوراخ کون امیر در آمد زینب و مریم با تعجب نگاه میکردن
مریم ، وای یعنی برای من هم همینجوری میشه
حسن ، آره عزیزم همینجوری میشه
امیر بلند شد خواست لباس بپوشه
حسن ، چیکار می‌کنی امیر نپوش عزیزم الان باید این دو تا خوشگل ها رو برسیم بهشون
امیر ، زینب و مریم رو
حسن ، آره دیگه باید سر حال بیاریمشون زود باشد بچه ها لخت بشید
مریم و زینب سریع لخت شدن من رفتم سراغ زینب و امیر رفت سراغ مریم شروع کردیم به بوسیدن و مالیدن خوردن سینه ها
زینب بعد از مدتی لرزید و بی حال شد رفتم سراغ مریم امیر
حسن ، امیر تو تنهایی نمیتونی مریم رو سر حال بیاری بزار کمکت کنم
امیر رفت پشت مریم سوراخ کون مریم رو کرم مالی کرد و انگشت میکرد تو سوراخ مریم منم از جلو سینه مریم می‌خوردم و کوسش رو میمالیدم تا مریم هم لرزید و ارضا شد
زینب ، نامردید دو تایی با مریم حال میکنید
حسن ، نه عزیزم امیر تنها نمیتونست مریم رو سرحال بیاره آمدم کمکش امیر برو سراغ زینب تنهاش نزار
امیر رفت پیش زینب و مشغول شد منم با مریم مشغول بودم کونش رو انگشت میکردم کوسش رو میمالیدم تا مریم سر حال آمد
مریم ، دستت درد نکنه این امیر که نمی‌توانست خوب حال بده بهم نمی‌دونم چرا دیگه با امیر حال نمیکنم
حسن ، تو دیگه مال خودم شدی هر موقع خواستی بگو خودم بیام بکنمت
مریم ، بد نگذره بهت هم من رو می‌کنی هم داداشم رو
حسن ، امیر خودش دوست دار کون بده به من چه فعلا دراز بکش بکنم تو‌ کونت که دلم تنگ شده براش
مریم دراز کشید و کونش رو باز کرد منم کیرم رو کرم زدم گذاشتم رو سوراخ کونش فشار دادم تو شروع کردم به تلمبه زدن یه چند دقیقه تلمبه زدم
مریم ، وای مامان جونقدر خوبه دارم حال میام حسن جون بزن بیشتر بزن تمام نکن وای چقدر حال میده
همچنان تلمبه میزدم تا مریم ارضا شد و دوباره لرزید پاشدم از روش دیدم اون ور امیر و زینب هم نشستن امیر داره سینه زینب رو میخوره و با کوس زینب بازی می‌کنه
دیگه این شده بود تقریبا کار ما تا فرصت گیر میومد یا چهار تایی یا دوتایی یا سه تایی حال میکردیم
تا یه روز که مریم خونه ما بود من داشتم با زینب و مریم حال میکردم ، کرده بودم توی کون مریم داشتم تلمبه میزدم که دیدم حالم یه جوری داره میشه
حسن ، وای این سری داره خیلی حال میده انگار جونم داره از کیرم میاد بیرون وای چقدر باحاله
مریم ، چجوری غش نکنی روی من
حسن ، نه بابا غش چیه یجوری دارم میشم وای دارم بی حس میشم یه چیزی از کیرم داره میاد انگار
مریم ، وای چی شد حسن چکار کردی توی کونم خیس شد شاشیدی
حسن ، نه بابا شاش چیه آب کیرم بود عزیزم دیگه مرد شدم آب کیرم آمد
مریم و زینب ، آب کیر چیه
حسن ، همچنین که زن رو حامله می‌کنه
مریم ، الان ریختی توی کونم حامله شدم من
حسن ، نه باید آب کیر بریزه توی کوست تا حامله بشی
مریم ، اما یه چیز بگم وقتی می ریخت تو کونم خیلی حال میداد انگار کونم رو داغ میکرد
زینب ، منم میخوام برای منم بریز
حسن، آبجی جون بخدا الان حال ندارم بزار برای تو یه وقت دیگه بعد تو که پیشم هستی هر موقع بشه میریزم برات
مریم پاشد از کونش آبم میریخت بیرون گفتم برو خودت رو بشور
رفت شست و آمد لباس پوشید رفت شب وقتی همه خوابیدن زینب گیر داد که منم میخوام گفتم برو کرم رو بیار فقط هواست باید خیلی جمع باشه صدات در نیاد ها و گر نه مامان و بابا میفهمن بیچاره میشیم
زینب ، باشه حواسم هست بالش رو میزارم روی دهنم صدام در نیاد
مریم رو آورد منم شروع کردم به مالیدن کوسش و کونش وقتی شهوتی شد لای کونش رو باز کردم کرم زدم به سوراخش و به کیرم هم کرم زدم گذاشتم فشار دادم رفت تو سر زینب روی بالش بود و صداش در نمیومد یه چند دقیقه تلمبه زدم و آب کیرم آمد ریختم تو کون زینب خوابیدم روش وقتی بلند شدم زینب یه آخیش گفت پاشد رفت توالت و آمد
زینب ، خیلی باحال بود خیلی حال داد وقتی رختی توی کونم منم بدنم لرزید بحال آمدم
حسن ، ای جونم ابجی گلم
خلاصه کار ما هر از چند گاهی همینجور پیش می‌رفت یا با مریم و امیر بودیم یا با زینب تنها توی خونه همه جوره حال میکردیم با هم تا اینکه ما کوچ کردیم رفتیم شهر دیگه ای
ببخشید دوستان داستان مقداری طولانی شد به خاطر اینکه باید تمام میکردم داستان رو

نوشته: حسن

بازدید 11,947

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

2 پاسخ به “شروع سکس با خواهر (۴ و پایانی)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید