خواهرم دیوونم کرد (۴ و پایانی)

سلام، دوستان از حمایت شما عزیزان ممنونم. اینقدر استقبالتون خوب بود که از خودم خجالت کشیدم.😁
بریم سراغ ادامه‌ی ماجرا:
سمانه گفت فردا سوپرایزم میکنه ولی در حین بوسه و قربون صدقه رفتن بودیم که دوباره شروع کردم به مالیدن کونش و تحریک شدم. بهش گفتم میخواستم امروزم با انگشت کونت رو آماده کنم ولی خودت زرنگی کردی و خیار گذاشتی توش. حالا من امروز چیکار کنم؟
خندید و گفت اگه دوست داری همین خیار رو توی کونم عقب جلو کن.‌
خودش شرتکش رو کشید پایین و گفتم باشه ولی دلم میخواست همزمان کوستم بخورم که بیشتر حال کنی.
-نه جان من. دیروز اون همه ارضام کردی که بعدش جون نداشتم درس بخونم و گرفتم خوابیدم.
-باشه، یه کار دیگه میکنم. تو راحت بخواب.
شورت و شلوارم رو در آوردم و نشستم روی رونش. دقیقا زیر کونش بودم‌ و کیر شقم رو دادم پایین و کردم لای پاهاش. دقیقا چسبیده بود به کوسش و شروع کردم آروم کیرمو میمالیدم بهش. خیار رو هم گرفته بودم و همزمان باهاش توی کونش تلمبه میزدم.‌ گفتم خوبه؟ خوشت میاد؟
-آره، کیر داغت خیلی خوبه.
با یه دستم کونش رو میمالیدم و میلرزوند. با دست دیگه خیار رو توی کونش فرو میکردم و بالا پایین میبردم.‌ با کیرمم لای پاش تلمبه میزدم و کوسش رو حال میاوردم.‌ خیلی حال میداد و منظره فوق العاده سکسی و لذت بخشی بود. دو سه دقیقه مشغول بودم که گفتم سمانه این خیاره خیلی توی کونت روان شده و معلومه به یه خیار بزرگتر احتیاج داری.
-نه داداش، همین خوبه.
-انگشتامو بکنم بهتر نیست؟
-نمیدونم، من که دارم حال میکنم.
بلند شدم سرم آوردم و انگشتمو چرب کردم و توف انداختم لای کونش که از قبل با کرم چرب و لیز بود. اول دو انگشتی کردم و بعد از سه دقیقه تلمبه زدن، انگشت سومم رو هم اضافه کردم.‌ کیرمم میمالیدم به کوس خیسش که با توفی هم که خودم به کیرم زده بودم قشنگ لیز شده بود و روی کوسش لیز میخورد. خم شدم روش و همزمان گردنش رو هم میخوردم که آه و ناله‌ش اتاق رو برداشت و کونش رو زیرم بالا پایین میکرد. دیدم داره ارضا میشه که کیرم رو کشیدم بیرون. با خودم گفتم فعلا زوده و بذار همینطور حشری بمونه تا بیشتر با کونش بازی کنم و انگشتش کنم. همین که بلند شدم، خودش کونش رو داد بالا و روی زانوهاش قمبل کرد و گفت سینا بیشتر بکن توش. تا تهش بکن.‌ منم که داداش حرف گوش کنی هستم 😉 به حرفش گوش دادم و سه تا انگشتم رو تا آخر توی کونش فرو میکردم و همزمان با انگشت شستم کوسش رو میمالیدم.‌ خیلی راحتتر از دیروز داشتم توی کونش انگشت میکردم و اونم خیلی بیشتر خوشش اومده بود و لذت میبرد. کوسش حسابی خیس بود و انگشتم لای کوسش لیچ لیچ میکرد. هوس کردم بخورمش و اونم که حسابی حشری بود و مطمئنا نه نمیگفت.
-سمانه ۶۹ بخوابیم و مال همدیگه رو بخوریم؟
-آاااههههه، آرهههه آره بیااااا…
خوابیدم و اومد روی من. دوباره انگشتش کردم و مشغول کوس لیسی و خوردن و مکیدنش شدم. سمانه هم با لذت کیرم رو میمالید و ساک میزد. یک دقیقه نشد که ارضا شد و با تکونها و لرزش بدنش و صدای آه و ناله های جیغ مانندش راحت شد و افتاد روی من. انگشتهام هنوز توی کونش بود اما دیگه تکون نمیدادم.‌ گفتم سکسی خانم سبک شدی؟
-آره، آخرش کار خودتو کردی.
-پس منم سبک کن بریم یه دوش بگیرم.
-باهم بریم؟
-نترس، کاریت ندارم عشقم.‌
-هووففففف، الانم قرار نبود کاری کنی ولی ببین چی شد.
خندیدم و خودشم خندش گرفت.
-نه جون خودت کاری نمیکنم، یه کم بازی میکنیم و بیا بشین سر درسهات.‌ منم میرم یه چرتی میزنم.
-پس بریم همونجا آبتو بیارم. میدونم میخوای بازم بریزی توی دهنم.
-نه، میخوام بازم بزارم روی سوراخت و بریزم روش.‌
-وای نه تو رو خدا، دیروزم خیلی ترسیدم.‌ آبت لیز خورد و رفته بود روی کوسم. میترسم آخرش حامله‌م کنی.
-باشه، پس سرشو میکنم توی کونت که همش بریزه اون توو.‌
کیرمو گرفت و دوباره مشغول ساک زدن شد. وقتی حس کردم دارم نزدیک میشم. گفتم بسه سمانه داره میاد ولی ول نکرد و همینطور ساک زد تا آبم اومد و همه‌ش خالی شد توی دهنش. بلند شد و چرخید سمت من.‌ دهنشو باز کرد و آب کیرمو توی دهنش نشونم داد و نوک سینه‌م رو نیشگون گرفت و رفت دستشویی. وقتی برگشتم هنوز همونجوری روی تخت خوابش ولو بودم. اومد گفت تیرت به سنگ خورد، نه؟ ولی من که حال کردم. نمیدونم چرا دلم خواست دوباره آبت توی دهنم بیاد.‌
-اشکال نداره، اینم حال داد.
خم شد بوسم کرد و لب گرفتیم. بعد گفت بلند شو بریم دیگه، مگه نمیخواستی بریم دوش بگیریم؟
-آره بریم.
تاپش رو درآورد انداخت روی تخت و باهم رفتیم حموم.
طبق قولی که بهش داده بودم، کاری جز بازی و مالیدنش و شوخی کردن نکردیم و خودمون رو شستیم و دوش گرفتیم اومدیم بیرون. بعد از اینکه خودمون رو خشک کردیم، گفت سینا برو یه خیار کلفت تر بیار و خودت زحمتش رو بکش بکن توی کونم.
-ولش کن، یه ساعت دیگه مامان میاد و یه وقت موقع راه رفتن خیاره میاد بیرون و مامان میفهمه. نمیتونی که دوباره شرتک جینت رو بپوشی که نگهش داره.‌
-نگران نباش، دوتاشورت روی هم میپوشم که محکم نگهش داره. شورت تنگ میپوشم میدم لای کونم که نذاره بیاد بیرون.‌
خندیدم و گفتم انگار تو بیشتر از من مشتاقی که کونت زودتر آماده بشه و کیرمو بکنم توش. خودشم خندید و گفت چرا دروغ بگم، خیلی دلم میخواد امتحان کنم. مطمئنا کیر داغ و کلفتت خیلی بیشتر از انگشت و خیار حال میده.
هر دو داشتیم می خندیدیم که خودش رفت از یخچال یه خیار برداشت. با آب داغ شستش تا هم تمیز بشه، هم گرم بشه. داد به من و گفت بیا بریم.
خیاره کمی از قبلیه کلفت تر بود ولی کوتاه تر. گفتم کلفت تر از این نبود؟
-بود، برم بیارم؟
-آره، بیار که زودتر آماده بشی. منم مثل خودت دلم میخواد زودتر بکنمت.‌
دوباره خندیدیم و رفت یه کلفت ترش رو شست و آورد.‌ این دیگه راحت سه چهارم کلفتیه کیرم رو داشت. قمبول کرد روی تختش و اول با زبون زدن و لیسیدن کونش حال کردم. بعد به سوراخش و خیار کرم زدم و یه توف هم روی سوراخش انداختم و خیار رو هم توفی کردم که دیگه حسابی لیز باشه. با کمی فشار و حوصله، خیار رو تا نزدیک انتها کردم توی کونش و نگه داشتم. بعد آروم آروم عقب جلوش کردم. شاید دو سه دقیقه داشتم با خیار توی کونش تلمبه میزدم که دیدم کوسش دوباره خیس شد و آبش راه افتاد‌. گفتم عشقم آب کوست راه افتاده، میخوای بخورمش؟ هیچی نگفت ولی پاهاشو بیشتر باز کرد.‌ منم شروع کردم به لیس زدن کوسش و همزمان به تلمبه زدن خیار توی کونش ادامه دادم. تا جایی که ارضا شد و دمر افتاد روی تخت. منم خیلی حشری شده بودم و دلم میخواست همون لحظه خیار رو بکشم بیرون و کیرمو بزارم جاش. اما جلوی خودمو گرفتم. دیدن کون گرد و قلمبه و خوشکل خواهرم با خیاری که سرش از لای کونش زده بود بیرون خیلی هوس انگیز بود. هنوز داشت از لذت ارضا شدن، عضلات کونش رو منقبض میکرد و کوسش رو به تخت فشار میداد تا اینکه شل کرد و آروم گرفت.‌ کمر و کونش رو ماساژ دادم و چند تا گاز یواش از کونش گرفتم و مکیدمش. بعد گفتم عشقم اگه میخوای بخوابی بخواب و استراحت کن ولی قبلش لباس بپوش.‌
-اون شورت مشکیه رو با اون صورتی که پاپیون داره واسم میاری؟
رفتم از کشوی لباس زیرهاش شورتها رو همراه یه سوتین براش آوردم. شورت مشکیه تنگ بود و اول اون رو پاش کردم و خیار رو فشار دادم توی کونش و شورتش رو تا جایی که میشد کشیدم بالا و لبه های شورت رو کردم لای کونش. کامل خیار رو مهار کرده بود. اون یکی شرتش رو هم پاش کردم و گفتم بلند شو راه برو ببینم نمیزنه بیرون… بشین پاشو… خوبه.‌ حالا لباس خونگیهای خودت رو بپوش. منم برم یه چرتی بزنم.‌…
همدیگه رو بغل کردیم و یه لب توپ و حسابی گرفتیم و رفتم اتاق خودم…
شب موقعی که شام میخوردیم، با کونی که خیار توش بود، روبروی خودم نشسته بود و به هم نگاه میکردیم و لبش رو گاز میگرفت و چشمک میزد. قبل از خواب هم یه سر اومد اتاقم و با لبخند شیرینش آروم گفت دیدی مامان اینا چیزی نفهمیدن؟
بوسیدمش و گفتم آره عشقم. حالا بگو فردا از دانشگاه اومدم قراره چه سوپرایزی بشم؟
-اگه بگم که دیگه سوپرایز نیست.
خندیدیم و یه لب کوتاه گرفتیم و شب بخیر گفتیم رفت اتاقش…
فردا ظهر برگشتم خونه و دیدم داره غذا گرم میکنه. با همون شورت لامبادا و یه تاپ کوتاه‌ بود. رفتم بغلش کردم و حسابی بوسیدمش و لب گرفتیم و کونش رو میمالیدم.‌ گفتم عشقم با این شورته چقدر سکسی تر شدی و کونت بدجور بفرما میزنه.‌
-خب بفرما.
هر دو خندیدیم و گفتم من که از خدامه ولی…
-میدونم، فعلا برو دستات رو بشور بیا ناهار بخوریم…‌.
بعد از ناهار گفت بیا بریم اتاقم یه چی نشونت بدم. رفتیم و یه خیار به کلفتیه کیرم نشونم داد و خندید.‌ گفت صبح مجبور شدم رفتم خیار سالادی و گوجه خریدم فقط به خاطر این. با بدبختی کردمش توی کونم و تا قبل از اینکه بیای توش بود. گفته بودی واست این شورت رو بپوشم، منم مجبور شدم درش بیارم.‌
همینطور که هر دو میخندیدیم و خیار توی دستش بود و تکون تکونش میداد گفتم اگه این دو سه ساعت توی کونت بوده پس الان آماده ای که دیگه واقعا بکنم.‌
-آره عشقم، اینم همون سوپرایزی که گفته بودم.
-جووووون، بالاخره قراره به آرزوم برسم.‌
بغلش کردم و حسابی بوسش کردم و لب گرفتیم. بلندش کردم روی دستام و بردمش اتاق خودم گذاشتمش رو تخت.‌ افتادم روی بدن نرم و لطیفش و مشغول لب گرفتن شدیم و تمام صورت و چشمهاش رو میبوسیدیم.‌ گردنش رو میخوردم و پشت کمرم رو فشار میداد. کیرم شده بود مثل سنگ و فشار میدادم به رونها و کوسش. بلند شدم و لباسهام رو درآوردم. سمانه نگاهم میکرد و لبخند زیبا و چشمهای مستش دیوونم کرده بود. تاپش رو کشیدم بالا و شورتش دو درآوردم.‌ تمام بدنش رو ذره ذره از لب و گردن خوردم رفتم پایین. بازوهاش، دستها و انگشتهاش، سینه و شکم و کوس و رون، ساق پا و تا انگشتهاش، همه رو خوردم و مکیدم و لیس زدم. از ذره ذره ی بدنش لذت بردم و کیف کردم. چقدر این دختر خوشمزه و خوردنیه. دوباره برگشتم سراغ کوسش و اینبار تا ارضا نشد ولش نکردم. چنان کوسش رو میمکیدم و لیس میزدم انگار از قحطی برگشتم و از تشنگی و گشنگی دارم میمیرم. آب کوسش رو میمکیدم و دیوونم کرده بودم. صدای آه و ناله های شهوتناک و مستانه ی خواهر خوشگلم اتاق رو پر کرده بود و منو بیشتر تحریک میکرد. وقتی ارضا شد، دمر خوابوندمش و دوباره از پشت گردنش شروع کردم به خوردن و لیس زدن تا کمر و کون و رون و ساق و پاشنه ی پاهاش. دوباره برگشتم سراغ کونش و حسابی مالیدمش و باهاش بازی کردم.‌ لپهای نرم و لطیفش رو آروم گاز میگرفتم و میمکیدم و صورتم رو میمالیدم بهش. سوراخ کونش چرب بود و بو و مزه ی کرم میداد ولی خوردم و لیس زدم و زبونم رو فرو میکردم توش. بهش گفتم قنبل کرد و کونش رو داد بالا. لاشو باز کردم و زبونم رو میچرخوندم دور سوراخش و میکردم توش. سوراخ کونش باز شده بود و راحت زبونم میرفت توش. وقتی یه دل سیر کونش رو خوردم و کیف کردم، تازه شروع کردم با کرم و توف انگشت کردن توی اون سوراخ قرمز و خوشگل که داشت بهم لبخند میزد و میگفت امروز کیرت رو میخوام. قشنگ داشت بفرما میزد و منم که خیالم راحت بود که خواهرم بله رو داده و اجازه ی ورود دارم، پس با خیال راحت و بدون عجله پیش میرفتم.‌ درسته از شهوت به مرز جنون رسیده بودم و حشر و شهوت تمام بدن و مغزم تا کیرم رو درگیر کرده بود ولی فعلا داشتم با همین کارها لذت میبردم و به خواهرم هم لذت میدادم. سمانه تمام مدت ساکت بود و فقط با آه و ناله های دیوانه کننده ش، حال کردن و لذت بردنش رو نشون میداد. با دو انگشت و بعدش با سه تا انگشت توی کونش تلمبه میزدم و کوسش رو هم میمالیدم. بعدش انگشت چهارم رو هم کردم توش و دیگه ناله هاش بلندتر شده بود.‌ وقتی خوب عادت کرد، دیگه خودش کونش رو به دستم فشار میداد. اون کون خوشگل و سوراخ نازک و کیر نخورده ش، کش اومده بود و راحت باز شده بود.‌ طوری که چهار تا انگشتم راحت توش حرکت می کرد و وقتی می کشیدم بیرون، سوراخش باز میموند و یواش یواش جمع میشد.‌ دیگه آماده ی آماده بود و وقتش بود کیرمو فرو کنم توش. انگشتهامو توش میچرخوندم و با دست دیگه به کیرم کرم میمالیدم. غیر از کرم، توف هم مالیدم به کیرم و حسابی لیز شده بود. وقتی گذاشتمش روی سوراخ کونش و فشار دادم، خیلی راحت رفت داخل ولی حلقه ی نازک کونش رو دور کیرم حس میکردم که به کیرم فشار میاورد.‌ سمانه آه کشید و گفت وای سینا چه خوبه، دردم نگرفت.‌
-قربونت برم عشقم، من که گفته بودم داداشت کارشو خوب بلده. حالا صبر کن و لذتش رو ببر.‌
یکی دو دقیقه آروم توی کونش تلمبه میزدم و دیدم جواب میده سرعت رو بیشتر کردم.‌ به کونش و تلمبه زدنم نگاه میکردم، کونش رو باز کرده بودم و ورود و خروج کیرم رو توی سوراخ کون خواهرم نگاه میکردم. بدجور حال میداد و بی نهایت لذت میبردم. ‌بالاخره به کون خواهرم رسیدم و فتحش کردم. الان کیرم داشت تا آخرش می رفت توی کونش و باور نکردنی ترین اتفاق زندگیم رقم خورده بود. خوابهایی که میدیدم حالا به حقیقت پیوسته بود و واقعا در حال گاییدن کون تنها خواهرم بودم که از دید من زیباترین و سکسی ترین دختری بود که میشناختم. بین تمام دخترهایی که باهاشون سکس کرده بودم، از همه شون سرتر بود و هست. دیگه نمیتونستم بیشتر از این طاقت بیارم و این همه لذت رو تحمل کنم. آبم در حد انفجار رسیده بود و با چندتا تلمبه ی محکم و عمیق، توی عمق کونش خودمو خالی کردم و هر چی آب توی کمرم بود خالی کردم توی کون خوشگل و داغ خواهرم.‌ این بهترین و لذت بخش ترین ارضای عمرم بود. دمر خوابوندمش و همونجوری افتادم روش. همینطور که کیرم می خوابید و کوچیک میشد، سوراخ کون اونم جمع میشد.‌ کون نرم و قلمبه ش زیرم بود و چند تا بوس از صورت و گوشه ی لب و گردنش کردم و گفتم مرسی عشقم.‌ باورم نمیشه به این راحتی کونت رو کردم و تو هم به این راحتی و بدون درد تونستی تحمل کنی. همش به خاطر همکاری و زرنگیه خودته که با خیار کونت رو آماده کردی. واقعا ممنونتم سمانه جونم.
-فدات بشم داداش جونم، منم خیلی حال کردم. بالاخره طعم کون دادن واقعی رو چشیدم و کیف کردم.‌
-به جون خودت این مدت به هیچ دختری نگاه نکردم، از این به بعدم نمیکنم. فقط خودت، فقط عشقم خواهر گلم.
-قربونت بشم داداشی. خودمو آماده کردم واسه کیرت که امتحانش کنم. بهت کون دادم و حالشو بردم ولی قرار نیست هر روز منو بکنی ها.
-باشه عشقم، هر وقت خودت بخوای حال میکنیم ولی یه چیزی میگم گوش کن و نه نیار.
-جانم.
-بهتره یه مدت هر روز بکنمت که کونت عادت کنه، وگرنه زیاد فاصله بیافته دوباره کونت تنگ میشه و همه ی این کارهایی که این چند روز کردیم رو دوباره باید تکرار کنیم.‌
-یعنی هر روز سکس کنیم و بذارم منو اینجوری بکنی؟
-فعلا فقط برای چند روز. بعدش دیگه هر وقت خودت خواستی. الان بد بود و حال نکردی؟
-نه اتفاقا خیلی هم خوب بود. باشه سینا، هر جور خودت صلاح میدونی، بالاخره تو سابقه داری و بهتر میدونی.
خندیدیم و بوسش میکردم و قربون صدقه‌ش میرفتم. با اینکه دلم نمیخواست اما از روی کونش بلند شدم و خوابیدم کنارش. اومد توی بغلم و مشغول لب گرفتن شدیم. بعدش گفت ولی خوب شد، دیگه آبتو توی دهنم نمیریزی.
خندیدم و گفتم ای عوضی، دیروز خودت ولش نکردی و خواستی بیاد توی دهنت.
خندید و گفت آخه خوردن کیرت خیلی داشت حال میداد.‌ ولی آبتم چندان بد مزه نیستش. اگه خواستی بازم میخورمش واست. کیر خوشگل و خوشمزه ی داداشیه خودمه. تازه میخوام یواش یواش تمرین کنم و مثل توی فیلمها تا تهش بکنم توی حلقم. به قول بچه ها حلقی بزنم واست.
-تو که دیگه مدرسه نمیری، ولی انگار هنوز با همکلاسیهات ارتباط داری ها. اونم ارتباط های منحرف و بد.
خندیدیم و گفت بالاخره باید از اون با تجربه هاشون آمار بگیرم دیگه.‌
-نمیخواد، خودم هرچی لازم باشه بهت یاد میدم. اونا فقط منحرفت میکنن.
-نترس، من بهت خیانت نمیکنم. توی خونه راحت خوابیدم و درسمو میخونم، هوس سکس و کیر هم کنم خودت هستی. چه احتیاجی دارم خودمو گرفتار پسرای توی خیابون کنم. حیف نیست داداش به این خوشگلی و خوشتیپی دارم، اونوقت برم با پسرای دل و ول مردم؟ همه ی همکلاسی هام چشمشون دنبال تو بود، اونوقت من برم دنبال یکی دیگه؟
خندیدم و گفتم واقعا؟
-آره عشقم.
-کدومشون؟
-به تو ربطی نداره، فضولی ممنوع.
خندیدیم و گفتم باشه بابا، همینجوری پرسیدم.
-خدا کنه راست بگی.
در حالی که میخندیدیم، بلند شد و گفت بیا بریم حموم تا یه ساکم برات بزنم. هوس کردم.
-باشه ولی اول بیا یه بار دیگه کوستو بخورم و ارضات کنم.
-از حموم اومدیم بخور که بعدش بخوابم و خستگیم در بره. اینجوری نمیشه درس خوند…
خلاصه اون روز گذشت و الان به غیر از پنج شنبه جمعه ها که مامان بابام خونه هستند، بقیه ی روزها هر وقت بخواهیم سکس داریم. یه هفته ی اول که هر روز کونش میزاشتم ولی الان دیگه یکی دو روز در میونه. میرم توی اتاقش میخوابم روش و با حوصله و آرامش میکنمش. نمیذارم آبم زود بیاد و بینش استراحت میکنم و طولش میدم.‌ گاهی اوقاتم داخل حموم یا اتاقم میاد واسم ساک میزنه. خیلی کارش بهتر شده و نصف کیرمو راحت توی دهنش میکنه و گاهی از نصف هم رد میکنه. هر بار آبمو توی دهنش میارم و میشینه مزه مزه میکنه و عجله ای واسه خالی کردنش نداره. حتی همین دفعه‌ی آخری نصفش رو قورت داد. داره مثل پورن استارها عمل میکنه و اونا شدن الگوی سکسش. میاد خودش میشینه روی کیرم و مثل اسب سواری با کیر توی کونش بالا پایین میکنه و کونش رو قر میده روی کیرم.‌ توی لب گرفتن خودم استادش کردم و زبون دادن و زبون خوردن رو یاد گرفته. خیلی خوب لب میده و واقعا دیوونم میکنه. کافیه بیاد سراغم و لب بگیره که کیرم سریع شق میشه و می افتم به جونش. دیگه قلق همدیگه رو فهمیدیم و بدون حرف و کلامی میفهمیم که طرف مقابل سکس میخواد. به نظرم توی این مدت که کونش رو میمالم و همچنین از وقتی که دارم میکنمش، کونش درشت تر و سکسی تر شده. سینه هاش رو زیاد نمیمالم و بیشتر میخورمشون.‌ آخه نمیخوایم زود شل و آویزون بشه. فعلا که شانس با من یار شده، چون عشق و حال راحت و بی درد سر و سکس توپ و عالی با خواهر خوشکل و فوق العاده سکسی خودم همیشه به راهه و همه چی خوب و عالی پیش میره. امیدوارم واسه شما هم از این عشق و حال های عالی ردیف بشه و حالشو ببرید.‌ شب و روزتون خوش.
پایان

نوشته: سینا

بازدید 19,713

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

15 پاسخ به “خواهرم دیوونم کرد (۴ و پایانی)”

  1. کیرم توی شرف نداشتت کونی،تو زرنگ باشی کون میدی،انقدرم توهم کلفت بودن خلال دندونتو نزن جلقی

  2. با خیار توی کونش دو سه ساعت راه رفته و درس خونده و ….کسکش خیاره دیلدو و بات پلاگ نیست که نشکنهچرت ترین و عقده آیی ترین داستان بکن تو این بود

  3. سگ تو اون روحت خار مخ نداشته ات رو گاییدم که با این کصشعر هایی که بلغور کردی

  4. داستان خوبی بود و لذت بردمیکسری از جاها اغراق داشت که فکر کنم عمدی بود و برای زیبا شدن داستان بود.بد هوسه داداشمو کردم لعنتی از وقتی خودمو فهمیدم تا همین الان بهش فکر میکنم خیس میشمداداش اصلا یه چیز دیگه ستمرسی از داستانت🌸

  5. کیرم؛توکوس وکون خواهرت؛خواهرتوشوهرنده،مرده روبیچاره نکن؛خودت بکن.

  6. چرا لایکهاش پریدن؟ من خودم یکی از کسانی بودم که لایک کردم، لایک من چی شد؟ قضزه سال ۸۸ شده. رتی من چی شد؟ 🤔

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید