شرط بندی

اکیپ ۴ نفره ما تفریحات سالمی داشت و اکثر وقتا یا استخر می رفتیم و یا ساندویچی دم مدرسه قرار میزاشتیم ساندویچ ماکارونی میخوریم ولی اکثر وقت ها تو خیابون پلاس بودیم‌.
نزدیک کنکور بود و رفت آمد هامون کم شده بود. منو میثم و منصور و سامان همون ساندویچی دم مدرسه قرار گذاشته بودیم و منم که پیراهن مدرسه یکم برام تنگ شده بود حس میکردم نوک ممه هام از پیرن برجسته میشه و رو مخم بود.
منتظر بودیم ساندویچ آماده بشه که یهویی دست میثم اومد سمت من و اولش متوجه نشدم میخواد چیکار کنه بعد فک کردم میخواد با دوتا انگشتاش یک چیزی رو از روی پیرهنم برداره که یهویی نیپل ممه چپم و تو جفت انگشتاش اسیر دیدم و با صورت سرخ از درد و حس عجیبی که داشت یه ناله زنونه کردم که باعث خنده سامان و منصور شد که از خجالت شدید و حس عجیبی که شدم مطمئنم پیشابم یه قطره ریخت تو شورتم.
تقریبا خجالتی ترین ، ساکت ترین و آروم ترین فرد اکیپ بودم و از بخت بد هم سفید و هم بی مو و بور و یکم تپل بودم و ازین تپل های چاق نه ولی خوشتیپ بودم.
از اونوقت به بعد میرفتیم استخر متوجه تغییر رفتار بچه ها شده بودم و سامان که دستای لاغری داشت یکدفعه وحشی میشد و محکم ممه هامو فشار میداد و هیچ توجهی به آی و اوی من نمی کرد تا از فشردن ممه هام سیر بشه و بعدشم یدونه اسپنک محکم میزد رو شکمم.
هر چقدر تذکر میدادم که خوشم نمیاد از این کار بازم تکرار میکردن و حتی بدتر هم میشد ، سامان که همیشه ممه هامو فشار میداد حتی یکبار تو پارکینگ خونشون یکبار انقدر ممه هامو مالید خواهرش از نزدیک دید و دعواش کرد منم فرار کردم رفتم و منصورم همیشه انگشت فاکشو میکشید رو چاک کونم و میگفت جون ، میثم یکدفعه دست میداخت لای پام و تخمامو فشار میداد و یکبارم جلوم که وایساده بود غافلگیر کننده پستونامو گاز گرفت اشکم در اومد.
خودم فهمیده بودم که از بچه ها دور شدم و دیگه حس امنیت سابق بهشون نداشتم تا اینکه قرار بود خونه میثم اینا بریم فوتبال بازی کنیم که بر خلاف میل ام رفتم و اولش که قشنگ حس گرم بازی بهم دست داده بود و خبری از مالیدن و انگشت کردن و اذیت و آزار نبود تا اینکه یک دفعه سامان با هیجان و ذوق عجیبی گفت آقا شرط ببندیم؟ بچه ها گفتن چه شرطی و سامان گفت ۴ جانبه فوتبال بزنیم هرکی آخر شد کون بده سه نفری بکنیمش.
کاملا مشکوک شدم که دارند تلاش میکنند من نفر بازنده باشم از قرار معلوم که اکثرا من اول دوم بودم مطمئن بودم اتفاقی نمی افته یا اگر حداقل میثم کونی جمع میشد از من میکشیدن بیرون که بعد فهمیدم خوده میثم هم رو نوک ممه هام تیز کرده.
من از منصور خجالت میکشیدم و یکم رو دربایستی داشتیم با هم و فکرشم نمیکردم بخواد رومون به هم باز بشه تا اینکه با همه جرزنی ها اون اول شد و من آخر شدم و بعد که من زدم زیر همه چی و خواستم برم سه تایی پریدن پیرهنمو از تنم درآورد و یک لحظه به طور اتفاقی نیم تنه لختم و تو آینه دیدم که فهمیدم اوضاع خیلی خرابه
هی با حرف آرومم میکردن که خجالت نکش و نترس خودتم خوشت میاد و بهت حال میده فرقی نداره که تو بدی یا ما بدیم شرط و باختی میخواهیم حال کنیم که من هی مخالفت میکردم یهوی میثم شلوارم و کشید پایین و منصور و سامان دستامو گرفتن و مالیدن شروع شد.
دیگه حریف نشدم ، میثم از ممه هام شروع کرد و با دندوناش هی نوک ممه هامو گاز میگرفت تا نوک ممه هام قرمز و درشت میشد شروع میکرد لیس زدنش تا اشکم در بیاد و سامانم تو صف انتظار هی میثم میزد اونور دست می انداخت جفت ممه هامو مثل دوتا پرتقال می گرفت تو دستش تا میتونست با چهره بی رحم و عقده ای طور هم تو چشمام نگاه میکرد و انقدر ممه هامو فشار داد سه روز ممه هام کبود بود.
منصورم پشتم بود و انگشت فاکش و کرده بود تو سوراخ کونم با کلی وازلین ، از منصور که حسابی خجالت زده بودم و روم نمیشد تو چشماش نگاه کنم ولی یه لحظه که سه تایی با کیر شق جلوم وایسادن فهمیدم بزرگ ترین کیر و منصور داره و از قضا قراره اون منو بکنه.
یکدفعه منصور یه نیش خند تحقیر آمیز زد و گفت نگاه کنید کیر کوچولو خودشم سیخ شده پس ادا تنگارو در نیار پاهاتو باز کن حال کنیم ، انصافا کوچک ترین کیر جمع و داری و اصل جنس خودتی و کونی جمع خودتی.
این چندتا جمله منصور کل پرده خجالت و غیره … بینمون و از بین برد و اصلا حالت عجیبی بهم دست داد که حتی حس کردم اختیار ادرارم و از دست دادم و ممکنه بشاشم به خودم و حس کردم بدم نمیاد کونی اون باشم و یه جورایی تسلیم شدم.
بعد از اینکه کلی انگشتم کرد اومد جلوم وایساد و داشت رو کیرش کاندوم میزاشت و منم دیدم تقریبا ۱۷ سانت کیر داشت و ترسیده بودم. یدونه دیگه کاندومم در اورد گذاشت رو کیر من که منم نمیدونستم به چه علتی داره رو کیرم کاندوم میزاره و چشمام درشت شده بود و با خجالت پرسیدم چرا کاندوم گذاشتی؟ گفت مگه تو نمیکنی منو؟ بعد یهو خندید و گفت کاندوم گذاشتم که یهو ارضا شدی نریزه زمین.
مو به تنم سیخ شد و از شدت حقارت نیپل هام درشت شد.

به چند پوزیشن مختلف که وارد جزئیاتش نمیشم منو کرد و میثم و سامانم که گویا کیر مناسبی نداشتن و اصلا کون کردن بلد نبودند فقط در نقش نظاره گر داشتن از تحقیر شدن من لذت میبردن ، تا وقتی دستای منصور در حالی که کیرش تو کونم بود و دستش رو ممه هام میثم فقط نگاه میکرد ولی تا منصور دستاشو از رو پستونام میاورد رو پهلو هام میثم مثل لاشخور پستونامو میک میزد.

همین که در حال تلمبه زدن بود با چه هدفی که نمیدونم نوک کیرم و فشار میداد و تخمامو میمالید و شاید سه مرتبه کیرش و از کونم در اورد با تف و انگشت کردن مجدد تحریکم کرد و هر بار که از ممه هام دستش و بر میداشت سامان ممه هامو میمالید و میثم میک میزد تا اینکه منصور که کیرش و کرد تو کونم و میثم داشت ممه راستمو میک میزد و سامانم ممه چپم تو دستش بود با چندتا آه و ناله شدید تو کاندوم ارضا شدم و آبم اومد و صدای خنده های سه تاشون تو گوشم پیچید.

من فک کردم با ارضا شدن من بیخیال میشن ولی تازه بی رحم تر و وحشی تر هم شدن. نگو قراره سه تا کمر و خالی کنم و خودم حس میکردم هیکل و بدنم مثل زنه جا افتاده میموند قشنگ سه نفرشون و جواب بودم که یکی بزاره دهنم یکی از پشت بکنتم و یکی هم از جلو با ممه هام بازی کنه.

بعد ارضا شدنم کلا سخت میگذشت حس ادامه نداشتم و چشمام خمار بود و تا دست به نوک ممه هام میزدن حالم بد میشد و واکنش منفی میدادم تا اینکه سامان عصبی شد یدونه کوبید تو گوشم و منم که رو زانو هام بودم کیرش مالید به لبام و سرم و رو کیرش فشار داد.

خودمم حس کردم وقت ارضا شدن کیر منصوره و یه فشار محکم تا ته کرد تو کونم و از درد پروستاتم فکنم یکبار دیگه ارضا شدم و کیرش و کشید بیرون و منم که رو زانو هام بودم صورتم چرخید و اونم آب ریخت رو صورتم و یه قطره آبش افتاد تو دهنم و سامان فرصت و غنیمت شمرد و یه تف تو دهنم انداخت و مجبورم کرد آب منصور و تف سامان و قورت بدم .

نوشته: spilinter

بازدید 8,665

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “شرط بندی”

  1. مهم اینه که تو همه تلاشتو کردی ولی آخر شدی تو شرط بندیولی عوضش نفر اول ارضا شدی خودش یه پیشرفته

  2. خلاصه کونتو دادی بهترین کار کردی در وافع خواسته دلت بود به روحت صفا دادی آروم شدی مبارک و کیر به وجودت سازگار باشه آما این روش حالت زوری کار درستی نیستی مگر از ته دل به همین روش راضی بودی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید