یه بار بهش گفتم خره تو زن گرفتی دیگه چه مرگته.اتما حمید فقط سکوت می کرد . یه شب که خونشون بودم فهمیدم تازگیا حمید تریاک و گذاشته کنار و شیشه مصرف می کنه . حمید وقتی شیشه می کشید فاز سکس می گرفت و مدام فیلم سوپر نگاه می کرد. خیلی دلم واسه زنش می سوخت توی همین روزا بود که من دانشگاه بودم دیدم اس ام اس آمد واسم باز کردم دیدم نوشته بود: بهروز دوست داری کس بکنی؟ منم گفتم چرا که نه داداش گفت دوس داری مژگانو بکنی . تمام تنم یخ زد .پیش خودم گفتم نکنه گوشیش دسته کسیه داره سر به سرم می ذاره. گفتم بهتر بزنگم ببینم کیه وقتی زنگ زدم دیدم رد تماس زد. اس ام اس داد زنگ نزن فقط جواب بده منم که ترسیدم نکنه کسه دیگه باشه گفتم این چه حرفیه.و جواب داد گفت عصر بیا پیشم کارت دارم . تا عصر نفهمیدم چه طور گذشت همش تو فکر بودم تا اینکه رفتم پیش حمید زنش نبود و مشغول کشیدن شیشه بود . بهم گفت بهروز تو صمیمی ترین دوستمی نمی تونم به غیر تو به کسی اعتماد کنم من دوست دارم سکس زنم و با تو ببینم من گفتم جون بهروز دیگه این حرفو نزن .اما دروغ چرا شاید اگه مژگان زن دوستم نبود حاضر بودم هر کاری کنم تا بکنمش.
این داستان چند وقت ادامه داشت تا یه شب که مژگان منو شام دعوت کرد . وقتی رسیدم دیدم مژگان با یه تاپ و شلوار اومد سلام واحوال پرسی نا خواسته کیرم بلند شد که نظر مژگانم به خودش جلب کرد . رفتم داخل با حمید مشغول حرف زدن شدیم . حمید گفت امشب یه قرص گرفتم میدم بخوره باید بکنیش خواستم حمیدو بترسونم گفتم احمق اگه بفهمه می دونی چه بلایی سر منو تو میاد. آبرو جفتمون میره گفت نمیزارم بفهمه. در همین حین مژگان حمید و صدا زد که بره چند تا نون واسه شام بگیره.وقتی حمید رفت مژگان آمد کنارم نشست با شیطنت خاصی گفت حمید اصرار داشت این لباس و بپوشم نمی خواستم اذیت شین که متوجه شدم خانوم فشار کیرمو متوجه شده. گفت کاش حمید مثل شما داغ بود داشت که من بلند شدم و رفتم توی حیاط مشغول بازی با کبوترا.حمید آمد و با هم شام خوردیم و من رفتم خونه تا صبح داشتم به این موضوع فک می کردم . آخر به این نتیجه رسیدم که زن و شوهر هر دو راضی هستن چرا من مخالفت کنم تصمیم گرفتم باهاشون راه بیام. فرداش وقتی حمید سر کار بود به بهانه گرفتن قلیونم رفتم خونشون وقتی آیفون و زدم مژگان گفت آقا بهروز قلیون روی سکو هستش بیا بردار من حموم بودم لختم وقتی رفتم داخل دیدم مژگان با یه حوله که فقط نصف تنشو پوشونده بود آمد گفت شرمنده میای داخل این رسیور و درست کنی از صبخ قطع شده. منم که دیگه حدس همه چیو میزدم رفتم داخل داشتم رسورو درست می کردم که دیدم مژگان لخت کنارم واستاده . گفت : همیشه دوس داشتم باهات تنها باشم که تا خواستم حرفی بزنم لباشو چسبون به لبام منم دیگه چشمامو به همه چی بستم و تا تونستم لباشو خوردم . کیرم داشت میشکست که مژگان گفت بذار ببینم واسه تو چه قدریه شلوارمو کشید پایین تا 1 دقیقه بی حرکت فقط داشت کیرمو نگاه می کرد. گفت : عجب کیر کلفتی داری بهروز واسه حمید نصفه اینم نمیشه . کیرمو گذاشت توی دهنش و مثل کیر ندیده ها داشت می خورد .انگار 2 سال سکس نداشته. توی یه چشم به هم زدن لباس منو در آورد رفتیم روی تخت ولو شدیم می گفت امروز باید حسابی ارضام کنی. منم گفتم خیالت تخت و افتادم روش واقعاًبدن خیلی نازی داشت حتی یه خال روی بدن اون نبود. بعد اینکه حسابی واسم ساک زد گفت بهروز دیگه طاقت ندارم بذار توش منم کمی معطل کردم تا التماس کنه از این کار لذت می برم دیگه داشت به جنون میرسید سر کیرمو آروم گذاشتم توی کسش تا ته رفت داخل واقعاًتنگ بود چند تا تلمبه زدم دیدم داره می لرزه فهمیدم خانوم خیلی تشنه بوده ارضا شده تا خواستم درش بیارم گفت ادامه بده منم ادامه دادم تا که دیدم داره آبم میاد گفتم داره میام گفت بریز روی شکمم. گفت بازم می خوام اما حیف دیر وقته الان حمید میاد پاس میشه نمیدوننست که حمید خان وقتی شیشه می کشه فاز سکس میگیره و دوس داره زنشو موقع سکس ببینه خلاصه اون روز گذشت و ما همچنان سکس داریم اما هیچ وقت نذاشتم حمید بفهمه . اما حمید دست بردار نیس که باید زنمو بکنی من ببینم…
نوشته: بهروز
25 پاسخ به “شب سکس با زن دوستم”
الان شب يا روز؟ببو گلابي فك كنم زيادي كشيدي!كمتر جفنگ بگو به اسم داستان.
خاک عالم تو سر تو و حمید اگه داستانت واقعیت داشته باشه. که نداره و میدونم عین سگ چوپان دروغگو داری دروغ میگی.
کثافت اخمق خیانتکار پلید پست فطرت نامرد. گه خوردی نذاشتی شوهرش بفهمه. الدنگ.
من تو داستانها دنبال خالی بندیهاش نیستم اما تو دیگه از توهم گذشتی.فقط یه شمالی میدونه (میاد میبینه پاس میشه)یعنی چی.کسمغز شیشه ای کمتر شیشه بکش.کوس خونه شاه عباس هم اینجوری که تو گفتی نبود.
شیوا سگ چوپان دروغگو از کی خودش دروغ میگه؟؟
والا دوستان گل بارونت كردن ديگه من چي بگم اما در نهايت راكت تنيس مامانم با عصاي مامان بزرگم تو اول اخر ناموست
از آدماي معتاد متنفرمبخصوص شيشه ايازشون هرچي بگي بر مياد
کس کش ما را په په فرض کردی !!! ریدم تو رفاقتت و مرامت
شما کدوم شهر شمال بودین؟
شما کدوم شهر شمال بودین؟والا جنده هم یه خورده حیا رو داره فک کنم زن رفیقت خاله بوده که تا تو رو دیده زرتی لخت شده و دولتو خورده !ههههههههه
اندازه ارزن شعور نداری.کونی دیوث بی وجدان کس کش
اه اه بلا نسبت بعضی دوستان گلمببین چجور آدمایی پیدا میشنیکی با سگش حال میکنه و باهاش ارضا میشهاین یکی هم میره زن دوستش رو میکنهای بدبخت عقده ایخاک عالم تو سرت بی غیرت بی بتهعقده ای کثافتدروغ میگی بدبختخیانتکار عوضیتو هم به جای این کارا یه سگ بخر 500دلار خرجش کن کارت را بیفته
منم تا واسه خودم پیش نیاد باور نمیکنم!
damet garm…,man bavar mikonam…chon in chiza ro didamo shenidam…
خدایا خودت مسیر کج را به طرف ما راست بنما
جووووووون
حالا شب بود ياد روزجقواني مجبوري؟
کس مشنگ خودتی گرفتی مارو
رشتیا جندن
اگه توی جملاتت کلمه معمولا رو نمیگفتی الان یه جواب خوب بهت میدادم .ولی وقتی میگی معمولا یعنی استثناهایی هم هست.
بابا اخه چرا انقد فحش میدین بزارین داستان بنویسن ما رو هم سرگرم کنن دیگه.حالا دروغو و راستش با خودشونه.هر چند من میدونم همشون دروغه
اگه دول داشت كه مامانش را زير كير ديگران نميذاشت بمونه بعد با كس مغزى هايش بخواد ما را ببو فرض كنه
عزیزم تو که ادعای رفاقت داری و از طرفی هم زنش و کردی پس دیگه فاز رفاقت و مردانگی و معرفت برداشتنت چیه مشنگ یا اگه رفیقی باید به رفیقت حال بدی و اینکارو بکنی ویا دیگه زر زدن موقوف که خوش ندارم کس تنگی دربیاری و ادای تنگا رو دربیاری . هرچند که جفنگ هست همش اینم یک داستانه که حداقل درهمین سایت تاحالا درحدود شش هفت بار خودم خوندم و سایت های دیگه هم که بماند حالا
وقتی شوهر یزن راضیه که کوس دادن زنشو ببینهو زن حشر کامله باید کوسو گایید اون شیشه میزنه ویدوست متمعن داره و دوست داره کوس دادن زنشوببینه این چه لذتی به اون مرد میده اینجا سه نفرکامل لذت میبرن این یعنی سکس هات سه تاهمحشرین حتما بعد یمدت زنشو دوتایی میگانمن گاییدن زن شوهردارو دوست دارم چه شوهرش باشهچه نباشه ?
جق ملتو گاییده