یک ساعتی بودکه خوابم برده بود که احساس کردم هیکل گرم و نرمی تو جامه زود فهمیدم دخترس از ترس داداشش خودمو بخواب زدم اما شروع کرد تو تاریکی بادستاش صورتمو نوازش کردن ودستای منو بردطزف کسش و میمالوند یه دستمو از بیرهنش برده بود تو بستوناش اون یکی هم تو شرتش و شکم و گردنو کون و…میمالوند باولع من که بدجور راست کرده بودم از شدت هیجان وترس لرز خفیفی گرفته بودم راستی از اولش یواش بمن گفت جامو گم کردم و. ببخشید اومدم تو جای تو ومنم خودمو زده بودم به اون راه که راست میگی ومن نمیفهمم داری چکار میکنی اون فهمید علتووگفت داداشش خوابش خیلی سنگینه نترس من باورم نشد باشدم برم بشاشم اونقدروررفته بود شاشم گرفته بودرفتم بشت اتاق باغ مانند بودکه رادیاتورمو خالی کنم که اونم 2دقیقه بعد اومد بیرون پیشم. گفتم مطمئنی ازداداشت؟ گفت آره ولی اصلابیابریم تو انبارعلوفه.
من دلو زدم بدریا تا رسیدیم توی انبارتو نور ماه بنجره لخت شد تو خونه فقط ما3 تا بودیم بقیه جاهای مختلف هرچند تاخونه ی یکی خوابیده بودند یامشغول کارهای عروسی فرداخونه ی داماد. دیدم عین برفه وروشن بدنش دوتا بستون عین دوتاانارسفت بانوکای کوچولو کلی بستوناشوخوردم ولباشو داشتم میکندم باکاراش توجام حسابی حشریم کرده بودگفتم دختری گفت اره گفتم از عقب بکنمت؟گفت بواش بکن گفتم دردت گرفت داد نزنی گفت یواش بکن لباساشو گذاشتم جلوش که اگه داد زد بااونا جلوی دهنشو بگیره خلاصه بااستفاده از فنون قزوینی بابدبختی کون گندش باز شد وبه زور سر کیرم رفت توکونش معلوم بوددردش میاد عرقش دراومده بود همین که یه کم دیگه فرو کردم دردش گرفت گفت اخ اخاخ بسه بسه دردم اومدبکش بیرون منم حشرداشت دیوونم میکردیه کم کشیدم بیرون همونجوری سربا شروع کردم کسشو شکمشوماچمالی کردن دوباره قنبلش کردم سرشو فشاردادم تارفت تو وصداش دراومد اخ ووای واوخ اخ واوخ واقعی نه الکی منم حشرترشدم ابم اومد کونش بر اب شد سریع کیرمو دراوردم و لبشو ماچ کردم من لخت نشده بودم امااون از استرس من دچاراسترس شده بود زیب میبمو بستم دست کشیدم لای کبلش اب کیر خالی بود زود دوییدم تواتاق خودمو زدم بخواب که هگه کسی برسید بگم اینجا کجاست؟اینو کی کرده؟ همنم 7_8دقیقه بعد اومد خوابیدیم فردا بس فرداش قبل برگشتن توتاریکی چند بار مالوندمش چندسال بعد ماجرا اتفاقی دیدمش ازدواج کرده بود خوشبخت خداکنه بشه
نوشته: ببو
18 پاسخ به “سکس در انبار علوفه”
In dastan bud?heheey khoda ye sal pish behtar buda!Alan dastana mozakhrafe
واقعاچرت بود
کیر تو کونت با این داستان کیریت.
Kheyli chert bud!
نترسیدی توی تاریکی خره از انبار علوفه بیاد بیرون هردوتاتونو تا دسته بکنه .بشی شهید راه کون . . .
اونقدر با کیرت وررفته بود شاشت گرفته بود!!!آخه کیر گوساله سامری تو کون اول و آخرت ،کسی که راست کنه و حشری شه شاشش میگیره بوزینه؟؟؟
آقاي خاص ميگه :ديشبم گفتم،بازم ميگممن فقط 2 روزه عضو شدم اما شك نكنيد اين سايتو متحول ميكنمفقط اندكي صبر پيشه كنيدهمه داستان ها از نقد من خارج نميشه
اول كمال تشكر رو از اعتماد به نفس آقاي خاص دارم كه به صورت تابع نمايي رشد مي كنهبعد داستان هم همانطور كه از اسمش معلوم بود جريان دو الاغ محترم بود پيش از صرف وعده ي نيمه شب علوفه!ذكر خير گوساله سامري شد، قبل از قضيه سامري جناب فرعون پسرا رو مي كشتن دخترا رو ميذاشتن (بعد ميگن فرعون بده، بهتر از اين؟) نظر به قحطي بودن پسر در دهكده مذكور تئوري حقير اينه كه اين بانوي عفيفه متعلق به دوران فرعون در مصر باستان بودن و چاره اي جز كره خر در علوفه دوني نداشتن!هرچند ميخوام حرف ركيك نزنم، اما كره خر دلبر عزيز از همه جا بيخبر مظلوم نجيب! شايد زمان فرعون “دكتر قانون” نبوده اما زمان ما پزشك قانوني رو واسه وقتي گذاشتن كه شما از پنجره مهتابي پريدين بيرون و به صورت بسيار حرفه اي فرار كرديد به اتاق خواب (مايكل اسكوفي)!در ضمن اون دهات يا تو خلأ بوده صوت منتشر نميشده يا ديواراش شديدا عايق بودن كه شما خونه خالي رو با پر يجور ميدونيد!اقلا تو خونه اي كه جا نيست رجوع به دبليو سي هر فرد يه زلزله به پا ميكنه تا مياد از رو سيل جمعيت مورد تصورتون رد شه!چي بگم آخه؟!
khare tasavaro tavahome ye ja ba ham gaeede in bache jaghoooooo.az in kosshertar nakhoonde boodam ta hala.
خوشبخت خداکنه بشه
آخه بگیرم یه فص بکنمت که دیگه ازین کس شعرا تحویل ما ندی؟ کیری؟کون گشاد این اراجیف بهت الهام شد یهو؟
همه شاکی هستن میگن چرا جدیدا توی داستانها دخترها خودشون شروع میکنن و حال بده شدن اما این یکی که قدمت این کار رو برد به سال 1372پس باید کاپ قهرمانی تقدیم جنده در انبار علوفه بشهکون لق آدم چاخان
کلمه ی ببو واقعا برازندته.
az moghadame chertesh moshakhase ridi tohar chi dastan
دو تا خر رفتین بچرین؟کیر تو داستانت بچه کونیاین همه گه میخوری حالت به هم نمیخوره؟کسخل
~X(kose amat
بابا تو انبار علوفه احتمالا خر اومده تو رو کرده چرا چرت و پرت میگی
خدا روزیت کنه دوباره