سلام
من اسمم صالح و سنم۲۲سال است این داستان برای پارساله
آقا ما پارسال رفتیم دانشگاه و از یک دختر خانومی به اسم مینا خوشمون اومد
این مینا خانوم ۲۶سالش بود(بعدا فهمیدم) ما رفتیم به هزار بدیختی شماره اینو گیر اوردیمو اینا
که چت کردن ما شروع شد به بهانه جزوه و اینجور کصشرا آقا رفته رفته یخامون باز شدو تو دلنشگاه دست میدادیم میرفتیم باهم هرروز سیگار میکشدیمو اینا
آقا بعد این اومد یه شب تو تلگرام با ما دردودل کنه ک فهمیدم بلهه ایشون مطلقه هستش که تو کونم عروسیی بود
آقا خلاصه ما یروز به این گفتیم بریم بیرون دسته جمعی گفت اوکی من با دوتا از رفیقام بودیم اینم خواهرشو اورده بود به اسم نگار
رفتیم یه کافی شاپ شروع کردیم به صحبت که فهمیدم نگار ۲۳سالشه و بچه هم داره الان
اون شب صحبت میکردیم نگار از زندگیش میگفت که نارازیه زود ازدواج کرده و…
آقا اون شب کافی بود برای استارت آشنایی ما با نگار خانوم
دیگه یه چند بار دیگه هم بیرون رفتیم همینجوری تا اینکه مینا عروس شده😐 ماهم کلا تمام افکارم بگا رفت
آقا گذشتو تا اینکه من ی شب تو اینستا به نگارشون پیام دادم
احوال پرسی کردیمو اینا ک نگار گفت من جدا شدم از شوهرم باز اونجا بود ک تو کونم عروسی شد
اقا بعد از چند روز من به نگار پیام دادم که ازت خوشم اومده و دوست دارمو اینجور کصشرا ک اول مخالفت میکرد ولی بعدش خودش اوکیو دادو ما رل زدیم ما هر روز همو نمیدیدم روزمون شب نمیشد تا اینکه من یروز دلو زدم به دریا و بهش گفتم بیا یک روز بریم خونه ک راحت باشیم بیرون معذبیمو اینا اول منو پن کرد ک یکم زبون بازیه ما رازی شد آقا ما سوییت اوکی کردیمو من زودتر رفتم برا نگارم اسنپ گرفتمو اومد
اوند تو و خیلی عادی فقط شالشو برداشتو نشت پیشم نه اون چیزی میگفت ن منه خجالتی
بعد گفت صالح من اسنپ چتم قطع شده میتونی درست کنی😐 منو یکم با گوشیش ور رفتم دیدم نمیشه گوشیشو انداختم اونطرف گفتم حالا فعلا نمیشه بعدا درستش میکنم بعد من رو تخت همینجوری دراز کشیدم دیدم نگارم پیشم اومد دراز کشید یغلش کردم ک یهو لباشو نزدیک کردو ما رفتیم یه هفشت دقیقه ای تو فزا خیلییی بدنش داغ بود همزمان که لب تو لب بودیم دستمو بردم سمت سینه هاش و مالیدمش ک دیدم هی این وحشی تر لبامو میخوره دستمو از پشت کردم تو شلوراش ک برجستگی کونش و قوس کمرش دیوانه کننده بود بعد لباساشو دراوردم اونم لباسایه منو ک دیدم بلههه خانم شیو شیوه و کیدونسته داستان چیه بعد شرو کرد به خوردن کیرم ک نه زیاد بزرگ نه زیاد کوچیک خوب میخورد بلد بود بعد گفتم داگی بخوابه ک خوابید و من کیرمو سرشو گذاشتم ک تنگ بود نمیرفت با یکم زور گذاشتم رفت تو یه هفشت دقیقه ای تلنبه زدم که آبم اومد چون قرص نخورده بودم کشیدم بیرون بعد اون گفت من ارضا نشدم ک شروع کردم به مالوندش ک دوباره کیرم سفت شد یکراند دیگه هم مدل فرقونی کردمش ک زود ارضا شد و من هم دوبار ارضا شدم بعد از سکس هم یکجوری سیگار میکشد انگار اون مارو کرده😂 بعد از این داستان هم من یه سفر کار داشتم ک برگشتم یک بار دیگه هم کردمش و یک چند شب بعدش هم بهم پیام داد که برگشته با شوهرش منم آرزوی موفقیت کردم براش…
من اسمم صالح و سنم۲۲سال است این داستان برای پارساله
آقا ما پارسال رفتیم دانشگاه و از یک دختر خانومی به اسم مینا خوشمون اومد
این مینا خانوم ۲۶سالش بود(بعدا فهمیدم) ما رفتیم به هزار بدیختی شماره اینو گیر اوردیمو اینا
که چت کردن ما شروع شد به بهانه جزوه و اینجور کصشرا آقا رفته رفته یخامون باز شدو تو دلنشگاه دست میدادیم میرفتیم باهم هرروز سیگار میکشدیمو اینا
آقا بعد این اومد یه شب تو تلگرام با ما دردودل کنه ک فهمیدم بلهه ایشون مطلقه هستش که تو کونم عروسیی بود
آقا خلاصه ما یروز به این گفتیم بریم بیرون دسته جمعی گفت اوکی من با دوتا از رفیقام بودیم اینم خواهرشو اورده بود به اسم نگار
رفتیم یه کافی شاپ شروع کردیم به صحبت که فهمیدم نگار ۲۳سالشه و بچه هم داره الان
اون شب صحبت میکردیم نگار از زندگیش میگفت که نارازیه زود ازدواج کرده و…
آقا اون شب کافی بود برای استارت آشنایی ما با نگار خانوم
دیگه یه چند بار دیگه هم بیرون رفتیم همینجوری تا اینکه مینا عروس شده😐 ماهم کلا تمام افکارم بگا رفت
آقا گذشتو تا اینکه من ی شب تو اینستا به نگارشون پیام دادم
احوال پرسی کردیمو اینا ک نگار گفت من جدا شدم از شوهرم باز اونجا بود ک تو کونم عروسی شد
اقا بعد از چند روز من به نگار پیام دادم که ازت خوشم اومده و دوست دارمو اینجور کصشرا ک اول مخالفت میکرد ولی بعدش خودش اوکیو دادو ما رل زدیم ما هر روز همو نمیدیدم روزمون شب نمیشد تا اینکه من یروز دلو زدم به دریا و بهش گفتم بیا یک روز بریم خونه ک راحت باشیم بیرون معذبیمو اینا اول منو پن کرد ک یکم زبون بازیه ما رازی شد آقا ما سوییت اوکی کردیمو من زودتر رفتم برا نگارم اسنپ گرفتمو اومد
اوند تو و خیلی عادی فقط شالشو برداشتو نشت پیشم نه اون چیزی میگفت ن منه خجالتی
بعد گفت صالح من اسنپ چتم قطع شده میتونی درست کنی😐 منو یکم با گوشیش ور رفتم دیدم نمیشه گوشیشو انداختم اونطرف گفتم حالا فعلا نمیشه بعدا درستش میکنم بعد من رو تخت همینجوری دراز کشیدم دیدم نگارم پیشم اومد دراز کشید یغلش کردم ک یهو لباشو نزدیک کردو ما رفتیم یه هفشت دقیقه ای تو فزا خیلییی بدنش داغ بود همزمان که لب تو لب بودیم دستمو بردم سمت سینه هاش و مالیدمش ک دیدم هی این وحشی تر لبامو میخوره دستمو از پشت کردم تو شلوراش ک برجستگی کونش و قوس کمرش دیوانه کننده بود بعد لباساشو دراوردم اونم لباسایه منو ک دیدم بلههه خانم شیو شیوه و کیدونسته داستان چیه بعد شرو کرد به خوردن کیرم ک نه زیاد بزرگ نه زیاد کوچیک خوب میخورد بلد بود بعد گفتم داگی بخوابه ک خوابید و من کیرمو سرشو گذاشتم ک تنگ بود نمیرفت با یکم زور گذاشتم رفت تو یه هفشت دقیقه ای تلنبه زدم که آبم اومد چون قرص نخورده بودم کشیدم بیرون بعد اون گفت من ارضا نشدم ک شروع کردم به مالوندش ک دوباره کیرم سفت شد یکراند دیگه هم مدل فرقونی کردمش ک زود ارضا شد و من هم دوبار ارضا شدم بعد از سکس هم یکجوری سیگار میکشد انگار اون مارو کرده😂 بعد از این داستان هم من یه سفر کار داشتم ک برگشتم یک بار دیگه هم کردمش و یک چند شب بعدش هم بهم پیام داد که برگشته با شوهرش منم آرزوی موفقیت کردم براش…
نوشته: صالح
23 پاسخ به “دوران دانشجویی با خانم مطلقه”
اوّل هر جملهتآقااوردی.این سبْک و روال خالیبنداس. دو بند خوندم و تامام.میز حراست همون دانشگاه، حوالهت باداخالیبندابله بیسواد.
آقای دانشجو کدوم دانشگاه میرفتی که هنوز املای ناراضی یا فضا رو نمی دونی؟ضمنن دفعه بعد تو کونت عروسی شد ما رو دعوت نکردی هم فدا سرت اقلا کیرمون رو دعوت کن بیاد یه چرخی بزنه حال بیاد!!!راستی بچه کجایی اینقدر گشادی حال نداشتی بین کلمه ها فاصله بزاری؟
اینجا دیگه جاشه بگیماقا بیا پایین اقا کسشعر نگو
آقا؟!!!من شاشیدم تو مغز اون معلم ِ جاکش ِ ادبیاتت !!!
آقا کیرم تو این داستان کصشری ک نوشتی بعدم آقا کیرم تو این مملکت که دانشجوش یه متنو بدون غلط املایی نمیتونه بنویسه
ببین واقعا 💩 ی با داستانت
برادر مجاهد دیس لایک سوم رو من تقدیم حضورتون کردم ایشالله مبارکتون باشه چون هیچکس به اندازه شما لیاقت این دیس رو نداشت و واقعا یک استعداد درخشان کشف نشده بودید که به لطف این شاهکار ادبیتون بالاخره از زیر خاک بیرون اومدید
داستانت که فوق العاده تخمی بود یک خط در میان خوندمشولی بگو ببینم دانشگاهت کجاست؟ بیام روی سردرش برینم که یه آدم بیسوادی مثل تورو بااین همه غلط املاییتوش راه دادند!دیس پنجم
کمتر جق بزن کصکش تو این کرونا دانشگاه از کجا گیر آوردی
کوسکش سال گذشته دانشگاه تو کوس مامانت بود
اقا خلاصه کیر تک تک بچه ها دهنت اقا
آقا بیا پایین آقا کسشر نگو آقا سرمون درد گرفتآقا آقا آقا کیرم آقا دهنت آقا ، آقا
اقا اقا کردنت ب کنار البته جا داشت بگم اقا و کیر خر ک دوستان لطف کردن از خجالتت در اومدنبحثم اینه کرازی؟؟؟؟؟ مگه چسب رازیه جاکش؟؟کیرم پس کله اون معلم ادبیات جاکشی ک ب تو نمره قبولی داده
کیرم تو این نوشته هات ، آنقدر آقا آقا کردی کیرمون خوابید
آقا تا اونجاش که زنگ زد احوال پرسی کردین درست آقاولی بعدشو چرا نمیگی که از شوهرش جدا نشده بوده و واسه اینکه بکشونتت خونشون اینارو گفتهحتما بعدشم گفته میخوام بردم شی دستاتو با بست چسپونده ب تخت و اقاییشون اومده برات اوووووممم اررره اوووووممم اررره
آقا کسخلا رو به فزونی هستند آقا
صالح چاقال بیسواد آخه گوزو تو کجا دانشگاه کجا نکنه به طویله دهاتتون دانشگاه میگید رفتید کافه با دوستات اون با خواهر متاهل بچه دار اومد و بعد مطلقه شوهر کرد این متاهل مطلقه شد که فقط بیاد به تو بده بعد شوهر کنه بیسواد کونی
بهترین هدیه ای که میتونم بهت بدم اینه…( آقا کس اول و آخرت و اینا)آقا ی تخم حروم مفلوک و اینا سه خط اولشو خوندم و اینا. آقا کس مرده و زنده آقات و اینا. آقا دیگه گوه نخور و اینا
این اقا اقا گفتن چقد رو اعصاب بود من که نخوندماقا چرت زیاد گفتیاقا
بلد نیستم سواد نداری مجبوری بنویسی برو دنبال صابون گلنار بچه کونی تو را چه به این حرفا
ماااااماااااااانتو دوستان گاییدن با این خزعبلاتی که تفت دادی
فزا نه فضا با این سوادت بعید میدونم دانشجو بوده باشی دانش آموزاش هم از تو باسوادترن آره ما به همه گفتیم زدیم شمام بگیدزده خوبیت نداره
ریدم سر در اون دانشگاهی که تو درس میخونی اینهمه غلط املایی داری، نارازی آخه… ازکجا این کلمه رو ساختی؟؟