زنم معصومه (۳)

_نه بابا عزیزم خیلی حال داد بهم ، بعد عمری کون قشنگت افتتاح شد ، چه حسی داری؟
_حس درد و سوزش ، فقط به فکر حال کردن خودتی ، حالا تا دو روز بخام دستشویی کنم میخواد بسوزه
_امان از تجربه
یه لحظه ساکت شد فضا و هیچی نگفت ،
_دنبال چی میگردی امیر ، مثلا من بگم قبل ازدواج رابطه داشتم خیالت راحت میشه؟
حس هیجان و شهوت یه لحظه تو وجودم روشن شد ، بهترین وقته که بحث رو عادی کنم
_نه منم همینو میگم ، تو هم حق داشتی لذت ببری ، چه ایرادی داره قبل ازدواج ، الان کیه که درگیر این متحجر بازیا باشه،حرفم اینه که با من راحت باش
_اوووه از کی تا حالا روشنفکر شدی اینقدر
_از اولش همینجوری بودم ، بحثش باز نشده ،
_غیرتی بودی آخه تو
_الانم بی غیرت نیستم عزیز من ، بی غیرتی وقتیه که ببینم تو داری اذیت میشی و کاری نکنم ، نه اینکه گیر بدم چرا چند سال قبل از زندگیت لذت بردی
_چه جالب ، ولی نه عزیزم من با کسی رابطه نداشتم
هنوز داشت همه جوره محافظه کارانه رفتار میکرد ، معلوم بود اطمینان نداره از اینکه حرفای من چقدر واقعیه و می‌ترسید چیزی خراب بشه که دیگه درست شدنی نیست.
_نه کلا میگم ، از نظر من هرکسی میتونه از زندگیش لذت ببره ، این حق آدمه فقط نباید تو این مسیر آسیب بزنه به خودش یا پارتنرش
_باباااااا خیلی دیگه گنده گنده حرف میزنی امشب امیر ،
_نه جدی من از روز اول مطمئن بودم تو با سعید یه رابطه هایی داشتی
(سعید پسر دوست مامانش بود که یه مدت باهم بودن و قرار بود ازدواج کنن ولی بخاطر مهاجرت اونا و مخالفت خانواده معصومه قضیه کلا کنسل شده بود)
_وای داری بحث چیو میکنی تو رو خدا امیر ، من حوصله ندارم راجب سعید و خاطراتش حرف بزنم
_من میگم منو خر فرض نکن ، وقتی دارم میگم بهت که مهم نیست ، چرا اصرار داری انکار کنی آخه
_باشه بابا ، ما نامزد بودیم یه کارهایی هم کردیم، حالا خوشحال شدی؟ میخوای اینو تا آخر عمر بزنی تو سرم؟
اینو گفت و بلند شد با قدمهای تند و محکم رفت سمت آشپزخونه
بلند شدم دنبالش راه افتادم
_دیوونه چرا باید بزنم تو سرت ، زندگی خودت بوده و اون موقع من نبودم اصلا ،
معلومه باید یه کارایی میکردی وگرنه ایراد داشتی
بدون اینکه جوابی بده با ژست بغض روی مبل نشست و خیره به گوشه تلویزیون خاموش شد
_عزیزم من الان واقعا خوشحالم که با هم راحت تریم بعد اینهمه سال ، باور کن
گردنشو کمی کج کرد و زیر چشم بهم نگاه کرد
_خوشحالی که زنت قبل تو با کسی بوده؟
_نه دیوونه از این خوشحالم که بی پرده با هم حرف می‌زنیم
_ولی خودت میدونی که من پرده داشتم موقع عروسی و هیچ دوختن و اینایی در کار نبوده
_میدونم احتمالا عملیات همش از پشت بوده
یه خنده سریع کرد و با دست زد روی پام
_خاک تو سرت امیر
منم انداختم تو خنده و شوخی
_مگه غیر این بوده عزیزم ، احتمالا همش گفتی واسه جلو صبر کن تا شب حجله ، اونم گفته پس یجور دیگه تلافی میکنم
_بی حیا ، تو که خانواده منو میشناسی ، اگه کاری کرده بودم الان بدبخت بودم ، همون بهتر که نذاشتم از جلو کاری کنه
_پس درست گفتم که از عقب آبادت کرده
_نه در اون حد
_میشه راحت حرف بزنی و بگی ؟
_چرا اینقدر واست جذابه واقعا؟
_راستش حس اینکه زنم انقد جذاب بوده حشریم میکنه
_زنت الانم جذابه و هر وقت بخواد حشری میکنه هرکی رو بخواد
اینو که گفت لبامو چسبوندم به لبش و خوابوندمش روی مبل
_وای امیر همین الان کردی
_بگو ببینم با سعید چجوری بودی؟
_کلا فک کنم هفت یا هشت بار سکس کردیم،اونم اکثرا لاپایی بود بجز سه بارش که دیگه طاقتش تموم شده بود
_کیرش چجوری بود
_وای خجالت میکشم امیر ول کن
_بگو آخه مهمه
_خوب بود
_این یعنی از مال من بهتر بود آره؟
_باورم نمیشه دارم با شوهرم راجب کیر نامزد قبلیم حرف میزنم
_اشکالش چیه ، بگو ببینم
_ببین کیرش کلفت تر بود و سیاه تر ، وگرنه مال تو هم عالیه ، من کلا خوش شانسم توی کیر
اینو گفت و خندید
_چندتا کیر دیدی مگه بی شرف
_تو که بدت نمیاد امیر جان زنت لذت ببره مگه نه؟غیرتی شدی نکنه
دیگه زده بود بالا دوباره ، دامنشو دادم بالا و شورتشو زدم کنار و یه راست کیرمو کردم توی کصش
_تو انگار از کیر سیر نمیشی پس معصومه جون
دستاشو انداخت پشت باسنم
_اگه دوست نداری بگو امیر جون ، دوست داری زنتو تصور کنی زیر کیر یه مرد دیگه؟
خودمو کنترل کردم و چیزی نشون ندادم که شک کنه
_نه عزیزم گفتم که اینکه میبینم جذابی منو حشری میکنه
_پس چرا تا از کیر مردای دیگه میگم کیرت گنده تر میشه؟
دیگه جوابی نداشتم بدم ، شروع کردم ازش لب گرفتن
_پس سوراخ کون بیچارت قبلا پاره شده
_نه سعید خیلی ملاحظه می کرد، فقط یک ساعت تمام باهام ور میرفت تا سر کیرشو بکنه تو
آبم داشت میومد ولی حیف بود این شهوت تموم بشه ،
_امیر میشه محکم تر تلمبه بزنی و همزمان تو کونم انگشت کنی؟
_دو کیره دوست داریا
_خفه شو دیگه ، فقط بکن این کارو
پاهاشو گذاشتم روی شونم و انگشت شستمو کردم داخل کونش که هنوز شل بود ،
دیگه اوج سکسمون بود و معصومه داشت بلند ناله میکرد.
بهترین وقت الان بود
_دوست داری تجربه دو تا کیر همزمان رو معصومه؟
_وای آره بکن منو ، محکمتر ، کیر کلفت سعید و میخوام…
همون لحظه آبم داخل کصش اومد و نتونستم حتی بکشمش بیرون ، معصومه هم همون لحظه با یه ناله ناز و پر از شهوت ارضا شد،
انگشتمو از کونش دراوردم و بی اختیار کردم تو دهنم
_کثیفه دیوونه
_به مزه خوبش می ارزه

پایان قسمت سوم

نوشته: روشنفکر

بازدید 16,721

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

11 پاسخ به “زنم معصومه (۳)”

  1. اوووووووف زنت عجب جنده حرفه‌ای هست! خیلی عالی و ریلکس رفت کس و کونشو داد اومد 😛 😁 ❤️ 👍

  2. بنظرم داستان رو به سمت نفر سوم ببر ولی خودت رو قاطی نکن یه مرد هیکلی با کیر بزرگش که زنت رو بکنهفکر کنم کون خیلی بزرگ و نرمی داره نوش جونت

  3. بسیار عالی.من عاشق اینجور خانما هستم که اهل خیانت نیستن و شوهر و زندگیشونو دوست دارن اما گاهی شیطونی میکنن. نوش جونشون اگه کس و کون میدن.مخصوصا که می‌بینم دورو برم چند تا خانم زیبا و خوش اندام این مدلی گاهی لایی میکشن

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید