سلام دوستان ، تو قسمت قبل گفتم که چطور با لباس دخترونه و آرایش دخترونه تا خود شهریار تو تاکسی جنده بازی در آوردم ، و چطور نقش یه دختر کوچولو جنده رو واسه علی و راننده تاکسی بازی کردم ، راستش من تو سکس بیشتر از این که از دادن لذت ببرم از دخترونه پوشی و جنده بازی و لاس زدن لذت میبرم .
بقیه داستان : رو تخت ولو شده بودم که پیام علی اومد که محمد منو علی و جلو دکه دیده و دعواشون شده .
بعد ۲ ساعت جوابشو دادم و نوشتم شمارمو به محمد بده بگو پیام بده خودش .
علی نوشت نمیدم شمارتو ، تو دوست دختر خودمی .
مثلاً داشت غیرتی بازی در میآورد ، نوشتم کاری که گفتم و بکن .
یه ربع نشد پیام محمد اومد ، نوشت سلام سامان محمدم ، منو فروختی به علی .
نوشتم مگه قراره از تو اجازه بگیرم ؟ چون میدونستم علی دهن قرص تره ، با اون رفتم یه دوری زدم .
محمد نوشت ، فقط دور ؟ اره خیلی دهن قرصه ، علی گفته چطور اون شورت طرح توت فرنگی رو از کون گندت در آورده ، بعدش رو تاب باغتون کونتو کرده .
اصلا عصبانی نشدم ، برعکس خندم گرفت از رفتار بچه گانه علی ، اتفاقا بهتر ، اینجوری محمد حسابی تو کف کون خوشگلم میمونه .
نوشتم : خاک تو سر علی ، دیگه چی گفت ؟ انگار خوشش اومد از این حرفم ، نوشت : هیچی .
نوشتم بگو ، من دیگه با علی رابطه ام تمومه .
محمد نوشت : همه چیو تعریف کرده ، علی اینم گفته که سوتین تو انداخته دور گردنت به زور بردتت داخل اتاق و در حالی که التماس میکردی ولت کنه ، اون بازور آبشو خالی میکنه تو دهنت .
خندم گرفت ، علی اینجاشو دیگه خالی بسته بود ، درسته آبشو خوردم ، ولی بزور نبوده .
نوشتم محمد من دیگه حالم از علی بهم میخوره میخوام فقط با تو باشم ، اونم که خیلی حال کرده بود نوشت : مرسی عزیزم ، پشیمون نمیشی .
نوشتم قبوله محمد ، فقط علی چیزی نفهمه ، دیگه این کون سفید و گنده من برا خودته .
نوشتم فردا ساعت ۲ عصر جلو دکه باش همو ببینیم ، فعلا مکان ندارم بهت کون بدم ، ولی خیلی زود جور میکنم ، دیگه دوست دختر خودتم عشقم ، دلم میخواد جوری بکنیم که حال کنم .
میدونستم محمد الان با همین پیامهای من هم راست کرده ، ولی دلم میخواست یکم بگذره و یه جور خاص دیگه سکس داشته باشم .
فرداش که از خواب بیدار شدم چندتا پیامو میس کال از علی و راننده تاکسی بود که اصلا اهمیت ندادم .
ظهر که پاشدم یه شورت قرمز داشتم که پشتش آنقدر باریک بود میرفت لای باسنم ، قسمت بالای جلو شورت هم دوتا حلقه طلایی داشت ، پوشیدم ، با یه شلوار ورزشی مشکی داشتم که قسمت باسنش و رونش خیلی برام جذب بود ، پوشیدمش روشم یه تیشرت ورزشی پوشیدم ، گوشواره مگنت گذاشتم و یکم برق لب زدم و یه جوراب مچی تور زنونه پام کردم .
یه اسنپ موتور گرفتم واسه فرحزاد ، یه جایی بود که قبلاً رفته بودم ، آلاچیق های باحال و دنجی داشت .
اسنپ که قبول کرد بهش زنگ زدم ، گفتم : ما دو نفریم ، اگه اشکال نداره ، کرایتم بیشتر میزنم .
گفت مشکلی نیست دارم میام .
به محمد زنگ زدم گفت : جلو دکه و ایستاده .
رفتم پایین سوار موتورش شدم گفتم فقط بیزحمت دوستم میدون ارتش وایستاده .
یارو یه پسر با یه کلاه کاسکت داغون روی سرش بود .
جلو دکه که رسیدم دیدم محمد با یه گرمکن آدیداس و کتونی با یه تیشرت با اون عینکش و ایستاده ، وایی که چقدر تیپش داغون بود . تا منو دید اومد جلو گفت چطوری سامان جون ، گفتم بشین بریم .
پرسید کجا ؟؟ گفتم بشین میگم .
راننده یکم رفت جلو تر که محمد جا بشه رو موتور ، ولی من خیلی جلو نرفتم ، محمد نشست پشتم ، جوری چسبید به کون گندم که خندم گرفت .
وقتی نشست در گوشم گفت سامان شلوارت خیلی تنگه ، کونت داره دیوونم میکنه .
گفتم بگو نگین .
تو مسیر بودیم ، محمد دوتا دستشو گذاشته بود کنار رونم ، خیلی ریز میمالوند ، تو یه دست انداز وقتی بالا پایین شد موتور باز خودمو دادم یکم عقب ، دیگه قشنگ کیرشو پشتم حس میکردم ، باورم نمیشد انگار یه خیار خیلی گنده پشتم بود ، دستمو آروم بردم پشتم ، کیر محمد و که از روی شلوار گرم کن محمد راحت میشد حس کرد گرفتم دستم ، واقعا به قیافه محمد نمیخورد همچین کیر گنده ای داشته باشه .
محمد دستشو از کنار باسنم برداشت دور کمرم حلقه کرد ، در گوشم گفت : نگین چطوره کیرم ؟ محمد گفت : گفتم بهت از بودن با من پشیمون نمیشی .
رسیدیم فرحزاد ، محمد سریع کیرشو جمع و جور کرد ، منم کرایه موتور و زدم رفتیم .
یه باغچه تو فرحزاد هست که کلی آلاچیق داره ، چند بار قبلا رفته بودم ، یه آلاچیقی انتها داشت که اگه پرسنل برای سفارش گیری یا تحویل سفارش ، میومدن معلوم بود .
اطرافش هم دیوارهای چوبی داشت ، با دو تا پنجره و در آلاچیق که با نایلون بسته میشد که کامل بیرون معلوم بود .
تا وارد شدیم یه پسر قد بلند اومد گفت کجا دوست دارید بشنید ؟ من گفتم آلاچیق تهی .
رفتیم سمت آلاچیق ، دو سه تا از آلاچیقا مشتری نشسته بود که دختر پسر بودن و داشتن قلیون میکشیدن .
کفشمو در آوردم بعد همینجوری چهار دست و پا رفتم جلو تا به پشتی تکیه بدم ، همینجوری که چهار دست و پا بودم و محمد داشت کفشاشو در بیاورد ، کون گندمو یه قری دادم ، گفتم محمد چطوره کونم ؟
محمد گفت دوست دارم همین حالت جررت بدم نگین .
یکم شلوارمو دادم پاچه هاشو بالاتر ، که ساق پای سفیدم دیده بشه ، محمد نشست کنارم گفت نگین چه جورابی پوشیدی ، تو چقدر سفیدی برعکس من .
گفتم سفید دوست نداری ؟ محمد گفت من عاشق کون سفیدم .
محمد گفت وقتی داشتی میومدی سمت آلاچیق حواست نبود ، اون پسره همش چشمش به کون گنده تو بود .
گفتم به درک .
نشستیم کنار هم ، گفتم میخوای دوست دخترتو بوس کنی محمد ؟
محمد صورتشو آورد جلو منم لبامو بردم جلو گذاشتم رو لبش ، لبشو چند بار بوسیدم ، محمد گفت چه بوی خوبی میده لبات ، میشه لباتو بخورم ؟
منم لبامو بردم جلو شروع کرد لب پایینمو مک زدن .
دستمو بردم تو شلوارش کیرشو گرفتم تو دستم ، یه کیر داغ و کلفت . دیدم یکی از پرسنل داره میاد سمت ما ، سریع دستمو کشیدم بیرون ، پاهامو دراز کردم انداختم رو هم . پسره اومد جلو آلاچیق ، یه نگاهی به جوراب زنونه تور من کرد و ساق پای سفیدم . پرسید چی براتون بیارم ؟
خیلی با عشوه و ناز رو به محمد گفتم قلیون چی میکشی عشقم ؟ محمد گفت فرقی نداره . رو به پسره گفتم : یه قلیون بلوبری با چایی بیار عزیزم .
پسره گفت : هرچی خواستید باز زنگ و بزنید ، بعد با لبخند گفت من دیگه مزاحم شما نمیشم راحت باشید و رفت .
تا رفت محمد گفت ، نگین تیپت یه جوریه همه برات راست میکنن و میخان بکننت .
با خنده گفتم محمد پشت موتور دیگه داشت کیرت میرفت تو کونم ، محمد گفت : اون کون نرم و گندت جوری جلو کیرم تکون میخورد که دوست داشتم رو موتور بکنمت .
گفتم محمد جورابم خوشگله ؟ محمد گفت عالیه .
گفتم حالا شورتمو ندیدی ههه .
بعد تیشرت ورزشی رو تا بالای نافم دادم بالا ، شلوارممم یکم دادم پایین ، شورتمو تا جایی که میشد کشیدم بالا . حالا نصف شورتم پیدا بود ، هم حلقه های طلایی جلو شورت ، هم نافم و شکمم و کمرم عین برف میدرخشید .
گفتم محمد این شورت و برا تو پوشیدم ، قراره تو از کونم درش بیاری .
محمد گفت : نگین خودتو جمع کن دارن قلیونمونو میارن .
گفتم خب بیارن ، مگه چیه ؟ لخت که نیستم .
محمد گفت : این وضعیت تو از لخت بد تره ، شورتت ادمو دیوونه میکنه .
من همون حالت که تکیه داده بودم که پسره با قلیون اومد جلو آلاچیق . یه نگاه به قسمت نافم و شورتم کرد ، قلیون و گذاشت ، شروع کرد به چاق کردن قلیون ،
وقتی قلیون و چاق میکرد یه نگاه به ساق پام میکرد یه نگاه به ناف و شورتم ، اصلا خجالتی نبود ، میدونست یه پسر با این گوشواره و شورت و یه کون گنده دنبال چیه .
منم نگاه کردم به جلو شلوارش که حسابی باد کرده بود بعد تو چشاش یه چشمک زدم .
اونم دستشو برد کیرشو یکم جابجا کرد باز شروع کرد کشیدن .
محمد گفت آقا فکنم خوبه ، چاق شده .
پسره گفت پس من برم چاییتونو بیارم .
به محمد گفتم دوست دارم سرمو بزارم رو پات ، محمد پاشو دراز کرد ، منم به پهلو خوابیدم ، سرمو گذاشتم رو پاش ، کون گندم سمت در آلاچیق بود .
کیر گنده محمد و زیر صورتم حس میکردم ، محمد همینجوری که قلیون میکشید با یه دستش گردنمو ، گوشمو نوازش میکرد و دود قلیون میداد تو صورتم .
منم با صورتم کیرشو از رو شلوار نوازش میکردم .
دستمو بردم یکم دیگه شلوارمو تا نصف باسنم دادم پایین .
محمد خم شد یه دونه محکم زد رو کونم .با ناز گفتم آیی محمد درد داره .
اونم دستشو کرد تو شورتم ولی با عجله کشید بیرون .
فهمیدم کسی داره میاد .
یه کوچولو شلوارمو کشیدم بالاتر ولی همون حالت که کونم به سمت آلاچیق بود خوابیدم ، پسره اومد من صورتشو نمیدیدم ولی مطمئن بودم چشمش به کون گنده و شورت منه .
گفت بفرمایید چاییتون . محمد تشکر کرد ، منم برگشتم سمتش بهش نگاه کردم گفتم ببخشید دستشویی کجاست ؟
گفت آخر باغه ، سریع بلند شدم شلوارمو تا جایی که میشد کشیدم بالا که از پشت بره لای کونم ، دیدم هنوز وایستاده ،
بهش توجه نکردم ، خم شدم کفشمو پوشیدم راه افتادم دیدم داره از پشتم میاد ، میدونستم باز میخواد کونمو دید بزنه ، یه دفعه وایسادم بهش گفتم چطوره ؟
یهو جا خورد ،گفت چی چطوره ؟
گفتم کار کردن تو باغ رستوران .
گفت آهان ، یکم سخته .
گفتم دستشویی کجا بود ؟
با یه نیشخند گفت مردونه یا زنونه ؟ خندیدم گفتم خودت چی فکر میکنی ؟
بهش گفتم حواسم بهت بود چطور دید میزدیا .
گفت آخه باید خودتو میدیدی از پشت ، وقتی دراز کشیده بودی . گفتم میرم دستشویی بعد میرم آلاچیق میتونی حواست باشه یه ربع کسی سمت آلاچیق نیاد ؟
گفت چی به من میرسه ؟ گفتم بعد یه ربع بیا ، مثلاً میخوای ظرفای چایی رو ببری ، من یه کاری میکنم کونمو تو شورت خوشگل قرمزم ببینی .
گفت قول دادیا ، گفتم باشه .
رفتم سمت آلاچیق دیدم محمد داره قلیون میکشه ، تا منو دید گفت بیا دیگه نگین جون ، عشقم .
رفتم کنارش گفتم محمد کیرتو در بیارم دوست دخترت بخوره برات . محمد گفت آخه اینجا ؟ نمیشه ، این پسره هی میاد و میره .
گفتم خیالت راحت تا یه ربع نمیاد ، ولی یه قولی بهش دادم .
محمد گفت چه قولی ؟
محمد من به پسره گفتم اگه حواسش باشه کسی اینوری نیاد کونمو بهش نشون بدم .
محمد که معلوم بود ناراحت شده گفت : نگین نباید اینجوری بهش میگفتی .
شلوارمو تا پایین کونم دادم پایین گفتم میخوای به دوست دخترت کیر بدی یا نه ؟
محمد کیرشو از تو شورت و شلوارش انداخت بیرون .
وایی تازه دیدم چه هیولایی اون زیر بوده .
محمد که دید چطوری کیر گندشو دارم نگاه میکنم گفت : تا حالا کیر اینقدری دیده بودی تو عمرت ؟ قراره با این کیرم کون گندتو جرر بدم .
کیرشو گرفتم تو دستم ، همینجوری که بوس میکردم کیر گندشو ، همزمان بو هم میکردم ، یکم بوی عرق میداد ولی اذیت کننده نبود .شروع کردم زیر کیرشو لیس زدن ، گفتم محمد هیچکاری نمیخای با دوست دختر جندت بکنی ؟
گفت چیکار کنم ؟ گفتم دستتو به حالت فاک بگیر جلوم .
بعد شروع کردم انگشت وسطشو لیس زدن و توفی کردن ، بعد بهش گفتم حالا این انگشتت رو بکن جایی که قراره بعدا کیره گندت بره . داگی شروع کردم ساک زدن ، اونم دستشو برد پشتم کرد تو شورتم ، یکم سوراخمو ماساژ داد ، گفت کوفتت بشه علی ، چه کونی رو گاییدی .
مزه آب کیرشو تو دهنم حس میکردم ، یه قند گذاشتم دهنم ، خوب که با تفم خیس شد ، تفم و انداختم رو کیرش باز شروع کردم کیرشو خوردن . محمد گفت خیلی واردیا جنده خانوم ، بعد انگشتشو کامل کرد تو کونم . شروع کرد چرخوندن .
گفتم محمد آبت کی میاد ؟ گفت من آبم خیلی دیر میاد نگین . گفتم پس یکم ساک میزنم برات ، تا سر یه فرصت مناسب که مکان داشتیم آبتو بیارم .
یه چایی جلو من بود که با نبات شیرین کرده بودم ولی نخورده بودم ، محمد چایی رو کشید جلو خودش . فکر کردم میخواد بخوره . دیدم انگشتشو کرد تو استکان چایی کرد تو کونم باز ، یه حالت چسبناک باحالی داشت که خوشم اومد .
گفتم محمد تو هم خوب کارتو بلدی . محمد گفت از تو یاد گرفتم جنده خانوم .
محمد سریع شلوارشو کشید بالا گفت پسره داره میاد .
منم شلوارمو کشیدم بالا نشستم بغلش .
پسره اومد جلو آلاچیق ، گفت چیزی لازم ندارید ؟
محمد گفت نه ممنون ، همه چی هست ،
پسره داشت میرفت ، انگار فکر کرده بود سره کارش گذاشتم که من صداش کردم گفتم یه لحظه بیا .
اومد جلو آلاچیق گفت بفرمایید .
روبه محمد گفتم : عزیزم من به این آقا یه قولی دادم که باید انجام بدم .
محمد گفت : چه قولی عزیزم ؟
گفتم بهش قول دادم یه جامو نشونش بدم ، البته اگه شما اجازه بدید .
محمد گفت خودت میدونی عزیزم .
به پسره گفتم : همینجا میخوای ببینی ؟
گفت آره ؛ فقط دراز بکش کف آلاچیق کسی نبینه .
وایستاده بود جلو در آلاچیق ، منم به روی شکم خوابیدم ، که از بیرون کسی نبینه ، بعد به محمد گفتم تا زیر باسنم بکش پایین تا ببینه چه کون گنده ای دارم . دوست داشتم محمد فکر نکنه این کون فقط مال اونه ،و من هر کاری بخوام انجام میدم ، مثل حالا که باید شلوار منو واسه یه پسر دیگه بکشه پایین تا کونمو نگاه کنند .
حس میکردم محمد هم خوشش اومده از این کارام ، چون خیلی سریع شلوارمو کشید تا زیر باسنم که پسره دستش رفت سمت کیرش .
گفتم محمد شورتمو هم بکش پایین ، محمد گفت آخه . گفتم کاری که بهت میگم و بکن ، محمد شورتمو کشید تا زیر باسنم پایین ، حالا با اون کون گندم ، لخت جلو محمد و اون پسره بود .
پسره خم شد داخل ، باسنمو شروع کرد مالیدن ، که من سریع پاشدم شورت و شلوارمو کشیدم بالا ، گفتم قرار نبود دست بزنی .
پسره عذر خواهی کرد ، گفتم برو صورت حساب و بیار ، وقتی برگشت به اضافه پول چایی و قلیون ، ۱۰۰ تومنم انعام براش کشیدم . گفتم اینم برا این که پسر خوبی بودی . وقتی رفت به محمد گفتم با موتور برگردیم یا ماشین .
محمد گفت : موتور . خندیدم گفتم پس تا جلو خود دکه قراره بمالی .
محمد گفت چه جورم . موتوری گرفتیم ، تا دم دکه محمد حسابی کون گندمو چنگ میزد و میمالوند و کیرش لای کونم بود ، و تا خود اونجا اصرار میکرد که خیلی زود مکان جور کنم کونمو بکنه ، و من تو راه به این فکر میکردم که چجوری کونمو آماده کنم واسه این کیر .
وقتی رسیدیم محمد گفت منتظر خبرتم . از هم جدا شدیم و من رفتم خونه ، میدونستم ۲ روز دیگه از پنج شنبه صبح تا جمعه شب مامان بابام میرن باغ و من باید از حالا دنبال بهانه باشم واسه نرفتن ،
تو قسمت بعد داستان کون دادنم به کیر گنده محمد و میگم و این که چجوری گریه منو برای اولین بار یه نفر در آورد …
بقیه داستان : رو تخت ولو شده بودم که پیام علی اومد که محمد منو علی و جلو دکه دیده و دعواشون شده .
بعد ۲ ساعت جوابشو دادم و نوشتم شمارمو به محمد بده بگو پیام بده خودش .
علی نوشت نمیدم شمارتو ، تو دوست دختر خودمی .
مثلاً داشت غیرتی بازی در میآورد ، نوشتم کاری که گفتم و بکن .
یه ربع نشد پیام محمد اومد ، نوشت سلام سامان محمدم ، منو فروختی به علی .
نوشتم مگه قراره از تو اجازه بگیرم ؟ چون میدونستم علی دهن قرص تره ، با اون رفتم یه دوری زدم .
محمد نوشت ، فقط دور ؟ اره خیلی دهن قرصه ، علی گفته چطور اون شورت طرح توت فرنگی رو از کون گندت در آورده ، بعدش رو تاب باغتون کونتو کرده .
اصلا عصبانی نشدم ، برعکس خندم گرفت از رفتار بچه گانه علی ، اتفاقا بهتر ، اینجوری محمد حسابی تو کف کون خوشگلم میمونه .
نوشتم : خاک تو سر علی ، دیگه چی گفت ؟ انگار خوشش اومد از این حرفم ، نوشت : هیچی .
نوشتم بگو ، من دیگه با علی رابطه ام تمومه .
محمد نوشت : همه چیو تعریف کرده ، علی اینم گفته که سوتین تو انداخته دور گردنت به زور بردتت داخل اتاق و در حالی که التماس میکردی ولت کنه ، اون بازور آبشو خالی میکنه تو دهنت .
خندم گرفت ، علی اینجاشو دیگه خالی بسته بود ، درسته آبشو خوردم ، ولی بزور نبوده .
نوشتم محمد من دیگه حالم از علی بهم میخوره میخوام فقط با تو باشم ، اونم که خیلی حال کرده بود نوشت : مرسی عزیزم ، پشیمون نمیشی .
نوشتم قبوله محمد ، فقط علی چیزی نفهمه ، دیگه این کون سفید و گنده من برا خودته .
نوشتم فردا ساعت ۲ عصر جلو دکه باش همو ببینیم ، فعلا مکان ندارم بهت کون بدم ، ولی خیلی زود جور میکنم ، دیگه دوست دختر خودتم عشقم ، دلم میخواد جوری بکنیم که حال کنم .
میدونستم محمد الان با همین پیامهای من هم راست کرده ، ولی دلم میخواست یکم بگذره و یه جور خاص دیگه سکس داشته باشم .
فرداش که از خواب بیدار شدم چندتا پیامو میس کال از علی و راننده تاکسی بود که اصلا اهمیت ندادم .
ظهر که پاشدم یه شورت قرمز داشتم که پشتش آنقدر باریک بود میرفت لای باسنم ، قسمت بالای جلو شورت هم دوتا حلقه طلایی داشت ، پوشیدم ، با یه شلوار ورزشی مشکی داشتم که قسمت باسنش و رونش خیلی برام جذب بود ، پوشیدمش روشم یه تیشرت ورزشی پوشیدم ، گوشواره مگنت گذاشتم و یکم برق لب زدم و یه جوراب مچی تور زنونه پام کردم .
یه اسنپ موتور گرفتم واسه فرحزاد ، یه جایی بود که قبلاً رفته بودم ، آلاچیق های باحال و دنجی داشت .
اسنپ که قبول کرد بهش زنگ زدم ، گفتم : ما دو نفریم ، اگه اشکال نداره ، کرایتم بیشتر میزنم .
گفت مشکلی نیست دارم میام .
به محمد زنگ زدم گفت : جلو دکه و ایستاده .
رفتم پایین سوار موتورش شدم گفتم فقط بیزحمت دوستم میدون ارتش وایستاده .
یارو یه پسر با یه کلاه کاسکت داغون روی سرش بود .
جلو دکه که رسیدم دیدم محمد با یه گرمکن آدیداس و کتونی با یه تیشرت با اون عینکش و ایستاده ، وایی که چقدر تیپش داغون بود . تا منو دید اومد جلو گفت چطوری سامان جون ، گفتم بشین بریم .
پرسید کجا ؟؟ گفتم بشین میگم .
راننده یکم رفت جلو تر که محمد جا بشه رو موتور ، ولی من خیلی جلو نرفتم ، محمد نشست پشتم ، جوری چسبید به کون گندم که خندم گرفت .
وقتی نشست در گوشم گفت سامان شلوارت خیلی تنگه ، کونت داره دیوونم میکنه .
گفتم بگو نگین .
تو مسیر بودیم ، محمد دوتا دستشو گذاشته بود کنار رونم ، خیلی ریز میمالوند ، تو یه دست انداز وقتی بالا پایین شد موتور باز خودمو دادم یکم عقب ، دیگه قشنگ کیرشو پشتم حس میکردم ، باورم نمیشد انگار یه خیار خیلی گنده پشتم بود ، دستمو آروم بردم پشتم ، کیر محمد و که از روی شلوار گرم کن محمد راحت میشد حس کرد گرفتم دستم ، واقعا به قیافه محمد نمیخورد همچین کیر گنده ای داشته باشه .
محمد دستشو از کنار باسنم برداشت دور کمرم حلقه کرد ، در گوشم گفت : نگین چطوره کیرم ؟ محمد گفت : گفتم بهت از بودن با من پشیمون نمیشی .
رسیدیم فرحزاد ، محمد سریع کیرشو جمع و جور کرد ، منم کرایه موتور و زدم رفتیم .
یه باغچه تو فرحزاد هست که کلی آلاچیق داره ، چند بار قبلا رفته بودم ، یه آلاچیقی انتها داشت که اگه پرسنل برای سفارش گیری یا تحویل سفارش ، میومدن معلوم بود .
اطرافش هم دیوارهای چوبی داشت ، با دو تا پنجره و در آلاچیق که با نایلون بسته میشد که کامل بیرون معلوم بود .
تا وارد شدیم یه پسر قد بلند اومد گفت کجا دوست دارید بشنید ؟ من گفتم آلاچیق تهی .
رفتیم سمت آلاچیق ، دو سه تا از آلاچیقا مشتری نشسته بود که دختر پسر بودن و داشتن قلیون میکشیدن .
کفشمو در آوردم بعد همینجوری چهار دست و پا رفتم جلو تا به پشتی تکیه بدم ، همینجوری که چهار دست و پا بودم و محمد داشت کفشاشو در بیاورد ، کون گندمو یه قری دادم ، گفتم محمد چطوره کونم ؟
محمد گفت دوست دارم همین حالت جررت بدم نگین .
یکم شلوارمو دادم پاچه هاشو بالاتر ، که ساق پای سفیدم دیده بشه ، محمد نشست کنارم گفت نگین چه جورابی پوشیدی ، تو چقدر سفیدی برعکس من .
گفتم سفید دوست نداری ؟ محمد گفت من عاشق کون سفیدم .
محمد گفت وقتی داشتی میومدی سمت آلاچیق حواست نبود ، اون پسره همش چشمش به کون گنده تو بود .
گفتم به درک .
نشستیم کنار هم ، گفتم میخوای دوست دخترتو بوس کنی محمد ؟
محمد صورتشو آورد جلو منم لبامو بردم جلو گذاشتم رو لبش ، لبشو چند بار بوسیدم ، محمد گفت چه بوی خوبی میده لبات ، میشه لباتو بخورم ؟
منم لبامو بردم جلو شروع کرد لب پایینمو مک زدن .
دستمو بردم تو شلوارش کیرشو گرفتم تو دستم ، یه کیر داغ و کلفت . دیدم یکی از پرسنل داره میاد سمت ما ، سریع دستمو کشیدم بیرون ، پاهامو دراز کردم انداختم رو هم . پسره اومد جلو آلاچیق ، یه نگاهی به جوراب زنونه تور من کرد و ساق پای سفیدم . پرسید چی براتون بیارم ؟
خیلی با عشوه و ناز رو به محمد گفتم قلیون چی میکشی عشقم ؟ محمد گفت فرقی نداره . رو به پسره گفتم : یه قلیون بلوبری با چایی بیار عزیزم .
پسره گفت : هرچی خواستید باز زنگ و بزنید ، بعد با لبخند گفت من دیگه مزاحم شما نمیشم راحت باشید و رفت .
تا رفت محمد گفت ، نگین تیپت یه جوریه همه برات راست میکنن و میخان بکننت .
با خنده گفتم محمد پشت موتور دیگه داشت کیرت میرفت تو کونم ، محمد گفت : اون کون نرم و گندت جوری جلو کیرم تکون میخورد که دوست داشتم رو موتور بکنمت .
گفتم محمد جورابم خوشگله ؟ محمد گفت عالیه .
گفتم حالا شورتمو ندیدی ههه .
بعد تیشرت ورزشی رو تا بالای نافم دادم بالا ، شلوارممم یکم دادم پایین ، شورتمو تا جایی که میشد کشیدم بالا . حالا نصف شورتم پیدا بود ، هم حلقه های طلایی جلو شورت ، هم نافم و شکمم و کمرم عین برف میدرخشید .
گفتم محمد این شورت و برا تو پوشیدم ، قراره تو از کونم درش بیاری .
محمد گفت : نگین خودتو جمع کن دارن قلیونمونو میارن .
گفتم خب بیارن ، مگه چیه ؟ لخت که نیستم .
محمد گفت : این وضعیت تو از لخت بد تره ، شورتت ادمو دیوونه میکنه .
من همون حالت که تکیه داده بودم که پسره با قلیون اومد جلو آلاچیق . یه نگاه به قسمت نافم و شورتم کرد ، قلیون و گذاشت ، شروع کرد به چاق کردن قلیون ،
وقتی قلیون و چاق میکرد یه نگاه به ساق پام میکرد یه نگاه به ناف و شورتم ، اصلا خجالتی نبود ، میدونست یه پسر با این گوشواره و شورت و یه کون گنده دنبال چیه .
منم نگاه کردم به جلو شلوارش که حسابی باد کرده بود بعد تو چشاش یه چشمک زدم .
اونم دستشو برد کیرشو یکم جابجا کرد باز شروع کرد کشیدن .
محمد گفت آقا فکنم خوبه ، چاق شده .
پسره گفت پس من برم چاییتونو بیارم .
به محمد گفتم دوست دارم سرمو بزارم رو پات ، محمد پاشو دراز کرد ، منم به پهلو خوابیدم ، سرمو گذاشتم رو پاش ، کون گندم سمت در آلاچیق بود .
کیر گنده محمد و زیر صورتم حس میکردم ، محمد همینجوری که قلیون میکشید با یه دستش گردنمو ، گوشمو نوازش میکرد و دود قلیون میداد تو صورتم .
منم با صورتم کیرشو از رو شلوار نوازش میکردم .
دستمو بردم یکم دیگه شلوارمو تا نصف باسنم دادم پایین .
محمد خم شد یه دونه محکم زد رو کونم .با ناز گفتم آیی محمد درد داره .
اونم دستشو کرد تو شورتم ولی با عجله کشید بیرون .
فهمیدم کسی داره میاد .
یه کوچولو شلوارمو کشیدم بالاتر ولی همون حالت که کونم به سمت آلاچیق بود خوابیدم ، پسره اومد من صورتشو نمیدیدم ولی مطمئن بودم چشمش به کون گنده و شورت منه .
گفت بفرمایید چاییتون . محمد تشکر کرد ، منم برگشتم سمتش بهش نگاه کردم گفتم ببخشید دستشویی کجاست ؟
گفت آخر باغه ، سریع بلند شدم شلوارمو تا جایی که میشد کشیدم بالا که از پشت بره لای کونم ، دیدم هنوز وایستاده ،
بهش توجه نکردم ، خم شدم کفشمو پوشیدم راه افتادم دیدم داره از پشتم میاد ، میدونستم باز میخواد کونمو دید بزنه ، یه دفعه وایسادم بهش گفتم چطوره ؟
یهو جا خورد ،گفت چی چطوره ؟
گفتم کار کردن تو باغ رستوران .
گفت آهان ، یکم سخته .
گفتم دستشویی کجا بود ؟
با یه نیشخند گفت مردونه یا زنونه ؟ خندیدم گفتم خودت چی فکر میکنی ؟
بهش گفتم حواسم بهت بود چطور دید میزدیا .
گفت آخه باید خودتو میدیدی از پشت ، وقتی دراز کشیده بودی . گفتم میرم دستشویی بعد میرم آلاچیق میتونی حواست باشه یه ربع کسی سمت آلاچیق نیاد ؟
گفت چی به من میرسه ؟ گفتم بعد یه ربع بیا ، مثلاً میخوای ظرفای چایی رو ببری ، من یه کاری میکنم کونمو تو شورت خوشگل قرمزم ببینی .
گفت قول دادیا ، گفتم باشه .
رفتم سمت آلاچیق دیدم محمد داره قلیون میکشه ، تا منو دید گفت بیا دیگه نگین جون ، عشقم .
رفتم کنارش گفتم محمد کیرتو در بیارم دوست دخترت بخوره برات . محمد گفت آخه اینجا ؟ نمیشه ، این پسره هی میاد و میره .
گفتم خیالت راحت تا یه ربع نمیاد ، ولی یه قولی بهش دادم .
محمد گفت چه قولی ؟
محمد من به پسره گفتم اگه حواسش باشه کسی اینوری نیاد کونمو بهش نشون بدم .
محمد که معلوم بود ناراحت شده گفت : نگین نباید اینجوری بهش میگفتی .
شلوارمو تا پایین کونم دادم پایین گفتم میخوای به دوست دخترت کیر بدی یا نه ؟
محمد کیرشو از تو شورت و شلوارش انداخت بیرون .
وایی تازه دیدم چه هیولایی اون زیر بوده .
محمد که دید چطوری کیر گندشو دارم نگاه میکنم گفت : تا حالا کیر اینقدری دیده بودی تو عمرت ؟ قراره با این کیرم کون گندتو جرر بدم .
کیرشو گرفتم تو دستم ، همینجوری که بوس میکردم کیر گندشو ، همزمان بو هم میکردم ، یکم بوی عرق میداد ولی اذیت کننده نبود .شروع کردم زیر کیرشو لیس زدن ، گفتم محمد هیچکاری نمیخای با دوست دختر جندت بکنی ؟
گفت چیکار کنم ؟ گفتم دستتو به حالت فاک بگیر جلوم .
بعد شروع کردم انگشت وسطشو لیس زدن و توفی کردن ، بعد بهش گفتم حالا این انگشتت رو بکن جایی که قراره بعدا کیره گندت بره . داگی شروع کردم ساک زدن ، اونم دستشو برد پشتم کرد تو شورتم ، یکم سوراخمو ماساژ داد ، گفت کوفتت بشه علی ، چه کونی رو گاییدی .
مزه آب کیرشو تو دهنم حس میکردم ، یه قند گذاشتم دهنم ، خوب که با تفم خیس شد ، تفم و انداختم رو کیرش باز شروع کردم کیرشو خوردن . محمد گفت خیلی واردیا جنده خانوم ، بعد انگشتشو کامل کرد تو کونم . شروع کرد چرخوندن .
گفتم محمد آبت کی میاد ؟ گفت من آبم خیلی دیر میاد نگین . گفتم پس یکم ساک میزنم برات ، تا سر یه فرصت مناسب که مکان داشتیم آبتو بیارم .
یه چایی جلو من بود که با نبات شیرین کرده بودم ولی نخورده بودم ، محمد چایی رو کشید جلو خودش . فکر کردم میخواد بخوره . دیدم انگشتشو کرد تو استکان چایی کرد تو کونم باز ، یه حالت چسبناک باحالی داشت که خوشم اومد .
گفتم محمد تو هم خوب کارتو بلدی . محمد گفت از تو یاد گرفتم جنده خانوم .
محمد سریع شلوارشو کشید بالا گفت پسره داره میاد .
منم شلوارمو کشیدم بالا نشستم بغلش .
پسره اومد جلو آلاچیق ، گفت چیزی لازم ندارید ؟
محمد گفت نه ممنون ، همه چی هست ،
پسره داشت میرفت ، انگار فکر کرده بود سره کارش گذاشتم که من صداش کردم گفتم یه لحظه بیا .
اومد جلو آلاچیق گفت بفرمایید .
روبه محمد گفتم : عزیزم من به این آقا یه قولی دادم که باید انجام بدم .
محمد گفت : چه قولی عزیزم ؟
گفتم بهش قول دادم یه جامو نشونش بدم ، البته اگه شما اجازه بدید .
محمد گفت خودت میدونی عزیزم .
به پسره گفتم : همینجا میخوای ببینی ؟
گفت آره ؛ فقط دراز بکش کف آلاچیق کسی نبینه .
وایستاده بود جلو در آلاچیق ، منم به روی شکم خوابیدم ، که از بیرون کسی نبینه ، بعد به محمد گفتم تا زیر باسنم بکش پایین تا ببینه چه کون گنده ای دارم . دوست داشتم محمد فکر نکنه این کون فقط مال اونه ،و من هر کاری بخوام انجام میدم ، مثل حالا که باید شلوار منو واسه یه پسر دیگه بکشه پایین تا کونمو نگاه کنند .
حس میکردم محمد هم خوشش اومده از این کارام ، چون خیلی سریع شلوارمو کشید تا زیر باسنم که پسره دستش رفت سمت کیرش .
گفتم محمد شورتمو هم بکش پایین ، محمد گفت آخه . گفتم کاری که بهت میگم و بکن ، محمد شورتمو کشید تا زیر باسنم پایین ، حالا با اون کون گندم ، لخت جلو محمد و اون پسره بود .
پسره خم شد داخل ، باسنمو شروع کرد مالیدن ، که من سریع پاشدم شورت و شلوارمو کشیدم بالا ، گفتم قرار نبود دست بزنی .
پسره عذر خواهی کرد ، گفتم برو صورت حساب و بیار ، وقتی برگشت به اضافه پول چایی و قلیون ، ۱۰۰ تومنم انعام براش کشیدم . گفتم اینم برا این که پسر خوبی بودی . وقتی رفت به محمد گفتم با موتور برگردیم یا ماشین .
محمد گفت : موتور . خندیدم گفتم پس تا جلو خود دکه قراره بمالی .
محمد گفت چه جورم . موتوری گرفتیم ، تا دم دکه محمد حسابی کون گندمو چنگ میزد و میمالوند و کیرش لای کونم بود ، و تا خود اونجا اصرار میکرد که خیلی زود مکان جور کنم کونمو بکنه ، و من تو راه به این فکر میکردم که چجوری کونمو آماده کنم واسه این کیر .
وقتی رسیدیم محمد گفت منتظر خبرتم . از هم جدا شدیم و من رفتم خونه ، میدونستم ۲ روز دیگه از پنج شنبه صبح تا جمعه شب مامان بابام میرن باغ و من باید از حالا دنبال بهانه باشم واسه نرفتن ،
تو قسمت بعد داستان کون دادنم به کیر گنده محمد و میگم و این که چجوری گریه منو برای اولین بار یه نفر در آورد …
نوشته: سامان
3 پاسخ به “دکه (۳)”
سامانبا ما بمانصد تا لایک 👏
جالبه تا حالا هرچی پسر با اسم سامان دیدم هم کونی بودن هم خوشکل. تصادفیه یا همه سامانا اینجوری ان؟
طرز داستان نوشتنتو خیلی دوس دارم ادامه بده عزیزم