دکه (۴ و پایانی)

سلام به دوستان خودم ، تو قسمت سوم گفتم که چطور تو فرحزاد ، محمد رو حسابی حشری کردم و آماده کردم برای روزی که خونمون خالی بشه ، تا باهاش یه سکس عالی رو تجربه کنم .
کیر محمد واقعا کلفت و گنده بود و من حدود ۱ سال قبل تجربه کیر خیلی کلفت داشتم فقط یکبار ، که خیلی دردناک بود و واقعا کونم تا چند وقت سوزش داشت .
من همیشه قبل کون دادن تو حموم دسته برس رو با نرم کننده سر مامانم لیز میکردم و کونم رو حسابی آماده میکردم ، دسته برس گرد بود و حدود ۲۰ سانت میشد . اما کیر محمد واقعا کلفت تر از این دسته برس بود .
تا ۴ شنبه با محمد چت میکردم ، همش تو چت بهم میگفت که ۵ شنبه قراره حسابی کون گندم رو بکنه .
قرارمون این بود ۵ شنبه بعد از ظهر بیاد تا جمعه ظهر باهم باشیم . و شب پادگان نره و خونمون بخوابه .
۴ شنبه شب به مامانم گفتم من نمیام شهریار و قراره پنج شنبه و جمعه مسابقه فوتبال بزارن برامون . مامانم میدونست چقدر عاشق فوتبالم و من همیشه فوتبال رو بهونه میکردم واسه کون دادنام .
مامانم گفت میوه و آجیل همه چی هست ، قرمه سبزی و برنج هم داریم . غذا هم خواستی از یه جای درست حسابی سفارش بده ، پول داری ؟ گفتم نه برام بزن . گفت باشه ۵ تومن میزنم برات .
مامانم انگار بدش نیومده بود من نمیرم ‌‌.
۵ شنبه چشامو باز کردم دیدم دارن وسایل جمع میکنن برن ، گفتم من میرم دوش بگیرم . بابام گفت باشه ما هم داریم میریم ، فقط حواست به در و پیکر خونه باشه .
رفتم حموم ، حسابی بدنم با شامپو بدن مامانم شستم . بعد دسته برس و لیز کردم گذاشتم تو کونم . تا آخر حمومم دسته برس تو کونم بود .
زیر دوش به این فکر میکردم چی بپوشم واسه محمد ، دستم خیلی باز بود وقتایی که تو خونه کون میدادم ، چون هم لباس دخترونه های خودم بود هم کلی کفش و لباس مامانم .
دسته برس رو درآوردم دوش گرفتم با حوله خودمو خشک کردم ، دوباره دسته برس رو کردم تو کونم ، لخت لخت ، در حالی که دسته برس تو کونم بود راه میرفتم ، وایی که چقدر لذت بخش بود ، کاش آنقدر پول و درآمد داشتم که خودم خونه داشتم برا خودم ، تا هر روز لخت تو خونه بچرخم .
چند تا پسته برداشتم خوردم ، بعد رفتم سر یخچال ، پاکت شیر رو برداشتم سر کشیدم . برس و در آوردم تا یکم کونم استراحت کنه .
میخواستم آرایش کنم ولی گفتم قبلش لباسایی که قراره برا محمد بپوشم رو بیارم بزارم رو تختم تا بعدش راحت باشم ‌ . من کل کفشها و لباسهای مامانم رو حفظ بودم . یه کمد دیواری بزرگ تو اتاق مامانم بود که یه قسمت کفشاشو مرتب چیده بود ، تو یه کشو شورتاش ، تو یه کشو سوتین ، تو یه کشو شال ، داخل کمد هم کلی مانتو و شلوار و لباس مجلسی .
یه کفش پاشنه ۱۰ سانتی مجلسی مشکی داشت که با یه بند دور موچ پا بسته میشد ، فکنم بیشتر از ۱۰ بار قبلا پوشیده بودم و لخت تو خونه باهاش چرخیده بودم ، وقتی میپوشیدم قدم بلند تر میشد و باسنم می‌رفت عقب تر . کلی بوت پاشنه دار و نیم بوت و صندل هم داره ، ولی من فقط از اون کفش خوشم میومد .
رفتم تو اتاق خودم از بالای کمدم یه شورت جنیفری گیپور مشکی داشتم برداشتم پوشیدم ، با یه جوراب لونه زنبوری که لبش گیپور داشت ، وقتی می پوشیدم تا پایین باسنم بود . راستش سوتین نداشتم که مشکی باشه بیخیال سوتین شدم ، به جاش یه تاپ خیلی کوتاه مشکی پوشیدم تا بالای نافم بود . یهو یه فکری به سرم زد ، مامانم یه لباس مجلسی داشت که یه کمربند زنجیری طلایی دور کمرش بود که جدا می شد ، اونو برداشتم یکم پایین تر از نافم بستم دور کمرم ، یه قفل داشت که هرجا میخواستی اندازه میشد ، وقتی بستم خیلی جالب شد .
کفشامم پوشیدم ، با ناز و عشوه شروع کردم راه رفتن سمت اتاق مامانم ، تو آیینه کمد دیواری خودمو نگاه کردم ، واییی ، قسمت پایین بدنم عالی شده بود ، کون گنده و سفیدم توی اون شورت تنگ ، پاهای سفید و تو پورم داخل جوراب ، کفشام ، زنجیر طلایی دوره کمرم ، فقط تاپم ساده بود ، یه چرخی زدم جلو آیینه بعد یه دونه زدم رو کون گندم ، گفتم چه جنده ای شدی نگین . تو باید دختر می‌شدی .
یه پیام دادم به محمد گفتم با خودت شورت و زیر پوش بیار که اینجا دوش بگیری.
اونم نوشت باشه جنده کوچولو . محمد نوشت کی راه بیفتم ؟ نوشتم نیم ساعت قبلش بهت میگم .
میخواستم کاملا آماده بشم بعد بگم بیاد . رفتم تو اتاق مامانم ، چون لوازم آرایشش کامل بود ، کلی رژ لب و خط چشم و پنکک خارجی و سایه چشم ، ریمل .
نشستم با حوصله آرایش کردن ، یه رژ لب برراق قرمز زدم ، با کلی پنکیک روشن رو صورتم ، بعد ریمل مژه زدم که مژه هام پر ترو و بلند تر دیده بشه ، با حوصله خط چشم کشیدم ، بعدم پشت چشمم رو سایه سرخابی زدم .
کلا صورتم بعد آرایش خیلی خوشگل میشه ، چشمام خیلی فرق کرده بود و لبای قرمزم برق میزد .
یه پابند نقره ای انداختم دور موچ پام ، گوشواره هم گذاشتم .
دوباره بلند شدم رفتم جلو آیینه تو اتاق مامانم ، سرتاپامو نگاه کردم ، با این لباس و آرایش اگر لای پام به جای دول کوس بود ، با دختر هیچ فرقی نمی‌کردم .
رفتم یکم آجیل آوردم گذاشتم رو میز پذیرایی ، وایی راه رفتن با این کفش پاشنه دار خیلی لذت بخش بود ، هم باید مراقب بودم تعادلم بهم نخوره ، هم باید آروم و با ناز راه میرفتم .
بعد ظرف میوه رو آوردم گذاشتم رو میز پذیرایی ، ۲ تا بشقاب و چاقو چنگال کنارش . زیر کتری رو روشن کردم برا چایی ، بعد زنگ زدم به محمد که نیم ساعت دیگه اینجا باش .
رفتم داخل اتاق مامانم زیر بغلمو مام زدم . کلی ادکلن زنونه هم به شورتمو و کون گندم و گردنم زدم .
رفتم چندتا شمع وارمر روشن کردم گذاشتم رومیز ، خونه ما روزا روشنه و تا ساعت ۵ عصر نیازی به چراغ نیست ، یه عود هم روشن کردم که بوش تو خونه پخش بشه .
محمد زنگ زد گفت ۵ دقیقه دیگه میرسه ، گفتم عزیزم کنسله امروز ، گفت چرا ؟ گفتم شوخی کردم عشقم ، بیا که دارم میمیرم واسه کیر گندت .
دوباره زنگ زد گفت جلو درم . گفتم درو میزنم بیا بالا .
رفتم در واحدمون رو هم باز کردم ، دیدم داره میاد بالا ، رسید جلو واحد دیدم با لباس سربازیه ، یه کیسه هم دستشه .با ناز گفتم ای وایی خاک عالم چرا با این لباس اومدی ؟ محمد گفت فقط ۱ ساعت مرخصی دادن ، جمعه برگردم فکنم ۱ هفته اضافه خدمت میخورم .
گفتم خب بهم میگفتی یه روز دیگه هماهنگ می‌شدیم . محمد گفت : فدا سرت نگین ، من اگه ۱۰ سال اضافه هم بخورم باید کون گندتو بکنم امروز .
محمد گفت ، چقدر چهرت عوض شده نگین . چه کوسی شدی . گفتم بیا تو عشقم .
پوتینشو درآورد ، اومد تو ، گفتم محمد برو دوش بگیر لباس زیر تمیزاتو بپوش .
جلوش با ناز به سمت حموم رفتم ، وقتی با اون کفشهای پاشنه دار جلوش راه میرفتم ، کون گندم عین ژله جلوش تکون میخورد .
محمد بدون محکم زد در کونم ، گفت جنده کیرم کون گندتو میخواد .
گفتم زود دوش بگیر شورت تمیز بپوش بیا باهات کار دارم . تو حموم ژیلت نو و شامپو همه چی هست .
محمد گفت خیالت راحت ، حسابی تمیز کردم قبلا برات .
لباسهای سربازیش رو در آورد . یه شورت پادار آبی تنش بود ، که کیر گندش حسابی خودنمایی میکرد .
بدنش و پاهاش مو داشت ولی زیاد نبود . وقتی شورتشو درآورد کیرش مثل فنر پرید بیرون .
دستمو دور کیر گندش حلقه کردم ، لباشو بوسیدم . گفتم برو حموم بیا منتظرتم .
محمد گفت نگین تو هم بیا حموم ، گفتم تازه حموم بودم ، بعدشم حوصله دوباره آرایش کردن ندارم . شب باهم میریم حموم.
رفتم یه زیر سیگاری برداشتم ، در بالکن آشپزخونه رو یکم باز گذاشتم شروع کردم سیگار کشیدن ، یکم گذشته بود دیدم محمد با یه شورت سفید که تو پاشه داره میاد سمتم ، وقتی میومد اون کیر گندش تو شورت گوشادش حسابی تکون میخورد .
گفت تنها تنها میکشی نگین جون ؟ بعدشم نمیگی یکی اون بدن خوشگلتو ببینه جنده خانوم ؟
گفتم ببینن محمد ، مگه چیه ؟ مهم اینه کی این کون گنده رو می‌کنه .
اومد پیشم یه سیگار روشن کرد ، منم یکی دیگه روشن کردم شروع کردیم کشیدن . دستمو گذاشتم رو کیر گندش از رو شورت ، گفتم محمد به نظرت میره تو کونم ؟
محمد خندید ، گفت با این کونی که تو داری ، دوبرابر کیره منم می‌ره توت ، نترس . یه جوری بزارم داخل کونت که نفهمی .
سیگارمون که تموم شد . محمد گفت : نگین بریم تو اتاق شروع کنیم ؟
گفتم محمد من اصلا از کار عجله ای خوشم نمیاد ، اگه فقط اومدی بکنی بری ، همین الان برو . من دوست دخترتم ، دلم میخواد پیشم باشی و برام وقت بزاری .
محمد گفت : شوخی کردم ، چه زودم ناراحت میشی نگین .
گفتم الان میخوام پیتزا سفارش بدم ، تا بیارن ، بشین برات چایی بریزم عشقم .
محمد رفت نشست تو پذیرایی . رو کاناپه .
میدونستم خیلی عجله داره واسه کردنم ، زنگ زدم یه فست فود نزدیک خونمون ، یه پیتزا با یه نوشابه سفارش دادم . بعد ۲ تا چایی ریختم ، با سینی رفتم سمت محمد .
گفتم عشقم بخور ببین خانومت خوب چایی دم می‌کنه یا نه .
بعد نشستم رو مبل کناری پامو انداختم رو هم ، جوری که محمد حسابی کون گندمو ببینه .
گفتم محمد آخرین بار کی کون کردی ؟
محمد گفت باور کن نگین من فقط دوبار یه دخترو لاپایی کردم . کیرم تو هیچ سوراخی نرفته ، قسم میخورم .
محمد گفت : تو شهرستان ما هر کاری کنی همه می فهمند ، حتی سیگار هم یواشکی باید کشید .
گفتم محمد امروز آزادی هر کاری بکنی ، هیچکس هم نمی‌فهمه عزیزم .
زنگ و زدن ، محمد گفت بزار من میگیرم .
گفتم لازم نکرده تو مهمونی عشقم .
گفت آخه لباسات ؟ منم خندیدم و رفتم آیفون و برداشتم ، گفتم لطفا بیاید طبقه سوم .
جایی که محمد نشسته بود کامل به در واحد دید داشت .
درو باز کردم ، پسره تا اومد بالا تیپم‌ و دید جا خورد ، من خیلی عادی پیتزا و گرفتم کارتمو دادم بهش حساب کردم .
گفتم ممنون عزیزم . بعد درو بستم .
تا درو بستم محمد گفت ، نگین تو خیلی جنده نترسی هستی .
خندیدم گفتم ما اینیم دیگه .
پیتزا رو گذاشتم رو میز ، رفتم کون گندمو گذاشتم بغل محمد روی کیرش ، خیلی گنده و سفت بود زیرم .
شروع کردم لباشو خوردن ، اونم کونمو میمالوند و چک میزد . تاپمو داد بالا ، شروع کرد سینه هامو لیسیدن ، منم کونمو انگار که دارم اسب سواری میکنم تکون میداد و آخ و اوخ میکردم ، یهو بلند شدم از رو پاش ، گفتم پیتزا یخ می‌کنه ، محمد گفت خیلی ضد حالی نگین ، یه جوری امشب بکنمت که تا حالا کسی نکرده باشه .
پیتزا رو خوردیم ، به محمد گفتم یکمم پسته و آجیل بخور تا من رژ لبم رو تمدید کنم بیام .
وقتی برگشتم دیدم محمد شورتشو در آورده ، کیر گندش تو دستشه ، یه آهنگ گذاشتم ، گفتم میشه میزو خلوت کنی ؟ هیچی روش نباشه لطفا ، سریع پاشد همینجوری که کیر گندش اینور اونور تاب میخورد میزو جمع کرد نشست ، یکم با اون کفش و لباسا جلوش رقصیدم و کونمو قر دادم ، بعد حالت داگی شدم رو میز جلوش ، شروع کردم کونمو لرزوندن ، محمد دست میکشید به کونم و پاهام ، کفشام ، بعد پاشد اومد روبروم ، شروع کرد کیرشو تکون دادن ، واقعا گنده بود ، صورتمو بردم جلو ، چسبوندم به کیرش ، لبامو مالیدم به تخماش ، بعد دهنمو تا جایی که می‌تونستم باز کردم ، اونم کیرشو آروم وارد دهنم کرد ، فقط سر کیرشو یکم از کیرش تو دهنم رفت ، شروع کردم ساک زدن ، کیرشو از دهنم در آوردم ، گفتم بخواب رو کاناپه ، حالت ۶۹ خوابیدم روش ، شروع کردم کیر گنده و خوشگلشو لیس زدن ، اونم دماغشو گذاشته بود روی سوراخ کونم از رو شورت . گفت نگین کونت چه بوی خوبی میده . گفتم مال خودته عشقم ، شرتمو زد کنار شروع کرد لیس زدن سوراخم ، من فقط آی و اوی میکردم ، واقعا دیگه نمی‌تونستم ساک بزنم ، غرق شهوت بودم . بلند شدم از روش ، کفشامو در اوردم ، بعد تاپم و بعدم شورتم ، الان دیگه فقط جوراب لونه زنبوری تا زیر باسنم بود و زنجیر دور کمرم و پابند و گوشواره . رفتم لیدوکایین آوردم ، با کرم مرطوب کننده . گفتم محمد با این کرم ، با انگشتانت سوراخمو باز کن ، بعد که یکم وا شد ، لیدو کابین رو اطراف سوراخم و داخل سوراخم اسپری کن . فهمیدی ؟
محمد گفت خیالت راحت .
دوباره حالت ۶۹ شدم روش ، شروع کردم خوردن کیرش . محمد یکم کرم زد به انگشتش و راحت کرد داخل ، گفتم محمد ۲ تا ، محمد حالا دوتا انگشتش داخل سوراخ کونم بود و میچرخوند . اصلا درد نداشتم ، داشتم کیف میکردم .
گفتم حالا لیدوکائین ، محمد لیدوکائین و اسپری کرد اطراف و داخل سوراخ کونم.
گفتم پاشو بریم رو تختم ، رفتیم سمت اتاق ، من روی تخت داگی شدم ، سرمو چسبوندم به تشک تخت ، کونمو گندمو تا جایی که می‌تونستم دادم عقب ، محمد اومد پشتم ، گفتم کیرتو حسابی با کرم چرب کن ، بعد آروم بکن توش .
محمد کیرشو حسابی چرب کرد ، سر کیرشو می‌مالید به سوراخ کونم ، بعد چنتا با کیر گنده و درازش کوبید رو کونم ، بعد سر کیرشو تنظیم کرد رو سوراخ کونم ، یکم فشار داد که من از درد پریدم جلو . گفتم عشقم میشه لاپایی بکنی ؟ خیلی دردم میاد .
گفت این دفعه سرش که رفت تحمل کن تا جا باز کنه و باز یکم کرم همراه توف زد به کیر گندش .
دوباره سره کیرشو یکم فشار داد داخل . یه آیییی بلند گفتم .
بعدش گفتم عشقم دیگه بیشتر توش نکن ، باور کن نمیتونم . محمد دو طرف پهلومو گرفت ، گفت باشه فقط در نیار سر کیرمو از تو کونت .
گفتم باشه عشقم . محمد گفت : قربون این کون گندت بشم من .
همینجوری که سر کیرش تو کونم بود ، دستاش دو طرف کمرم بود و باهام حرف میزد : جنده خودمی ، کون گنده خودمی ، دوست دختر خودمی .
یه دفعه کمرمو محکم گرفت و کل کیر کلفتشو کرد تو کونم .
از درد چشامو دندونامو به هم فشار دادم ، سوزشش و دردش یه چیزی مثل آب جوش و بریدگی بود .
یکم که آروم شد دردم تازه صدام در اومد ، گفتم محمد خیلی نامردی ، بکش کیرتو بیرون ، نمی‌خوام بهت کون بدم . محمد گفت : نگین جون سختیش همین اولش بود که تموم شد ‌ ، بعدشم ، من از اون روزی که کون گندتو تو فرحزاد دیدم منتظر این لحظه ام ، بعدشم به خاطر این کون گندت اضافه خدمت خوردم ، حالا این کون سفید سهمم نیست ؟
دیدم راست میگه ، اون که زورم نکرده بود ، خودم دلم خواسته کون بدم ، بعدشم کو تا دوباره همچین کیری گیرم بیاد .
گفتم : باشه محمد بکن تا آبت بیاد تو کونم ، هرچی گفتم تو گوش نده ، فقط سعی کن آبت زود بیاد . اون زنجیرم از دور کمرم باز کن .
محمد گفت ، قربون دوست دختر کون گنده خودم بشم ، زنجیرو وا کرد
، دو طرف پهلو رو گرفت ، شروع کرد عقب جلو کردن ،
با هر تلمبه من یه آاااااااخ میگفتم .
یه دفعه منو چرخوند رو کمرمو پامو داد بالا ، دوباره کیره گندشو فشار داد تو کونم . ایندفعه خیلی سریع تلمبه میزد ، انگار دیدن صورتم با اون آرایش غلیظ حشری ترش کرده .
پاهام رو شونش بود و اون تلمبه میزد ،
تو چشاش نگاه کردم گفتم : عشقم گوه خوردم ، بسه ، آبتو بیار لطفا ، کیر گندت جرررم داد . می خواستم با حرفام آبشو زود تر بیارم .
یه بالشت گذاشت زیر کونم که کون گندمو راحت تر بکنه ، عین وحشیا کیرشو تا ته میبرد داخل میکشید بیرون ، مخلوط کرم و توف باعث شده بود کونم با هر بار تلمبه زدن یه صدایی بیاد ازش بیرون .
چشامو خمار کردم تو چشاش نگاه کردم
گفتم : محمد جررر خوردم ، قربون اون کیر دراز و گندت من دیگه جنده توام ، دوست دخترتم ، دوست دخترتو حامله کن با کیر کلفت و گندت .
با صدای بلند می گفتم واییی جرر خوردم ، محمد مگه کون دشمن تو می‌کنی .
واقعا کمرمو کونم درد گرفته بود ، ولی نمی‌خواستم حسش بهم بخوره تا آبش زودتر بیاد .
محمد گفت : نگین تا حالا همچین کون تنگ و نرمی ندیده بودم چه برسه بخوام بکنم .
حرفام کار ساز نبود ، از گوشه چشام همینجوری اشک می‌ریخت رو صورتم .
گفتم : محمد گاییده شد کونم ، دیگه فکر نکنم بتونم بشینم . کیرت خیلی گندست .
بعد دستمو بردم جلوم گفتم نگاه دول من چقدر کوچیکه ، فکنم زنم بگیرم باید بدم تو برام بکنی .
انگار از این حرفم خیلی حشری شد ، چون یه دفعه حس کردم داخل کونم پر آب شد .
وایی یه نفس راحت کشیدم ، سریع کیرشو از کونم در آوردم ، گوشیو دادم دستش گفتم یه عکس از سوراخم بگیر . وقتی عکسو دیدم یه قرمزی زیاد اطراف کونم دیدم ، اما خون نبود .
چندتا دستمال کاغذی برداشتم فشار دادم که آبش نریزه رو تخت ، بعد زنگ زدم به مامانم یکم صحبت کردم قطع کردم . محمد هم همینجوری لخت رفت سر یخچال آب خورد ، انگار خونه خودشه .
من واقعا حال بلند شدن نداشتم ، ساعت و نگاه کردم دیدم ۷ عصر . محمد برگشت تو اتاق بالا سرم وایستاد ، کیرش خوابیده بود اما بازم گنده بود لامصب .
گفت بریم حموم ؟ گفتم میخوام یکم دراز بکشم محمد .
محمد رفت حموم اومد شورتشو پوشید گفت من میرم سیگار بکشم ، منم چشامو بستم ، وقتی باز کردم دیدم ساعت ۸ و نیم ، بلند شدم جورابمو درآورد و بدلیجاتم رو ، لخت رفتم تو پذیرایی ، واقعا سوراخ کونم سوزش داشت .
دیدم محمد داره ماهواره نگاه میکرد ، لخت از جلوش رد شدم ، یه خنده ای کرد ، گفت کون گندت در چه حاله ؟
گفتم : محمد فقط میتونم سرپا وایسم نمیتونم بشینم .
بعد خندیدم گفتم میرم حموم .
وقتی از حموم اومدم بیرون ، باز یه آرایش خوشگل مثل قبل کردم و همون شورت مشکی و تاپ مشکی کوتاه و پوشیدم رفتم کنار محمد .
خندم گرفت ، دیدم برا خودش چایی ریخته داره آجیل میخوره . دستمو بردم سمت کیرش ، از رو شورت شروع کردم مالیدن ، محمد خندید ، گفت دیدی کونت میخاره ؟
گفتم محمد خیلی دوست دارم ، خیلی خوشحالم که قراره تا صبح پیشت بخوابم . بعد لباشو بوسیدم . گفتم فقط امشب دیگه بهت کون نمیدم ، چون خیلی درد دارم و خوب نیست دوبار تو یه روز . اونم قبول کرد .
قرار شد شب رو تخت کلی تا صبح لب بازی و کارای عاشقانه بکنیم بعدش صبح صبحانه رو با هم بخوریم و اون بره پادگان .
رفتم سره یخچال قرمه سبزی رو گرم کردم خوردیم . ظرفا رو با هم شستیم ، سیگار کشیدیم ، یکم فیلم دیدیم ، رفتیم رو تخت .
محمد گفت شورت و تاپت رو در بیار ، خودشم کامل لخت شد اومد پیشم رو تخت ، آنقدر کونمو لیس زد و خورد که دیوونه داشتم میشدم . منم شروع کردم کیرشو خوردن .
گفتم محمد من خسته شدم از ساک زدن ، خودت تو دهنم تلمبه بزن تا آبت بیاد ، میخوام آبتو بخورم .
محمد انگار خسته نمیشد ، یکم تو دهنم تلمبه میزد ، یکم کونمو میخورد ، خودش منو اینور اونور میکرد ، منم انگار از خودم اختیار نداشتم ، آنقدر خوردن کونمو و تلمبه زدن تو دهنم و تکرار کرد تا آبشو خالی کرد تو دهنم ، منم قورت دادم ، بعدش رفتم مسواک زدم اومدم کنارش خوابیدم . حالا بماند تا صبح چند بار منو مالوند ،
صبح خودش یه املت درست کرد خوردیم . بعدشم رفت ، ولی واقعا دوست نداشتم بره . محمد خیلی بهتر از علی بود از همه لحاظ . ساعت ۱۰ صبح بود و من تا عصر وقت داشتم یه جنده بازی دیگه در بیارم . اما دوست نداشتم کون بدم ، فقط میخواستم این کون گندمو باز به یکی نشون بدم .
ببخشید طولانی شد .
قسمت آخر

نوشته: سامان

بازدید 13,668

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

4 پاسخ به “دکه (۴ و پایانی)”

  1. ادامه بده واقعا عالی مینویسیخیلی مشتاقم بدونم با راننده اسنپ سکس داشتی یا نه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید