سلام. ببخشید که داستان طولانی هستش ولی میخواستم کامل در جریان خاطره ی من قرار بگیرید. اسم من آرش هستش و 27 سال سن دارم. تو یه شرکت مهندسی ساختمان کار میکنم. 4 سال هست که ازدواج کردم ، البته 2 سالش رو تو عقد بودیم. اسم خانمم مهتاب هست و 25 سالشه. اون هم تو یه شرکت طراحی دکوراسیون داخلی کار میکنه. از مهتاب بگم براتون که صورت گرد و سفیدی داره. لب هاش انگار پروتز شده (که البته نشده) و دماغش رو هم زمانی که دبیرستانی بوده عمل کرده. قدش حدودا 170 هستش و سایز سینه هاش 75. باسن گرد و برجسته و رونای پر داره. بدنش هم کلا بدون مو هستش ، البته دور کسش یه مقدار داشت که چند سال پیش اونا رو هم لیزر کرد. من با مهتاب تو دانشگاه آشنا شدم. ما هردو همشهری بودیم و تو یه شهر دیگه درس می خوندیم. من عمران میخوندم و مهتاب 4 ترم از من پایین تر بود و معماری میخوند. از همون ترم اول با توجه به اینکه تیپ و قیافم خوب بود تونستم مخش رو بزنم ( البته الان که 7 سال گذشته جلوی سرم کم مو شده و شکم در آوردم و کلا از اون تیپ اومدم بیرون) خلاصه 2 سال باهاش دوست بودم و بعدم رفتم خواستگاریش و عقد کردیم. تو دوران عقد سکسمون فقط در حد خوردن و اینا بود. چون از جلو میگفت نمیشه و باید تا ازدواج صبر کرد. از عقب هم من دوست نداشتم و فکر میکردم اون هم مخالفه واسه همین اصلا حرفش رو پیش نکشیدم. گذشت تا اینکه ما ازدواج کردیم و سکسمون بالاخره حالت کامل گرفت. ولی هیچوقت سراغ کونش نرفتم. تا اینکه حدودا یک سال قبل که نزدیک به 15 ماه از ازدواجمون میگذشت ، همکارم تو شرکت که دوستم هم هست و دفترمون تو شرکت هم مشترکه بحثی رو پیش کشید. اسم این دوستم سعید هست و مجرده. سر ناهار بودیم ( ناهار رو تو شرکت پشت همون میز کارمون میخوریم) که سعید بدون مقدمه گفت : آرش از کجا میدونستی خانمت قبل از تو با کسی سکس نداشته که باهاش ازدواج کردی؟ یکم از سوالش ناراحت شدم ، چون باهم صمیمی بودیم و مثلا حتی راجبه کون و سینه ی دخترای توی خیابون هم حرف میزدیم ولی هیچوقت نشده بود اینطوری راجع به خانمم حرف بزنه. خلاصه با اینکه بهم برخورد ولی جوابش رو دادم و گفتم: خب پرده داره دیگه اینم شد سوال؟ اگه به طرفت مطمئن نیستی میتونی قبل عقد ازش بخوای بره دکتر و گواهی پردش رو بگیره. گفت: نه بابا اینکه نمیشه خیلی تابلوئه بگی برو پردت رو ببینن! گفتم پس باید اعتماد کنی و واستی تا بعد ازدواج تکلیفش معلوم بشه. گفت: خب حالا کس پرده داره ، کون چی؟ گفتم : نمیدونم من زیاد روی اون فکر نکردم. سریع با سیستمش فیلتر شکن رو آتیش کرد به قول خودش و رفت تو چند تا سایت و گفت: بیا اینارو ببین ، دیروز چیزای جالبی پیدا کردم. نگاه کن اگه طرف زیاد کون داده باشه پوست دور کونش دیگه اینجوری چروک نیست و اینجوری صاف میشه ( همینجوری عکسای اون سایت روهم بهم نشون میداد) یا مثلا گوشت اضافه اینجوری از کونش میزنه بیرون. ناخودآگاه ذهنم رفت سمت کون مهتاب. ولی هرچی فکرکردم شکل سوراخش نیومد تو ذهنم. خلاصه بحث ما تموم شد تا اینکه شب موقع سکس و وقتی مهتاب داگ استایل بود و داشتم کسش رو میخوردم یاد حرفای سعید افتادم و لای کون مهتاب رو باز کردم. گوشت اضافه نداشت اما پوست دورش چروک نبود! یه ذره شک کردم ، واسه همین انگشتم رو خیس کردم و فرو کردم تو کونش! خیلی راحت رفت تو! یکدفه مهتاب از جاش پرید و گفت چیکار میکنی؟؟؟ گفتم هیچی فکر کردم خوشت میاد و خلاصه یه جوری جمش کردم. دیگه تا چند روز ذهنم رفته بود سر اینکه مهتاب قبلا کون داده اونم زیاد! تو همین روزا هم بود که گند کارای سعید تو شرکت در اومده بود و رئیس شرکت به رابطه بین سعید و یکی از منشیای شرکت پی برده بود و بلافاصله با جفتشون تسویه حساب کرد و بیرونشون کرد. یه روز بعد از ظهر رفتم دیدن سعید که ببینم با بیکاری چیکار میکنه که موقعی که نشسته بودم و باهاش میحرفیدم یکدفه تصمیم گرفتم موضوع مهتاب رو بهش بگم. وقتی واسش قضیه رو تعریف کردم یکم تعجب کرد که همچین چیزی رو بهش گفتم ، بعد پرسید: خب حالا میخوای چیکار کنی؟ گفتم : باید سر از کارش در بیارم ، اول میخوام مطمئن بشم الان کاری میکنه یا نه و بعد بفهمم تو چه دوره ای کون میداده. سعید گفت: خب بهتره اول مطمئن بشیم که واقعا میداده! من یه دکتر زنان آشنا دارم که هروقت با دوست دخترام به مشکل میخورم میبرمشون پیش اون. بیا با یه بهانه ای زنت رو ببر اونجا. خلاصه فرداش رفتیم مطب دکتر و باهاش هماهنگ کردیم ، دکتر گفت مشکلی نیست ، خانمت رو راضی کن ، من جوری معاینش میکنم که شک نکنه. حدود یه هفته رفتم رو مخ مهتاب که کست بو میده و من دیگه نمیتونم بخورم واست. خلاصه باهر کلکی بود قرار شد ببرمش دکتر. با خود دکتر هم هماهنگ کردم و یه روز مهتاب رو بردم پیشش. وقتی از مطب بر میگشتیم از مهتاب پرسیدم چی شد؟ گفت هیچی دکتر یکم کس و کونم رو معاینه کرد و گفت مشکل خاصی نیست و یکم دارو داد بخورم. فردا صبحش از شرکت مرخصی گرفتم و رفتم مطب دکتر و با دکتر حرف زدم. دکتر گفت خانمت از مدت ها قبل شاید 7-8 سال قبل سکس مقعدی داشته و هنوز هم داره! باورم نمیشد آخه مهتاب که چیزی تو زندگی و سکسش کم نداشت. با سعید حرفیدم و به این نتیجه رسیدیم که یه جوری باید مچش رو گرفت و بعد دهنش رو سرویس کرد. به پیشنهاد خودم چندتا دوربین مدار بسته خریدم و با کمک سعید تو تمام اتاق های خونه و هال و آشپزخونه ، داخل کانال کولر جاسازی کردیم. سیمش رو هم از تو شبکه کولر رد کردیم و بالای پشتمون به یه سیستم وصل کردیم و سیستم رو تو جعبه ی محافظ روی پشت بوم گذاشتیم. خب خونمون ویلایی بود و احتمالش کم بود کسی بره رو پشت بوم ما. اما بازم واسه احتیاط سیستم رو توی یه جعبه فلزی گذاشتم و درش رو قفل کردم. صبح ها که جفتمون شرکت بودیم. اما بعد از ظهرها خانمم میومد خونه و من میرفتم سر ساختمونا واسه سرکشی. اگه قرار بود اتفاقی بیفته احتمالا بعد از ظهر میفتاد یا صبح ها مثلا مهتاب مرخصی بگیره یکی رو بیاره خونه. واسه همین سیستم رو تنظیم کرده بودیم که از 8 صبح تا 7 شب خودکار شروع کنه به فیلم گرفتن. خب منکه فرصت نداشتم و وظیفه ی دیدن فیلم هارو به عهده ی سعید گذاشته بودم. اون هر روز صبح که کسی خونه نبود میومد ومیرفت رو پشت بوم و فایل های ضبط شده روزای قبل رو میریخت روی لپ تاپش و میبرد خونه و نگاشون میکرد و در عوض این کار ازم پول میگرفت! حدود یک هفته از نصب دوربین ها میگذشت ولی خبر خاصی نشده بود ، واسه همین با سعید نقشه کشیدم که من برم خونه سعید و به خانمم بگم میرم ماموریت. اینجوری مهتاب فرصت میکرد کارش رو بکنه. همین نقشه رو پیاده کردیم. روز سوم بود که سعید از کپی کردن فیلما اومد و نشستیم به نگاه کردن فیلمای روز دوم ماموریت من. دوربین ها رو هم واسه فیلم برداری توی تمام 24 ساعت تنظیم کرده بودیم. مهتاب ساعت نزدیک 2 رسید خونه و ناهار خورد و بعد رفت حمام و حاضر شد و حدودای ساعت های 4 رفت بیرون. میدونستم که رفته خونه مامانش ، دیروز زنگ زده بود و گفته بود. فیلمو رد کردیم جلو که حدودای ساعت 11 مهتاب از خونه مامانش برگشت و لباساش و عوض کرد و مسواک زد. بعدم رفت سمت کمد توی اتاق خواب و بعد از کلی زیر و رو کردن وسایل یه جعبه از تو کمد در آورد. جالب بود! تا حالا اون جعبه رو ندیده بودم. از داخل جعبه یه چیزی تو مایه های کیر درآورد. من و سعید داشتیم از تعجب شاخ در میاوردیم! اون دیگه چی بود؟ کیر مصنوعی نبود چون قبلا تو فیلمای سکسی کیر مصنوعی رو دیده بودم. بیشتر شبیه یه لوله ی دراز بود که روش کاندوم کشیده بودند. بعدا که اون جعبه رو پیدا کردم و اون وسیله رو دیدم فهمیدم چی بود! توی یه کاندوم چسب آکواریوم ریخته بود و چسب خشک شده بود و شده بود کیر مصنوعی! زن خلاقی داشتم!!! خلاصه اون شب مهتاب حسابی خودشو با اون کیر از کوس و کون گایید و چند بار ارضا شد و منم اصلا حواسم به این نبود که سعید نباید فیلمو ببینه و کلا هنگ بودم. این چه کاری بود مهتاب کرده؟ خب اگه دوست داشته کون بده چرا به خودم نمی گفته!؟ ولی از یه طرف هم خوشحال بودم که مهتاب بهم خیانت نکرده و فقط از قبل ازدواج با خودش حال میکرده! بعد از تموم شدن فیلم تقریبا حرف خاصی به سعید نزدم و توی چند روز بعدی که خونش بودم دیگه در مورد فیلم حرفی زده نشد. فقط در حد اینکه سعید گفت خب دیگه داستان مشخص شد و فهمیدی قضیه چیه! منم گفتم: آره دیگه حالا یه روز خبرت میکنم بیای کمکم کنی دوربینارو جمع کنیم. بعد تموم شدن ماموریتم(!) برگشتم خونه و دیگه فرصت نشد دوربینارو جمع کنم. فقط ضبط رو دیگه قطع کرده بودم. چیزی هم به روی مهتاب نیاوردم. یه شب بعد حدود یه هفته به فکرم رسید از سکسم با مهتاب فیلم بگیرم و بعدا ببینم چجوریه! همینجوری واسه سرگرمی! خلاصه بعدازظهر رفتم بالا و ضبط رو روی 10 شب تنظیم کردم و اومدم پایین. اونشب سکس که کردیم بعد دیگه خوابمون برد و فردا هم تو شرکت حسابی سرم شلوغ بود و کلا داستان فیلم برداری یادم رفت. فردای اون روز خبر رسید که مامان مهتاب مریض شده و بردنش بیمارستان و دختراش که با زنم 4 نفر میشدن نوبتی شبا میرفتن بیمارستان پیشش. مهتاب تو این روزا حسابی کلافه شده و بود و بهم ریخته بود. منم فکر میکردم بخاطره مادرشه که انقدر ناراحته. دو روز سکس نکردیم و شب سوم هم که نوبت مهتاب بود شب پیش مامانش بخوابه. منم اونشب حشرم زده بود بالا و دیگه داشتم از شق درد میمردم که یکدفه یاد فیلم افتادم! گفتم برم فیلمو بیارم و حداقل خودم یه حالی به کیرم بدم. نصف شب با چراغ قوه رفتم رو پشت بوم. حافظه سیستم پر شده بود و حدودا سه روز کامل رو فیلم برداری کرده بود. حافظه رو جدا کردم و اومدم پایین. وصلش کردم به لپ تاپم و شروع کردم به نگاه کردن فیلما.سیستم دوربین ها ، فیلم هارو توی فایل های دو ساعتی ذخیره می کنه. داشتم دنبال فایل سکسمون میگشتم که به یک فایلی رسیدم که سعید نشسته بود روی مبل توی حال و داشت چایی میخورد!!! حسابی تعجب کرده بودم! سعید تو خونه من چیکار میکرد؟ چرا مهتاب بهم نگفته بود که سعید اومده! زدم فایل قبلی. حدودای ساعت 3 فردای اون شبی که من از سکسمون فیلم گرفته بودم بود. مهتاب داشت ظرف میشست که سعید زنگ زد.مهتاب از آیفون دید که سعیده و جواب داد و گفت که آرش نیست. ولی بعد از چند لحظه در رو واسه سعید باز کرد. بعدشم چادر سرش کرد و اومد دم در هال. زیر چادر یه شرت لی کوتاه داشت که نصف کونش زده بود بیرون و یه تاپ بندی. ولی چادر رو حسابی محکم چسبیده بود که جاییش دیده نشه. سعید اومد دم در و البته دوربین حال در ورودی رو نمیگرفت و فقط صداشون میومد: سلام مهتاب خانم خوبید؟ سلام سعید آقا ، پشت آیفون که گفتم آرش نیست سر کاره. کاری دارید؟ با آرش کاری ندارم میخوام با خودتون صحبت کنم. چرا چیزی شده؟ نه چیز خاصی نیست ، میشه بیام تو؟ بله بفرمایید. سعید اومد تو و دستش کیف لپتاپش بود. اومد و روی مبل دقیقا رو به روی دوربین نشست و کیفش رو گذاشت کنارش. بفرمایید… چایی میل دارین یا قهوه؟ چایی لطفا. ممنون مهتاب رفت تو آشپزخونه تا واسه سعید چایی درست کنه. تو آشپزخونه چون سعید نمیدیدش یه نگاهی به سر و وضع خودش انداخت ، فکر کنم میخواست بفهمه که چادرش نازک نباشه که سعید بدنش رو ببینه. بدی این سیستم دوربین مدار بسته این بود که صفحه رو به 4 قسمت تقسیم میکنه و تو هر قسمت یه دوربین رو نشون میده و تصویرهای توش یکم کوچیکه و بعضی وقتا معلوم نمیشد چه خبره! شبکه کولر هم که نمیزاشت بعضی قسمت ها توی فیلم بیفته. اما همزمان سعید لپ تاپش رو در آورد و گذاشت رو میز عسلی جلوی مبل و روشنش کرد! اینجا بود که دو دستی زدم تو سرم! فیلم خودارضایی مهتاب رو از روی لپ تاپ سعید پاک کردم اما اون هنوز روی هارد اکسترنال خودش فیلم رو داشت! تموم بدنم داشت میلرزید. نمی دونستم که کثافت قصد چه کاری رو داره! امیدوارم بودم اتفاقی نیفته اما از یه طرف هم خوشحال بودم که اتفاقی دوربین ها روشن بوده و اگر سعید کاری می کرد با این فیلما کونشو پاره می کردم. مهتاب چایی رو آورد و دیگه تعارف نکرد جلو سعید ، چون نمی تونست جلوش خم بشه و چادرش باز میشد. مهتاب رفت روبروی سعید روی مبل نشست و گفت : بفرمایید سعید آقا چی میخواستین بگین چیزی که نمی خوام بگم ، میخوام یه چیزی نشونت بدم چی؟ شما بیا اینجا بشین تا ببینی چی آوردم واست سعید روی مبل دونفره نشسته بود اما اگر مهتاب می خواست بره کنارش بشینه باید میچسبید بهش واسه همین گفت: خب بچرخونین لپ تاپ رو همینجوری میبینم دیگه نه اینجوری نمیشه ، بیا بشین بدو که باید برم بالاخره مهتاب دید این ول کن نیست ، رفت و کنارش نشست. از اونطرف هم مهتاب کتری رو خاموش نکرده بود و صدای سوتش از دوربین آشپزخونه ضبط میشد و میفتاد روی صدای اینا توی دوربین هال و حسابی اعصاب من رو بهم ریخته بود. مهتاب: خب میگفتین الان میارم واستون. راستی امروز چقدر خوشگل شدی بیارین دیگه زودتر میخوام برم بیرون (با اخم) باشه ، چیزی که میخواستم بهت نشون بدم اینه یکدفه مهتاب خشکش زد! بعد از حدود 30 ثانیه و در حالی که صداش ودست و پاش به وضوح میلرزید گفت: چجوری این رو ضبط کردی؟ توی اتاق خوابتون دوربین کار گذاشتم. بجز این فیلم کلی فیلم از سکس با آرش ازت دارم (داشت گه اضافه میخورد بچه کونی ، شبا دوربینا خاموش بود) پاکش کنین لطفا. خواهش میکنم در عوض؟ میدونید اگه آرش بفهمه چقدر عصبانی میشه؟ میدونی اگه این فیلم رو بزارم تو اینترنت چند بار دانلود میشه؟ مردم عاشقش میشن خانم مهندس از اینجا به بعد مهتاب داشت گریه می کرد: از جون من چی می خوای؟ خواهش میکنم دست از سر من بردار. جون هرکی دوست داری باشه ولی خرج داره خوشگل خانم. چیز زیادی هم نیست. فقط اینکه این چادرو از سرت برداری و بزاری یه بوس خوشگل بکنم ازت ( همزمان چادر رو از سر مهتاب برداشت ، ولی هنوز روی پاهای مهتاب چادر افتاده بود ، مهتاب هم فقط اشک میریخت و تکون نمیخورد) آفرین دختر خوب ، اگه به حرفام گوش بدی فیلمو واسه همیشه پاک میکنم. سعید سر مهتاب رو چرخوند سمت خودش و شروع کرد به خوردن لباش. مهتاب سعی می کرد مقاومت کنه. اما همه ی سعیش رو نمی کرد. انگار امیدوار بود با این کار بتونه سعیدو راضی کنه که فیلم رو پاک کنه. سعید شروع کرد همزمان با لب گرفتن سینه های مهتاب رو میمالید. اونم با دستاش هی دستای سعید رو پس میزد. سعید خیلی سریع چادر رو کامل از روی مهتاب برداشت و حالا رونای لخت و گوشتی مهتاب جلوی سعید بود. سعید سینه ی چپ مهتاب رو از توی تاپش در آورد و شروع کرد به مالیدنش. مهتاب سوتین نبسته بود. کلا هیچوقت تو خونه سوتین نمیبنده. وقتی سعید سینه مهتاب رو در آورد یکدفه مهتاب شروع کرد به دست و پا زدن و سعی داشت از دست سعید در بره. اما اون خیلی زود پاهاش رو انداخت روی پاهای مهتاب و اون رو گیر انداخت. مهتاب سعی می کرد سینش رو برگردونه داخل لباسش. هرچند با اون سینه های سایز 75 و تاپ تنگ ، تو و بیرونش فرقی نداشت. اما سعید نمیزاشت. نتیجه این درگیری هم چیزی نبود جز جر خوردن تاپ مهتاب و بیرون افتادن جفت سینه های مهتاب. نوک سینه های زنم برجسته و قهوه ایه. سعید حسابی با این صحنه حال کرد و چنگ انداخت و بقیه تاپو با زور زیاد جر داد و بالا تنه مهتاب رو لخت کرد. مهتاب که حسابی بهش فشار اومده بود بلند گریه میکرد و جیغ میزد و فحش میداد. سعید هم سعی می کرد از مهتاب لب بگیره. مهتاب انقدر تقلا کرد که آخرش سعید یه سیلی محکم خوابوند تو گوش مهتاب. بی شرف انقدر محکم زد که مهتاب تقریبا از هوش رفت و سرش به بقل میفتاد. بعد که مقاومت مهتاب از بین رفت سعید شروع کرد به خوردن و چنگ زدن سینه های مهتاب. وحشی یه جوری میخورد که انگار تا حالا سینه ندیده. بعد مهتاب رو خوابوند روی مبل و شرت لی اون رو در آورد. مهتاب بی حال افتاده بود رو مبل و هیچ مقاومتی نمی کرد. بعد سعید خودش لخت شد و کیرشو در آورد. باورم نمی شد ، شاید دو برابر کیر من بود! کس کش هم کلفت بود و هم دراز. مهتاب که کیرشو دید دوباره شروع کرد به حرف زدن. اما این بار خیلی آروم… میگفت: نه تو رو خدا ولم کن. کیرت کلفته جون هرکی دوست داری نکن سعید هم میگفت: خفه شو جنده. یه کلمه دیگه زر بزنی دوباره میزنم تو گوشت که این دفه نتونی هیچی بگی. بعدم رفت بالا سر مهتاب و کیرشو کرد تو دهن مهتاب. دهن مهتاب داشت جر میخورد و یکسره اوق میزد. وقتی کیرشو در میاورد مهتاب نفس نفس میزد و آب از دهنش می ریخت بیرون و سعید دوباره کیرشو تا ته میکرد تو حلقش. بعد اینکه حسابی دهن مهتاب رو گایید ، رفت بین پاهاش و یکدفه کیرشو تا ته کرد تو کسش. مهتاب دیگه تقریبا بیهوش بود و تکون نمی خورد. حدود 10 دقیقه داشت با شدت تمام تو کس مهتاب تلنبه میزد و صدای خوردن تخماش به کون مهتاب همه اتاق رو پر کرده بود. تا اینکه بالاخره ارضا شد و آبشو خالی کرد تو کسش. بعدم کیرشو کشید بیرون شلوارشو پوشید ولی پیراهنشو تنش نکرد. سیگارشو در آورد از تو جیب پیراهنشو رفت تو حیاط که احتمالا سیگار بکشه. مهتاب هم بیحال روی مبل بود و یه دست و یه پاش از لبه ی مبل آویزون بود. کسش هنوز باز بود و آب سعید ازش میومد بیرون. بعد از حدود 20 دقیقه تازه مهتاب چشماش رو باز کرده بود داشت سعی می کرد بلند بشه که یکدفه در باز شد و سعید با یه یارو دیگه اومدن تو. قبل از اینکه مهتاب بتونه کاری کنه دو نفره ریختن سرش و دوباره شروع کردن به گاییدنش. نفر دوم رو من نمیشناختم ولی سعید رضا صداش میزد و کیرش دست کمی از کیر سعید نداشت. دونفری داشتن ترتیب زنم رو میدادن و اونم نمیتونست کاری کنه. نوبتی یکی تو دهنش تلنبه میزد و یکی هم تو کسش یا تو کونش. آخر سر هم سعید رفت زیر و مهتاب رو آورد رو خودش و کرد تو کسش بعدم رضا از پشت کرد تو کونش و زن بیچاره منو حسابی گاییدن. بعدم دوباره جفتشون آبشون رو توی کس مهتاب خالی کردن و لباساشون رو جمع کردن و رفتن. بعد حدود یک ساعت مهتاب بلند شده بود و خونه رو مرتب کرد و رفت حمام. و وقتی از حمام برگشت منم رسیدم خونه. فیلم رو زدم جلو و دیدم فردای اونروز هم سعید و رضا به زور وارد خونه شدن و دوباره ترتیب مهتاب رو به همون شدت دادن! ولی روز بعدش دیگه مهتاب از سر کار به خونه برنگشت و به منم خبر داده بود که میرم خونه مامانم رو مرتب کنم. حالا من موندم و فیلم گاییده شدن زنم و اینکه فردا میخوام برم ازشون شکایت کنم و مادرشون رو بگام تا واسه همه درس عبرت بشه.
پایان
پایان
نوشته: G3
35 پاسخ به “خودم بودم که زنم رو بگا دادم”
کس شعر تفت دادی
عجب داستان تکان دهنده اي. آخر و عاقبت کاراگاه پوارو بازی ميشه همين ديگه. زنت از پشت و جلو سرويس ميشه.حالا فيلماشو لا اقل ببر بفروش خوب پولی بالاش ميدنا.
جاکش تورو باید میگاییدن تا واست درس عبرت بشه،اون زن بیچارت که گناهی نکرده بود،ینی مرد از تو دیوث تر تو عمرم ندیدم،واقعا راست میگن هرچی چیزه خوبه ماله دسته چلاقه، اه حالم گرفت شد با خوندنه این داستان،هرچند میدونم همش کس شعری بیش نبود
من گریه ام گرفت خدایی…
خاک تو سرت من جا تو بودم دهن هر دوشون رو آسفالت میکردم.بعدشم تو با چوب کون هر دوشون رو جر میدادم
ولی خودمونم حال کردی زنتو چند نفری گایدن
باور نکردم/برم از 118 بپرسم؟biggrin
من هنوز از صبح که خوندم حالم بده
آفرین به تو با این داستان کس شرت مرتیکه جقی بیشرف چرا زور بیخود میزنی این چیزا رو رواج بدی سیب زمینی
وقتی وویس ریکوردر داشته باشه صدا هم ضبط میکنهحله؟
وقتی میدی زنتو یکی ببینه بعد باید بشینی کردنشو نگاه کنی
چی بگم والا؟ اول از همه خب واقعا خودت زنتو بگا دادی و شکی توش نیس…دوم از همه یادت نره که حتما مادرشونو بگایی…سوم از همه مگه نگفتی که سعید اخراج شده بود؟؟پس چجوری صبحا جفتتون میرفتین شرکت؟؟؟ چهارم از همه اینکه خیلی کسکشی…پنجم هم اینکه کیرم دهنتbiggrin
کسخول نشستی باز داری فیلم گاییده شدنه زنتو میبینی ،من اگه جات بودم پاهامو تا رونم میکردم تو کون سعید بعدشم نوبت اون دوستش میشد خاک بر سرت بیچاره اون زنت همین الان اقدام کن ک فردا دیره دهنشون گاییدس باید جر بدی اون کوس کشارو
تو کس کشو باید روزی سی بار گایید خاک بر سرد ادم فیلم ظبط شده زنشو با رفیق کس کش تر از خودش می بینه بی ناموس دیوثحالم به هم خورد
کسکش مزخرف
قشنگ بود داستانت ولی برو اصلاحش کن کسانی که کون میدند نوکشون رگه رگه بیشتر میشه در ظمن بباسیل که از کون میزنه بیرون ربطی به دادن و ندادن نداره و در بعضی مواقعا باعث این اتفاق میفته دقیقا این قسمت یه گاف بزرگ بود گاف بعدیت دوربین امنیتی که در یک لیعادی میگره تو چه طور اب کیر یارو تو زنت دیدی اگز زوم بوده تا این حد که بقیه جاها قابل دید نبوده گاف بعدیت دوربین اصلا صدا رو نمیتونه ضبط کنهشاشیدم به هر چی خالی بنده که کار من شده فقط گاف گرفتن
انقدر چفت-و-بستِ داستانت قوی بود که بیخیال مشکلاتِ نگارشیت شدم…تنها نقطه ضعفی که میبینم تیترِ داستانت هست که متاسفانه از ابتدا معلوم کرده انتهایش را.مرسی عزیز منتظر آثار بعدیت هستم شدیدا!
دلم ب حال شخصیت زن داستان یعنی مهتاب سوخت،حال گیر بود بد شکل، ی همچین زنایی واقعا هستن ک فقط و فقط دارن ب خاطر ی نقطه ضعف گراییده میشن آخر نامردیه ب زور زنی رو گاییدن
بچه کونیا که زن بگیرن همین میشهکس کش دیوث
داستانت دروغ محض بود اما از نظر داستان نویسی خوب بود.فقط کاش یکم قسمتی که سعید بار اول یهو بهت گفت از کجا مطمئنی زنت نداده و ته داستان که دوتایی اومدن زنت رو گاییدن رو تصحیح میکردی.اونوقت داستان خوبی میشد
خالی بندی بود =)))))
بابا جان کس خلی شکایت چی بکنی؟بهت قول میدم بمحض اینکه شکایت کنی همونا میان خودتم میکنن.بعدشم کس کش خان راه وروش یاد یک مشت جوون کیربدست کس ندیده میدی که از فردا همین کیر بدستابا یه دوربین مداربسته از تو کانال کولر و…باقیش رو خودتون حدس بزنید که چه زورگیریایی وچه تجاوزایی اتفاق میافته.وای دد.bomb
حروم میشی هااین فیلم نامه های معماییت رو بده به یه کارگردان فیلم خوبی از توش درمیاد
بابا انقد حرص نخورید و فحش بهش ندید چون اگه دقیق بخونید می فهمید که داستان بوده اما چون با جزییات گفته شده قابل باورهیه مرد باید خیلی بدبخت و بیعرضه و بی غیرت باشه که این جمله رو به زبون بیاره : زن بیچاره منو حسابی گاییدن…!هیچ مردی هم روش نمیشه که بره دادگاه شکایت کنه که دو تا مرد، زن منو گاییدن!بعدش تو توی اون دوربینی که خودت توصیف کردی تو چه شرایطی نصب شده بود آبشونم میدیدی؟و یه نکته دیگه اینکه رضا رو خیلی شتابزده وارد داستان کردی، احتمالا در رویای three some بسر میبری!
من هنوز حالم بده…
تو گوه خوردی کس کش عوضی که این کس شعرا را مینویسی اگه درست باشه تو خودت یک حرومزاده هستی که برات مهم نیست خواهر و مادر و زنت به کس بدن اخه دیوس ایا گاو میره با یه مرد غریبه تو خونه شون دوربین بزاره که زنم را کنترل کنم خیلی کس شعر بود ولی با این فکرت گفتم خواهر مادرت هم جلوت گاییده شدن و تو جلق میزدی کس کش میخوای بری شکایت کنی میخوای گوه بخوری کس ککککککککککککککککش
آخه شما نویسندهها از نکات فنی دوربین خبر ندارین چرا چرت پرت مینویسین!!!و باعث تشویش اذهان مردم میشین. چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟
با این همه فحش که خوردی ارضا شدی؟
من خودم کار دوربین چند باری کردم و این چیزاش درستهولی کدوم دکتری میتونه بگه طرف کون داده و هنوزم میده تازه دقیق مشخص کنه از 7-8 سال پیش شروع شده؟آخه یکم عقل داشته باشین خود پزشکی قانونیم نمیتونه مشخص کنه طرف کئن داده یا ندادهیه یوبوست ساده مثل کون دادنفقط اگه کون سرفو به معنای واقعی جر داده باشن که کلی خون بیاد نه اینکه فقط یکم مویرگاش پاره شه و یکم خونریزی کنه، فقط در اون صورت پزشک میتونه متوجه بشهمگه کون همه مثل همه که با یه معاینه ساده معلوم شه اونم با اون همه دقت
کس کش فیلم سوبر زیاد میبینی؟
چند تا سوال:اول اینکه اگه سعید میدونست تو توخونه ت دوربین داری چطور خودش و دوستش اومدن جلو همون دوربینی که خودش کار گذاشته زنتو بکنن؟دوم اینکه اگه تصاویرکوچیک بودوخوب نمیتونستی ببینی و شبکه های کولر جلو دید بودن چطور کس باز زنت و آبی که از کسش اومد رو دیدی؟سوم اینکه آیا شما یک آدم شیشه ای و جقی میباشید که توهماتتون رو به رشته تحریر در می آورید؟چهارم اینکه خودتی
خيلي بي شرفي بدبخت من بودم هردوشونو ميكشتم خودتم خفه ميكردم آخه انقدر آدم خر باشه بادوستش حرف سكس زنشو بزنه خيلي بيشرفي حقته تمام كير اين سايت بره تو كونت بيشرف
کسس کش مادر جننده! تو تمام مدت وایسادی و گاییده شدن زنت رو تگاه می کردی! ملوم بود که داری حال می کنی! بی غیرت خوک! الکی می گی که میرم شکایت کنم که مثلا ما فکر کنیم تو چقده غیرتی هستی! معلومه که خودت این شرایط رو فراهم کردی که کس دادن زنت رو ببینی! تو رو باید داد اسب و الاغ بکنن که کسس کشی از یادت بره
اگه داستانت حقیقت داره که اگر مرگ موش بخوری از همه چیز بهتره شاشو با این دوستات اینو گفتم چون خایه لای پات نیست وگرنه جا شکایت ی بطری میکردی تو کونشون اگرم گو الکی خوردی حال مردم و بگیری برو دکتر دیوس تا سادیسمت خوب شه بچه کونی
۱. جالب بود . قبل از این که بری برای شکایت داستانت رو کامل نوشتی و گذاشتی سایت بکن تو .۲ . زن و مردی که نتونند به حرف های هم اعتماد کنند و از هم مخفیانه فیلم بگیرند . متاسفم برای این افراد .