خواهر بزرگتر

این خاطره ای که تعریف می کنم منجر به هیچ تجربه سکسی نشده و در واقع یه جور درد دله. من یه خواهر دارم به اسم مهسا که 8 سال از من بزرگتره. یادم میاد زمانی که من 5 سال داشتم و اون هم حدود 13 ساله بود یه روز بعد از ناهار که پدر و مادرمون خواب بودن مهسا به من گفت که بیا با هم بازی کنیم. بعد رفت چند تا پشتی و متکای بزرگ آورد و اونها را بصورت یک اتاق کوچیک مربع شکل دور خودش چید و من هم وارد اون اتاق شدم.
بعد یه دست ورق بازی گذاشت کنار خودش و گفت اگه مامان یا بابا اومدن باید بگیم که داشتیم ورق بازی می کردیم. اما خواهرم شرتش رو پایین کشید و اونجاش رو به من نشون داد و بهم گفت تو هم شرتت رو در بیار. منم شرتم رو پایین کشیدم. بعد گفت بیا دودولت رو بمال به اینجای من. متأسفانه اون موقع من نمی دونستم که جریان چیه و چون یه چیز مودار و پشمالو می دیدم به نظرم اینکار جذابیتی نداشت. یه بار هم سعی کردم اینکار رو انجام بدم ولی به نظرم سخت اومد. بنابراین بهش گفتم کار جالبی نیست و بهتره یه کار دیگه بکنیم. اونم کلاً پشیمون شد و بازیمون به جایی نرسید. بعدها که بالغ شدم معنی این کار رو فهمیدم اما دیگه دیر شده بود. تو دوره دبیرستان هم بارها پر و پاچه و رون و سینه خواهرم رو می دیدم و آرزو داشتم که یه روزی مال من بشن و باهاشون حال کنم.
اغلب تو خونه یه شلوارک می پوشید که تا بالای زانوش بیرون بود و نیمه پایین رونش دیده می شد که برام جذابیت زیادی داشت. یه بار هم رفته بود حموم و از توی حموم چیزی لازم داشت که سرش رو بیرون آورده بود و مامان رو صدا می کرد من اتفاقی رد شدم و دیدم پستون راستش بیرونه و تا منو دید خودشو عقب کشید و پستونش با یه حرکت زیبا از نظر ناپدید شد. یک مرتبه هم شب که با هم تو یه اتاق خوابیده بودیم بیدار شد که بره ملافه بیاره و چون دیر وقت بود فکر می کرد من خوابم و همونجوری با شرت از تختش خارج شد و منم محو تماشای باسن خوشگل و رونهای سفیدش شده بودم. اخیراً متأسفانه دیگه شلوار کوتاه نمی پوشه اما بیشتر از بالاتنه و سینه ها مایه میزاره بطوریکه زیاد پیش اومده که در حال دولا شدن یا نشستن سینه های نازش رو بطور کامل تا نوک سینه دیدم و خیلی وقتها هم شاهد چاک سینه ها همراه حجم مناسبی از پستونها بدون دیدن نوک بودم.
حالا به نوعی اینو حق خودم می دونم که به شکل کنترل شده باهاش سکس داشته باشم اما نمی دونم از چه راهی اقدام کنم که آبرو ریزی نشه و اونم از دستم ناراحت نشه.
هنوز هم تمام بدنش برام جذابه مخصوصاً سینه هاش و بعضی وقتا به یادش خودم رو ارضا می کنم. احتمال میدم که اونم دوست داشته باشه با من سکس کنه اما فهمیدنش سخته.

نوشته: آرش

بازدید 2,514

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

14 پاسخ به “خواهر بزرگتر”

  1. خب یه بار جریانه 5 سالگیتو یادش بندار پشتبندش بهش تقاضا بده . اگه هم قبول نکنه ابرو ریزی نمیشه

  2. اگر زیر 18 سال سن دارید/ لطفآ سایت را ترک کنید/این مودبانه اش بود بچه جون

  3. خیلی راحت بهش بگو دوست دختر میخوام ولی هرکسی را نمیپسندمسر حرفو باهاش باز کن دیگه کم کم خودش جور میشه مطمئن باش عزیزمموفق باشیزنده باد سکس با عشق…

  4. ضمنا خلأ عاطفی و هورمون تس توس ترون و سقوط ارزشی مال اینجا نیست داداش اینجا سیکلم حرف بزن همه بفهمنهرکسی باید با کسی که دوست داره سکس کنهاین محدودیتهاست این خط قرمزهاست که باعث سقوط ارزشی ما شدهنه افکار سکس با محارم.

  5. چه روزگاری شده برادر به خواهر خودش رحم نمیکنه :|خواهر به برادر خودش رحم نمیکنه :|این همه ادم تو خیابون که میتونین با اونا رابطه جنسی یا عاطفی بر قرار کنین چرا محرم خودتون ؟ چرا عضو خانواده خودتون ؟ 😐 🙁

  6. خیلی معذرت میخوامااااااا شما چقد کس خولید که نظر میدین اونی هم که اولین نظرو داده و راجه به ادم بودن و نبودنه بقیه اظهار نظر کرده باید بگم خودت چرا اومدب این داستانو خوندییی اگه خوشت نمیاد پس ببین خودتم میخاری

  7. من کاری با نویسنده ندارم یه حرف بیخودی زده.اون ی که داره بهش راه حل میده ٫ادم عاقل؟؟اقا ما همه به ازادی جنسی معتقدیم اما سکس با محارم!!!از تمدن به دور…هیچ ربطی به دین یا چیز دیگه نداره.حتی از نظر علمی هم غلط…هیچ جای دنیا قابل قبول نیست.نهایت بدبختی ادم…شرم اور

  8. خب حالا که هر کی باید با هر کی دوس داره سکس کنه، من میخوام با مادر تو سکس کنم. جورش میکنی؟کمتر تفت بده!!!

  9. جلقکی بود، ننویس . . . . . . . . . . . .اولبگم که من دوست دارم داستان بخونم و اگر خوشم بیاد، بگم خوبه و اگر خوشم نیاد، بگم خوشم نمیاد.دوماینکه بچه کونی به جای اینکه حامی خواهرت باشی، در فکر کردنش هستی؟ پشیمونی که تو بچه‌گی نفهمیدی منظورش چیه؟ خاک تو سرت، اون زمان هردو بچه بودید و خواهرت هم از روی بچه‌گی اون کار رو کرده، الان دیگه چنین فکری در مورد تو نمی‌کنه. شاشیدم تو افکار کثیفت.سوماینکه اگر سکس با محارم خوب بود که الان تمام خونه‌ها جنده‌خونه شده بود. شاشیدم تو آینده‌ات.چهارماینکه درس بخون و جلقت رو همراه با فیلم‌های پورنو بزن نه به یاد خواهرت، شاشیدم تو تک تک سلول‌های بنیادیت.پنجم هم اینکه چون صادقانه نوشتی بهت فحش نمیدم، کله کیری دیگه ننویس.

  10. چون نوشتی درد دله خوندم,بچه جان تو این دنیای به این بزرگی و ایضا بی در و پیکری,با میلیاردها جمعیت,همه رو ول کردی چسبیدی به خواهرت؟؟؟!!! آخه عقلم خوب چیزیه,آدمایی مثل شما به کل از اندام انسانی,فقط فلانشون کار میکنه,چه زن چه مرد…برو دنبال درس و مشقت,از این چرندیاتم اینجا ننویس,4 تا بچه مثل خودت میخونن الگو!!! میگیرنdash1

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید