فرداش دوباره رفتیم بازی اینبار گفت من زنت میشم تو هم شوهرم باش بعد واسم یه چایی آورد گفت عزیزم دوسم داری؟ گفتم آره قربون اون چشات برم(آخه بابا مامانم از این حرفا به هم می زدن) چایی رو که خوردم گفت دراز بکش بعد خودشم اومد رو من خوابید پستون راستشو از یقش کشید بیرون گفت بذار به شوهرم جی جی بدم منم خندیدمو گفتم مگه من بچتم بهم جی جی بدی؟! گفت زنها به شوهرشون جی جی میدن دیگه تو هم بابات هر شب جی جی مامانتو میخوره. اولین بار بود اینو میشنیدم شروع کردم به مکیدن سینه زهرا گفت این یکی هم با دست بمالون پاهاشو باز کرده بود و کوسشو میمالوند به شکمم بعد پا شد دست کرد تو شلوارم و کیرمو آروم کشید بیرون و با نوک زبون خیسش میکرد کیرم داشت راست میشد بعد با دستش حسابی مالوندش. گرمم شده بود گفتم منم میخام دودول تو رو دست بزنم خندید و گفت آدم که به دودول دخترا دست نمیزنه عیبه منم میدونستم این کارا عیبه ولی نمیدونستم دخترا اصلا دودول ندارن. بهش گفتم اگه عیبه واسه تو هم عیبه منم میخام با دودولت بازی کنم زهرا که دید من خیلی پرتم گفت باشه فقط به شرطی که از رو شلوار بمالونی بعد چهار دست و پا واستاد منم دستمو بردم لای پاش الکی یه کم مالوندم چیزی حس نکردم اونجا. تازه یه خرده هم ترسیدم که چرا اون دودول منو گرفت واسه من دراز شد ولی واسه اون نشد نکنه من مریض شدم… وقتی زهرا گفت دیگه بسه منم هیچ اصراری نکردم و سریع ولش کردم منو دراز کرد رو زمین و خودش اومد کنارم خوابید منو بغل کرد و بوسید بعد دستشو کرد تو شرتم و دوباره کیرمو مالوند حال عجیبی داشتم میخاست آبم بریزه رنگم پریده بود زهرا متوجه حالتم شد منو بلند کرد برد گوشه رو به دیوار شلوارمو تا زانو کشید پایین گفت به حالت دستشویی بشین منم نشستم خودشم اومد روم نشست و دو دستی کیرمو گرفت و فشار داد بعد با دست چپ تخمامو گرفت با دست راست کیرمو و محکم فشار داد تنم عرق کرده بود یهو آبم با فشار هر چه تمام تر اومد بیرون و ریخت رو دیوار. گفتم این چیه دیگه زهرا؟ گفت نترس دیگه مرد شدی. نری به کسی بگیا دعوامون میکنن. منم باور کردم و دم نزدم.از فرداش زهرا هر روز یه بهانه آورد که نیاد بازی بعدشم امتحانا شروع شد وقتی تابستون ازش خواستم بیاد گفت دیگه بزرگ شدیم و نباید باهم بازی کنیم.
چند سال که گذشت و منم به سن بلوغ رسیدم تازه فهمیدم زهرا داشته منو میکرده
چند وقت بعد تو راهرو آپارتمان دیدمش چادری شده بود گفتم حالا فهمیدم چه خاله بازی ای با ما میکردی خندید و یه کم سرخ شد بعد با پررویی هر چه تمام تر گفت اون روز دودولمو خوب فشار دادی؟ منم خجالت کشیدمو از کسخولیم خندم گرفت سال بعد زهرا دانشگاه شهرستان قبول شد و همونجا شوهر کرد و دیگه دستم بهش نرسید
نوشته: فراسو
22 پاسخ به “خاله بازی با زهرا”
akhe manteq ham khub chizie
همينو كم داشتيم.از اين به بعد بايد داستان دكتر بازى بچه ها رو بخونيم. حالا اين كجاش خاله بازى بود؟
آخ كوني كدوم پسري هست كه تو ١١ سالگي آبش بياد كسكش رفتي داستان بنويسي يا جوك
آخه بچه 8ساله كير داره؟نه جانه من؟دختر11ساله پستون داره؟ايناروازكجاتون درمياريد:-|
من که فهمیدم دوستت دختر نبوده از کون کرد.باشه به کسی نمیگن ،کونیییی!
~X( ~X( ~X( ~X( ~X( ای خداااااااااااااااااااااا این دیگه چی بود بابا هر چی به اون نخود تو مغزتون رسید اینجا نذارید فکر ما هم باشید مثلا اینا چیه آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خیلی خندیدمای طنزش خوشم اومدتو توی 8 سالگی آبت اومد بابا ایولنمیدونی تا 12 13 شایدم 14 سالگی آب نمیادکلا خیلی کس مخی
=))))))))))))))))))))))))))))))) khub bood nazaret=)) mage 8 salegi ab e pesar miad???
عزیزم اونیکه گرفتی تو دهنت پستون نبوده کیر بوده اونیم که ازت پاشیده شده به دیوار شاشت بوده از ترس کون دادن شاشیدی به خودت بچه کونی سعی کن داستان دادنتو بنویسی باشهبچه خوبی باش دیگه برای خودت فحش نخر کوسکش خان
آخه کونی بچه 8 ساله آبش کجا بوده چاخان سن بلوغ 15 سالگیه کس مغز شاید تو 15 سلت بوده اونم 18 و تو تا اون سن فرق کس و کونو نمیدونستی
خيلي جالب بود با اينكه سكسي نبود اما من خيلي خوشم اومد يه جورايي موضوعش جديد بود بيشتر فان بود
خیلی چرت و مزخرف بود . این دیگه آخرشه . بابا خجالت بکشید. چرا توهین می کنید چرا وقت ما رو میگیرید .این داستان واقعا نوشتن داشت ؟ چی تو داستان جالب و جذاب بود ؟ هدفت چی بود ؟ واقعا که.آخه دختر 11 ساله چی داره ؟طنز بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چی بود آخه ؟ :-/
این داستانا رو ببر واسه عمو پورنگ تعریف کن کوچولو=)) =)) =)) =)) =))
پسرم کیرم تو کونت اول سایت نوشته زیر 18راه نمیدن حالا اومدی داستان نوشتی اخه بچه 8ساله ؟آب دارهداستانت رو بکن تو کونت
با این که داستان کس و شعری بود اما من دقیقا از سن 11 سالگی آبم میومد و لذت هم داشت اما به اون اول ها مثل الان نبود. رنگ و نوعش فرق می کرد ولی با فشار میومد مثل الان
کیرم دهنت با این داستانت …من اول نظرات رو خوندمبچه ها این 11 سالگی ابش نیومده بلکه 8 سالگی ابش اومدهفقط یک چیز می تونم بگمکیرم دهن ادم دروغ گواخه کونیمن که می گم یازده سالگی ابم میومد شروعش بود و با یک کم فشار میومد نه با فشار هر چه تمام تر…معلومه کس نوشتیبابا می خوای دودول بازی هم بنویسی یک کم واقعی بنویسمنم بچه بودم با دخترای فامیل حال می کردم اما فقط لذت کوچولو همراه با قلقلک و ترس بود و کنجکاوی بود همین…
اهان اهان اهان،تو 11 سالگی آب داشتی؟نکنه از مریخ امدی؟
عجایب“من 8 ساله شده بودم و زهرا 11 ساله” “دست راست کیرمو و محکم فشار داد تنم عرق کرده بود یهو آبم با فشار هر چه تمام تر اومد بیرون و ریخت رو دیوار”*آخه بچه من چی بهت بگم که میای چرت و پرت مینویسی،دوست ندارم فحش بدم چون اهل فحش دادن نیستم ولی با داستان تخمیت کاری به آدم میکنی که با فحش خواهرومادرت با ناموست وصلت بدن،داستانت واقعی بود پس چرا میای توهمات جقی ذهنت باهاش مخلوت میکنی آخه بگو اسکول کی تو سن 8سالگی ارضا میشه به قول خودت بافشار هرچی تمام تر میاد; نه واسه پسر ممکنه نه دختر،اگر هم بیاد خیلی کم بصورت مایعی رقیق و کاملا سفید میاد،به جای اینکه بیای داستان سکس تخمی تخیلی بنویسی برو یکم کتاب پزشکی بخون چاقال
دمت گرم خیلی خندیدمبهترین قسمتشم این بود که فهمیدی تورو کرده 😀 😀
آخه پسر جان مگه پسر هشت ساله آب داره که بیاد اونم با فشار،آخه دختر یازده ساله سینه داره.نکنه هشت سالت بود پسر همسایتون تورو گاییده آبش با فشار ریخته،حتما همینه.کونیییییییی
کیرمنوهمه ی بچه ای بکن تو تو کس ننت مادر جنده.یاخری یاخودتوزدی به خریت
خیلی بلوغ زود رس داشته باشی 13سالگی بوده 8اخه