سلام من محمدم قدم ۱۸۸ وزنم ۹۰ و بدنسازم فیس خوبی دارم کیرمم ۱۶ سانته
دختر خالم بیتا قد ۱۶۵ وزن ۶۰ کون تپل ورزشکاری فیتنس کاره ممه ۸۵ کمر باریک سفید صورتی خوشگل
بیتا ۱۸ سالشه منم ۱۹سالمه
منو بیتا همو دوس داریم ولی رومون نمیشه بگیم به هم ۳ تا کوچه پایین خونشونه
یبار که قرار بود بریم خونشون صبح و تا فرداش اونجا باشیم خیلی خوشحال بودم و شغل من ارز دیجیتال هست رفتیم خونشون و من با ماشین خودم که ماکسیما است و با پولی که در اوردم و کمکی که از پدرم گرفتم خریدم و کلاسیک و اسپورتش کردم و اینکه من از ۱۷ سالگی ترید رو کامل یاد گرفتم با دوره هایی که خریدم و درامدم عالیه بعد رفتیم اونجا منم یه شیشه ودکا و یه ۴ تا ابجو برداشتم رفتیم اونجا پدرم رفته بود ترکیه ما رفتیم خونشون چون شوهر خالم با بابام رفت رسیدیم اونجا سلام اینا دادیم ناهار خوردیم بعد رفتیم اتاق یه سیگار کشیدیم و رفتیم گیم زدیم ساعت حدودا ۵ رفتیم بیرون با ماشین اول رفتیم کافه یه شیک و قلیون زدیم گفتیم خندیدیم بالای کافه گیم نت بود خیلی خوش گذشت بعد رفتیم خرید پاساژ براش یه هودی خریدم با یه شلوار مام خیلی دوسش دارم چون و با کسی هم نیست بگم دوس پسر داره بعد رفتیم یه کص چرخی زدیم و رفتیم شام بیرون ساعت ۹ اینا بود ابجو رو برداشتم باز کردم خوردیم شامم زدیم اومدیم خونه ۱۰:۳۰ ۱۱ بود برای خاله و مامانم ابجیم هم خریدم هوس نکنن بعد از کیلویی هم یه ۲۵۰ گرم خرید کردم رفتیم خونه ساعت ۱۲ اینا ودکا برداشتم رفتیم اتاق خوردیم ساعت ۲ نشستیم خوردیم تا ۳:۳۰ مست مست شدیم فقط خنده بعد گفتم جرعت حقیقت بازی کنیم گفت بازی کنیم بعد انداخت اول به من افتاد گفتم حقیقت گفت کسی هست بخوای بری باهاش تو رابطه منم مست گفتم خلاصه من پرسیدم کفت تو کلا داستان مثبت۱۸ شد بعد کشید به جرعت گفتم جرات گفت شلوارتو شرت رو در بیار منم در اوردم کیر ۱۶ سانتیم رو دید گفت نه خوشم اومد سایزت اوکیه نوبت نوبتی شد گفت جرعت گفتم پوزیشن داگی رو رو لباس اجرا کنم باهات داگی شد رو تخت من چسبوندم بهش بعد اون گفت ۳ دقیقه باید لب بگیریم گفتم باشه پا شدم نشستم رو تخت لب گرفتیم ۳ دقیقه نشستم بعد گفتم ممه هاتو در بیار ببینم در اورد اینا اخرش گفتیم سکس کنیم لب گرفتیم مالیدمش بعد لخت شدیم رفت دستشویی تمیز کرد اومد بعد لخت شدیم دراز کشیدم برام ساک میزد وای چه میکی میزد بعد خوابوندمش رو تخت داگی کرد کاندوم کشیدم کردم تو کصش اه اه میکرد بعد رفتیم بالکن تو اتاقش سرپا تلمبه میزدم بهش بعد نیم ساعت اینا ابم اومد کاندوم رو در اوردم ریختم رو صورتش چقدر حال داد الان ۹ ماهه باهمیم
دختر خالم بیتا قد ۱۶۵ وزن ۶۰ کون تپل ورزشکاری فیتنس کاره ممه ۸۵ کمر باریک سفید صورتی خوشگل
بیتا ۱۸ سالشه منم ۱۹سالمه
منو بیتا همو دوس داریم ولی رومون نمیشه بگیم به هم ۳ تا کوچه پایین خونشونه
یبار که قرار بود بریم خونشون صبح و تا فرداش اونجا باشیم خیلی خوشحال بودم و شغل من ارز دیجیتال هست رفتیم خونشون و من با ماشین خودم که ماکسیما است و با پولی که در اوردم و کمکی که از پدرم گرفتم خریدم و کلاسیک و اسپورتش کردم و اینکه من از ۱۷ سالگی ترید رو کامل یاد گرفتم با دوره هایی که خریدم و درامدم عالیه بعد رفتیم اونجا منم یه شیشه ودکا و یه ۴ تا ابجو برداشتم رفتیم اونجا پدرم رفته بود ترکیه ما رفتیم خونشون چون شوهر خالم با بابام رفت رسیدیم اونجا سلام اینا دادیم ناهار خوردیم بعد رفتیم اتاق یه سیگار کشیدیم و رفتیم گیم زدیم ساعت حدودا ۵ رفتیم بیرون با ماشین اول رفتیم کافه یه شیک و قلیون زدیم گفتیم خندیدیم بالای کافه گیم نت بود خیلی خوش گذشت بعد رفتیم خرید پاساژ براش یه هودی خریدم با یه شلوار مام خیلی دوسش دارم چون و با کسی هم نیست بگم دوس پسر داره بعد رفتیم یه کص چرخی زدیم و رفتیم شام بیرون ساعت ۹ اینا بود ابجو رو برداشتم باز کردم خوردیم شامم زدیم اومدیم خونه ۱۰:۳۰ ۱۱ بود برای خاله و مامانم ابجیم هم خریدم هوس نکنن بعد از کیلویی هم یه ۲۵۰ گرم خرید کردم رفتیم خونه ساعت ۱۲ اینا ودکا برداشتم رفتیم اتاق خوردیم ساعت ۲ نشستیم خوردیم تا ۳:۳۰ مست مست شدیم فقط خنده بعد گفتم جرعت حقیقت بازی کنیم گفت بازی کنیم بعد انداخت اول به من افتاد گفتم حقیقت گفت کسی هست بخوای بری باهاش تو رابطه منم مست گفتم خلاصه من پرسیدم کفت تو کلا داستان مثبت۱۸ شد بعد کشید به جرعت گفتم جرات گفت شلوارتو شرت رو در بیار منم در اوردم کیر ۱۶ سانتیم رو دید گفت نه خوشم اومد سایزت اوکیه نوبت نوبتی شد گفت جرعت گفتم پوزیشن داگی رو رو لباس اجرا کنم باهات داگی شد رو تخت من چسبوندم بهش بعد اون گفت ۳ دقیقه باید لب بگیریم گفتم باشه پا شدم نشستم رو تخت لب گرفتیم ۳ دقیقه نشستم بعد گفتم ممه هاتو در بیار ببینم در اورد اینا اخرش گفتیم سکس کنیم لب گرفتیم مالیدمش بعد لخت شدیم رفت دستشویی تمیز کرد اومد بعد لخت شدیم دراز کشیدم برام ساک میزد وای چه میکی میزد بعد خوابوندمش رو تخت داگی کرد کاندوم کشیدم کردم تو کصش اه اه میکرد بعد رفتیم بالکن تو اتاقش سرپا تلمبه میزدم بهش بعد نیم ساعت اینا ابم اومد کاندوم رو در اوردم ریختم رو صورتش چقدر حال داد الان ۹ ماهه باهمیم
نوشته: محمد
35 پاسخ به “جرات حقیقت با دختر خاله”
من واقعا نمیدونم چه فوشی بهت بدم که در حقت باشه میسپارمت به بقیه دوستان 😑
خریدار ماکسیما دور رنگ😂😂😂
تو هم حقت به احمد 1358
کاشکی منم با قرارداد ترکمن چای از ایران جدا شده بودم اینو نمیخوندمجاکش خان من دیروزم رو یادم نمیاد تو نه ماه پیشو کامل یادته که هر نیم ساعتش چه گوهی خوردیریدم تو ساتوشی ناکومورو که چهارتا کون نشور مثل تو رو با ارز دیجیتال اشنا کرد
بذارید امشب من جور داداشم احمد۹۱۳ رو بکشمتخیلات واقعی یک کونی جقی کص ندیده
تا اونجا خوندم که گفتی ماکسیما،اسپرت،کلاسیک.تو اگر اینکاره بودی اینجا کوس چرخ نمی زدی،برو عمو نزار یاد چیزای بی افتیم که نداریم
اگر متوجه نشدید چندین بار از اول بخونید.دهنت سرویساین داستان رو از کجا اوردی آخه ؟اگر بخوایم فیلمشو بسازیم در مجموع میشه یه کلیپ یک دقیقه ای
اون پسره کجاست میاد میگهچرندیات ی مجلوق کوس ندیده بدبختبهش بگید نیادوگرنه واشر میزنه میوفته رو دستموناین چه سمی بود تو گفتیموتور ۳۰۰۰ ماکسیما تو کونت
ماکسیما مدل چند؟ 😛
کیر ب مغزت با این داستانتهمین
میخاستم فحش مادر بهت بدم،فکرشوکردم دیدم اون که گناهی نداره، تصمیم گرفتم فحش بدم به اون پرستار بی ناموس و ک و ص کشی که توی ک و س مغز رو گفت سالمی و بدنیات آورد،
من اصلا به کل داستان کار ندارم، چطور به ماشینو همزمان اسپرت و کلاسیکش کردی
هر کونی تو این سایت شده نویسنده
مشنگ
اصن به این چیزی نگید حالش دست خودش نیست
یه عده ای جقی فقط گوه میخورن
احمد جان بیا همشهری این داستان دست خودت رو میبوسه
من تا حالا برای داستانها کامنت نزاشتم این اولین باره ک میزارمکیرم تو خودت و داستان تخمیت کصکش
گوووه زیادی نوش جانمیکنه تا ۲خط اولش خوندم
خداوکیل این دونفری که لایک کردن از چیه این داستان خوششون اومده
ببین اول کیرمو شستم بعد کردم تو کوص ابدیت بعد کردم تو کوص ننت بعد کردم تو حلقت بعد کردم تو مغزت بعدش زن و بچه تو گوییم بعد گفتم بهت کصتان ننویسبعد…
خاطرات یک جقی 🤣🤣🤣
این چ سرطانی بود خوندم
هم تو به ک.ص ننت خندیدی با ماکسیمات
جا داره بگم کص اول تا اخرت بیناموس با این کصشعری که نوشتی. جوری تعریف کردی فکر کردم سویس زندگی میکنی
ماکسیما کلاسیک و اسپرت؟ 😂 😂 ****واقعا توهمات کصمغزی یک جقی پونزده ساله کص ندیده بود این
مملی فشفشه کم جق بزن راستی نگفتی ماشینت چه رنگیه و مدلش چیه راستی اتوماته یا دستی میره توت گوزو
ماکسیما رو کلاسیک و اسپرت کردی ؟؟؟ اصلا معنیشو میفهمی ؟؟ اکه کلاسیکه که کلا نباید دستکاریش کنی اکه اسپورته که دیگه کلاسیک نیس. چنتا کلمه دیدی برداشتی نوشنی؟؟ داستان نوشتن هم اصول داره حتی داستان سکسی. یکم یاد بگیر بعد بنویس
این حجم از کصو عاطفه هم نداره واقعا
کیرم رگ به رگ شد کیرم تو داستانت 😐
خدایی معلومه دبیرستان نرفتی با این نوشتنت
حاجی به جرات میتونم بگم کسشر ترین چیزی بود که تو عمرم خوندماز اول تا اخرش فقط خندیدم🤣🤣🤣🤣🤣
کسکش
موقع جق زدن ننویسید
اگه بگی کلید کولر ماکسیما کجاست، داستانت رو باور میکنم😂😂😂