من سحرم و 19 سالمه، اگه بخوام از خودم بگم سایز سینه هام 80 و قدم 160 و وزنم 52 کیلوعه پوستم سفیده و خیلی به روتین پوستی و سلامتم اهمیت میدم و به خاطر ورزش باسنم فرم خوبی داره
اولین تجربه جنسیم برمیگرده به 15 سالگیم که پسر عمم کسمو و لیسید و لای پام گذاشت و لذت همونجا باعث شد که بخوام چیزهای بیشتری رو تجربه کنم و به مرحله الانم یعنی یک جنده کامل برسم (اگه بخواید ماجرای پسر عمم رو بعدا میگم )
ماجرایی که الان میخوام بگم برمیگرده به وقتی که با اولین دوست پسرم که اسمش آرمین بود اوکی شده بودم ، رابطه آرومی داشتیم تا بعد از ی مدت شروع کرد به حرفای سکسی بهم زدن مثل اینکه چقدر هاتی یا مثلا کاش میتونستم سینه هاتو گاز بگیرم یا کاش کست و لیس میزدم کاش کونت دست من بود و این حرفا و وقتی دیت میکردیم دستمالیم میکرد گذشت تا صحبت هامون به جایی رسید که ماجرای پسر عمم و براش گفتم و وقتی اینو شنید کلی باهام دعوا کرد و کلی التماس کردم که آشتی کنه و این شرط رو گذاشت که اگه میخواد باهاش آشتی کنم باید بهش کس بدم، منم دوست نداشتم بکارتم رو از دست بدم پس این موضوع رو بهش گفتم و اونم گفت نهایت راه اومدش باهام اینه که بهش کون بدم اولش مخالفت کردم ولی بعد که دیدم کاملا جدیه راضی شدم و برای آخر هفته قرار گذاشتیم تا برم خونشون ، طی روز هایی که پیش داشتیم تا به آخر هفته برسیم بهم کارهای مختلفی میگفت انجام بدم تا سوراخ کونم رو تمیز و کمی گشاد تر کنم از دوش مقعدی برای تمیز شدنش و از انگشتم ، اجسام مناسب مثلا بالم لبم و… استفاده میکردم تا راهو براش راحت کنم ، خیلی درد داشت و برای وارد کردن هربار باید کلی از کرمم استفاده میکردم و واقعا درد میکشیدم ، بالاخره پنجشنبه رسید ، لیزر میرفتم و بدنم نیاز به شیو نداشت فقط رفتم حمام از لوسیون و خوشبو کننده هام استفاده کردم تا حسابی تمیز و معطر باشم بعدهم ی ست لباس زیر cherry براش پوشیدم و لباسام و تنم کردم و منتظر موندم تا بیاد و بالاخره رسید سوار ماشینش شدم و به سمت خونش حرکت کردیم با اینکه نزدیک بود طاقت نیاورد و توی راه با ی دستش سینه هامو میمالید ، به خونه رسیدیم اصلا صبر نکرد و تا در باز شد شروع کرد به درآوردن لباسام ، لباس زیرم و در نیاورد و بهم گفت که براش خودنمایی کنم تا لباس هاش و در بیاره و نگاهم کنه بعد 5 دقیقه مالیدن خودم بهش دیگه خسته شد و بلندم کرد رفتیم رو تخت ، سوتینم و باز کرد و شروع کرد به خوردن سینه هام… وای وحشیانه میخورد و من فقط لذت میبردم اومد بالا ازم لب گرفت و آروم آروم لیس زد به سمت پایین ، شورتم رو درآوردم و با دیدنش خیلی ذوق کرد کسمو لمس کرد و بهش ضربه زد بعد سرشو برد بین پام و شروع کرد به لیس زدنش وای با هر لیس آرمین انگار لذت و حشریت دنیا منو میگرفت کل کسمو لیس میزد کسم از خیسی زبونش و هورنی بودن خیس خیس شده بود همونطوری که کسمو میخورد با دستش سینه هامو فشار میداد تو اوج لذت بودم که دست برداشت و وایساد لب تخت و گفت برم تا کیرشو بخورم ، اولش دوبه شک بودم چون اولین بارم بود که ساک میزدم و چندشم میشد ولی بالاخره پذیرفتم و شروع کردم به لیس زدن، خا*یه هاش خیلی برام جذاب بود و هی دوست داشتم اونارو لیس بزنم بعد یکم بازی بازی کردنم سرکیرشو کرد تو دهنم و خودش سرمو گرفته بود و فشار میداد یکمی این کار و تکرار کرد و بهم گفت بخوابم و کونم و به سمت بالا بیارم خیلی استرس داشتم وقتی برگشتم شروع کرد به لیس زد سوراخم بعد یکم لیس زدن از روی عسلی کرم برداشت و شروع کرد به چرب کردن سوراخم بعد کاندوم کشید به سر کیرش و شروع کرد به لای پام کشیدن… کسم خیس خیس بود و با اینکه از دردش آگاه بودم فقط میخواستم زودتر کیرش و بکنه تو کونم ازم خواست کونم و بالاتر ببرم و کیرشو تنظیم کرد رو سوراخم حسش میکردم ، شروع کرد به فشار دادن … سوراخم میسوخت تحملش رو نداشتم خودمو کشیدم دعوام کرد و محکم زد تو کونم، ی بالش زیرم گذاشت و بهم گفت کونمو بیارم بالا اینبار دیگه تحمل کردم و خودمو کنار نکشیدم … میسوخت و من فقط جیغ میکشیدم بالاخره کم کم کلشو داخلم کرد و چند دقیقه نگه داشت و شروع کرد به حرکت دادنش و کمم حرکت به تلمبه های پرسرعت رسید با هر تلمبه حس میکردم دارم از وسط نصف میشم همینطوری تو کونم تلمبه میزد و میگفت من باید این کون و گشاد کنم من فقط آه و ناله میکردم بهم گفت من بهتر میکنم یا پسرعمت ، میدونست که پسر عمم منو نکرده و از قصد اینو گفت منم برای حرصی کردنش گفتم مهراد پسرعمم اینو که گفتم سرعت تلمبه ها خیلی بیشتر شد با هر تلمبه انگار جر میخوردم و گشاد میشدم همینطوری کونمو میکرد و من حتی توانایی معذرت خواستن نداشتم و فقط ناله میکردم اححححح کون قشنگم داشت چطوری بگا میرفت 🥺🥺🥺 دیگه حس درد نداشتم داد میزدم عاشق کیرتم کونمو جر بده آههههه بهم گفت سحرم کیر کی بهتر بود منم که حسابی بهم داشت حال میداد گفتم هرکیری که کونمو جر بده خوبه میخوام به همه کیرا کون بدم وایییی عصبانی میشد همینطوری محکم تر میزد جرم میداد به حدی رسید که بهم میگفت سحر جندهههه سحر کوندههه و با این حرفا حسابی تحریک میشدممم اونقدر تلمبه زد که ارضا شدم ولی اون همچنان ول کن نبود من بی حس افتادم رو تخت و اون تلمبه میزد انگار نه انگار که بار اولم بود بالاخره آنقدر تلمبه زد تا ارضا شد و همه آبشو تو کونم خالی کرد (من سکس های دیگه ای هم داشتم که اگر استقبال بشه تعریف میکنم )
اولین تجربه جنسیم برمیگرده به 15 سالگیم که پسر عمم کسمو و لیسید و لای پام گذاشت و لذت همونجا باعث شد که بخوام چیزهای بیشتری رو تجربه کنم و به مرحله الانم یعنی یک جنده کامل برسم (اگه بخواید ماجرای پسر عمم رو بعدا میگم )
ماجرایی که الان میخوام بگم برمیگرده به وقتی که با اولین دوست پسرم که اسمش آرمین بود اوکی شده بودم ، رابطه آرومی داشتیم تا بعد از ی مدت شروع کرد به حرفای سکسی بهم زدن مثل اینکه چقدر هاتی یا مثلا کاش میتونستم سینه هاتو گاز بگیرم یا کاش کست و لیس میزدم کاش کونت دست من بود و این حرفا و وقتی دیت میکردیم دستمالیم میکرد گذشت تا صحبت هامون به جایی رسید که ماجرای پسر عمم و براش گفتم و وقتی اینو شنید کلی باهام دعوا کرد و کلی التماس کردم که آشتی کنه و این شرط رو گذاشت که اگه میخواد باهاش آشتی کنم باید بهش کس بدم، منم دوست نداشتم بکارتم رو از دست بدم پس این موضوع رو بهش گفتم و اونم گفت نهایت راه اومدش باهام اینه که بهش کون بدم اولش مخالفت کردم ولی بعد که دیدم کاملا جدیه راضی شدم و برای آخر هفته قرار گذاشتیم تا برم خونشون ، طی روز هایی که پیش داشتیم تا به آخر هفته برسیم بهم کارهای مختلفی میگفت انجام بدم تا سوراخ کونم رو تمیز و کمی گشاد تر کنم از دوش مقعدی برای تمیز شدنش و از انگشتم ، اجسام مناسب مثلا بالم لبم و… استفاده میکردم تا راهو براش راحت کنم ، خیلی درد داشت و برای وارد کردن هربار باید کلی از کرمم استفاده میکردم و واقعا درد میکشیدم ، بالاخره پنجشنبه رسید ، لیزر میرفتم و بدنم نیاز به شیو نداشت فقط رفتم حمام از لوسیون و خوشبو کننده هام استفاده کردم تا حسابی تمیز و معطر باشم بعدهم ی ست لباس زیر cherry براش پوشیدم و لباسام و تنم کردم و منتظر موندم تا بیاد و بالاخره رسید سوار ماشینش شدم و به سمت خونش حرکت کردیم با اینکه نزدیک بود طاقت نیاورد و توی راه با ی دستش سینه هامو میمالید ، به خونه رسیدیم اصلا صبر نکرد و تا در باز شد شروع کرد به درآوردن لباسام ، لباس زیرم و در نیاورد و بهم گفت که براش خودنمایی کنم تا لباس هاش و در بیاره و نگاهم کنه بعد 5 دقیقه مالیدن خودم بهش دیگه خسته شد و بلندم کرد رفتیم رو تخت ، سوتینم و باز کرد و شروع کرد به خوردن سینه هام… وای وحشیانه میخورد و من فقط لذت میبردم اومد بالا ازم لب گرفت و آروم آروم لیس زد به سمت پایین ، شورتم رو درآوردم و با دیدنش خیلی ذوق کرد کسمو لمس کرد و بهش ضربه زد بعد سرشو برد بین پام و شروع کرد به لیس زدنش وای با هر لیس آرمین انگار لذت و حشریت دنیا منو میگرفت کل کسمو لیس میزد کسم از خیسی زبونش و هورنی بودن خیس خیس شده بود همونطوری که کسمو میخورد با دستش سینه هامو فشار میداد تو اوج لذت بودم که دست برداشت و وایساد لب تخت و گفت برم تا کیرشو بخورم ، اولش دوبه شک بودم چون اولین بارم بود که ساک میزدم و چندشم میشد ولی بالاخره پذیرفتم و شروع کردم به لیس زدن، خا*یه هاش خیلی برام جذاب بود و هی دوست داشتم اونارو لیس بزنم بعد یکم بازی بازی کردنم سرکیرشو کرد تو دهنم و خودش سرمو گرفته بود و فشار میداد یکمی این کار و تکرار کرد و بهم گفت بخوابم و کونم و به سمت بالا بیارم خیلی استرس داشتم وقتی برگشتم شروع کرد به لیس زد سوراخم بعد یکم لیس زدن از روی عسلی کرم برداشت و شروع کرد به چرب کردن سوراخم بعد کاندوم کشید به سر کیرش و شروع کرد به لای پام کشیدن… کسم خیس خیس بود و با اینکه از دردش آگاه بودم فقط میخواستم زودتر کیرش و بکنه تو کونم ازم خواست کونم و بالاتر ببرم و کیرشو تنظیم کرد رو سوراخم حسش میکردم ، شروع کرد به فشار دادن … سوراخم میسوخت تحملش رو نداشتم خودمو کشیدم دعوام کرد و محکم زد تو کونم، ی بالش زیرم گذاشت و بهم گفت کونمو بیارم بالا اینبار دیگه تحمل کردم و خودمو کنار نکشیدم … میسوخت و من فقط جیغ میکشیدم بالاخره کم کم کلشو داخلم کرد و چند دقیقه نگه داشت و شروع کرد به حرکت دادنش و کمم حرکت به تلمبه های پرسرعت رسید با هر تلمبه حس میکردم دارم از وسط نصف میشم همینطوری تو کونم تلمبه میزد و میگفت من باید این کون و گشاد کنم من فقط آه و ناله میکردم بهم گفت من بهتر میکنم یا پسرعمت ، میدونست که پسر عمم منو نکرده و از قصد اینو گفت منم برای حرصی کردنش گفتم مهراد پسرعمم اینو که گفتم سرعت تلمبه ها خیلی بیشتر شد با هر تلمبه انگار جر میخوردم و گشاد میشدم همینطوری کونمو میکرد و من حتی توانایی معذرت خواستن نداشتم و فقط ناله میکردم اححححح کون قشنگم داشت چطوری بگا میرفت 🥺🥺🥺 دیگه حس درد نداشتم داد میزدم عاشق کیرتم کونمو جر بده آههههه بهم گفت سحرم کیر کی بهتر بود منم که حسابی بهم داشت حال میداد گفتم هرکیری که کونمو جر بده خوبه میخوام به همه کیرا کون بدم وایییی عصبانی میشد همینطوری محکم تر میزد جرم میداد به حدی رسید که بهم میگفت سحر جندهههه سحر کوندههه و با این حرفا حسابی تحریک میشدممم اونقدر تلمبه زد که ارضا شدم ولی اون همچنان ول کن نبود من بی حس افتادم رو تخت و اون تلمبه میزد انگار نه انگار که بار اولم بود بالاخره آنقدر تلمبه زد تا ارضا شد و همه آبشو تو کونم خالی کرد (من سکس های دیگه ای هم داشتم که اگر استقبال بشه تعریف میکنم )
نوشته: Saharii
10 پاسخ به “بگایی های تو کس و کونم”
این چیه مد شده، اگه بخواین این مینویسم ، اگه بخواین اون مینویسم . شما هر چه دلت خواست بنویس.
خوب و تحریک برانگیز بودمنتظر داستان های دیگه شما هستیم
چرندیات حاصل مصرف همزمان روغن ترمز وشیشه
استقبال نشدحالا برو دیگم اینجا نکص
باووشهخوب کردی
شما بده و بنویس، فقط نداده ننویس، باریکالله دختر خوب.
آبشو داخل کونت خالی کرد بعد کاندومم گذاشته بودکصخلی؟
شوهر میخوام🤣
مهناز جون راستوش بگو. شوهر ميخواي يا كير؟؟؟
خوش بحال آرمین خداشانس بده