بهای کفش

سلام.من از این داستانای سکس با محارم زیاد خوندم اما باورش سخته این داستان من هم اولین سکسم هست و با کمال تعجب با دختر عمم.یه دختر با اندام فوق سسکی اما فیس معمولی.تو داستانم یوخده تغییر ایجاد میکنم که تابلو نشه.خوب بریم سر اصل مطلب … این دختر عمه ی مارو داداشم قبلا یه تکونی داده بود بعد برام تعریف کرده بود.من یه ادم سرو ساکتی هستم یعنی مثل داشم مول نبودم که راحت بتونم راضی کنم طرفو.عمم اینا هم تو دهات هم تو شهر خونه دارن.یه بار که رفته بودم دهاتشون زمان برگشت بابا میاد دنبالمون تو ماشین من بودمو دختر عمه و پدربزرگم.یه جا پدرم نگه میداره واسه یه کاری از ماشین دور میشه.من یه کفشی داشتم که رویا (دختر عمم)دوسش داشت گفتم رویا اگه دوس داریش میدمش بت گفت پس بده بهم تا بابات نبینه شاید راضی نباشه گفتم باشه رفتیم کفشو از تو صندوق گذاشتم نو کیفش بعد رو صندلی عقب نشستم طوری که پاهام بیرون بود این دختر عمه خر اومد رو پام نشست (من فکرشم نمیکردم با کفش…)منم دیدم این خیلی خر جلو بابا بزرگم این کارو کرد با دس پاچگی گفتم اخ پام درد گرفت اونم پا شد.یه نگا بش کردم تو دلم گفتم امشب ترتیبتو میدم(اخه شب میومد پیشمون فرداش میرفت شهری که دانشجو بود)

خلاصه رسیدیم خونه شب که شد تو اتاقم جا پهن کردم که بخابیم.حالا فکرشو کنین اون منو نگاه میکنه من اونو جفتمون منتظر یه جرقه واسه شروع هستیم. حقیقتش خیلی ترسیده بودم تنم ی جوری بود.خوبیش این بود که ما تو بغل کردن مشکل نداشتیم و همش راحت همو بغل میکردیم.بغلش که کردم جراتم بیشتر شد یه بوس رو گونش کردم اونم جواب داد من لبخندی زدمو اروم لبشو بوسیدم.مرحله اصلی رو رد کردم خلاصه بعد از یکم لب گرفتن دسمو گذاشتم رو کونش واییییی خیلی حس با حالی بود میمالوندمو لباشم میخوردم.رویا جونه ما قیافه آسی نداشت اما کوسو کونشو که دیدم شل شدم.رفتم رو کونشو با انگشتم کردم تو کونش.چون نمیخاستم دردش بگیره اول با 1 انگشت بعد 2 و بعد 3 انگشتی کردم تو کونش.گشادش کردم سر کیرمو کردم تو کونش که یهو اخش در امد گفتم لامسب من 3 انگشتم تو کونت بود اخت در نیومد حالا دودولمو کردم توش اخت در اومد؟گفت این به نظرت دودوله؟باز دوباره اروم کیرمو فرو کردم تو کونش واییییی کاش ادم هر وقت کون میگاد هس دفه اول رو داشته باشه…
تلمبه زدنو شروع کردم اونم از بس شهوتی بود که جز لحظه اول دیگه جیکشم در نیومد.چون دفه اولم بود عقلم نمیرسید پوزیشن عوض کنم سنی هم نداشتم اون موقه.ابم که اومد ریختم رو کمرش بعد خودم با کاغذ پاکش کردم.جالب این بود که رویا طوری رفتار میکرد که انگار داشت یجورایی بهای کفشو بم پرداخت میکرد.گرفتم اروم خابیدم کنارش.صبح که پا شدم از خونمون رفته بود.
راستی سکس با محارم اصلا خوب نیست من چون از قدیم کینه ی عمه و دخترشو داشتم گاییدمش و برام مهم نبود…
اگه از داستانم خوشت نیومد جونه عزیزت فوش نده
پایان

نوشته: حسن

بازدید 16,945

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

28 پاسخ به “بهای کفش”

  1. كلا تو شهوانى جقى زياد پيدا ميشه ولى من در تعجبم كه ماشالا فك و فاميله همه ى نويسنده ها باربى تشريف دارن

  2. دختر عمت شب اومد تو اتاق تو خوابید؟اونوقت پاپی و مامی هم که کلا چیزی نمیگن…

  3. اولا فحش و حس درسته نه فوش و هس 
دوما کیرم تو دماغت که تو و دخترعمه ت بی دردسر تو یه اتاق خوابیدید ؛ سوما دخترعمه کجاش محارمه کونی؟

  4. حالا مارک کفشه چی بود !!!؟؟؟ می ارزید یا نه!!!؟؟ خب چرا داستان مینویسی که بعد التماس کنی فحش ندیم؟؟

  5. سلام.من از این داستانای سکس با محارم زیاد خوندم اما باورش سخته این داستان من هم اولین سکسم هست و با کمال تعجب با دختر عمممنم زیاد میام تو این سایت ولی در کمال تعجب اولین باره نظر میدمفکرکنم این بابا خودشم نمیدونست قراره آخرداستان چی بشه همین که داشته جلق میزده داستان هم مینوشته آخرشم آبش اومده و داستانو تموم کردهولی من احساس میکردم قراره کمردختر عمشوبا پهن گاوتمیزکنهدردفاع از این دوست نویسندمون باید بگم احتمالاایناعقدکرده هستن یا صیغه کذدن که محرم هستن و چون محرم هستن مشکلی نداره باهم بخوابن

  6. سلام.من از این داستانای سکس با محارم زیاد خوندم اما باورش سخته این داستان من هم اولین سکسم هست و با کمال تعجب با دختر عمممنم زیاد میام تو این سایت ولی در کمال تعجب اولین باره نظر میدمفکرکنم این بابا خودشم نمیدونست قراره آخرداستان چی بشه همین که داشته جلق میزده داستان هم مینوشته آخرشم آبش اومده و داستانو تموم کردهولی من احساس میکردم قراره کمردختر عمشوبا پهن گاوتمیزکنهدردفاع از این دوست نویسندمون باید بگم احتمالاایناعقدکرده هستن یا صیغه کذدن که محرم هستن و چون محرم هستن مشکلی نداره باهم بخوابن

  7. ببینید این ازگل روانی چطور رو اعصاب ماها راه میره؟؟؟؟آخه کی مجبورت کرده بنویسی؟؟؟ میدونی چقدر غلط املایی داری؟؟غلط ها از بس زیاد بود که نتونستم به رشته تحریر دربیارم…خاک بر سرتبچه ها جدیدا چون دانشگاهها رو دارن تفکیک می کنند،گمونم همین روزها فتوای جدید محرم شدن دختر عمه و دختر خاله و دختر دایی و دختر عموها صادر شه…چون از این مارمولک ها هر چی بگی برمیادراستی نکبت اون دختر عمه ی معلوم الحالت کفش رو برای سر قبرت می خواست یا برای ماتحت مبارکت؟ اصلا این سکس و کفش چه ربطی بهم داره مردک بوزینه پشت کوهی بی سوادبچه ها دخترهای دهاتی خیلی مقید هستند.گول حرفای این الاغ الدوله رو نخورید…جلاق عوضی،تا بکن توون هفت جدو آبادت رو جلوی چشمات نیاوردن…گم شووووووووووووووووووووووووووووووو

  8. آورده اند به وقت شباب پسری بودندی بس جلقی وی را دختر عمه ای موجود بودنی که ترتیب او را برادر پسر جلقی داده بودندیدختر عمه را شش ماه در ایران بودندی و شش ماه در افغانستانپس او را مخ زدندی و در جلوی پدر بزرک روی پاهای وی نشستندی وی را گفتی آخحخخخخخح پام تا در روی پدر بزرگ طبیعی گردداز انجایی که از خارجه امده بودندی و به خانه دایی مشرف شده بودندی ایشان را به اتاق خود بردندی و ترتیب وی را ساخته اندیاز انجایی که ایشان دانشجو بودندیسپس اب خود را روی کمر او ریخته از جهت بچه بودن و بی تجربگی پس او صبح بیدار شدندی و دیگر دختر عمع را دیدندیپس سکس با محارم نداشتندی ان هم از لج عمع و دختر عمهدختر عمه را محارم خواندی چون کس میخی بیش نبودندی‎ ‎سامی شهوتی عریان

  9. بگم تو کجات بره که سکس با محارم رو این طور رواج ندی. (-:این کفشه هم که اصلا نقطه عطف داستان بود، به هر حال باید گره های داستان رو زیاد می کردی دیگه و یه شیء جهت حواله به ماتحتت دست کاربرای بکن تو می دادی. امیدوارم جنسش خوب بوده باشه که اذیت نشی.بابا و بابابزرگ هم که موانعی بس بزرگ بودند.

  10. امثال تو که اگه بهشون املا بگی 2میشن،همون بهتر که برن با محارمشون سکس کنن.دقت کن پسرم،با محارم!البته اینطور که معلومه تو دهات شما کلا همه باهم محرمن!

  11. ای بابا…نکنه دختر همسایه هم جزو محارم شده ما خبر نداریم.؟یکی بیاد آخرین تغییرات مذهبی رو به ما هم اطلاع رسانی کنه…شاید رستگار شدیم!!!

  12. سلامواقعادست شمادردنکنه بااین متنی که نوشتی،که فقط شیرینی متن شماباعث شدتلخی اینچرندیاتی که به عنوان داستان نوشته بودندرافراموش کنیم.بعدازکلی وقت خیلی خندیدمآرزومیکنم همیشه لبت خندون ودلت شاد وتنت سلامت باشه،راستی جای دوست خوبم جناب آمیرزاهم بسیارخالی است،خدانگهدارش باشد.متشکرم.یاحق

  13. کس نگو حسندرتو بزار حسناینقد نجلق حسنخطرناکہ حسنبگا میری حسنھرچند کہ بہ تخمم حسنپس باز بزن حسنسپس کپہ مرگتوبزار حسن

  14. دو حالت بیشتر نیست: یا دختر عمت جنده تشریف دارن یا خودت یک جلقی بیشتر نیستی که تو کف دختر عمتی و اونم تورو پشمشم حساب نمیکنه. احتمال دومی بیشتره البته

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید