بدنبال فانتزی (۴)

مجدد سلام خوبین . دوستان با این اوضاع و احوال کنونی چگونه به زندگی ادامه میدین . آرزو می‌کنم که در کمال آرامش و سلامتی کامل بتونین همدیگرو راضی کنین.
ادامه شبی که با اسرار افشین ، خطایی که کرده بودم را براش تعریف کردم و خودم را تف و لعنت میکردم و مطمئن بودم که من تمام شدم و زندگی که دوازده سال تلاش کرده بودم که پایدار نگهش دارم را از دست دادم . خجالت می‌کشیدم که تو روش نگاه کنم . خانمهایی که مشابه کار منو کردن میدونن که من چی میگم .رفتم تو حال و شروع کردم گریه کردن . افشین آمد گفت عزیزم من این همه از تو تشکر کردم و خودمو مقصر دونستم بجای اینکه به خودت بنازی که شوهرت داره با تو هم دردی می‌کنه آمدی گریه می‌کنی ؟
شاید یک ساعت منو دلداری میداد و تلاش می‌کرد که من باورش کنم . می‌گفت قول میدم جبران این دوازده سال از دست‌رفته را با بهترین و شیرین ترین و پر هیجان ترین اوقات انجام بدم .
بهش گفتم هر کاری میخوای بکن ولی آبروی منو نبر . طلاقم بده ، کتکم بزن ولی حیثیت منو به باد نده . بلند بلند خندید و گفت کوس خوشگلم قربون اون پاهای سفید و قشنگت بشم من از حالا به بد مرید تو هستم تو همه زندگیه منی . به جان بچمون قسم هر چی که بتو گفتم از ته دلم گفتم . با خنده گفت میترا کوس خوشگل اگه یکبار دیگه سکس با دوست تلفنیتو تعریف کنی می‌برمت رو تخت سیر کیرت میکنم .
کم کم آروم شدم و گفتم فقط به من بگو تو از کجا این ماجرای منو میدونی ؟ گفت ، نمی‌گم باید خودت پیدا کنی . ولی می‌خوام یه موضوع دیگه ای بتو بگم . مطمئنم با گفتنش کاملا آروم میشی .
هفت ماه پیش که تغییر کردم ، یه خانم به من زنگ زد و درخواست کرد که برم خونش . من مخالفت کردم . با همکارم که مجرده گفتم . ولی همکارم منو متقاعد کرد که برم . با هزار ترس و لرز رفتم . منو وسوسه کرد و کیرمو مالید . یک دقیقه بعد ابم اومد . خیلی تحقیرم کرد و چقدر اه اه کرد و غر زد ولی خیلی مهربون بود . گفت بشین با هم صحبت کنیم . ازم پرسید چند ساله ازدواج کردی گفتم دوازده ساله . گفت همیشه با زنت اینطوری سکس کردی گفتم آره . گفت زنها اگه از شوهرشون سیر نشن ، میرم جای دیگه خودشو سیر میکنن . گفتم یعنی چی ؟ گفت با یه مرد دیگه میخوابن . گفتم زن من اینطوری نیست . خندید گفت ، الان من مهمون دارم سه روز دیگه همین ساعت بیا ب تو ثابت میکنم که زنت زیر چند نفری خوابیده . با عصبانیت اومدم بیرون و نتونستم حرفشم باور کنم . سه روز بعد رفتم گفت من هفت تا زن میشناسم که شوهراشون مثل تو هستن . ولی دوست پسر دارن و خودشو تخلیه می‌کنن و در کنارش پول خوبی هم میگیرن . تو این مدت تا حالا شده بعد از سکس نیمه کارت زنت عصبانی بشه و دری وری بهت بگه ؟ گفتم خیلی زیاد . گفت اگه سالی یکبار فقط یکبار شهوتش فوران بزنه حداقل زیر دوازده نفر خوابیده .درست نمی‌گم برو یه خورده فکر کن .
راست می‌گفت گاهی یه حرکت‌هایی میکردی که مشخص بود که به کسی کوس خوشگلتو نشون دادی . گفتم که خوب من اینطوریم دکتر هم رفتم خوب نشدم گفت پس برو یکی رو پیدا کن بیار زنتو بکنه . گفتم چی میگی . آمد جلو دستشو برد تو شلوارم وقتی دید کیرم نیمه بلنده گفت این نشون میده که دوسش داری و میتونی براش شوهری کنی . گفت حالا بیا با هم بریم رو تخت ، ببینم با سه روز پیش فرقی کردی یا نه ؟
میترا وقتی روش خوابیدم تو فکرم ب تو تفکر میکردم که زیر چه اشخاصی خوابیدی تونستم چهار دقیقه اون خانوم بکنم . دو بار دیگه هم رفتم و خیلی چیزا به من یاد داد .
من که میدونستم به روش نیاوردم و گفتم پس چهار بار خانم کردی . گفت آره . میترا کوس خوشگله من باور دارم که طی دوازده سال سکس های مختلف داشتی . اشکال نداره نوش جونت . من مقصرم . ولی ازت می‌خوام که دیگه با کسی سکس نکنی . رفت چایی ریخت و آمد گفت کوس خوشگله اگه یه روزی کسیو دیدی دلت خواست باهاش سکس کنی ، میتونی من ایراد نمی‌گیرم فقط من خبر داشته باشم . گفتم بریم بخوابیم که دیگه داری چرت و پرتی میگی . بعد از یک هفته به فیلم سکسی که از ماهواره می‌دیدیم بدجوری تحریک شده بودیم افشین گفت اگه میخوای دیر ابم بیام فانتزی واقعی تعریف کن گفتم همون یه بار بود فقط . گفت باشه منم نمیبکنمت . داشتم دیونه میشدم . کیرشو گرفتم شل بود گفتم همون قبلی رو دوباره تعریف بکنم گفت نه تکراریه . یه مورد دیگه تعریف کن تا وسطای تعریفات یه چیزی می‌خوام بگم . منم خیلی کنجکاو شده بودم که چی میخواد بگه .

خیلی تحریک بودم تصمیم گرفتم یه مخفی کاری دیگری تعریف کنم .
تقریبا شش سال پیش بود بچه رو بردیم پارک ملت . تو رفتی بستنی بخری یه آقایی آمد و گفت تنهایی گفتم نه شوهرم رفته بستنی بخره کارتشو داد گفت چهارصد تومان میدم یک ساعت بیا خونم . افشین پرید وسط حرفم گفت این خانمه می‌گفت پول خوبی بابت کوس کردن میدن . حالا فهمیدم هر ماه آرایشگاه ، لباسهای مارک دار ، حتی کیش هم با پول تو رفتیم و خرید کردیم . گفتم نه دیگه اینجوری هم نیست خبر نداشت که اولین بکن من برام حساب پس انداز باز کرده . گفت خوب بگذریم تماس گرفتی ، اره دو روز بعد . همون روز هم رفتم خونش و کوس دادم . وقتی این حرفو زدم کیر افشین انگار دو برابر شد گفتم خیلی کلفت شد یه کم خیسش کن دارم اذیت میشم پرسید سایز کیرش چقدر بود گفتم مثل شلنگ نازک و دراز ، اصلا خوشم نیامد .
افشین گفت حالا چیزی که میخواستم بهت بگم . بدون مقدمه گفت :
میترا دلت میخواد دوباره با دوست جدیدت جاوید حال کنی . یاد کیرش افتادم به خودم لرزیدم گفتم داری منو اذیت می‌کنی گفت نه بخدا . راستش تو فیلم کیر اون مرد سیاهپوست رو وقتی دیدی متوجه چشمات بودم که داشت التماس میکرد که ایکاش کیر تو تو کس من بود و مرتب کستو جمع کردی تا بیشتر کیر منو حس کنی . درست نمی‌گم . چندین ماه با همین حرفا سکس میکردیم و هر روز نسبت به هم علاقه بیشتری پیدا می‌کردیم . دو مرتبه دیگه هم با جاوید سکس کردم و همیشه افشین تشویقم میکرد . من هم در دوران گذشته چندین سکسی که انجام داده بودم براش تعریف کردم . بجز اولین سکس که با مدیر عامل شرکت که از ایران رفته بود . راستش اینو گذاشته بودم برای یه روز خاص .
تا اینکه با اجازه از شوهرم برای چهارمین بار خونه جاوید رفتم . وقتی نشستم جاوید گفت میترا جون اشکالی نداره من یه سیگار خاص بکشم گفتم بکش . بوی عجیبی داشت و یه فرم خاصی بهش پک میزد پرسیدم این چه سیگاریه گفت بهش میگن ( گل) سیگارش تموم شد رفتیم تو دستمالی ولی حرکتهای عجیبی میکرد و حرفهای بی معنی . وقتی رو تخت بودیم گفت شوهرت افشین اینطوری میکندت ؟ من تا بحال اسم همسرمو نگفته بودم از کجا میدونست . دو ساعت تموم تلمبه زد دیگه داشتم داغون میشدم سرش داد کشیدم بسه دیگه امروز چقدر طولانی کردی خلاصه به زور تمومش کردم ولی همش تو فکر این بودم که اسم شوهرم. از کجا می‌دونه . آمدم خونه دوش گرفتم و اینقدر فکر کردم تا بالاخره فهمیدم .وقتی شوهرم آمد بهش گفتم چند ماه پیش ازت پرسیدم از کجا فهمیده بودی که من با جاوید سکس کردم ؟ گفتی خودت باید پیدا کنی منم پیدا کردم . تو شماره منو به جاوید دادی ؟ این جاوید همون همکار مجردته . چرا این کارو کردی ؟ گفت اون خانمی که منو راه انداخت گفته بود که تو با کسایی سکس کردی و من خیلی دلم میخواست برام تعریف کنی ولی انکار میکردی وقتی به جاوید گفتم گفت باید اطمینانشو بدست بیاری گفتم چطوری گفت یه نفر باید بکندش و تو مچشو بگیری ولی با مهربونیت ابراز رضایت کنی گفتم کیو من بفرستم که زنمو بکنه گفت ، ( من ) اگه اشکال نداره . میترا جون باور کن کیرم شق شده بود و بهش گفتم دلم نمی‌خواهد بفهمه که من شمارشو بتو دادم گفت خیالت راحت . هر بار که باهاش می‌رفتی هم اون تعریف میکرد که چیکار کردین و هم تو . این باعث لذت بیش از حد میشد و من دیوونه این کوس دادن های تو به جاوید شده بودم . اگر این کارو نمی‌کردم تو هم از گذشته ات برام تعریف نمی‌کردی . من که مشکلی ندارم و عاشقانه دوستت دارم تو بهترین و سکسی ترین زن دنیایی و با هیچ قیمتی حاضر نیستم تورو از دست بدم . اعتراض نکن و با من همراهی کن تا بتونم خوب بکنمت . گفتم عجب شوهری هستی ؟ گفت اون خانم به من گفت اگه میخوای زنتو که دوسش داری از دستش ندی آنچه که میخواد بهش بده .
منم گفتم شوهر کیر کلفت من ، اون خانم دوستم بود و به اسرار من قبول کرد که تو رو راه بندازه . گفت وای الهی فدات شم قربونت برم من امشب کوس می‌خوام گفتم نه جاوید خیلی اذیتم کرده امشب نمیتونم فردا من مال توام .گفت پس قول بده سورپرایزم کنی گفتم باشه . بشرطی که تو هم منو سورپرایز کنی . چشم .

ادامه دارد
میترا

نوشته: میترا

ادامه…

بازدید 17,718

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

2 پاسخ به “بدنبال فانتزی (۴)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید