ماجرای دختر دایی نیلو
ماجرایی که میخوام واستون بگم واسه حدود ۳ سال قبله
کل ماجرا حول ۲ شخصیت اصلی و یکی دو شخصیت فرعی تعریف میشه
یکیش خودمم احمد که ۳۷ سالمه با قد ۱۸۰ و وزن متناسب (نه چاق و نه لاغر) و نیلو هم ۲۷ ساله با ۱۷۰ سانت قد، استخوان های درشت که البته چاق هم نبود تا ۳ سال قبل
توی محل با امیر که حدود ۷-۸ سال ازم کوچیکتر بود بیشتر از بقیه بچه های محل صمیمی بودم و اونم کلا یه ادم وراج و بلوفی بود و هر بار که میدیدمش برام از دخترایی که کرده و یا داره مخشون رو میزنه تعریف میکرد.
یه روز که میخواستم با ماشین بزنم بیرون و طبق معمول پیام دادم به امیر و پرسیدم: خوبی؟ کجایی؟ در جوابم نوشت: شما؟
اولش تعجب کردم ولی بعدش متوجه شدم که بجای امیر به دختر دایی نیلو پیام دادم، دختری که سالها بود ندیده بودمش اون هم بخاطر اینکه اصلا رفت و آمد با فامیل رو دوست نداشتم.
در جواب پیامش نوشتم احمدم پسر عمهتون. اولش باورش نشد و فکر کرد یه پسر غریبه ام و مدام اصرار داشت که شمارش رو از کی گرفتم
تا اینکه بعد از کلی نشونه دادن از خودم و اطرافیان، باورش شد که پیام از طرف من بوده. این پیام اشتباهی سر آغاز ارتباط ما شد و هر روز بیشتر و بیشتر حرف میزدیم و من هم بیشتر بهش علاقمند میشدم. امیر هم که متوجه ارتباط ما شده بود یه روز اومد گفت که آمار نیلو رو گرفته و وقتی دانشگاه میرفته به خیلیا پا داده و حتی با استادش هم خوابیده. از حرف امیر ناراحت شدم بهش گفتم که این دختر تا الان یه دوس پسر هم نداشته و این تهمت ها بهش نمیچسبه و از سر حسادت پشت سرش حرف دراوردن
۶ ماهی به همین منوال گذشت و ارتباط ما جدی تر میشد و کم کم حرف از ازدواج هم میزدیم و رویا بافی درباره اینکه کجا زندگی کنیم و اسم بچه هامونو چی بذاریم و اینا
اون وسط دعوا هم زیاد داشتیم، اینطوری که نیلو یهو گیر میداد به یه جمله ساده من و خودش دعوا رو استارت میزد و تا یه هفته قهر میکرد و غیب میشد. یبار حتی به بهانه دعوا، اومد همه چیو تموم کرد و تا یکماه خبری ازش نبود و بعد دوباره اومد آشتی کرد و دو ماه موند و دوباره کات کرد و منو هم بلاک کرد و ۳ ماه بعد برگشت
من که اون وسط ناراحت بودم از رفتارش که مدام امیدوارم میکرد و بعدش کات میکرد، یبار که داشتم با امیر در موردش حرف میزدم بهش گفتم تو بیا با نیلو دوست شو تا بفهمیم ماجرای کات کردناش چی بوده، چون امیر اصرار داشت که پای یکی دیگه در میونه
شماره نیلو رو دادم به امیر و یه هفته بعد اومد گفت که مخ نیلو رو زده و چت های اینستا رو نشونم داد
طی یکماهی که باهاش حرف زده بود فهمیدیم که نیلو ترم دوم دانشگاهش با یه پسر سال بالایی بنام محمد که دو سال ازش بزرگتر بوده دوست بوده و طی ۲ سالی که با هم بودن میرفته خونه پسره و بهش میداده و به امیر هم گفته بود که چون کیر محمد ۲۴ سانت و خیلی بزرگ بوده فقط لاپایی میداده یا میذاشته محمد توی حالت داگی یا از بغل، کیرشو بذاره لای پاهاش و توی شیار کسش تلمبه بزنه. اما بعدا که مچ محمد رو با یکی از دوستاش میگیره، باهاش کات میکنه و بعد از اون به هر کی که بهش نزدیک میشده نه نمیگفته. اونم نه اینکه تنهایی بره بده، با دوستش مهدیس میرفتن سر قرار و سکس هاشونم همیشه تری سام بوده
روزی که امیر اینها رو واسم تعریف کرد چنان ناراحت شده بودم و به خریت خودم لعنت میفرستادم که حد نداشت و متاسفانه شب و روز هم از ذهنم بیرون نمیرفت
امیر هم گیر داده بود که واسه اینکه تلافی کنم، نیلو رو به بهونه سکس بیاره خونشون و من هم بکنمش
خلاصه برنامهش رو چیدیم و چند روز بعد امیر پیام داد که نیلو قراره آخر هفته بیاد خونمون.
جمعه شد و من جلوتر رفتم توی اتاق خواب پدر و مادر امیر و منتظر شدم و نیلو هم یه ساعت بعدش رسید، امیر بی مقدمه از همون دم در ورودی بغلش کرد و لباش رو بوسید و همزمان کون نیلو رو میمالید
چسبوندش به دیوار و دستش رو از روی مانتو تنگ نیلو گذاشته بود روی یکی از ممه هاش و با اون یکی دستش سر نیلو رو گرفته و لباش رو میخورد
با اینکه برنامه من و امیر این بود که اول با آبمیوه و روی مبل از نیلو پذیرایی کنه ولی از بس گرم خوردن لبای نیلو شده بود که همه چیو یادش رفته بود
توی همون حالی که دستشو از زیر مانتو و تاپ رسونده بود به ممه های نیلو، و نیلو هم نفس هاش به شماره افتاده بود آروم دستشو از روی ممه بسمت شکم و توی شورت نیلو برد و شروع کرد به مالیدن کسش و ۵ دقیقه بعد توی گوش نیلو یه چیزی زمزمه کرد و دوتایی با هم رفتند توی اتاق خواب امیر
منم هم خیلی آروم طوری که متوجه نشن خودم رو رسوندم به پشت در اتاق خواب، امیر داشت نیلو رو لخت میکرد و خودش هم کامل لخت شده بود، بردش روی تخت و خودشو انداخت روی نیلو، طوری که کیرش لای شیار کس نیلو بود و خودش هم خم شده بود و داشت ممه هاش رو میخورد، امیر اونقدر با حوصله بدن نیلو رو میخورد و اروم کیرش رو لای کس نیلو حرکت میداد که صدای نفس ها و گاهی جیغ های نیلو هم بلند شده بود و داشت با صدای بلند میگفت بکن بکن
امیر هم نیم خیز شد و اروم سر کیرشو کرد توی کس نیلو و خیلی آروم عقب و جلو میکرد و نیلو هم پاهاش رو روی کمر امیر قفل کرده بود. امیر یکم که تلمبه زد تو گوش نیلو گفت داگی شو میخوام از کون بکنمت، بعد رفت ژل لوبریکانت رو از کشو کمدش درآورد و خالی کرد روی سوراخ کون نیلو و اول با یه انگشت و بعدش دو تا انگشتش رو کرد توی کون نیلو
ولی نیلو که معلوم بود قبلا خیلی کون داده، فقط کمی آخ و اوخ کرد
امیر هم بهش گفت واسه اینکه نهایت لذت رو ببری میخوام چشاتو ببندم، شال نیلو رو برداشت و چشماش رو بست و با دست به من اشاره کرد که برم تو
(با اینکه من و امیر ۷-۸ سال اختلاف سنی داشتیم ولی سایز کیرامون تقریبا یه اندازه بود و هر جفتمون کیرمون حدود ۱۷ سانت بود)
امیر به بهونه اینکه میخواد آب بخوره از روی تخت اومد کنار و من یه دقیقه بعدش رفتم روی تخت و پشت کون نیلو قرار گرفتم، اولش یه در کونی بهش زدم و در حالی که انگشتم تو کون نیلو بود، کیرمو کردم تو کسش و یه دقیقه تلمبه زدم و بعد کیرمو درآوردم و با فشار تا ته کردم توی کون نیلو، نیلو که از این کارم جا خورده بود و کمی دردش گرفته بود داد زد اروم وحشی جر خوردم
ولی من توجه نکردم و توی سکوت داشتم محکم تلمبه میزدم جوری که صدای برخوردم با کون نیلو توی اتاق پیچیده بود
۵ دقیقه از کون کردمش و ازش جدا شدم، و جامو دادم به امیر، امیر هم رفت کنار نیلو دراز کشید و بهش گفت بیا بشین روی کیرم، نیلو نشست روی کیرش و خم شد و امیر هم محکم دو دستی بغلش کرد و چند دقیقه ای کیرشو از همون زیر توی کس نیلو عقب و جلو میکرد تا اینکه به نیلو گفت توی همین حالت بمون تا من کیرمو بکشم بیرون و نفسم جا بیاد
اونجا بود که من خیلی اروم رفتم پشت نیلو و یهو از پشت با فشار زیاد کیرمو کردم توی کونش
نیلو از این اتفاق شوکه شده بود و داشت تقلا میکرد که از دستای امیر در بره، که من گره شال روی چشماش رو باز کردم و با هم چشم تو چشم شدیم
درحالیکه نیلو داشت این صحنه ها رو به سختی هضم می کرد، من شروع کردم به تلمبه زدن و بهش گفتم که این سزای رفتار خودته و تقاص بارهایی که عمدا اشکمو دراوردی و به تخمت هم نبود جنده خانوم
ماجرایی که میخوام واستون بگم واسه حدود ۳ سال قبله
کل ماجرا حول ۲ شخصیت اصلی و یکی دو شخصیت فرعی تعریف میشه
یکیش خودمم احمد که ۳۷ سالمه با قد ۱۸۰ و وزن متناسب (نه چاق و نه لاغر) و نیلو هم ۲۷ ساله با ۱۷۰ سانت قد، استخوان های درشت که البته چاق هم نبود تا ۳ سال قبل
توی محل با امیر که حدود ۷-۸ سال ازم کوچیکتر بود بیشتر از بقیه بچه های محل صمیمی بودم و اونم کلا یه ادم وراج و بلوفی بود و هر بار که میدیدمش برام از دخترایی که کرده و یا داره مخشون رو میزنه تعریف میکرد.
یه روز که میخواستم با ماشین بزنم بیرون و طبق معمول پیام دادم به امیر و پرسیدم: خوبی؟ کجایی؟ در جوابم نوشت: شما؟
اولش تعجب کردم ولی بعدش متوجه شدم که بجای امیر به دختر دایی نیلو پیام دادم، دختری که سالها بود ندیده بودمش اون هم بخاطر اینکه اصلا رفت و آمد با فامیل رو دوست نداشتم.
در جواب پیامش نوشتم احمدم پسر عمهتون. اولش باورش نشد و فکر کرد یه پسر غریبه ام و مدام اصرار داشت که شمارش رو از کی گرفتم
تا اینکه بعد از کلی نشونه دادن از خودم و اطرافیان، باورش شد که پیام از طرف من بوده. این پیام اشتباهی سر آغاز ارتباط ما شد و هر روز بیشتر و بیشتر حرف میزدیم و من هم بیشتر بهش علاقمند میشدم. امیر هم که متوجه ارتباط ما شده بود یه روز اومد گفت که آمار نیلو رو گرفته و وقتی دانشگاه میرفته به خیلیا پا داده و حتی با استادش هم خوابیده. از حرف امیر ناراحت شدم بهش گفتم که این دختر تا الان یه دوس پسر هم نداشته و این تهمت ها بهش نمیچسبه و از سر حسادت پشت سرش حرف دراوردن
۶ ماهی به همین منوال گذشت و ارتباط ما جدی تر میشد و کم کم حرف از ازدواج هم میزدیم و رویا بافی درباره اینکه کجا زندگی کنیم و اسم بچه هامونو چی بذاریم و اینا
اون وسط دعوا هم زیاد داشتیم، اینطوری که نیلو یهو گیر میداد به یه جمله ساده من و خودش دعوا رو استارت میزد و تا یه هفته قهر میکرد و غیب میشد. یبار حتی به بهانه دعوا، اومد همه چیو تموم کرد و تا یکماه خبری ازش نبود و بعد دوباره اومد آشتی کرد و دو ماه موند و دوباره کات کرد و منو هم بلاک کرد و ۳ ماه بعد برگشت
من که اون وسط ناراحت بودم از رفتارش که مدام امیدوارم میکرد و بعدش کات میکرد، یبار که داشتم با امیر در موردش حرف میزدم بهش گفتم تو بیا با نیلو دوست شو تا بفهمیم ماجرای کات کردناش چی بوده، چون امیر اصرار داشت که پای یکی دیگه در میونه
شماره نیلو رو دادم به امیر و یه هفته بعد اومد گفت که مخ نیلو رو زده و چت های اینستا رو نشونم داد
طی یکماهی که باهاش حرف زده بود فهمیدیم که نیلو ترم دوم دانشگاهش با یه پسر سال بالایی بنام محمد که دو سال ازش بزرگتر بوده دوست بوده و طی ۲ سالی که با هم بودن میرفته خونه پسره و بهش میداده و به امیر هم گفته بود که چون کیر محمد ۲۴ سانت و خیلی بزرگ بوده فقط لاپایی میداده یا میذاشته محمد توی حالت داگی یا از بغل، کیرشو بذاره لای پاهاش و توی شیار کسش تلمبه بزنه. اما بعدا که مچ محمد رو با یکی از دوستاش میگیره، باهاش کات میکنه و بعد از اون به هر کی که بهش نزدیک میشده نه نمیگفته. اونم نه اینکه تنهایی بره بده، با دوستش مهدیس میرفتن سر قرار و سکس هاشونم همیشه تری سام بوده
روزی که امیر اینها رو واسم تعریف کرد چنان ناراحت شده بودم و به خریت خودم لعنت میفرستادم که حد نداشت و متاسفانه شب و روز هم از ذهنم بیرون نمیرفت
امیر هم گیر داده بود که واسه اینکه تلافی کنم، نیلو رو به بهونه سکس بیاره خونشون و من هم بکنمش
خلاصه برنامهش رو چیدیم و چند روز بعد امیر پیام داد که نیلو قراره آخر هفته بیاد خونمون.
جمعه شد و من جلوتر رفتم توی اتاق خواب پدر و مادر امیر و منتظر شدم و نیلو هم یه ساعت بعدش رسید، امیر بی مقدمه از همون دم در ورودی بغلش کرد و لباش رو بوسید و همزمان کون نیلو رو میمالید
چسبوندش به دیوار و دستش رو از روی مانتو تنگ نیلو گذاشته بود روی یکی از ممه هاش و با اون یکی دستش سر نیلو رو گرفته و لباش رو میخورد
با اینکه برنامه من و امیر این بود که اول با آبمیوه و روی مبل از نیلو پذیرایی کنه ولی از بس گرم خوردن لبای نیلو شده بود که همه چیو یادش رفته بود
توی همون حالی که دستشو از زیر مانتو و تاپ رسونده بود به ممه های نیلو، و نیلو هم نفس هاش به شماره افتاده بود آروم دستشو از روی ممه بسمت شکم و توی شورت نیلو برد و شروع کرد به مالیدن کسش و ۵ دقیقه بعد توی گوش نیلو یه چیزی زمزمه کرد و دوتایی با هم رفتند توی اتاق خواب امیر
منم هم خیلی آروم طوری که متوجه نشن خودم رو رسوندم به پشت در اتاق خواب، امیر داشت نیلو رو لخت میکرد و خودش هم کامل لخت شده بود، بردش روی تخت و خودشو انداخت روی نیلو، طوری که کیرش لای شیار کس نیلو بود و خودش هم خم شده بود و داشت ممه هاش رو میخورد، امیر اونقدر با حوصله بدن نیلو رو میخورد و اروم کیرش رو لای کس نیلو حرکت میداد که صدای نفس ها و گاهی جیغ های نیلو هم بلند شده بود و داشت با صدای بلند میگفت بکن بکن
امیر هم نیم خیز شد و اروم سر کیرشو کرد توی کس نیلو و خیلی آروم عقب و جلو میکرد و نیلو هم پاهاش رو روی کمر امیر قفل کرده بود. امیر یکم که تلمبه زد تو گوش نیلو گفت داگی شو میخوام از کون بکنمت، بعد رفت ژل لوبریکانت رو از کشو کمدش درآورد و خالی کرد روی سوراخ کون نیلو و اول با یه انگشت و بعدش دو تا انگشتش رو کرد توی کون نیلو
ولی نیلو که معلوم بود قبلا خیلی کون داده، فقط کمی آخ و اوخ کرد
امیر هم بهش گفت واسه اینکه نهایت لذت رو ببری میخوام چشاتو ببندم، شال نیلو رو برداشت و چشماش رو بست و با دست به من اشاره کرد که برم تو
(با اینکه من و امیر ۷-۸ سال اختلاف سنی داشتیم ولی سایز کیرامون تقریبا یه اندازه بود و هر جفتمون کیرمون حدود ۱۷ سانت بود)
امیر به بهونه اینکه میخواد آب بخوره از روی تخت اومد کنار و من یه دقیقه بعدش رفتم روی تخت و پشت کون نیلو قرار گرفتم، اولش یه در کونی بهش زدم و در حالی که انگشتم تو کون نیلو بود، کیرمو کردم تو کسش و یه دقیقه تلمبه زدم و بعد کیرمو درآوردم و با فشار تا ته کردم توی کون نیلو، نیلو که از این کارم جا خورده بود و کمی دردش گرفته بود داد زد اروم وحشی جر خوردم
ولی من توجه نکردم و توی سکوت داشتم محکم تلمبه میزدم جوری که صدای برخوردم با کون نیلو توی اتاق پیچیده بود
۵ دقیقه از کون کردمش و ازش جدا شدم، و جامو دادم به امیر، امیر هم رفت کنار نیلو دراز کشید و بهش گفت بیا بشین روی کیرم، نیلو نشست روی کیرش و خم شد و امیر هم محکم دو دستی بغلش کرد و چند دقیقه ای کیرشو از همون زیر توی کس نیلو عقب و جلو میکرد تا اینکه به نیلو گفت توی همین حالت بمون تا من کیرمو بکشم بیرون و نفسم جا بیاد
اونجا بود که من خیلی اروم رفتم پشت نیلو و یهو از پشت با فشار زیاد کیرمو کردم توی کونش
نیلو از این اتفاق شوکه شده بود و داشت تقلا میکرد که از دستای امیر در بره، که من گره شال روی چشماش رو باز کردم و با هم چشم تو چشم شدیم
درحالیکه نیلو داشت این صحنه ها رو به سختی هضم می کرد، من شروع کردم به تلمبه زدن و بهش گفتم که این سزای رفتار خودته و تقاص بارهایی که عمدا اشکمو دراوردی و به تخمت هم نبود جنده خانوم
این رو یادم رفت بگم که نیلو تمایلات میسترس بودن داشت و حتی به امیر گفته بود که که دوستش مهدیس، برده اونه و تو هم اگه برده من بشی، میذارم بعد از اینکه پاهامو لیسیدی، مهدیس رو بکنی جلوی من
اگه خوشتون اومد و حالشو داشتم، در مورد اتفاقاتی که بعد از این ماجرا افتاد هم واستون مینویسم
نوشته: Ahmad7203
7 پاسخ به “انتقام از دختر دایی نیلو”
تو از اون ابله هایی که فکر میکنی تو دنیا فقط خودت گوشی داری!! آخه اسکل دختری که چند ساله بهش زنگ نزدی رو طبیعتا تو کال لیست نداری که اشتباه دستت بخوره. تو دفتر تلفن گوشی بوده!! اونجا امیر رو سرچ کردی بعد نیلو اومده بالا؟؟ امیر!! نیلو؟؟ کجای این دو اسم شبیه همن؟؟ مشخصا هی زنگ میزدی که مزاحم بشی اینو با دونستن سایز دقیق 24 سانتی دوست پسر نیلو جمع بزنیم اصل ماجرا مشخصه!!
کیر خر توی مغز تخمیت.
,داستان واقعی این بوده تو نیلو رو می خواستی اونم کیرت کرده و داداش امیر میاد کونت میذاره
ببین جقی جان، برو جق بزن و داستان ننویس. اگه امیر راحت مخش رو زد و آوردش که کونش بذاره، پس تو چطوری چند ماه باهاش بودی ولی یک بار هم بهت نگفت بیا تریسام با مهدیس انجام بدید؟ همش چاخان بود و فقط امیر کونت میذاشته.
یفضی داستانا رو انگار هفت تیر گذاشتن پس کلشون مجبور کردن اراجیف بنویسن،خدایی جوری دیگه ای نمیشه تصور کرد
نه دوست نداریم لطفا دیگه ادامه نده
ان قدرنزن پوست کیرت کنده میشه