از دوستی تو اینستا تا…

سلام

مینا هستم ۴۸ سالمه همسرم مسعود۵۹ سال سن راننده ماشین سنگین دوتا دختر دارم هردو ازدواج کردن

داستانم در مورد رابطه با یکی از فامیلهای همسرم که از چهار سال پیش ۱۴۰۰ شروع شد تا الان که رابطه مون کمتر شده

۱۵ سالم با مسعود ازدواج کردم مسعود کار درست حسابی نداشت با این وجود تو ۱۷ سالگی دختر اولم به دنیا اومد و دختر دومم تو ۲۰ سالگی.اوایل زندگی مون مسعود بیکار بود خانواده پدریش هم پولدار نبودن یه وقتایی کارگری میکرد یا مسافرکشی می کرد بعد از چند سال رفت دنبال گواهینامه پایه یک یه مدت شاگرد راننده بود وام اورد قرض کردیم تا تونستیم ماشین سنگین بخریم وضع مالی مون خوب شد ولی مسعود آدم بداخلاقیه برای هر موضوع کوچیکی الکی بحث میکنه دعوا میکنه زیاد اهل محبت کردن نیست تو زندگیم چن تا جمله عاشقانه هم ازش نشنیدم یه بارم برای زحمت کشیدن تو خونه غذا درست کردن هم ازم تشکر نمیکنه یه جورایی مغروره و الانم اعتیاد داره و دیگه مثل قبل وضع مالیمون خوب نیست چون بیشتر پولش صرف مواد میشه

تو اینستا پیجم خصوصیه و بیشتر فامیل هستن غریبه هم چن نفر یه روز یه اکانت آقا به اسم محمد بهم فالو داد رد کردم چن بار دیگه فالو داد خواستم بلاک کنم ولی فالو رو قبول کردم عکس رو پرو یه جوان حدود ۲۰ ساله بود

وقتی استوری میزاشتم لایک میکرد رو استوری ها پیام میزاشت وقتی عکس خودمو میزاشتم استوری از زیباییم تعریف میکرد زیاد برام مهم نبود کلیپ می فرستاد دایرکت بیشتر عاشقانه بود منم با یه کلمه ازش تشکر میکردم و ادامه نمیدادم

بیشتر اوقاتم تو تنهایی میگذشت مسعود تو جاده مشغول رانندگی دخترامم سر زندگیشون یه وقتایی میومدن پیشم یا من می رفتم پیش شون ولی بازم تنها بودم تو دایرکت با محمد چت هامون بیشتر شد بعدا فهمیدم یکی از فامیلهای دور شوهرمه
محمد ۲۴ سال ازم کوچیکتر اون موقع من ۴۴ سالم بود محمد ۲۰ سالش بود
اوایل برام سخت بود این همه اختلاف سنی ولی صمیمی تر شدیم انگار سنگ صبورم بود باهاش درد دل میکردم گوش میداد
زیاد خوشگل نیستم هیکلمم معمولی قدم ۱۶۵ وزنم ۷۴ سینه هام ۸۰ رون و کون تپل دارم
محمدم ازم تعریف میکرد ولی اوایل بیشتر از چهره ام
در مورد مسائل جنسی چیزی نمی گفت باهاش اروم میشدم
بعد از چن هفته چت کردن ازم خواست تصویری تو اینستا حرف بزنیم منم قبول کردم اولین بار تصویری دیدمش پسر خوشگل و خوشتیپ
اونا با خانواده همسرم رفت و آمد نداشتن
دوستیم با محمد هر روز بیشتر میشد چت میکردیم تصویری حرف میزدیم مدام قربون صدقم میرفت جملاتی که شوهرم سالها حسرت شنیدنش رو ازش داشتم محمد بهم میگفت خوشحال بودم یکی جملات محبت آمیز بهم میگفت اختلاف سنی مون از یادم رفته بود
پاییز ۱۴۰۰ ۸ مهر روز تولدم شب قبلش بهش گفتم فردا تولدمه اونم کلی تبریک گفت ولی یه درخواست بهم داد که از تعجب شاخ درآوردم ازم خواست بعد از این همه مدت از نزدیک منو ببینه خودمم برام عجیب بود ولی گفت برای تبریک تولدمه بعد از کلی فکر کردن قبول کردم یه کافی شاپ بریم
همسرم خونه نبود بار برده بود شهرستان به خودم رسیدم سر ساعت رفتم کافی شاپ اومده بود برای بار اول از نزدیک دیدمش
خوش تیپ بود عطر خوش بویی زده بود کلی حرف زدیم همش تو چشمام نگاه میکرد زیر لب آروم میخندید خوشحال بودم یه دستبند برام خریده بود سوپرایز شدم از کافی شاپ اومدیم بیرون
موقع خداحافظی خیلی نزدیک شد فاصله مون کم بود سرشو اورد نزدیک صورتم فکر کردم میخواد چیزی تو گوشمه بگه یهو بغلم کرد شوک شدم نمیدونم چرا خودمو عقب نکشیدم اروم گفتم محمد چیز نگفت انگار خودمم خوشم اومد ناخودآگاه دستامو کشیدم رو پشتش همش ۱۰ ثانیه طول نکشید قلبم تند تند میزد محمد خودشو کشید عقب سرشو انداخت پایین و گفت معذرت میخوام نمیدونستم چی بگم اروم خندیدم گفتم اشکال نداره
تو راه برگشت همش به بغل کردن محمد فکر میکردم اولین بار بود یه مرد غریبه بغلم کرد شاید حس خوب یا حس بد
شب با محمد چت میکردم میخواستم یه جوری سر حرفو باز کنم
درباره بغل کردنش بعد از کلنجار رفتن با خودم آخرش ازش پرسیدم محمد گفت دست خودم نبوده هیجان زده بودم از حس منم پرسید گفتم حس خوبی بوده کلیپ های بوسه و بغل می فرستاد منم خوشم میومد از اون روز حرفامون بیشتر کشید به مسائل جنسی اینکه مسعود وقتی میاد خونه فقط به فکر خودشه خودشو ارضا میکنه فقط
قرارهامون با محمد بیشتر شد وقتایی که مسعود میومد خونه یه هفته خونه بود بعد دوباره رانندگی جاده دوست داشتم زودتر بره تا راحت با محمد حرف بزنم
چند بار همش میخواستم به محمد بگم دوستیمون اشتباهه تو حتی از دختر کوچیکم چهارسال کوچیکتری اما تا میومدم بگم منصرف میشدم انگار برام سخت بود گفتنش
با ماشین رفتیم دور میزدیم به خودم میرسیدم بیشتر آرایش می کردم به خودم میرسیدم جای خلوت میزدیم کنار حرف میزدیم یه بار که جای خلوت زده بودیم کنار محمد دستامو گرفت شروع به نوازش دستام کرد پشت دستامو نوازش میکرد حس خوبی بهم دست داد چیزایی که باید تو جوانی با همسرم تجربه میکردم الان تو میانسالی با یه پسر جوان تجربه میکردم دستامو کشید سمت صورتش و چن بار کف دستامو بوسید دستامو کشید رو صورتش نتونستم دستمو عقب بکشم ساکت بودم چیزی به ذهن نمیومد قربون صدقم میرفت منم برام تازگی داشت انگار یه دختر بچه که دوست پسرش بهت محبت کنه تو ماشین رومون به سمت هم بود محمد پشت فرمون بود ازم خواست چشامو ببندم جرات اعتراض نداشتم نه اینکه بترسم ازش چون دوستش داشتم اعتراض نکردم چشامو که بستن بعد از چن ثانیه شروع به بوسیدن لبهام کرد چشمامو باز کردم با دو دستش گردنمو گرفت تاب مقاومت نداشتم لبمو میخورد منم برای اولین بار لبشو بوسیدم گونه هامو بوسید پیشونیم نمیتونستم کاری کنم لبشو دو بار بوسیدم چند بار پشت هم دوباره لبمو خورد خودشو کشید عقب بوسیدن تموم شد گفت مینا دوستت دارم منم گفتم منم
یه لحظه چشمم به کیرش خورد راست شد بود از روی شلوار پارچه ای کامل مشخص بود بزرگ بود ولی من کُصم خیس نشده بود
دیگه چت هامون و تماس های تصویری مون در مورد بوسه و بغل بود آخرای پاییز ۱۴۰۰ برای اولین بار محمد رو دعوت کردم خونه مون مسعود تازه رفته بود برای بار آوردن مطمئن شدم دخترام نمیان مهمون هم نمیاد وقتی اومد دوباره بهم کادو داد
آرایش کامل کردم یه تاب و شلوارک پوشیدم نشستیم رو مبل سه نفره گرم صبحت بودیم خواستم برم میوه بیارم محمد گفت مینا وایسا همون جا نرو بلند شد اومد سمتم فهمیدم میخواد بغلم کنه بغلم کرد منم بی حرکت نموندم و همراهیش کردم بوسیدن لب گرفتن دستاشو میکشید به پشتم و کمرم بغل کردن مون طولانی شد سفتی کیرشو احساس میکردم دوست نداشتم از بغلم جداشه دستشو از کمر اورد پایین تر و کونمو میمالید دستشو اورد جلو برد زیر تابم سینه هامو از رو سوتین میمالید کُصم خیس شده بود توان اعتراض نداشتم دستمو برم سمت کیرش از رو شلوار کیرشو مالیدم همونجوری رفتیم سمت اتاق خواب اون موقع اصلا به فکر خیانت نبودم چون اصلا با کسی غیر از شوهرم رابطه جنسی نداشتم رو تخت منو به پشت خوابوند تاب و سوتینم رو آورد شروع کرد به خوردن سینه هام لذت میبردم گردنمو بوسید شلوارمو در آورد کُصمو از رو شورت بوسید شورتمو زد کنار و شروع به خوردن کُصم کرد هیچ وقت مسعود این کارو نکرده بود از لذت جیغ میزدم مثل مار تاب میخوردم سرشو گذاشته بود رو کُصم نزدیک بود ارضا بشم محکم سرشو رو کُصم فشار دادم جیغ بلندی زدم و ارضا شدم آب زیادی از کُصم اومد سالها بود اینجوری ارضا نشده بودم آبم ریخته بود رو صورت محمد بیحال افتاده بودم رو تخت محمد رفت صورتشو شد برگشت فهمیدم اونم آبش اومده شلوارو شورتش رو آورد کیرش سرد بود و خوابیده بود با اب سرد شسته بود کنار تخت وایساد شروع کردم به مالیدن کیرش ولی راست نمیشد گفت میان جان برام بخور ولی من اصلا تو عمرم کیر نخورده بودم سرمو بردم سمت کیرش سرشو کردم تو دهنم مزه عادی داشت با دستم خایه هاشو میمالیدم کیرش از کیر مسعود بزرگتر و کلفت تر بود
کیرشو تا نیمه میکردم تو دهنم و در میاوردم کیرشو راست شد یه لحظه سرمو گرفت تا ته کیرش کرد تو دهنم نزدیک بود عق بزنم چن لحظه همون حالت بودیم کیرشو در آورد نفسم بند اومده بود
با کیر راست شده اومد رو تخت پاهامو زد بالا کیرشو مالید به کُصم اینقدر مالید داشتم دیوونه میشدم خودمو تکون میدادم بره تو ولی محمد طاقتش زیاد بود با دستم کیرشو گرفتم سرشو کردم تو کُصم رونامو گرفت و شروع کرد به کردنم محمد جوون میگفت منم آخ و اوخ میکرد کیر کلفتش کُصمو پر کرده بود تا ته میکرد منو به حالت پهلو از کُص کرد بار دوم انگار آبش دیر میومد کیرشو در آورد منو حالت دمر رو تخت خوابوند دوتا بالش گذاشت
زیر شکمم کونم اومد بالا کونم گوشتی و تپل چن روز قبل شیو کرده بودم شروع کرد به مالیدن کونم کونمو میلرزوند کونمو بوسید با دست لمبرهامو باز کرد تو حال خودم بودم همین که زبونش به سوراخ کونم خورد به خودم اومدم بدنم مور مور میشد گفتم محمد چکار میکنی نکن با کونم کاری نکن کُصمو بکن دیدم جواب نداد شروع کردین به لیس زدن کونم با دستش کُصمو میمالید کُصم پر آب شده بود کونم خوشش اومد بود چیزای رو تجربه کردم تو زندگی زناشویی ۲۷ ساله ام نداشتم اصلا با مسعود از عقب کاری نکرده بودیم محمد موقع لیس زدن کونم انگشتش رو بی مقدمه کرد تو کونم جیغ زدم محمد در بیار محمد در بیار محمد جواب نمی داد درد داشتم کونم تنگ اون ول کن نبود انگشتش رو تو کونم میچرخوند کیرشو کرد تو کُصم عقب جلو میکرد انگشتش رو هم تو کونم تکون میداد بعد از چن بار عقب جلو کردن آبش اومد ریخت رو کونم انگشت کردن محمد کونمو درد آورده بود خودمون رو تمیز کردیم اولین رابطه سکسم با محمد بود
زندگیم رنگ دیگه ای داشت سکس کردن با محمد بهم آرامش داد انگار نه انگار به شوهرم خیانت کردم
دفعه های بعد سکس که میکردم طبق میل محمد لباس زیر می پوشیدم جوراب شلواری تا بالا زانو می پوشیدم ست میکردم سوتین و شورتم رو ،ساپورت می پوشیدم میگفت زیر ساپورت شورت نپوشم خودش برام میخرید میگفت میخوام تیپت سکسی باشه بیشتر حال کنم هم دوستش داشتم هم نمیخواستم از دستش بدم ماهی چند بار سکس می کردیم وقت مسعود بود نمیتونستم باهاش برم بیرون
یه وقتایی میرم خونه باغ بابای محمد اونجا سکس میکردیم
قبل از سکس منو میفرستاد دستشویی تا کامل خالی باشم و مرتب کونمو انگشت میکرد کیرشو میزاشت رو سوراخم ولی تو نمیرفت کونم تنگ بود نمیتونستم جلوشو بگیرم یه بار تو خونه باغ رفتیم سکس کنیم ژل روان کننده اورد بود اول از کُص منو کرد ارضا شد تاخیری آورده بود میدونستم امروز باید بهش کون بدم ساپورت برام خریده بود پوشیدم منو حالت داگی کرد ساپورتمو پاره کرد شروع کرد به لیس زدن و انگشت کردن کونم با حوصله کار می کرد بدون عجله صدام در دراومده بود باغی که اطرافش زیادی باغی نبود هر چقدر جیغ می زدم کسی صدامو نمیشنید
ژل روان کننده لوبریکانت رو مالید به سوراخم سوراخم سوخت ولی انگشت راحت تر تو کونم میرفت دو انگشت کرد تو کونم جیغ زدم گفتم محمد دوتا انگشت نه ولی گوش نمیداد
انگشتشو در اورد احساس راحتی کردم کیرشو گذاشت رو کونم فهمیدم باید درد بیشتری از انگشت کردن تحمل کنم
محمد گفت مینا جونم
گفتم جونم
منو دوس داری؟
گفتم اره
حاضری به خاطرم درد تحمل کنی؟
گفتم آره
کونمو بغل کرد بوسید گفت این مال کیه
گفتم تو
محمد:این کون مال کیه؟
جیغ زدم مال محمدم
محمد:مینا تو مال کی هستی؟
من :من مال محمدم
ازم خواست با دست لپ های کونمو باز کردم سر کیرشو مالید به سوراخم از زیر با دست کُصمو میمالید آروم سر کیرشو کرد تو کونم کیرش از انگشتش کلفت تر بود سرشو که تو زیاد درد داشت ولی بیشتر که کرد تو کونم دردش شروع شد تا نصفه کرد دستمو برد عقب گذاشتم جلو زانوش گفتم محمد وایسا خیلی میسوزه محمد تکون نخورد گفتم بزار جا باز کنه کیرت کلفته داشتم از وسط نصف میشدم محمد بیشتر کیرشو کرد تو کونم شروع کردم به جیغ زدن ولی محمد ول کن نبود تا ته کیرشو کرد تو کونم احساس کردم کیرشو به روده هام میخوره نمی تونستم نفس بکشم وحشیانه تو کونم تلمبه میزد جیغ میزدم در بیار اونم سنگدل تر کونمو میکرد مرتب به کونم سیلی میزد جای دستاش رو کونم افتاده بود محمد با یه نعره آبشو تو کونم خالی کرد و روم دراز کشید چن دقه همونجوری بودیم کیرش کوچیک شده بود از کونم در اومده بود کونم میسوخت از روم بلند شد آبش از کونم زده بود بیرون با دستمال کاغذی کونمو پاک کرد کونمو سمت آیینه کرد تا دسته گلشو ببینم سوراخ کونم قرمز و باز شده بود
به لباس تنم کرد و منو بوسید به خاطر اینکه اذیت شدم ازم معذرت خواهی کرد منم بوسیدمش و گفتم به خاطرت تو تحمل میکنم کونم درد میکرد نمیتونستم خوب بشینم یکم تو خونه باغ موندیم ولی بازم درد داشتم به زور تونستم رو صندلی ماشین بشینم برگشتم خونه شب بازم درد داشتم رفتم دستشویی از کونم خون میومد نگران شدم به محمد زنگ زدم رفتیم دکتر زنان گفت پارگی معقد بود چن تا مسکن داد گفت تا دو روز دیگه خوب میشه خونریزی تموم شد ولی بازم کونم درد میکرد
دیگه محمد زیاد از کون منو نمیکرد وقتایی که پریود میشدم بهش کون میدادم
مثل سابق سکس مون جذاب نبود و رابطه ام با محمد کم شد مسعود هم گرفتار اعتیاد شد چن بار بردمش کمپ ولی دوباره می رفت سراغ مواد کنارشم مشغول رانندگی تو جاده بود
دیگه نمیخواستم با محمد سکس کنم بیشتر اصرار از محمد بود و هر بار منو از کُص و کون میکنه ولی دیگه حال نمیکنم مثل اولا

درسته کارم خیانت به همسرم بود ولی میخوام کلا با محمد تموم کنم

نوشته: مینا

بازدید 18,675

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

15 پاسخ به “از دوستی تو اینستا تا…”

  1. مینا خانم من اصلا شما را قضاوت نمیکنم، هر کاری که کردید و به هر دلیلی که بوده به خودتون مربوط میشه، فقط لطفاً در شرایط حساس کنونی که کامیون داران عزیز در ۱۲۵ شهر کشور اعتصاب کردند لطفا از آقا مسعود حمایت کامل کنید و محکم پشتش باشید ، کاری نکنید خدای نکرده این اعتصابات شکست بخورد ، خخخخخخ 😂😂😂😂 ((شوخی کردم کمی بخندی ، یموقع ناراحت نشید قصد مسخره کردن یا بی ادبی نداشتم))

  2. این اراجیف بخاطر اعتصاب کامیوندارا از طرف یک ساندیسیه زنا زاده نوشته شده

  3. داستان بنظر واقعی میاد فقط جای شخصیت ها جابجا میشه اصلا مشخص نمیشه فعل و فاعل کیه چیه گوینده داستان از سمت به جندس یا یه کونی ، خلاصه اگه تو ادبیات نمیریدی داستانت بدک نبود نمره قابل قبول میگرفتیحالا چون سنی ازت گذشته و پیرزن پات لب گوره دلت نمیشکنم ، نوع نوشتنت احتمالا بخاطر سواد کمت که غز نهضت سواد اموزیه هستش میبخشم اخر عمری تویه کن برو مراسم دعا اینا بذار برا بقیه جنده ها کار کن

  4. تو کس میدادی به کامیون چه ربطی داره جنده ان وچند سال چطور زندگی کردی پس تو یک جنده کامل بودی اما اب نبوده تویش شنا کنی کاشکی داماد ودختر هایت هم این را بخوانند وبدانند مادرشان چه جنده ای بوده که درست الان دراین وضعیت که کامیونداران غیرت وشرفشان را نشان دادندخودش را نشان داده وثابت کردکه چه حرامزاده ای بوده که ۱۵سالگی فورا شوهرش دادند

  5. محمدم مث مسعود تکراری شدهتو که دبگه جنده شدی برو یه کیر دیگه پیدا کنالبته سنتم بالا رفته دفعه بعد باید پیرمرد پیدا کنی جوونا طرفت نمیان مگه اینکه بخای پول خرج کنی براشون

  6. الان که تو این شرایط( اعتصاب کامیون دارها )کامیون و راننده جاده چرا یهو پیدا شد ؟

  7. کاملا واقعی بنظر میاد داستان مشترک خیلی ها میتونه باشه با کمی تغییر

  8. یه داستان واقعیالبته اینکه دوستان گفتن این توسط عرزشی نوشته شده تا به کامیونداران توهین کنه درست نیست، چون اگر چند تا زن کامیوندار ارتباط اینطوری داشته باشن، زنها و دخترای خیلی از عرازشه دو آتیشه از دم‌ جنده‌ان

  9. داستان جهت دار نوشته شده ، در خصوص اع ت صاب .زمانی هم که پرستارها درگیر اعت صاب و اعت راض بودن . بازم همین جور داستانا داشتیم درباره پرستار ها

  10. اون کامنت که درباره این پست نوشتم و به شوخی به نویسنده این داستان گفتم که از شوهرش مسعود که راننده کامیون است حمایت کنه و کاری نکنه که اعتصابات راننده کامیون ها شکست بخوره ، با وجود اینکه داخل گیومه توضیح داده بودم که این مطلب را فقط برای شوخی و مزاح نوشته ام و پیشاپیش عذر خواهی کردم اما این مطلب توسط عرزشی های بدبخت دست آویز قرار داده شد و با ایجاد موج، کاری کردن برخی از کاربرها شروع به فحاشی به همدیگه یا به من کنند و با این حربه خودشون را دلسوز و مثلا منو ارزشی معرفی کردند، لذا از همین جا به همشون میگم من مثل شما نیستم و هرگز در شخصیت من نیست مثل امثال شما صحبت کنم ، عرزشی شمایید که از کثرت حماقت، قدرت بینایی خودتون را از دست دادید و همه را در تاریکی بمانند ذات انگل زاده خودتون سیاه می‌بینید. ابن حربه های نخ نما دیگه بوی نا میده ‌و کار نمیکنه. زنده باد اعتصابات کامیون داران و زنده باد تمام حمایت کنندگان از این اعتصابات از جمله خانم کتایون ریاحی هنرمند مردمی و با شرف و همچنین اعتصاب برخی از رانندگان اسنپ در همراهی با کامیون دارانکتایون ریاحی : بار شرافت ایران بر دوش کامیون داران

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید