آشنایی تو تلگرام باعث سکس شد

سلام
من فرهادم 31 سالمه که توسط یکی از دوستان به گروهی 14 نفره تو تلگرام دعوت شدم که 8 نفرش زن بودن یه ماهی تو گروه مشغول کس شعر گفتن و فرستادن چهارتا کلیپ و آهنگ بودیم که یه روز با یکی از خانمها تو گروه مشغول صحبت بودیم که در مورد زندگی و مشکلات زندگی و اینا چت میکردیم که اون گلایه داشت از شغل شوهرش که تو نونوایی کار میکرد و عصر ها ساعت مثلا 3 میره تا 9 شب و تا میاد خونه یه چیزی میخوره و میخوابه باز ساعت 3 صبح میره تا 10 صبح و از این حرفا که ما اصلا زندگی نداریم و منم فاز مثبت گرفتم و داشتم نصیحتش میکردم که اون کار میکنه بخاطر زندگیش ، اگه کار نکنه تو خونه باشه میگی صبح تا شب ور دلم نشسته و سرکار نمیره و یهو اومد خصوصی و ادامه بحث رو تو خصوصی تلگرام جلو بردیم منم اینجا شخصیت بچه مثبت گرفته بودم خلاصه چندین بار همین اتفاق افتاد و میومد خصوصی تلگرام و ادامه ی بحث داخل گروه ولی کمی با صحبتا و حرفایی که حس خوبی میداد، یه بار لا به لای همین صحبتا و گلایه ها دیدم میگه آخه میدونی چیه ؟ گفتم نه . گفت ببخشید میتونم راحت تر صحبت کنم منم گفتم خواهش میکنم بفرمائید گفت ببخشید اینو میگم ما اصلا زن و شوهر نیستیم انگار و اصلا با هم هیچ کاری نمیکنیم اینجا من منظورشو کاملا متوجه شده بودم و اینم میدونستم که اون دنبال چیه ولی خودمو زدم به کوچه ی فلان ، گفتم چکاری مثلا ؟ گفت همین کارهایی که بقیه زن و شوهرا میکنن دیگه ، از اینجا به بعد دیگه بیشتر وقتا با هم چت میکردیم و یجورایی بقول خودش که میگفت بهت وابسته شدم و اینا . که یه بار قرار گذاشتیم جایی که همدیگرو ببینیم . ساعت حدود 4 عصر بود که رفتم سر قرار یکم شد اونم اومد و صحبت کردیم و کمی وسیله همرام بود خوردیمو و سوار ماشینم شدیم که تا نزدیکی خونشون برسونمش که اون دستمو گذاشت تو دستش و گفت خیلی از اخلاقیاتت خوشم میاد و معلومه خیلی باشخصیتی و از این چرندیات …که اگه هر کی جای تو بود الان برخوردش جور دیگه ای بود و غیره
زمان چت کردنامون بیشتر و بیشتر میشد یعنی محال بود تلگراممو باز کنم ازش پیامی نبینم ، گاهی شعرهای عاشقونه می نوشت و در کل چند وقتی به همین شکل گذشت یه چند بار دیگه ای هم سر قرار رفتیم که دست تو دست گذاشتنا و چرندیات گفتن شده بود به لب گرفتن و بوسیدن
اینم بگم اصلا بهم دیگه زنگ نمیزدیم فقط پیام بود . یعنی سر قرار هم می رفتیم اگر یکی دیر می کرد پیام میدادیم .
چت کردنامون دیگه شده بود سکسی و همش میگفت که خیلی سکس دوست داره ولی شوهرش اصلا به این موضوع اهمیت نمیده ولی من همچنان مقاومت می کردم و بهش پیشنهاد نمیدادم البته این پیشنهاد ندادنم به دلیل ترس از عواقب بعدش بود که اگه لو بریم چی اتفاقی میتونه بیوفته و اینا وگرنه خیلی دوست داشتم بکنمش
دیگه دید آبی ازم گرم نمیشه و دقیقا یادمه یروز وسط چتمون نوشت ( میخوام ) گفتم چی گفت لامصب کیر میخوام کیرتو میخوام میفهمی ، د آخه این همه مدت دارم بهت میگم میخوام چرا خودتو به نفهمی میزنی
دوست دارم پیشت باشم الان کیرتو تا ته بخورم هرکی جای تو بود تا الان چندین بار جرم داده بود تو دیگه کی هستی . عههه
دیگه چیزی ننوشت .
نوشتم خوب کجا چطوری ؟ ما که نه جایی داریم بعدشم اگه شوهرت بفهمه چی ؟ گفت جاشو هم من باید پیدا کنم ؟
پیش خودم گفتم اینو دیگه راست میگه
گفتم پس صبر کن خبرت میکنم
به پسر عموم زنگ زدم که اون نقاش ساختمون بود و خیلی با هم یکی بودیم و داستان رو بهش گفتم و اون گفت یه شهرستانی کلید خونشو داده تا خونشو براش رنگ بزنم ، خونش خالیه و وسیله ای هم توش نیست اگه کارتو راه میندازه بیا بگیر منم گفتم باشه
خبرشو تو تل بهش دادمو و ساعت قرار رو گذاشتمو نقشه کشیدم که چطور برم که همسایه ها شک نکنن و رفتم از پسر عموم یه دست لباس نقاشی و چند تا قوطی رنگ برداشتم
بهش پیام دادم که فلان ساعت اگه موافقی بیام دنبالت تا بریم و خلاصه کمی وسیله خوراکی هم تهیه کردم و رفتم دنبالش تا سر و وضعم و دید گفت این چه سر و وضعیه گفتم بشین تا برات تعریف کنم و کلی خندیدیم سر این موضوع و اتفاقا آدرس خونه شهرستانیه هم خیلی سرراست بود همسایه زیادی هم نداشت و ما وارد خونه شدیم یعنی اکثر خونه ها برای شهرستانیا بود که نبودن احتمالا … خیلی سوت و کور بود
یه خونه خالی لباسامون در آوردیم و شروع کردیم چه بخور بخوری شد تپل بود هر جاشو دست میزدی خیلی نرم بود مثل پنبه ، دیگه بعد از عملیات خوردن به صورت داگی استایل شد و من با انگشتم داخل کوسش تلمبه میزدم هی با آه و ناله میگفت بس کن دیگه بزار تو دارم میمیرم
منم کیرمو گذاشتم تو یه آتیشی بود که نگو و اصلا به این اندام نمیومد کسش انقدر تنگ باشه هی تلمبه میزدم و کونش تکون میخورد بیشتر بهم حال میداد یهو تو همون حالت که کیرم تو کسش بود سرشو آورد بالا لب همو میخوردیم تا ارضا شد و منم کمی بعدش آبم اومد یه نیم ساعتی نشستیم یکم غذا همراهمون بود خوردیم و دوباره شروع کردیم اینبار انقدر تلمبه میزدم که اون فقط آه و ناله میکرد آبم نمیومد گفتم میخوام بزارم تو کونت گفت خیلی درد داره نمیتونم تحمل کنم گفتم آروم میزارم . آروم آروم چند بار سعی کردم ولی نشد با انگشتام شروع کردم به گشاد کردنش که اون هی کونشو جمع میکرد دیگه به هر شکلی بود تونستم راضیش کنم خیلی تنگ بود اوایل اصلا داخل نمیشد دیگه با تلاش بسیار و آه و نالش تونستم فرو کنم و به سختی تلمبه میزدم ولی همین تنگیش باعث شد آبم اومد خیلی حال داده بود . کلی بعدش همو بغل کردیم و بوسیدیم لوازمات رو جمع کردیم با ترس و لرز زدیم بیرون ، تا چند روز بهم پیام میداد میخوام دستشویی کنم نمیتونم از بس کونم درد میاد

اینم داستان سکس بنده که شاید باورش براتون سخت باشه ولی دوست داشتم خاطره ای که از سکسم داشتم رو باهاتون به اشتراک بزارم امیدوارم خوشتون اومده باشه

نوشته: فرهاد

بازدید 11,912

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “آشنایی تو تلگرام باعث سکس شد”

  1. اون اوایل تلگرام تازه کی داشت این اتفاقات میفتاد اما بعدها تکراری شد و اکثرا کوچ کردن اینستا

  2. تنور نانوایی شوهرش و اون لوله خرطومی کلفتها که باد کولر رو میاره، بالا سر شاطر با مخلفاتش تو کو… 😎

  3. بیچاره مرده که یخاطر زندگیش تلاش میکنه اونوقت این مرده راحت مخ زنشو میزنهعجب دنیای بی رحمی داریم

  4. منم داستان مشابهی دارم از تلگرام واقعا تلگرام قبلا پربرکت بود😄خانمای محترم از خوزستان بخصوص اندیمشک و دزفول اگر دنبال یه رابطه داغن تلگرام پیام بدن Oans227@

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید