کونی شدنم در یه اتفاق عادی

من و دوستم باهم زندگی میکردیم ورزشکار بودیم از شهر هامون دور بودیم تو شهر کرج فوتسال بازی میکردیم
بعد یه مدتی دوستم شوخی شوخی گفت بیا بکنمت
منم گفتم بیا من بکنمت
بعد اون قبول کرد
ولی من هر کاری کردم کیرم تو نمیرفت
بلد نبودم چون
همونجور خشک میخواستم بکنم
اینم بگم
ما ۲۱ سال سن داشتیم
قد من ۱۸۵
دوستم ۱۹۵
کیر من ۱۸ تقریبا سفت
کیر دوستم ۱۳ ولی سفت
خلاصه دوستم گفت حالا تو برگرد
بالش گذاشت زیر شکمم
و رفت شامپو آورد گفتم اینا چیه
گفت یاد بگیر
مالید به کونم و انگشت کرد توش
چرخوند
بعد ۷-۸ دقیقه کیرشو گذاشت
سفتیش و حس کردم
نمیدونم چرا خوشم اومد ولی فشار داد نمیرفت تو
گفت معلومه تنگی و‌ندادی
گفتم آره خوب
خلاصه که دوبار فشار که داد سر نوک کیرش رفت ولی احساس دردم کم کم داشت میگرفتم
واستاد انگار کونم خود ب خود کیرشو جذب کرد
نه اون فشار میداد نه من کاری میکردم
کم کم کیرش خودش وارد کونم که شد یه سوزش بدی گرفتم
دوستم نگه داشت بعد کیرش دیگه تا ته رفت تو میخورد به تخمگاهم
حا عجیبی داشتم
در گوشم گفت اینجوری میکنن
و اینکه تبریک میگم کونی شدنتو
خجالت کشیدم
بعد شروع کرد تلنبه زد که آبم اومد
حسم پرید
پشیمون شدم
بهش گفتم پاشو بسه
اونم بدبخت تند تند زد که آبش اومد ریخت رو روزنامه –
گذشت یه هفته بعد ساعت ۱۱ شب بود
یهو یه تیکه فیلم صحنه دار دیدم
نمیدونم چی شد
دوستم تو اتاق مثلا خواب بود
اس ام اس زدم بیداری
گفت آره داداش
گفتم یه چیز بگم نمیخندی
گفت نه
گفتم فک کنم کونی شدم
گفت چطور
گفتم الان کیر میخوام
گفت برو دستشویی جق بزن ده دقیقه دیه میام
رفتم خالی کردم خودمو
حسم پرید
بعد یه ربع اس ام اس داد لباس زیر تنگ بپوش که دارم میام سر وقتت
حسم که برگشت
رفتم پوشیدم
الکی رو شکم دراز کشیدم
اومد دید گفتتتت اوووف چه کونی و مال خودم کردم
مو نداشتم
سفید سفید
اومد گردنمو خورد
وازلین داشت آورد و مالید ب کونم دیگه با انگشت کاری نکرد سر کیرشم وازلینی زد
گذاشت سر سوراخم تا ته رفت
۲۵ دقیقه کرد آبش اومد
گفت بسه گفتم نه سرپا شدم دستام رو دیوار
کرد کرد گفت خسته شدم
گفتم من نمیدونم باید آبم بیاد
بعد۲۰ دقیقه اون باز آبش اومد
گفت کیرم داره میسوزه
گفتم آبم نیومده
گفت بشین روکیرم
نشستم با دستش برام جق زد
بعد۱۵ آبم اومد کشید بیرون
گفت شیرمووو کشیدی کونی خان
بعد اون ۳-۴ سال باهم هم تیمی بودیم
۳۰-۴۰ بار کرد منو
الان ۵ سال ندادم
از همم جدا شدیم
هیچ دروغی نیست
واقعیته کامله
نوشته: پسر ورزشکار

بازدید 8,964

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

15 پاسخ به “کونی شدنم در یه اتفاق عادی”

  1. کس مشنگ شامپو بره تو کونت اتیش میگیری چون من راهتمایی بودم انگشت شامپوی تو کون رفیقم کردم کون که نداد هنوزم فوشم میده دیگه کونیم نشد نجاتش دادم خخخخخ

  2. تخمگاهم!!!شرمگاه شنیده بودیم،صبحگاه،شامگاه،اینا آرهاما تخمگاهم!!! جدیده؟یبار دادی،بار دوم تا ته رفت،پس الان احتمالا باید اختیار عنتو نداشته باشی وقتی انقدر زود گشاد شدی?،خوبه دختر نشدی،وگرنه هیچکی نمیکردت?

  3. بچه ها فرار کنین اینا جادوگرن :/ کیر خودبه خود جذب کونشون میشه :///////..کاش یه تگ کونی اضافه بشه ک انقد تو اسم گی نرینین…کاش!!!

  4. سکوت میکنم فقط بخاطر که موضوع داستان گی هس،وگرنه بخاطر اینهمه حجم از کصشعر مورد عنایتت قرار میدادم کونده شامپویی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید