همیشه یه چند دقیقه منتظر مربیمون میموندیم تا بیاد و کلاس رو شروع کنه
من و پریا چند سالی بود که یوگا کار می کردیم و جفتمون بدنای خوش فرمی داشتیم
من یه نیم تنه مشکی با یه لگ کوتاه مشکی که تا زیر زانوم بود و یه جوراب کوتاه مشکی پوشیده بودم
پریا هم یه بایکر کوتاه سرمه ای تا بالای رونش یه نیم تنه سفید و یه جوراب ورزشی سفید بلند تا بالای ساقش پوشیده بود
یاسی اومد سر کلاس و ما روی متمون ایستادیم یاسی یه لگ بلند خاکستری و یه نیم تنه کوتاه سفید پوشیده بود و جوراب پاش نبود یاسی پوست برنزه ای داره و از ما لاغر تر و خوش فرم تره ولی یاسی تنها نبود یه پسر قد بلندم همراش بود به نظر میومد پسر خجالتی باشه یه تیشرت سفید و یه شلوار ورزشی پوشیده بود
یاسی گفت بچه ها معرفی میکنم این امیره گفته بودم شاید یه عضو به گروهتون اضافه شه
من دستمو دراز کردم و بهش دست دادم گفتم من ستاره ام
پریا هم خودشو معرفی کرد
یاسی گفت خب تمرینو شروع میکنیم
یه چندتا تمرین کششی بهمون داد واسه این که گرم بشیم
تو تمرینای گرم کردن متوجه شدم امیر بدجوری تو کف ما هست و یاسی هم اینو متوجه شده بود
منم از پسرای خجالتی یه جورایی خوشم میاد شاید واسه سرگرمی فقط
گرم کردنمون که تموم شد یاسی به امیر گفت به تو یه تمرین متفاوت میدم که از ستاره و پریا کمک بگیری که انعطافت یکم نزدیک بچه ها بشه
به امیر گفت که بره نزدیک دیوار چهار زانو بشینه و کف پاهاشو بچسبونه بهم حدس میزدم چه فکری تو سرشه بعدش به من گفت برم روبروش وایسم و جورابامو در بیارم منم همین کارو کردم موقع درآوردن جورابام تو چشای امیر زل زده بودم
وقتی داشتم درشون میاوردم این کارو آرومتر از حالت عادی انجام دادم امیر که هیجان زده شده بود و آب دهنشو قورت میداد
یاسی گفت حالا یکی از دستاتو به دیوار بگیر که تعادلت رو حفظ کنی بعد خیلی آروم با دوتا پات برو روی روی زانوهاش وایسا
این تمرین باعث میشه انعطافت زیادتر بشه و شاید یه روز تو هم تونستی مثل بچه ها ۱۸۰ بزنی
منم همین کارو کردم خیلی آروم اول پای راستمو گذاشتم روی زانوی چپش همون لحظه یه تکون خورد نزدیک بود تعادلمون بهم بخوره ولی من سریع اون یکی پامو هم گذاشتم بالا و صاف وایسادم امیرم ناخودآگاه مچ پای منو که تا نصفه ساق پام لخت بود سریع گرفت و هردومون تعادلمونو حفظ کردیم
یاسی بلند گفت عالیه باریکلا
از توی چشای امیر معلوم بود داره فشار زیادی رو تحمل میکنه ولی چیزی نمیگفت نمیخواست این لحظه رو از دست بده
یاسی به پریا گفت تو هم برو پشت سر امیر بشین شونه هاشو بگیر و سعی کن کمرشو صاف نگه داره
امیر با صاف شدن کمرش فشار روی پاش بیشتر شد و یه ناله کوچیک کرد از یه طرف میخواست هرچی زودتر از این حالت خلاص شه از یه طرفم پاهای من که رونشو لمش میکرد داشت دیوونش میکرد
یاسی به من گفت واسه کمتر شدن فشار خیلی آروم پاهامو بهم نزدیکتر کنم
منم آروم پاهامو روی رونش کشیدم و به فاقش نزدیک کردم دستش هنوز روی پاهام بود امیر یه نفس راحت کشید فشار روی رونش کمتر شده بود
اما… کیرش به این حرکت من عکس العمل نشون داد آخه دوتا پام با یه فاصله کم دو طرف کیرش بود
یه لحظه از بالا به پایین نگاه کردم اونم سرشو آورد بالا باهم چشم تو چشم شدیم یه لبخند با گوشه لبم بهش زدم و اون داشت با التماس نگاهم میکرد
برآمدگی توی شلوارش کاملا مشخص بود امیر امیدوار بود ما متوجه نشیم
یاسی به امیر گفت دوتا دستشو به پریا که پشت سرش نشسته بود بده و آروم بزارتشون کنار بدنش و به پریا گفت دستاشو همونجا روی زمین محکم نگه داره و آروم آروم بدن امیرو به سمت خوش بکشه
حالا دستای امیر کنترلی نداشت و کنارش قفل شده بود و بدنش که یکم به سمت عقب رفت برآمدگی شلوارش خیلی بیشتر مشخص شد و حالا ۳ تامون داشتیم به فاق امیر نگاه میکردیم
یاسی لب پایینشو یه گاز کوچولو گرفت اون لحظه دوست داشتم با انگشتای پام اون برآمدگی لمس کنم تا اندازه کیرش دستم بیاد ولی بدون اجازه مربی نمیتونستم کاری کنم شاید یه موقع دیگه…
تو همین حالت بودیم که یاسی گفت کافیه بچه ها بریم حرکت بعدی
من اومدم پایین و پریا هم دستاشو آزاد کرد
-همه برگردین رو مت ها فقط امیر متشو بیاره جلو کلاس
یاسی میخواست روی امیر حرکتو به ما نشون بده
-میخوایم حرکت پل باسن رو بزنیم
روی مت هاتون دراز بکشین زانوتون رو خم کنید و کف پاتون رو روی زمین بزارید
حالا همینجور که بقیه بدنتون روی زمین هست باسنتون رو از زمین جدا کنید
فکر میکنم یاسی این حرکتو داد تا دید بهتری به برآمدگی شلوار امیر داشته باشه البته نه فقط خودش اون امیرو آورده بود جلو کلاس تا این صحنه جذاب رو تو دید ما هم بزاره
۱۰ بار این حرکتو زدیم و تو این مدت چشم یاسی روی فاق امیر قفل شده بود
بعد یاسی به من و بهار گفت که بلند شیم و حرکت زدن امیر رو نگاه کنیم
به امیر گفت ۳۰ تا دیگه این حرکت رو تکرار کنه و بدنشو بالاتر از قبل بیاره
امیر نمیدونست چرا به من و بهار گفت که فقط ۱۰ تا بزنیم
امیر دوباره حرکتو شروع کرد این بار بدنش بالاتر میومد و برآمدگیش بیشتر معلوم میشد
ما ۳ نفر وایساده بودیم بالای سرش و داشتیم به کیرش که تو شلوار داشت تو هوا بالا پایین میشد نگاه میکردیم
هراز چند ثانیه ای یه نگاه بهم می انداختم و یه لبخند ریز میزدیم
وقتی ۳۰ تکرارش تموم شد یاسی گفت حالا ۳۰ ثانیه بدنتو بالا نگه دار و همین کار کرد
تو این ۳۰ ثانیه سکوت مطلق شده بود و فقط نفسای ریز امیر که اون بالا تو فشار بود شنیده میشد چشمای ما روی کیرش قفل شده بود و از چشای امیر معلوم بود دلش میخواد کیرش تو همین حالت منفجر بشه
۳۰ ثانیه تموم شد
امیر بدنشو آورد پایین
یاسی یه لبخند بهش زد و گفت عالی بودی امیر خب حرکت بعدی
امیر تو متتو بردار برو پشت سر بچه ها و هرجا نمیدونستی حرکتو به دخترا نگاه کن
روی مت هاتون بایستید و آروم به جلو خم بشید
من و پریا راحت دستمون به زمین رسید ولی امیر نتونست کامل انجام بده
صحنه تحریک کننده ای بود دو تا دختر با بدن خوش فرم جلوش خم شده بودن
یاسی رفت سمت امیر که بهش کمک منه بهمون گفت که همین جوری تو این حالت بمونیم
امیر که داشت خودشو کش میداد که به زمین نزدیکتر بشه احساس کرد دوتا دست روی کمرش هستن
یاسی در گوشش گفت فقط یکم بیشتر فشار بیار سعی کن کمرت صاف بمونه
و با صدای آرومی (نه اونقدر آروم که ما نشنویم) در ضمن باید یه فکری واسه این مشکلمونم بکنیم و همزمان یکی از دستاشو از روی شلوار از پایین تا سر کیرش کشید و شروع کرد با انگشتاش ملایم با سر کیرش بازی کردن کیرش دوباره تو شق ترین حالت ممکن قرار گرفت نمی خواست ارضاش کنه فقط میخواست اذیتش کنه ولی اگه یاسی همینجوری ادامه میداد ممکن بود ارضا بشه در گوشش گفت دوست داری ارضا شی امیر؟ امیر یه ناله ریز کرد
ولی باید اجازه منو داشته باشی و فعلا این اجازه رو نداری و انگشتشو یکم دیگه سر کیرش کشید و بعد دستشو برداشت
ادامه دارد…
نوشته: میسترس ستاره
5 پاسخ به “کلاس یوگا (۱)”
کوی شعرا چیهاپلود میکنی ادمین،؟
همون اول گفتی ‘مت’ بستمش😂
خوش به حال امیر.هوم.کاش شیراز اینجور خانومایی بودن که واقعا استخدام کنن
داری فیلم پورن تعریف میکنی 😂
جنده خونه هم میری که پول میخوای بدی واسه کردن اینقدر سریع بهت نمیدن