سلام دوستان اسم من مسعود 29سالمه این داستان برای 3 سال پیش هست من کارمندپذیرش بیمارستان چشم بودم.
شروع داستان زمانی بود که شبکاربودم یه خانومی به اسم مارال 40ساله اصلابهش نمیخورد(این خانوم 2سال بودطلاق گرفته بود)باپسرش اومدن پذیرش شدچشماش عفونت کرده بودبعد از اینکه رفت درمانگاه برگشت پیشم گفت دکترگفته باید بری درمانگاه تخصصی شماره شو گرفتم فرداش زنگزدم اومدبعد معاینه شدن رفتیم بیرون جای دوستان خالی رفتیم سینما پارس میدون انقلاب وسط فیلم دیدن دست شو گرفتم بعدنیم ساعت دست شو بوس کردم اونم صورتمو بوس کردازم بابت نوبت درمانگاه تشکرکرد1ماه هرروزهرشب زنگ میزدیم اس میدادیم هرجورشو که فکرکنیدتو این فاصله چندباربازم سینما رفتیم باهاش ورمیرفتم ماه رمضون شداول ماه رمضون پریودشدبهم گفت منم تواین مدت قربون صدقش میرفتم حالشو میپرسیدم شب10ماه رمضون بهم زنگزدگفت فرداروزه نگیربیابریم کوه گفتم باشه صبح ساعت9تومیدون انقلاب قرارگذاشتیم یه سری چیزا گرفتیم برای خوردن من قرص تاخیری خوردم رفتیم تجریش بعدش دربند(اینارودوستان تهرانی یادبگیرن خوبه تودربندیه دوراهی هست بعدمسجدروستا از راه پایین که یکی از راههامیره بالاسمت ایستگاها یکی دیگه میره سمت رودخونه که ما هم رفتیم سمت رودخونه جای دنج خوراک لب و لب بازی جایی که مامورکمترمیاد )رسیدم رودخونه رو ردکردیم رفتیم رویه تخت سنگ نشستیم اول یکم خوراکی خوردیم روسری مانتومارالاز تنش درآوردم گذاشتم کناربرام میوه پوست کندخوردیم دراین حین بدنشو میمالیدم حرفهای عاشقانه بهش میزدم توبغلم نشسته بود هی میگفت اذیت میشی پاشم منم بهش میگفتم راحت باش عزیزم حسابی گردن گوش هاشوخوردم سینه هاشومیمالیدم هم من حشری شده بودم هم اون ازش پرسیدم چراگفتی امروز روزه نگیرم گفت میخواستم مال هم باشیم عزیزم با این حرفش کیرم دیگه ترکیدتاپشودادم بالاازروی سوتین سینه هاشو شدیدمالیدم شروع کردم به خوردن حسابی خیس شدش بعدش سوتین دادم بالا حسابی شروع کردم به مکیدن خوردن چون جای صاف برای درازکشیدن غیره نبودروی تخته سنگ نشوندمش بعد شلوارشو آروم درآوردم کوس شو حسابی مالیدم خیس شده بود آروم شورت شودرآوردم شروع به خوردن کوس نازتوپل جیگرم کردم حسابی بهش حال میدادبازم به ارکاسم رسیدآبشوخوردم (البته بگم خانومهامثل آقایون ؟مایع شدیدازکوس شون نمیاددربعضی موارد شاید استثنایی باشه)بعدخوردن من لباس شلوارمودرآوردالبته سنگ زیرپامون اذیت میکردبدنمودست کشیدنشست روتخته سنگ شروع کردبه خوردن کیرم حسابی بهم حال دادوقتی قشنگ گلفت شدپاهاشوگرفتم توبغلم شروع کیرموآروم گذاشتم دم کوس نازش یواش فشاردادم آه کشیدبعدش یواش یواش عقب جلوکردم تاجابازکنه (قابل توجه کسایی که هنوزکیروتوکوس نذاشته شروع میکنن به تلمبه زدن باید آروم این کاروکنی و وسط کاربدن زن باید بمالی بوس کنی تالذت بیشتری بهش بده)چون تواین 2سال باکسی سکس نداشته پس واژان کس عشقم خشگ شده بودبااون حال که 2بارارکاسم شدش بازم بااحتیاط توکوس نازش میکردم تااذیت نشه حسابی بهش حال داد بعد10دقیقه سکس ارضاء شدش توبغلم ولو شدپوزیشنوعوض کردم ازکون شروع به سکس کردم تنگ بوداذیت شدش یکم بعد براش عادی شدحسابی توکونش گذاشتم هی عقب جلو میکردسینه هاشو محکم میمالیدم براش ازش لب میگرفتم حسابی داغ شده بودم بعدش دوباره کردم توکوسش کیرم میسوخت تو کوس نازش مارالم آخ اوخ میکردشدیدبعد نیم ساعت سکس کردن آبم داشت میاومدبهش گفتم بریزم تو کوست گفت نه میخورم کیرموگذاشت تو دهنش شروع کردبه خوردن آبم بعد خوردن گرفتم تو بغلم کیرم گذاشتم تو کوسش روتخت سنگ دراز کشیدیم بعد1ساعت پاشدیم لباساروپوشیدیم برگشتیم سمت خونه وسط راه تو کوه ازش هی لب میگرفتم خلوت بودوسط هفته بود الان بازم باهم هستیم زن صیغه ایم شده وبهترین لحظات باهاش دارم ببخشید طولانی شد دوستان لطفانظربدید منتظرم
شروع داستان زمانی بود که شبکاربودم یه خانومی به اسم مارال 40ساله اصلابهش نمیخورد(این خانوم 2سال بودطلاق گرفته بود)باپسرش اومدن پذیرش شدچشماش عفونت کرده بودبعد از اینکه رفت درمانگاه برگشت پیشم گفت دکترگفته باید بری درمانگاه تخصصی شماره شو گرفتم فرداش زنگزدم اومدبعد معاینه شدن رفتیم بیرون جای دوستان خالی رفتیم سینما پارس میدون انقلاب وسط فیلم دیدن دست شو گرفتم بعدنیم ساعت دست شو بوس کردم اونم صورتمو بوس کردازم بابت نوبت درمانگاه تشکرکرد1ماه هرروزهرشب زنگ میزدیم اس میدادیم هرجورشو که فکرکنیدتو این فاصله چندباربازم سینما رفتیم باهاش ورمیرفتم ماه رمضون شداول ماه رمضون پریودشدبهم گفت منم تواین مدت قربون صدقش میرفتم حالشو میپرسیدم شب10ماه رمضون بهم زنگزدگفت فرداروزه نگیربیابریم کوه گفتم باشه صبح ساعت9تومیدون انقلاب قرارگذاشتیم یه سری چیزا گرفتیم برای خوردن من قرص تاخیری خوردم رفتیم تجریش بعدش دربند(اینارودوستان تهرانی یادبگیرن خوبه تودربندیه دوراهی هست بعدمسجدروستا از راه پایین که یکی از راههامیره بالاسمت ایستگاها یکی دیگه میره سمت رودخونه که ما هم رفتیم سمت رودخونه جای دنج خوراک لب و لب بازی جایی که مامورکمترمیاد )رسیدم رودخونه رو ردکردیم رفتیم رویه تخت سنگ نشستیم اول یکم خوراکی خوردیم روسری مانتومارالاز تنش درآوردم گذاشتم کناربرام میوه پوست کندخوردیم دراین حین بدنشو میمالیدم حرفهای عاشقانه بهش میزدم توبغلم نشسته بود هی میگفت اذیت میشی پاشم منم بهش میگفتم راحت باش عزیزم حسابی گردن گوش هاشوخوردم سینه هاشومیمالیدم هم من حشری شده بودم هم اون ازش پرسیدم چراگفتی امروز روزه نگیرم گفت میخواستم مال هم باشیم عزیزم با این حرفش کیرم دیگه ترکیدتاپشودادم بالاازروی سوتین سینه هاشو شدیدمالیدم شروع کردم به خوردن حسابی خیس شدش بعدش سوتین دادم بالا حسابی شروع کردم به مکیدن خوردن چون جای صاف برای درازکشیدن غیره نبودروی تخته سنگ نشوندمش بعد شلوارشو آروم درآوردم کوس شو حسابی مالیدم خیس شده بود آروم شورت شودرآوردم شروع به خوردن کوس نازتوپل جیگرم کردم حسابی بهش حال میدادبازم به ارکاسم رسیدآبشوخوردم (البته بگم خانومهامثل آقایون ؟مایع شدیدازکوس شون نمیاددربعضی موارد شاید استثنایی باشه)بعدخوردن من لباس شلوارمودرآوردالبته سنگ زیرپامون اذیت میکردبدنمودست کشیدنشست روتخته سنگ شروع کردبه خوردن کیرم حسابی بهم حال دادوقتی قشنگ گلفت شدپاهاشوگرفتم توبغلم شروع کیرموآروم گذاشتم دم کوس نازش یواش فشاردادم آه کشیدبعدش یواش یواش عقب جلوکردم تاجابازکنه (قابل توجه کسایی که هنوزکیروتوکوس نذاشته شروع میکنن به تلمبه زدن باید آروم این کاروکنی و وسط کاربدن زن باید بمالی بوس کنی تالذت بیشتری بهش بده)چون تواین 2سال باکسی سکس نداشته پس واژان کس عشقم خشگ شده بودبااون حال که 2بارارکاسم شدش بازم بااحتیاط توکوس نازش میکردم تااذیت نشه حسابی بهش حال داد بعد10دقیقه سکس ارضاء شدش توبغلم ولو شدپوزیشنوعوض کردم ازکون شروع به سکس کردم تنگ بوداذیت شدش یکم بعد براش عادی شدحسابی توکونش گذاشتم هی عقب جلو میکردسینه هاشو محکم میمالیدم براش ازش لب میگرفتم حسابی داغ شده بودم بعدش دوباره کردم توکوسش کیرم میسوخت تو کوس نازش مارالم آخ اوخ میکردشدیدبعد نیم ساعت سکس کردن آبم داشت میاومدبهش گفتم بریزم تو کوست گفت نه میخورم کیرموگذاشت تو دهنش شروع کردبه خوردن آبم بعد خوردن گرفتم تو بغلم کیرم گذاشتم تو کوسش روتخت سنگ دراز کشیدیم بعد1ساعت پاشدیم لباساروپوشیدیم برگشتیم سمت خونه وسط راه تو کوه ازش هی لب میگرفتم خلوت بودوسط هفته بود الان بازم باهم هستیم زن صیغه ایم شده وبهترین لحظات باهاش دارم ببخشید طولانی شد دوستان لطفانظربدید منتظرم
نوشته: مسعود
7 پاسخ به “کردن کون مینا دوست نامزدم”
سلام عرض شد به ملت، من مارالمزنی چل ساله اهل عشق و حالمنمیدم من دگر کس را سر کوهمیشینم توی خونه، خود می مالم
اي كونيه جلاقه پشته كوهي :انقدر حسادت تهرانيها رو نكن .تو دهات خودتون هم ميتوني با دختر كدخدا يا گاو مش حسن حال كني . اونم لب روخونه.مجلوق عزيز:از تهران فقط ميدان انقلاب رو شنيدي و در بند رو ؟؟؟ آخي !!!
همچین با اعتماد به نفس نوشتی هر کی ندونه انگار همه اینجا تسکل تشریف دارن ؛ با پوزش از کاربران ؛ حدا عقل بده ؛ اسم داستانت هم که هیچ ربطی به داستان نداشت ؛ برو نمرین کن بعد بیا بنویس ؛ کدوم خانم دیوانه ای میاد کوه سکس کنه ؟ خالی بندی هم حدی داره آخه
من کاری به کس شعرایی که گفتی در کل داستانت ندارم، فقط تویی که کلاس آموزش کس کردن گذاشتی که آروم آروم باید کرد، فرتی کردی تو کونش؟بعد هم از کون در آوردی کردی تو کسش بعد هم دهنش ؟ خوب تو الان فحش هم نمی خوای بخوری لابد !!!
خالی بندی از این بالاتر نمیشه اینهمه جای دنج هست اون وقت توروتخته سنگ بکنیش- بعدشم از لحاظ علمی حداکثربعد 10 دقیقه دخول مرد آبش میاد تو چطور نیمساعت تلمبه زدی .کس نگو
آقای محترم خالی بند ممکنه بگی این خانم اونوقت چه ربطی به نامزدت داشت؟
چه ربطي به مينا و دوست نامزدت داشت اونوقت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟