پرشان دوستم نيست (۱)

دوستم پرشان پاى راستش فلجه ، پاى چپ هم نداره ، يه دستش از آرنج به پايين قطع شده و اون يكى دستشم فقط انگشت وسطش رو ميتونه تكون بده چشم هاش بزور ده تا عمل يكم بهتر شده يعنى اگه دو سانتى چشماش زنون روشن كنى ميتونه با ترديد بگه روشنه يا خاموش، ولى كور نيست.
گوشهاش خوبه البته سمعك داره و با يه بلندگو دستى نزديك گوشش داد بزنى حله، ميشنوه ! ولى مثل بلبل حرف ميزه
تا حالا با بلبل حرف زدين؟
من كه تا حالا نديدم بلبل حرف بزنه ولى ميگن هست؛اگه ازتون پرسيدن شما هم بگين هست.
من يكبار توى پرنده فروشى گفتم نيست ، صاحب مغازه جلوم وايساده بود خواست جواب بده كه از پشت سرم يه صدايى مثل صداى دوستم پرشان شنيدم كه ميگه هست؛ برگشتم فقط يه قفس بزرگ اونجا بود با تعجب به پرنده اى كه داشت ميگفت هست هست نگاه كردم جالب بود برام.
خيره شده بودم تو چشماش ولى فكرم پيش پرشان جا مونده بود هر چى بود خيلى ازين پرنده بهتر حرف ميزد درسته بايد يكى ازين دستگاها كه اسمشو نميدونم به گلوش ميچسبوند تا بشنوى چى ميگه ولى هرچى بود بهتر ازين پرنده حرف ميزد.
حس دلتنگى وجودمو پر كرد پرشان واقعا دوست داشتنى بود ، بايه صدا كه شبيه بوق تريلى بود و با صداى خنده فروشنده همراه شد به خودم اومدم. سفيدى بالهاى پرنده با رنگ سفيد قفس ! شباهتى در اوج تضاد بود چه قدر تلخ گرفتاري خودش را با ما يكرنگ نشون ميده!
متوجه سايه اى روى قفس كه جلوى نور خورشيد رو ميگرفت و خودشو بزرگتر نشون ميداد شدم كم كم قفس كاملا زير سايه مردى كه كنارم ايستاد بود ازتابش نور خورشيد محروم شد !
_با صداى آرومى فرياد زد(بخاطر تن پايين صداش مجبور بود سعى كنه بلند حرف بزنه تا صداش شنيده بشه):
قيمت اين كاسكو چنده؟
سريع حرفشو قطع كردم و با تعجب گفتم
_كاسكو؟
با خنده اى تمسخرآميز نگاهى به من كرد
_آره كاسكو ،
نشنيدى تا حالا
ديگه حرفى نزدم حس خوبى نبود وقتى اين يارو با اون قيافه يوريش كه انقدر جلو قفس پرنده ها سوت زده صورتش حالت گرفته توى ذهنش منو احمق فرض كنه؛
دوباره همون صداى بوق تريلى ولى اينبار بلندتر نگاهم به دهن كه نه!منقار باز كاسكو افتاد وبازهم صداى خنده؛
آخرش نفهميدم فروشنده چرا به اين صداى وحشتناك ميخنديد آدم خوبى بنظر مي اومد رفتم نزديكش و ازش پرسيدم كاسكو همون بلبله؟ البته اين سوال رو اونقدر آروم گفتم كه به سختى شنيد اصلا دوست نداشتم اون مرده دوباره منو احمق فرض كنه ولى فروشنده كه انگار تواين باغها نبود با صدايى رسا و بلند داشت براى من تفاوت بلبل و كاسكو رو توضيح ميداد به خودم فحش ميدادم با سر تاييد ميكردم حرفاشو كه ديگه ادامه نده ولى انگار تصميم گرفته بود مثل معلم زيست شناسى دلسوز تمام علمشو در اختيار من بذاره تو همين حين اون مرده هم بيكار نبود در حاليكه تخمه هاى كاسكو رو براى خودش ميشكوند با نيش باز زل زده بود به من
واقعا دوست داشتم مثل كرگدن سرمو بگيرم پايين و ميدويدم سمتش ولى حيف كرگدن نبودم! نگاهمو چرخوندم سمت فروشنده سعى كردم بى تفاوت نسبت به اون مرد از حرفهاى فروشنده چيزى ياد بگيرم كه از آروم شدن صداش فهميدم درس دادنش تموم شده باتشكر من دوباره سرگرم پرندهاش شد. ميدونستم قصد بدى نداشت و ميدونستم همه گرفتاريهامون براى همراهى ناخودآگاه با دشمنه ؛
سنگينى نگاه اون مرد رو هنوز حس ميكردم به سمتش چرخيدم اونم همزمان روشو برگردوند كه برخورد دستش قفس پرنده رو تكون داد يه لحظه شوكه شد كه نكنه قفس زمين بخوره سريع دستشو جلو برد كه دوباره يه صداى مهيب!!
اينبار انگار ده تا تريلى باهم بوق زدن اونم درست بغل گوش اون مرده بيچاره دلم سوخت انگار برق فشار قوى ازش رد شده ، خنده فروشنده كه فقط به اون صدا ميخنديد حتى نگاهم نكرد.
سرش گرم بود ، فقط خنديد! اون خيلى خوب بود از صداى خنده اش منم خنده ام گرفت و باديدن چهره مبهوت مرد اصلا نميتونستم جلوى خودمو بگيرم ديگه كم مونده بود كف مغازه پشتك بزنم انگار داشتم با خنده انتقام ميگرفتم هرچى بود حس خوبى بهم ميداد
فروشنده كه معلوم بود تعجب كرده و فقط بامن تاوقتی توى مغازش بودم با اينكه دليل خنديدن منو درك نكرده بود بدون دليل و بلندتر از من خنديد!
دستمو به نشونه خداحافظى بالا اوردمو اونم همين كارو كرد كه درب رو با لبخندى كه ديگه داشت كمرنگ ميشد بستم از شيشه ويترين با نگاهش دنبالم ميمومد انگار تازه منو ديده بود منم نگاهم به سمش بود كه يهو خنده ام خشك شد چشمام قفل شده بودن تو چشماى يه پيرمرد عصبانى كه با نفرت زل زده به من واى خدا ؛
خوب حق داشت بيچاره اينجورى نگاه كنه
توى مغازه املاكى چشم به در نشسته منتظر مشترى كه يدفعه از گوشه تصوير يكنفر با نيش باز و سى ودو تا دندون كه تو چشماش زل زده تاوسطاى تصويرم همينطورى مياد! حتما به خودش گفته اينم از روزى امروز ما ؛

…چند قدمى دورتر شدم تمام حوادث مثل فيلم چند ثانيه از جلوى چشمهام گذشت سعى كردم بهش فكر نكنم و سنگى رو كه جلو پام بود رو همزمان كه ميگفتم بيخيالش شوت كردم
نگاهم با سنگ جلو ميرفت به ثانيه نكشيد كه صداى مردى :
_آخ
يه آقاى ميانسال با كت شلوار و كيف مشكى؛
بخشكى شانس، دروازبانشون جلوى شوتمو گرفت!
از نگاهش معلوم بود اونم مثل من داره به شانس و اقبالش بدو بيراه ميگه!
قبل از اينكه بحثشون به جاهاى باريك بكشه از خودگذشتگى كردم بهش نزديك شدم و همه چيزو گردن گرفتم!
_آقا شرمنده معذرت ميخوام چيزيتون كه نشد؟
با يه نگاه به سنگ كه همچين كوچيكم نبود فهميدم چه سوال احمقانه اى پرسيدم
درحالى كه دستى به ساق پاش ميكشيد با اخمى كه داشت نگام كرد
_براى شروع بدنبود
حرفى نزدم حق داشت، فقط بخودم ميگفتم يادم باشه آخرش به فيلم بردار بگم صورتمو شطرنجى كنه!
صاف ايستاد از چهره اش معلوم بود آروم تر شده دستى به بازوم زد
_عيبى نداره اتفاقى بود
لبخند كوچيكى زد و به راهش ادامه داد منم با اينكه ميدونستم تقصير خودش بود كه ساقبند نبسته بود ولى با صداى بلندى:
_بازم شرمنده
بدون اينكه برگرده دستشو به سمت جيبش برد و با صدايى كه از زنگ گوشيش بلندتر بود گفت”خودتو ناراحت نكن” و مشغول صحبت شد.
ياد پرشان افتادم
_لعنت به تو پرشان
به سمت جايى كه ماشينو پارك كرده بودم راه افتادم…
واى خدا چقدر اين دختر خوشگل بود همه چى انگار يادم رفت هر قدم كه بهش نزديك ميشدم كمتر بهش توجه ميكردم هميشه همينطورى بودم؛
ولى با ماشين من چيكار داشت؟
سوئيچ دستم ، يه ابرو بالا، فاز آلن دلون ،با صدايى از ته گلو
_عزيزم !!
بلافاصله برگشت نگاهش پر از علامت سوال بود ولى با ديدن سوئيچ حالتش تغيير كرد نگاهش پر از جواب شد ولى من پر از سوال!
_اين ماشين مال توئه؟
من كه هنوز ژست آلن دلونم رو حفظ كرده بودم:
_قصد فروش ندارم
هنوز حرفم تموم نشده بود كه همجا دگرگون شد آسمون قرمز!
با گلوله هايى از آتش كه همشون به سمت من ميومدن همجارو خون گرفته اينجا ديگه كجاست؟از گرماى شديد باد حس ميكردم لايه اى از پوست صورتم برداشته شده قيامت بود؟ ميخواستم داد بزنم؛ نشد انگار خشك شده بودم با خودم گفتم چرا قبل از ظهور امام قيامت شده!؟
حتما خدا برنامه اش تغيير كرده خواسته غافلگيرمون كنه!
حيرت زده به جلو خيره شده ام فقط صداى جيغ هاى دخترى به گوش ميرسه ، اين چه جهنميه!؟
ياد دختر زيبايى كه در آخرين ثانيهاى زندگيم ديده بودم افتادم كه همچى به حالت عادى برگشت گيج بودم ديدم اون دختره هنوز جلومه يه نفس راحت كشيدم خدا رو شكر انگار همش خيالات بود. ولى نه هنوز اون صداها رو ميشنيدم يه نگاه به دختر كافى بود كه قلبم از جاش كنده بشه
من داشتم شيطانو ميديدم چقدر ترسناك اون صداها پس از اينجا ميمومد وحشت زده با چشمهايى كه از ترس بسته نميشدن
فقط تونستم داد بزنم
_كمك !!
ناگهان شيطان از جسم دختر بيرون اومد و فرار كرد! چهره زيباش برگشت و شد همون دخترك معصوم كه مات و مبهوت و بى صدا خيره شده بود من!
واقعا احساس قدرت ميكردم منتظر بودم منو سوپرمن خطاب كنه و براى اينكه اونو از دست شياطين نجات دادم ازم تشكر كنه!
ولى اون بى ادب اينكارو نكرد
با يه حالت عصبى زل زد تو چشمام
_چته؟چرا اينجورى اربده ميزنى؟
كمك ميخواى آره ؟
از حالت گرفتن كيفش حس درد عجيبى تو سرم كردم حواسم كاملا جمع شده بود به حركت دستش و اون كيف كه خدا ميدونه چند كيلو بود ضربه مغزى رو شاخش بود. ميشدم مثل پرشان؛ آره پرشان اين بلا ها زير سر نفريناى اونه لعنت به تو پرشان؛
دختره انگار مغزش كار نميكرد واقعا ميخواست بزنه؟ دستشو با يه حركت سريع چرخوند، حالا دقيقا كيف رو بالاى سرم ميديدم ديگه وقت فكر كردن تمومه از روى غريزه پريدم وسط شمشاداى كنار پياده رو
_تو ديوونه شدى دختر چى از جون من ميخواى ؟
دختره بيچاره نفس نفس ميزد و حسابى لجش گرفته ازاينكه نتونسته با كيفش منو پخش آسفالت كنه نميدونم چرا فاز شكارچيهاى قطب شمال كه پاشونو ميزارن روى خرس قطبى بدبخت عكس ميندازن گرفته بود! باز شروع كرد
_من چى از جونت ميخوام؟ اومدى ماشينتو گذاشتى جلو پاركينگ ما واقعا آدم…
حرفشو ادامه نداد واقعا دختر با ادبى بود قبلا اشتباه كرده بودم اون موقع تحت تاثير شياطين بوده!با صداى بغض آلود ادامه داد:
_دو جلسه غيبت دارم اگه امروز به كلاسم نرسم مجبورم درسمو حذف كنم.
اين چى داره ميگه حالش خوب نيست منو چى فرض كرده اگه اين راست ميگه پس چرا ما هر ترم سه جلسه بيشتر نميرفتيم؟گفتم خوشبين باشم حتما قانون عوض شده!مطمئن بودم يه كلمه ديگه بگه بغضش ميتركه كه بووومب مرتيكه هيكلش مثل بشكه خيار شور بود، تو ساندويچى زل زد بود به ما كه انقدر خورد تركيد.
الانم داشت هر هر ميخنديد.،زهرمار نكبت
دختره بى توجه داشت حرف ميزد
_خدا من چه گناهى كردم كه گير اين افتادم بهش ميگم ماشينشو برداره داد ميزنه كمك، كمكم كنيد تو يه آدم ديوونه اى لعنت به تو …
باينكه سعى ميكرد جلو خودشو بگيره ولى كلمه هاى آخرشو با گريه گفت من ديگه طاقت نياوردم رفتم كنارش مثل يه احمق واقعى رفتار كرده بودم بايد يجورى درستش ميكردم
_ميشه منو ببخشى؟اصلا موقع پارك كردن متوجه پاركنيگ نشدم متاسفام
_تورو خدا فقط اون ماشينتو بردار من به كلاسم برسم
_حتما حتما شما برو ماشينتو بيار بيرون
تا اومد يقدم به سمت پاركينگ بره من تو ماشين بودم سوئيچ باز بعد از سه ثانيه استارت استارت استارت استارت نگاهم چرخيد سمت دختر كه معصومانه خشك شده بود چهره نااميد منو كه ديد ديگه صبر نكرد و باسرعت زياد رفت
_كجا دارى ميرى؟
_با دربست برم بهتره ازاينه وايسم ببينم تو چطورى منو يه ترم عقب ميندازى
من كه ميدونستم تا خيابون اصلى چقدر راهه اون امكان نداشت برسه از خودم بدم اومد نميخواستم اين اتفاق بياوفته ولى مقصر بودم ازاينكه كارى نميتونستم بكنم كلافه ميشدم
كاپوت بالا بود ولى فكرش عذابم ميداد فكرى به سرم زد دست كردم توجيبم ولى انگار نحسى امروز تمومى نداشت تو جيبم نبود دستمال قدرتمو خونه جا گذاشته بودم!
مطمئن بودم همه قوطى اسفنجارو هم پرشان لعنتى خورده!
هميشه وقتى مغزم هنگ ميكرد با اينجور فكرا سعى ميكردم بهش فكر نكنم
سرباترى رو دوباره گذاشتم سرجاش مطمئن بودم درست شده
سوئيچ باز بعداز چند ثانيه استارت روشن
_آرررره
كاپوتو بستم و كلاج، يك ،گاز تاآخر و پامو از رو كلاج برداشتم دور موتور سه هزار رسيد ولى سرعتم صفر مونده بود؟ دستى بالا بود! ديگه وقت شوخى نبود با همون حالت دستى رو خابوندم با صداى تيكاف فقط ياد پولى كه ميشمردم تو لاستيك فروشى افتادم !
نميتونست زياد دور شده باشه ديدمش كنارشم يه ماشين كه من اسمشو گذاشتم ااا… چون بقيه اش تو دهنم نميچرخه !
گفتم تو اين شرايط حتما سوار ميشه اونم ميرسونتش
رفتاره دختره كاملا عجيب بود داشت ميدويد ولى اصلا توجهى به اون غول آهنى نميكرد تا اينكه بيخيال شد و رفت دنبال يكى ديگه كه جلوتر بود كلا خيابون با صفاايه!
وقتى ديدم سوار نشد گفتم نكنه منو ضايع كنه اين وسط كلى اعتبارى كه جمع كردم به باد ميره
يادم افتاد كه واسه چيز ديگه اى الان اينجام ديگه صبر جايز نيست پام گازو ول كن نبود مدام فشارو بيشتر ميكرد رسيدم بهش دختره با شعورى بود بخاطر اينكه ترافيك نشه اومده بود اينور خيابون !
شيشه پايين بود اين آلن دلون انگار از ما قرار نبود بكشه بيرون پشتش به من بود كه با يه صدا از ته گلو:
_عزيزم…آريزونا

ادامه …

بازدید 10,361

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

95 پاسخ به “پرشان دوستم نيست (۱)”

  1. پسر مخم سوت كشيد چه نفسي داريولي واقعا افرين داري اي درد و بلات بخوره تو سر پرشان كه به اين روز افتادياريزونا فك ميكردم يكي از نويسنده هاي خوب اين متنو نوشته باشه اما اسمتو كه ديدم لذت بردممنتظر ادامشم

  2. متاسفانه برای من داستان خسته کنندی ه ای بود و به قول دوست عزیز گیج کننده. که این هم برمی گرده به سلیقه من که دوست دارم

  3. خيلي خوب بود.مرسي!انقدر قوي نوشتي كه دو پاراگراف اول داستانو خوندم از روي كنجكاوي رفتم ببينم اسم كي اخر داستانه!! قلمت خيلي متفاوته.واقعا لذت بردم.ولي پرشان كيه?? يا شايدم بايد بگم چيه??هويتش برام مفهوم نيست…

  4. اریزونای عزیز برا شروع خوبه/هرچند برا تشویق بهت عالی دادام/غلط املائی داری که اگر داستانو با حوصله بازنویسی کنی،حتما رفع میشه…یه طنز تو نوشتنت هست که قشنگه ،اگه بتونی پرورشش بدی فکر کنم بهترم میشه……من كه تا حالا نديدم بلبل حرف بزنه ولى ميگن هست؛اگه ازتون پرسيدن شما هم بگين هست:ولی میگن میزنه یا میگن حرف میزنه.وشماهم…بنظرم اینطوری بهترباشه/البته پیشنهاده/بازم بنویس…راستی این پرشان هم برا خودش لعبتیه ها…تا ببینیم چی میشه

  5. با مزه بودبه قول پیرفرزانه یه طنزی تو نوشتت هست که باید پرورشش بدی. تو طنز میدونم که بهترینی.تو این مدت که داستان میخوندم و نظر میدادم، از کامنتهای هیچکس به اندازه تو نمیخندیدمداستان خوبی بودمن که حال کردم!ولی افسون هم درست میگهمن نفهمیدم پرشان دختره است یا پرنده؟

  6. سلام آريزونا جان چون اولين باري هست كه به عنوان متهم!منتظر حكمي بايد عرض كنم،براتون بازداشت موقت نوشتم تا اوضام بهترشه،بدون غرض ورزي! حكم بدم.درگوشم بگو دولي يا ايجوري حكم بدم؟اميدوارم مقام قضاوت مارا كير،نكني،كه خشمم درآيد.داداشي خوندم،حرف دلم بگم، بهم ميگن مالوندي،چون دوستت دارم و به دلم چسبيد ازت تعريف كردم.پيشنهاد ميكنم زياد با امثال من دم خور نشو،چون پيچوندن بلدي،شديد، اگر تاب دارشي من بايد غازبچرونم.آخر بازي دادني جدي گفتم،باما همكاري ميكني؟ اگه ديگه كوچولوترش نگم چي؟صميمي نشو،هنوز رفع اتهام نشدي فكر مقام ما هم باش!سند نداشتي مهم نيست بيا عباي ما جادارد باهم ميرويم!فقط تا وقتي دايره برسر دارم شيطنت نكني،كه تهمت متظاهر برما واردشود،بسي دردناكتر از آن كلفتها ميباشد.تاب دارشدي يا ادامه بدم؟

  7. یکم گیج شدمولی برای من خیلی جالب بودهمچنین خنده دارمخصوصا قسمت پرنده فروشی 8)من نمیتونم الان نظر زیادی بدم چون اطلاعات زیادی بدست نیووردمموفق باشی دوست منامیدوارم جالب تر بشهو در ادامه هم بیشتر پرشان رو بشناسم

  8. ـ اینو کی نوشته بود؟!ـ آریزوناـ کدوم آریزونا؟! همون آریزونای خودمون؟!!ـ خب اره دیگه، مگه چندتا اریزونا داریم؟!ـ پس قربونت برم میشه واسم توضیح بدی اینایی که نوشته یعنی چی؟! راستش نیست یه جورایی سواتمون نم کشیده هرچی خوندیم نفهمیدیم کی به کیه.داداش میشه یه مقدار کلاسیک تر بنویسی. هرچی سعی کردم نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم. پرنده فروشی، بلبل،کاسکو،پرنده فروش،املاکیه،سنگ و ساقبند…! پرشان،ماشین جلوی درب پارکینگ، دختری که سه تا غیبت کنه حذف میکننش و…من کیم، توی هستی؟! اینجا کجاست اینو کی … .

  9. درود بر اریزوناخوب بودولی این داستان حداقل چیزی بود که از اریزونا انتظار میرفتمن این سبک داستانو دوست دارم با همه مجهولاتشمنم مثل همه گیج شدم پس تو به هدفت رسیدیالبته میتونستی بهتر بنویسیراستی بعضی جاها ادم کلافه میشد وقتی همچین داستانی مینویسی باید حواست باشه که رو مخ خواننده قدم نزنی چون ممکنه یه لحظه از خوندن ادامش پشیمون بشهدر کل من داستانتو دوست دارمهمینطور خودتوپس بالاترین امتیازو میدمکه البته یه مقدارش واسه علاقه ای که به خودت دارمکسی ام حق نداره اعتراض کنه واسه من شخصیت نویسنده باعث میشه با یه دید متفاوت داستانو بخونمبعضی از داستانا خیلی خوبند ولی من احساس خوبی نسبت بهشون ندارم حسی مثل حس دلخوریولی تو هم خودت محشری هم داستانت

  10. ممنونم ازينكه وقت گذاشتين،و خوندين.انتقادهاى همه دوستان درست هستش، علاقه شخصى و تفاوت ديدگاه ها داستان رو براى فردى خوب جلوه ميده براى ديگرى بد.سعى ميكنم به رسم همين سايت جواب دوستان خوبم رو بدم.ينفر دوتا از انگشتاى دستش رو بهم چسبوند و به دوستش گفت اين چندتاست؟دوستش گفت دو تا…؟گفت نه يك كلفته!

  11. دوتا نگاه و دوتا نمره به این داستاننگاه اول:پرت و پلا بود به معنای واقعی… فقط چون کامنتهای مثبت درموردش بود خوندمش و بزحمت رسیدم سطر آخر که بعد هم کلا پشیمون شدم و حیف از وقت…فهمیدم کامنتهای مثبت هم از روی رفیق بازی و پارتی بازی بوده… آفتی که اینجا هم دست بردار نیست… کامنت و نظر مثبتی که از روی رفیق بازی باشه از فحش هم بدتره… که چی؟ چه سودی داره بجز باد کردن بیخود نویسنده و گمراه کردن و دروغ گفتن به بقیه…داستان؛ یک ردیف از بالا به پائینه یک مشت “سطر” های مغشوش و بی معنی و غیر مرتبط به هم و هرکدوم یه داستان!!! به هیچ عنوان جذابیتی که بخواد خواننده رو دنبال خودش بکشه نداشت و غلط املائی و دستوری و یک آش شلم شوربای خنک و بی مزه و بی معنی… درسته که داستان ممکنه چند قسمت باشه و باید همه رو خوند و قضاوت کرد، ولی همین قسمت رو یه نفر توی دوتا جمله تعریف کنه چی شد که یادمون بمونه برای قسمتهای بعد…از لحاظ داستان نویسی…نمره: صفر!

  12. آریزونکی-بلبل دوس داشتکیآریزونا جان دمت گرم!خیلی با داستانت حال کردم؛قدرت طنزیت تو حلق مازیار :LOL:فقط نفهمیدم پرشان چه موجودیه؟؟؟آدمه؟ بلبله؟ کفتره؟ اسم یه ماشینه؟ تو جیب جا میشه؟ :quest:(ستاد پرشان شناسی)نمرتم محفوظه 😉 (هه هه! میخوام مثه مازیار توطئه کنم :LOL: )هرچه زودتر قسمت دومشو آپ کن با این تفاوت که 15 خط اولو درمورد ماهیت پرشان صحبت کن :LOL:خرسند و شنگول باشی :)…نيمو11:باز خوبه آریزونا 4تا رفيق داره كه ازش تعريف كنن و اين محبوبيتشو نشون ميدهولي جنابالي چي؟دوس داري توجه جلب كني؟ اين راهش نيست…حالا كه بچه ها دوسش دارن تو احساس فشار ميكني؟الان چرا پاچه ميگيري؟چند روزه داستان جديد آپ نشده و تو كار جلقت موندي؟خب تا داستاناي جديد آپ ميشه برو داستاناي قبليو بخون و مرورشون كنديگه چس غم شدن(همين الان اين كلمرو ساختم!) نداره 🙂

  13. آقای مهندس گل پسر که آیدی تو طوری انتخاب کردی که باید نیم ساعت تایپ کنیم و تعریفت کنیم تا برسیم به کلمه “سلام”… سلام :)به سبک خودت جوابت میدم؛ آخه الاغ “کی” طرفدار داره؟ “کی” برای چی میخواد جلب توجه کنه؟ مگه من و تو و همین آریزونا یا هرکس دیگه بجز یه آیدی مسخره و الکی که با دوتا کلیک راست و دروغ درست میشه، چیز بیشتری هستیم؟؟ حالا فرض بفرما نصف سایت بکن تو هم طرفدار من یا شما… چی گیر کی میخواد بیاد؟؟ مگر اینکه کسخل باشی که بجای لذت نقد و لذت یاد گرفتن و احیانا لذت یاد دادن به چیز دیگه ای دل ببندی… تو از کجا میدونی “آریزونا” آیدی دوم من نیست؟؟ با یه شخصیت کاملا متفاوت و رفتار متفاوت؟؟ میخوای من یه آیدی دیگه بسازم و بیام باهاش قربون صدقت برم و باهات رفیق بشم و با این آیدی نیمو فحش خواهر مادر بهت بدم و در خفا به حماقتت بخندم؟؟ پسرجان دنیای مجازی اسمش روشه… ” م…جا…زی” یعنی هیچی واقعیت نداره… تو بیا تا پس فردا فحش خواهر و مادر بار “نیمو 11” کن… یا شش صفحه قربون صدقه “آریزونا” برو… نیمو یه ماهی بود تو دریا، آریزونا یه صحرا تو امریکا…!!! احساس کسخلی بهت دست نمیده فحش یه ماهی بدی و قربون صدقه یه بیابون بری؟؟؟پس آقا مهندس بجای بچه بازی و حماقت از این دست؛ اندیشه های پشت این آیدی ها برات مهم باشه و وقتی که میزاری و یه مطلبی رو میخونی… یا حتی همون جق زدنی که خودت میگی… چه اشکالی داره؟؟رفیق بازی و ممد و حسین و شهرام و بهرام وقتی خوبه که بشینین با هم یه حکم بزنین یا دو تا پیک ویسکی یا بریزین توی صندوق عقبت و برین شمال…!شعور داشته باش… بزرگ فکر کن… بقول معروف تینک بیگ!گرفتی آقای مهندس؟؟

  14. ها ها ها ها هااره ما رفیقاشیمخود آریزونا گفت سبک داستان به همین منواله!تو هم کونت بسوزه 😀 😀 :Dنیمو جوجه فکلی الان میخوای بگی منم هستم?!بیا برو جوجــــــــــــوکامنت صد صفحه باشه کسی اینجا حسابت نمیکنه 8)من که منتظر قسمت بعدی داستان آریزونا هستم(((در ضمن نمره صفر تو بکن تو وجود نداره,کمترینش 1 از 5 نمرست بی سواد)))محض اطلاع :bigsmile:

  15. ببين جوجهشايد يكي مثه تو واسه سوژه جلقش بياد اينجا هر چرتو پرتي كه تو دنياي واقعي تخم گفتنشو نداره،اينجا بگهولي شنيدي ميگن كافر همه را به كيش خود پندارد؟درسته اينجا دنياي مجازيه ولي تو همين دنياي مجازي ميشه با كسايي دوس بشي كه همونا جزء بهترين دوستات ميشندرضمن تو از كجا ميدوني ماها فقط اينجا باهم دوستيم؟علم غيب؟ما يه گروه دوستانه باحضور كسايي كه سرشون به تنشون مي ارزه تشكيل داديم و همه شماره همو داريمتازه باهم ملاقات ديداري هم داشتيماگرم ميبيني اينطوري دارم باهات حرف ميزنم بخاطر شخصيت نداشته ي خودته؛چون زير نظرت داشتمدرضمن اگه يه جو گندم غيرت داشته باشي از فحش خوردن بدت مياد؛حتي تو دنياي مجازيحالام بهتره از روي اون منبر بي صاحاب بياي پايينتو گرفتي؟

  16. آقا چتونه تا دو دیقه میرم و میام میبینم یکی از حلق من مایه گذاشته! آخه مگه خودتون حلق ندارین؟. . .باز این یارو به قصد خودنمایی اومد!ببین پسرجان! دوستی ماها به همین سایت محدود نمیشه. بیرون از این هم چیزایی هست که تو نمیدونی. پس ببند! برو قسمتای دیگه رو ببین تا جلقت دربیاد هیچکس مجبورت نکرد اینو بخونی پس کامنتای زیر داستانو بهونه نکن. . . . .آریزونا تو رفاقت نمره ات بیستهواسه داستان هم پنج

  17. سوگولى ،پروازى و ميس رامش عزيز خيلى ممنون كه قابل دونستين، توضيحاتى كه دادم شامل انتقاد شما هم هست.

  18. اریزونا جان منم با نظر nimo موافقم اینجا محول ادبی نیست و اگر خیلی از لحاظ ادبیات دوستان در سطح بالا هستند لطفا مراجعه کنند به این سایت خودم هم عضوش هستم اقلا دوتا چیز بیشتر یاد میگیرید

  19. خودتون دارین میگین ما بیرون از اینجا هم رفیقیم و امتیاز و کامنت رفاقتی دادیم…دیگه من چی بگم؟؟این مفهومش تائید حرفهای من و ابطال کامنتها و رای های خودتنه که واقعی و نقادانه نبوده…البته با این سطح شعور بعید میدونم اینچیزا رو بفهمی…آنچه میگویم به قدر فهم تست…مردم اندر حسرت فهم درست…

  20. مهندس گل پسر فدات شم من يه كامنت نوشتم اينجارو منفجر كردى با اومدنت :-)يدونه اى ;-)باعث افتخاره آدم دوستاى خوبى مثل شما داشته باشه

  21. اون زیم زکس هم که میگه دوصفحه هم بنویسی تحویلت نمیگیریم؛ …میگن یه روز یه احمقی داشت یه جا تعریف از خوبی های یک فیلسوف میکرد… به فیلسوف که ماجرا رو گفتن زد زیر گریه… گفت من چقدر بدبختم که یه احمق داره ازم تعریف میکنه…با این سطح سواد و شعور لطف کن همین کاری رو که میگی بکن و هیچوقت تحویل نگیر… 🙂

  22. جناب نیمو11ببین دوست نسبتا محترم هرچند مایل نبودم شمارو مخاطب قرار بدم به دلیل ادبیات جبهه گیرانه و خود خردمندانه بینانتونولی مجبور شدم چون به بنده و بقیه دوستان انگ رفیق بازی و باند بازی زدی و همه رو فاقد فهم و شعور دونستی و پیش خودت خیال کردی خدای کمال و جمال و جلالیاقای محترم عرض کنم خدمتتون کهدرسته من با کاربری اریزونا دوستی خیلی محدود دارم ولی این دوستی علت تعریف و تمجید از داستانشون نبود الانم رو حرفم هستم این داستان یکی از متفاوت تری داستانای بکن تو و البته از بهترین هاستاین داستان یه سبک خاص داره که نویسندگان بزرگ زیادی به این سبک نوشتند و می نویسند، بنده قبل از کامنت گذاشتن زیر این داستان با چندتا ادم زبردست که هیچ رفاقت و دوستی با اریزونا نداشتند در مورد این داستان حرف زدم همه به اتفاق به کیفیت خوب این داستان معتقد و معترف بودند، پس اگر شما اطلاع نداری دیگران رو محکوم به نفهمی نکن

  23. باهوش اون حرف مهندس در جواب این قسمت از کامنت تو بود( که ما ها مجازی هستیم و من ماهیم و آریزونا کویر و . . .)در مورد امتیاز دادن هر کی هر امتیازی دوست داره میدهیکی کم و یکی زیادولی نامردیه اگه داستان به این قشنگیکه در ادامه قشنگ تر هم میشه بهش نمره کم بدیمهم یه انرژی باشه برای آریزونا عزیزالبته بازم میگم هر کی هر امتیازی که دوست دار میدهپس زیپ دهنو ببند 8)

  24. بابا بنده خدا این چی بود منکه اولشو خوندم پشیمون شدم بعد امدم نظر بچها رو خوندم دیدم بله خوبه ادامه نکردم کس شعرتو خلاصه اینجا بکن توه باید از شهوت بگی اره گاهی هم میشه قاطی زد ولی نه اینکه درام رمان بیای تعریف کنی منکه نظر و امتیاز نمیدم

  25. رامونای عزیزاز کامنتت خوشم اومد… من نمیدونم چرا وقتی یه نفر اعتراض یا سوال میکنه بجای جواب دادن به اون سوال ملت برعلیه ش موضع میگیرن و کسشعر و پرت و پلاهای بیربط میگن؟؟ خوب اینجوری سوالهای طرف همینجور توی ذهنش باقی میمونه و فقط وقت و انرژی همه تلف میشه… یاد بگیریم که فوکوس و هوشمند و کلاسه حرف بزنیم و کامنت بزاریم و دقیق و هوشمند جواب بدیم…میون اینهمه کامنت فقط رامونا جوابش این شکلی بود…کامنت اول من اگر دقت کردین توی دوقسمت مجزا، همراه با عنوان و نتیجه گیری، تمیز و مرتب…جواب رامونا هم همینطور بود…با قسمت اول بحثت موافقم… سبک داستان و فرم و محتوا متفاوت بوده و این یه چیز نظری هست… ویکتور هوگو هم بیاد بگه شاهکاره و لذت بردم دلیل نمیشه که مثلا همه دنیا هم لذت ببرن… اساتید گفتن خوبه؟ خوب خوبه… قبولاما بخش دوم صحبتت بی منطق و ماله کشیه… مگه نمیگی این سایت بخش ادبی و هنر و غیره هم داره؟ چرا داستانی که سکسی نیست رو “بصورت خلاف” بزاریم اینجا؟؟ حالا حتما منظورم این داستان نیست؛ گفتی ملت استقبال کردن و عادت شده و غیره ذالک… خوب توی یک جامعه اگر مثلا یک خلاف تعداد زیادی دوست داشته باشن باید آزاد بشه و عرف؟؟ اگر همه دوست داشتن با سرعت 200 تا رانندگی کنن باید بشه عرف و ازش بگذریم؟؟ این صفحه و این کتگوری عنوان و محتواش سکسی باید باشه … بقول شما بخش ادبیات هم داره اینچاتوی آلمان ه. که مثال زدید کسی نمیره توی رد دیستریک یا توی دیسکو نماز بخونه… توی مسجد هانوفر هم بساط عرق خوری نیست… همه چیز هست هر چیزی هم جای خودشه…بازم ممنون آقا از مرام و ادب و کامنت خوبت…(اون خودبزرگ بینی و غیره هم که گفتی؛ خودتی 🙂

  26. إگر امشب خراب شه ميزارم ميرم،پشمتون حساب كنيد من كه كسشعر ميگم بزارم برم؟!! من كه نميرم شوخي كردم خودم تحويل بگيرم.آقاي نويسنده شما كه به من تلفظ كيرآموختي حالا كه دول جواب نميده نصفش كردي كه چي؟الكي ادمين مقصرنكن بگو همش ٣٠سانت در٢٠سانته.

  27. کامنتت خیلی ناامید کننده بود آریزونا…فکر کردم آدم درست حسابی هستی… چه خیال باطلیحالا مثلا جواب نقدی که به داستانت داشتم رو دادی؟…اصلا بی خیال… برو با همین به به و چه چه ها خوش باش…

  28. عبدول تابه تا آخه همه كه مثل من و تو گوش شنوا ندارن زود قاطى ميكنن وگرنه همون قضيه مشق نوشتنهتو بخون من مينويسمميدونى كه آخرش ميشيم اميرعلى.باور كن من خبر نداشتم حس كردم فكر ميكنى اون حرفارو ميگم كه بليطتو بخرم ولى اينجورى نيست

  29. “خودتون دارین میگین ما بیرون از اینجا هم رفیقیم و امتیاز و کامنت رفاقتی دادیم…”ما همچین حرفی زدیم؟(تو پاراگراف بعدی توضیح میدم)من با طنز داستان حال کردم و بابت همینم ازش تشکر کردم ولی یه تیکه هاییش واسم ابهام داشت که اونم بهش گفتماما با شناختی که از شخصیت آریزونا دارم میدونم که تو داستان بعدی بهترم میشهدرنتیجه نمره بالارو دادم که دلگرم بشه و به فکر پیشرفت باشهگرچه تو درحدی نیستی که بخوام هدفمو واست توضیح بدم،ولی گفتم شاید بدرد كساي ديگه ايم بخوره(گرچه فك نكنم اينجا كسيم با اين درجه حماقت وجد داشته باشه…)

  30. ای بابا مهندسمجبور شدی کامنت به اون واضحی و شیوایی رو واسه یه جلبک تفسیر کنی! دستت درد نکنه زحمت کشیدی!ولی فکر نکنم بفهمه

  31. نيمو بايد با هر كسى به زبونى كه متوجه ميشه صحبت كرد وگرنه ميشه مثل كامنتهاى بچه ها كه هرچى بهت گفتن شما متوجه نشدى ديگه تكرار كردنش مارو شبيه آدمى ميكنه كه داره برات ياسين ميخونه.انتقادى هم كه كردى وارد نيست به صد دليلولى تو دنبال جواب نيستى جفتمون ميدونيم تو چرا اين حرفارو ميزنى پس لازم نيست جوابى بهت بدمفكر كن يه كتاب خوندى باهاش حال نكردى،بندازش دور

  32. پويا داداش اگه كامتارو بخوني درجريان قرار ميگيريمنو آریزونا باهم كنار اومديم!اصن همه باهم كنار اومديم و فقط يه نفره كه با بقيه كنار نيومده!ولي چون شما ميگي چشم…من مخلص همتونم 🙂

  33. توی رشته مهندسی(از این آقای مهندس گل بلبل عرق بیدمشک نمیدونم شاه پسر چی چی که خودش خودشو تحویل گرفته و نیم متر آیدی برای خودش تعیین کرده اگه مهندس قلابی نباشه مثل این آمپول زنا که به خودشون میگن دکتر میتونین بپرسین) موقع طراحی چرخ دنده حدود یازده فاکتور مختلف رو در هم ضرب میکنن و حاصل رو بعنوان ضریب عمر طراحی درنظر میگیرن… یکی از اون یازده فاکتور، فاکتور خوردگی یا کوروژن هست… به این معنی که اونو یه هوا بزرگتر میسازن که وقتی چرخ دنده های نو روی هم سوار میشن اولش کمی همدیگر رو میخورن و زخم میزنن و می سابن تا همدیگر رو بعد از مدتی جنگ و دعوا و فحش خواهر مادر و جلبک خوندن و نویسنده دوزاری در حد جواد یساری خوندن خوب صیقل بخورن و جا باز کنن (در حد میکرون البته) و از اون به بعد نرم و بدون خوردگی و زخم و جراحت و توهین با هم تا انتهای عمر مفید طراحیشون کار کنن و بده و بستان مفید داشته باشن… چه بسا اون چرخدنده ها اولش فکر میکردن برای هم بزرگ و کوچیکن و حرف همو نمی فهمن و تا آخر قرار به زخم و سایش هست… که در اصل اینطور نیست… ولی مهم همون فاکتور خوردگی هست و زخم و زیل و خسارت از هر دو طرف درگیر که خواه ناخواه اتفاق می افته و گریزی هم ازش نیست…داشتم فکر میکردم که روابط انسانها هم یجورائی همینطوره… چه تو ازدواج که برخورد دوتا آدم جدیده، چه تو رفاقت چه تو مدرسه و سال اول چه توی کار و چه حتی دنیای مجازی…

  34. ولی خودمونیم؛ کیف کردی رفیقات یه عالمه به به و چه چه بارت کردن… نه؟ اگر منم بجای انتقاد به به و چه چه میگفتم الان بجای الاغ به من میگفتی نیموی عزیزم قربونت برم… واقعا آدم شک میکنه با این سطح فکر از کجا کانکت میشی اینجا؟؟ از میدون تره بار؟؟اینطور که رفیقات خودشون به زبون خودشون اعتراف کردن که هرچی بزاری اینجا امتیازت محفوظه و مثبت رو شاخشه؛ اگه بری بجای زور زدن و مثلا داستان نوشتن، دعای ابوحمزه ثمالی رو هم کپی پیست کنی اینجا، فرقی نمیکنه، بازم همین چاپلوسی ها نصیبت میشه… اگه شعور داشته باشی این به به و چه چه های رفاقتی از فحش هم برای یه کار ادبی بدتره… ولی چاره ای نیست ظاهرا و از نقد و ایراد گرفتن خوشت نمیاد … به به و چاپلوسی رو دوست داری و تملق… پس وقتی بهت میگم “جوات”ی و احتمالا از میدون تره بار کانکت میشی اینجا دلخور نشو…حیف از وقت و انرژی ای که از همون کامنت اول گذاشتم برات…از ما خداحافظ…(راستی به اون اوسات هم بگو دو کیلو سبزی خوردن، تره و گشنیز و جعفری، با دوتا هندونه خوب و یه صندوق انار، تعطیل شدی بزاره پشت تاکسی بار بده بهت بیاری دم خونه ما… قسمت دوم داستانت هم پشت همون تاکسی بار بنویس… میخونمش… عزت زیاد)

  35. آریزونا ایول داری تا حالا چنین داستانی نخونده بودم شخصیت داستانت خوب در اومده! اولش فکردم با یه داستان غم انگیز طرفم ولی بعدش فهمیدم دستی توی طنزم داری خوشم اومد ادامه بده که منتظریم.<ستاد دوست داران شخص آریزونا !>

  36. اِ دیدی چی شد ! یادم رفت بهت تبریک بگم . :bigsmile: :8) تبریک میگم داداش .ستاد تعطیل شد شب بخیر!

  37. Dr_minaديدگاه شما براى من قابل احترام هستش كه اينجا رو محفل ادبيات نمى دونين سوال من هم همين هست چرا محفل ادبيات نمى دونين؟مگه داستانويسى بخشى كوچكى از ادبيات نيست؟غير از اينه كه با خودن داستان هاى سطح پايين باعث شده سطح توقع شما هم پايين بياد؟ممنون بخاطر لينكى دادين ولى متاسفانه باز نشد.

  38. اقا من اومدم اینجا اول یک اعتراف بکنممن همون سامی شهوتیم که ادمین منو اسپم کردایدی جدید ساختم و اومدمتو رو خدا اینقدر بهم پیام ندینمن پسرممهندس جان یادته شعرام؟اریزونا یادته شعرای که واست مینوشتم؟نظرمو درباره داستان هم میکم!!!فعلا

  39. خوب میریم سراغ نقد داستاناریزونا تو هم؟تو و جلق ؟برادر من دوست من کمتر بزن همیشه بزن!چرا با یک دست مینویسی؟اون دست دیکت کو؟‏(شوخی بود فحش ندی بهم :))داستانتو کامل خوندم(به خودت افتخار کن)خداییش از اول داستان فهمیدم کار یک جلقی اماتور نیست(عزیزم خودتو دست کم نکیر تو حرفه ایی)از سبک داستانت خوشم اومد(خوشحال باش)از خودتم خوشم اومده بود(بچه باز نیستم ولی بچه ها رو دوست دارم)مثل بقیه بچه ها یکم کیج شدم ولی خیلی حال کردمنمیدونم ,چرا از این پسره نیمو هم, خوشم نمیادکلا خوب بود ولی وای به حالت اکه بخوای با احساسات من بازی کنی!!!‏منتظر ادامش هستمزووود باااااااش‎ ‎((سحقانروحس))‏(ستاد حمایت قاطع از نویسندکان رسمی و حرفه ای سایت)

  40. راستی یادم رفت بگم اسم اون ماشینه که اسمشو تو دهنت نچرخید پراید سفید نبود؟ 🙂

  41. سكس اند لاو بعد ازون داستان خوبى كه نوشتى گفتم ديگه مارو تحويل نميگيرى، :-)مرسى كه خوندى.

  42. سلام داستانت كيج كننده بود نميتونم درمودش قضاوت كنم جون از ادبيات و داستان نويسى جيزى نميدونم ولى براى من يه جورى بود مثلا اونجا دختر و جهنم و شيطون و داد و كمك جى بود من كه متوجه نشدم اميدوارم قسمت بعديش متوجه بشم نويسنده محترم و دوستان نويسنده و نيمو 11 با اين كارتون به شحصيت خودتون تو هين كرديد هر كسى يه نظرى داره,جند نفر به من بكن لاشى كه لاشى نميشم يا جند نفر به من بكن امام كه امام نميشم,هر كسى كه ديد و نظرى داره خيلى صحنه زشتى به وجود اورديد

  43. بچه شير نر=شيرجوان(سابق)آقاشيره شما ها نباشيد اينجورى ميشه ديگه طرف گير داده چرا سيخ كننده نيست ميگم حداقل گيج كننده كه هست قبول نميكنه فقط سيخ كننده ميخواد فقط! 😉

  44. سلام برادر،جدي ميگم استثنأ اينبار مخم واقعأ نكشيد،هضم نشد .ميشه روونتر كني؟فشار مياد بهم.شايدم هنوز گيجم.بااجازه تاظهر ميشينم سرش!(خيلي منحرفي)فكرميكنم نفهميدم بلندميشم،باشه؟!

  45. اريزونا جونم داستانت از نظر نحوه نگارشی 20 بود…به اين ميگن سبک نگارش…اينقده خوشم مياد…اريزونا جونم داستانت از نظر سکسی صفر بود…(چشمک)ولی چون من تو اين سايت هم، دنبال داستان قشنگم نه صرفا سکس بايد بگم نمرت عالی بود…

  46. ببين آرش جان ما كه با كسي دشمني نداريم؛ولي اگه كسي بخواد واسه جلب توجه هر چرتو پرتي كه دلش خواست بگه اون موقه لازمه كه يه كوچولو ازش پذيرايي كنيم كه شايد اين پذيرايي كردن يه تلنگري واسه خيليا باشه…وگرنه هركس كه بخواد از در دوستي وارد بشه قدمش رو چش من و مسلما خيلي خوب ازش استقبال ميكنيممنتها كسايي نظير نيمو زياد بودن كه آخرش مجبور ميشن با يه كاربري جديد بيانو نحوه رفتار كردنو شخصيتشونو تغيير بدن…

  47. sex and loveسلام منظورت اين بود دوستان ضعيف كشي كردن؟كارشون قابل ستايش بود؟يا قابل تقدير؟ حالا طرف خانم باشه چي؟منظورم ضعيفي يك خانم،نيست،منظورم حساس بودن روحيه خانمها بود.من باشما تعارف ندارم،ادعا نكردم ونميكنم،فقط از دوشب پيش باوركن بااين كه مذكرهستم و،روحم لطافت نداره،مخم گوزيده،خدا خاست ديروز با آب انگور٤٠روزه برخوردكردم وبه زور خودش جاكرد(خداجون نسل انگور اززمين بردار،تكبير)نميدونم چرا !! ديشب نميتونستم گوشيم به شارژر وصل كنم،وگرنه گندكاريم بيش ازحد بود فقط و فقط بخاطر غرورتخمي و اصرار به عقل كل بودن من و دوست ديگمون.كاش جواب توهين عمدي وبدون پشيمانيم ،با فحش به من (حتي نشون دادن فيلممون)وعذرخواهي به ماريا جبران ميكرد نه با هدف گرفتن چهارنفر دوست بي تقصير،كه به من كمك كردن تا راحتترآدرس لينك دراختيار بقيه باشه.اشتباه بزرگ من داستانش به ميان آوردن بود،باقيش درست بود(ازديد خودم).ولي دمش گرم خانم كرماني عجب كامنت بجايي داد وجدانن مثل شترعرب(دستورآشپزن جايگزين مدفوعش توضيح دادم)خنديدم مثل روزيكه درمراسم جانسوز،ختم امام ،تبسم كردم.داداشم گلم اگرمن ساز مخالف بزنم تاكي تحمل ميكني؟اگر براي اولين سازمخالفم،ناموس وحرمت كسي مورد لطف قراربدم،مردونه زيپت بازنميكني؟من هميشه كارم درست باشه فيلسوف دوعالم باشم باهام حال ميكني؟بنظرت الان حرف خودم زدم،يا خايه مالي كردم؟شما دريك مورد،آگاهي داري،بقيه اشتباه كنن دست توشرتت ميكني به طور عملي بيان ميكني،يا دوستانه و مودبانه آموزش ميدي؟شما حرف يك انسان برچه مبنايي پردازش ميكني؟بايت؟كيلوبايت؟كيلوگرم؟مترمگعب؟ شق درد آور؟آب ده؟كمرسفت كن؟ سوال به قدري دارم وخواهم داشت كه وجدانن هيچ گنترلي درنوشتن ندارم.قسم ميخورم،كامنت خودم نميفهمم صبح دنبال اسم گامنتي بودم كه دول حوالش كنم ديدم فاميل خودمه …داداش نويسنده عزيز آريزونا اسمت آشناس،قبلا چي مينوشتي؟كه اسمت جابجاكردي؟بزاريادم بياد،خودت اعتراف كن كاري ندارم ،من كاربرم،توكاربر،كيلو بايتت چه حبر؟بهم نگودسته تبر!بدم مياد،ايش ،ايش…جدي جدي هنوزم معني جوابت نفهميدم راهنمايي كن تا نقد داستانت شروع كنم.راستي نوشابه خانواده از شيشه اي بهتره چون معلوم نيست شيشه كجاها رفته چون مغازه دار برا شيشه گرويي ميگيره كارتموم شد بايد برگردونن،پيف پيف ،ناهاركه نوشابه نميخوردين؟معذرت ميخام چون يك شيشه برا ارسال به بيرون از ايران براي چشيدن طعم حرف حق لازم دارم!چند روزي تحملم كنيد قرصام برسه.

  48. الان كامنتهارو بهترميبينم!يعني من بليط فروشم؟ايش،واي خاك عالمديگه دوستت ندارم يعني همتون دوست ندارم! كه چي ميگين به تخمم حالا همين دوتا رو ندارم من تمسخرهدف ارزيابي ندهيد…ايش،برو چسبيدي به من بي ادب قهرم قهر!من بليط چي بفروشم آخه فداتشم.بازم ميام هنوز درست بايت به بيت نخوندم آخه!خيلي بدجنسي من اذيت نكن هركجا باشم به توچه!تو مخي استاد،بغل دستيت چس داد.طنز نوشتن چنين آغاز شد؟به اميد بازگشت به هوش حواس شما را بغل ميفشارم،بدجنس چرا گازشون گرفتي برام ليس بزن بعد بزارلاش!اميدوارم قسمت سكس داستان دوست،دوست،دوست،دوست،همشهري،بچه محل ،خونه زاد يك روح در دوبدن ،آريزونا جونم قربونش برم الهي،براتون تكميل كنم.عشق من به خاطرت تاحالا٤٠٠تا نام كاربري ثبت كرم همگي هزارتا كامل امتياز دادم جونم،خدايي بچه بازي از اين بيشتر نديدم.١٨سال به بالا مهم نبود نمينوشتن.

  49. مخلصتم پویا جان!قدرت درک و فهمت تو حلقم!آرش؟یه ساعته داریم واست چی میگیم؟بزنم دو شقت کنم؟ :LOL:یا کار مارو تحسین میکنی یا نصفت میکنم؛ حالا خود دانی :LOL:

  50. اگه چند ماه پیش بود و این اتفاقات میفتاد ممکن جوگیر بشم و یه چیزایی بگم ولی توی این چند ماه تجربه نشون داده که هرچند وقت یکبار یه همچین مناقشاتی بین کاربران سایت پیش میاد. دوستان قدیمی تر یادشونه که یه بار هم چند نفر پای پی من شدن و یه همچین بگو مگوهایی هم بوجود اومد و البته دست آخر اون کسی که موند و خودش رو ثابت کرد من بودم و اون چند نفر هم طوری رفتن پی کارشون که انگار اصلا نبودن. در کل معتقدم که نباید زیاد به اینطور سوءتفاهمات دامن زد. هرکسی در مورد چیزی نظر خاص خودش رو داره و نمیشه انتظار داشت که همه مثل هم فکر کنن. به عنوان مثال خود من علیرغم اینکه از این داستان خوشم نیومد ولی از سبک و طرز نگارش نویسنده واقعا خوشم اومد. ازون دست نگارشهایی بود که مختص طیف خاصی از نویسنده هاست. یادمه چندسال پیش دوجلد کتاب از نویسنده ای به نام ابوتراب خسروی میخوندم به اسم اسفار کاتبان و رود راوی. به قدری محو سبک نگارش این نویسنده شدم که تا مدتها درگیرش بودم. ولی جالب بود این کتاب رو به هرکسی میدادم خوشش نمیومد و با نگاهی عاقل اندر سفیه به من نگاه میکرد. خب منهم که نمیتونستم همشون رو قانع کنم چون بحث و جدل هم فایده ای نداشت. در اخر هم بی خیال همه چیز شدم. در این موضوع به خصوص هم معتقدم که دوستان مخصوصا نویسنده ی داستان یعنی اریزونای عزیز که همیشه از نقدهاش بهره مند بودم، نباید اجازه میداد کار به اینجا برسه و همون اول موضوع رو کات میکرد. به هرحال امیدوارم این اتفاقات چیزی از ارزش کار اریزونا کم نکنه و در آینده شاهد کارهای بهتری ازش باشیم…

  51. آقا سوال داشتم آخر نام يا كلمه ة يعني چه؟يعني من ريدم يا نريدم؟ يعني آن قسمتم هستي يا نيستي؟ياد رضا شفيعي جم(بلانسبت آقارضا)افتادم،درسريال كوچه اقاقيا،دانشمندي بود بس فيلسوف كه نيازي به چيزي نبودي!بودي!خلاصه حرف ميزد كسي حساب نميكرد بجاي سلام ميگفت چندسال بوخوم؟بوخون ؟توخون؟بوده ازبس،زرميزد نفهميدم كجابود.شما ميدوني قهرمان؟مهم نيست برام چون كارم ياد ميگيرم بزار هوشم بيادسرجاش!فعلا پاتيلم ؟تاپيل ؟ تاپال ة ة ة اساتند؟ فهميدم ة يعني سوزش يعني خارش،يعني استاد شروع كن كه ميخاره يعني هنوز علاج نهايي تكان دادن خواهد.رفيق دوستم،خودم،آريزونا مكان سراغ داري بيارم دورهم؟داشته باشي هم خودم جاكشم وكونكش مياي ببيني بلدگرفتم يانه؟(خدايا به مهراد جان بگو نمك به حروم نيستم گفتم حرمت نميشكنم،خودش ميگه بكن چيكاركنم شيطان گولم زد.)خدايا جواب سوالم گرفتم آره من گوه خوردم از احمدي نژاد كونده پرروترهست،خوب اجازه بده بزنم زمين هوابره،نميدونه تا كجاش ميره من اين چاقال نذاشتم خودش بهم نامه يك كون قلقلي داد.وازلين با خودش به من چه!ديشب نشد بيام قربونت خدا چون شب تولد نبايد اينجوري ميشد،اما ديگه بزرگ شده عقلم دادم دستش تا دق الباب خدا جون روتو بكن اونورحرمت بزرگتري كوچگتري،خانم آقا بدترين چيزي بود كه اعتقاداتم باهاشون شروع ميشه.

  52. جناب سیلور فاکالان کامنت شما رو بالای سر کامنت آخر خودم دیدم…شما یخورده قدیمی تری بیا بشو قاضی…توی اولین کامنت من که یه نقد مفصل و صریح و بدون پاچه خواری معمول این بیسوادهای الاغ بود توهین می بینی؟؟ کسی جواب منو، حتی خود نویسنده بیسواد؛ که بقول شما کار به اینجا کشیده نشه؟؟خود نویسنده ابله توی اولین کامنتش بجای جواب، چس خوری و توهین میکنه به من… تا کار الان بکشه به اینجا…الان هم پشیمون نیستم… فقط پشیمونم که توی اینهمه کار و زندگی وقتم رو گذاشتم برای یه مشت بیسواد …مجبورم کردن که تا این نقطه بیام و برینم روشون و پهنشون کنم روی طناب خشک بشن…شما قاضی… اگه انصاف داشته باشی

  53. بچه ها جون هرکی دوست دارید تمومش کنید .بخدا ارزش نداره .ما که تو جامعه و اجتماع کلی اعصاب خوردی داریم اینجا دیگه اعصاب همدیگرو نریزید بهم

  54. به عشق همه من تعطيل كردم آخه ديشب نبودم گفتم حال واحوال هركس طالب بود مكان جوركن ميام مجاني،دوست اسمش روش هست يعني محرم بامحارم نبودم و نيستم با محارم دوستم نيستم بزرگتربگه گمشو ميگم چشم،خواهش كنه آب ميشم از بزرگيش اينجا بي ادب نداره گمشو بگن بايد آب شم!ببخشيد تف به مواد كه غيرت نزاشته دمش گرم مواد كه بهونه داده دستم،سواستفاده كنم بهونه نبود ،عيبي نداشتم دانشمند بودن چي ميشد؟آريزونا ببخشيد سيلورجان ببخشيد همگي ببخشيد خداروشكر بادم خابيده حال ميكنم عذربخام شايد خايه مالم؟شايد كه نه حتما هستم به خاطر تفاوت احترام با خايه مالي ديگه شروع نميكنم اگر شروع شد بي احترامي نكردم.خواهشن درك كنيد زور بالاسر باشه جنبه تحمل نباشه حيوون ميشم.اما حيوونم بشم رفيق گاز نميگيرم.

  55. دیدین گفتم…اینا از همین ادبیات خوششون میاد و لذت میبرن…میگه حالا تازه بامزه شدم… خوشت اومد نه؟؟ خوب همون اول میگفتی میریدم ته حلقت حال میکردی…منو بگو که نشستم برای این شاگرد پادو میدون تره بار نقد داستان مستراب!ش رو نوشتم…تو رو چه به اینحرفا…برووووو عمووووو …اون هضم رو که گفتم کردی؟؟خلال دندون بدم خدمتتون؟ هاها 🙂

  56. تو دیگه بیا برو تو کونم قهوه ای متالیک دربیا… خودتو قاطی میکنیکی با تو حرف زد

  57. عبدول جان تو خودتو ناراحت نكنبذا اين واسه خودش عرعر كنه؛ تو چرا خودتو اذيت ميكني؟اين در حدي نيست كه ما بخوايم باهاش دهن به دهن بشم وگرنه خود من خوب ميتونستم بدون فحش دادن خرابش كنم؛گرچه تا الانشم بدجور خراب شده كه حالا اينطور حرف ميزنهبه اين جور افراديم زياد توجه كني فك ميكنن هستنبيخيال دادا…

  58. نيمو جان خرابم كردي چون شاشيدم بحرفم،ادامه دادم.فقط اين دنيا اون دنيا ببينمت عذرخواهي بادل جون،نه، امان نامه،دقيقأ بهت ياد ميدم،من هيچ گوهي نيستم فقط تا قبل ازتخم حروم بازيت هرچي گفتم با دلم گفتم حتي شيشه نوشابه كونم كنن حرفم(بجراينبار)نميشاشم بهش ،تو بقدري بي ناموسي حتي به نظر مودبانه يك آدم احترام نزاشتي جنده كساني هستن كه تو باهاشون بزرگ شدي جنده اون ولد زنايي هست كه ازكون حرف ميزنه جنده تويي كه كامنت اصلاح كردي جنده تويي كه پاي گوه خوريت وانستادي،جنده تويي كه بامن مشكل داري ميخاي همه كس بكشي پايين كه بري بالا جنده تويي كه باعث شدي دوروزه با حرفم برينم به خودم،آرزوي خداحافظي درست حسابي داشتم،چون ميبينم دارم به همه بي احترامي ميكنم گورم گم ميكنم چون اينجا براي آرامش اومدم نه باتو بي پدر مادر كه اصالت. نداري دهن به دهن شم.فقط بدون اگر روزي بيام، بنام خودم ميام نه مثل كسكشي مثل تو باهزاران اسم.خدا گندت بزنن با اين ريدنت،ازته دل گفتم وجودش دارم بگم توكه خدايي چوب تو كونم بكني پاي حرفم هستم،قصد اذيت نداشتم فكرميكردم بزنم،بيدارميشي كه غلط زيادي كردم هركس ريده خودش ميزنه.بعدمن گوه خوري كن ولي بي ناموسي به برو بچه ها حرف بزني كسكش نويسنده يعني صابخونه تو خونه خودش ،چشم توچشم دهن كثيفت باز كردي بخام ادامه بدم خيلي كثيف تر وپست ترميشم.آريزونا هنوز همون دول تو دهنم ميچرخه .خداحافظ همگي.

  59. ببین کی واسه ما از سواد حرف میزنه. کسی که به نظرش سواد فقط نداشتن غلط املاییه!درتو بذار کونی. . .آقا پویا جاناون عبارتی که گفتین ((کونده پررو))اون لقب احمدی نژاد بود که!!!

  60. ظاهرا این جماعت کونی قرار نیست آدم بشن!هر دم از این باغ بری میرسدبیشرف و کره خری میرسد!یارو با کاربری دختر اینجا کون میده

  61. داش پویا دستت درد نکنهزحمت کشیدیهر سه تاشون واقعا برازنده اش هستولی ((کسمغز کونده)) عالیه دیگه!دمت گرم، ترکوندی!:-D

  62. پسر غیرتی مخلصتمکامنتت نشان از شخصیت بزرگت داره که قبلا هم به ما ثابت شده بودمرسی

  63. داداش غیرتی عزیزخودتم اشاره کردی((به کوری چشم دشمنان))چشم حسود بترکهداره نگامون میکنه و از این حرفا میسوزه!فدات بشم:-D

  64. به بهدرود بر داش عليرضاي خودم!قبلا كه شخصيت خودتو نشون دادي ولي حالا به رخ اونايي كه ازين نعمت محرومن كشيديش!دمت گرم دادا !به كوري چشم دشمنان بياين لاو برادرانه و رفاقتي بتركونيم! :-Dمن مخلص داداشامم!

  65. سلام رفیق. داستانت خوب بود فقط یکم زیادی همه چی رو توضیح میدی. اگه یکم ساده تر بنویسی عالی میشه. بازم خوووب بود تبریک 🙂 🙂 🙂

  66. عليرضا جان، داداش گلم ديگه شرمندم نكن عزيزمنم به كسي مثه تو و با اين صفات ارادت ويژه دارمخوشحالم كه همچين دوستايي دارم :)پويا جان جمعمون جمعه!داستان آريزونارو كه به گند كشونديم؛ حداقل دهن دشمنارو سرويس كنيم :-Dمرگ بر آمريكا 😀

  67. مازيار جان اگه دقت كني متوجه ميشي كه يه داستان خود به خود به گند كشيده نميشه؛ بلكه ماها به گند ميكشونيمش :-Dجيوي جان حدودا 2تا3ماه بايد صبر كني؛ تازه اگه داستانت يكم بد باشه كليم ازت پذيرايي ميشه :-Dآريزونا از ماها ناراحت نميشه؛ جنبشم خيلي بالاس ولي واسه شوخي، نه توهينخئلي مخلصيم داش آريزونا… 🙂

  68. نه پويا جان قهر چيه؟آريزونا يكم خسته بود امشب زودتر خوابيد؛ همين

  69. ول کنین تو رو خدا حوصله دارین؟یک بچه سال اومده اینجا داره اسکولتون میکنههمه دل خوشیش اینه که جواب کس شعراشو بکینمهندسکی چطورکی؟اریزونا جان کونم ااااا ببخشید جونم تقدیم تو بادولی یادت باشه با مهندس نصف نکنیبین خودمون بمونه من از مهندس خوشم نمیاد(:))مهندسکی چطورکی؟عاشقتم مهندسمهندس جان جونم اااا ببخشید کونم تقدیم تو بادولی یادت باشه با اریزونا نصف نکنی بین خودمون بمونه من زیاد از اریزونا خوشم نمیاد(:))راستی اریزونا اون ماشینه پیکان نبود؟اینم یه شعر تقدیم مهندس و اریزونامهندس جون التمون نکنی هاااگر رود کیری درون کونکیگر شود پاره کون کودکیکودک ما نبود جز مهندسکیگر رود کیری درون کون کسی ‏ان کس نباشد جز اریزونا در کودکیگر رود کیر سامی شهوتیجیغ زند نیمو ۱۱ لعنتی!!!‏(برو حال کن از کیر خودم واست مایه گذاشتم)راستی اریزونا من بچه باز نیستم ولی بچه ها رو دوست دارم((:)))

  70. پويا جان مهندس درست ميگه من ديشب خسته بودم به حساب قهر نزار شما معرفتتون رو نشون دادين البته پسر غيرتى هم كم نزاشت فقط ازين همه لطفى كه داشتين نميشه هيچ جوره تشكر كرد

  71. دمت گرم داداش که جواب دادی.داستانت خوب داداش. فقط من یه پیشنهاد دادم که یکم ساده تر بود بهتر بود.انتقادی هم به داستانت وارد نیس

  72. فناي معرفتتم داش آريزونا !ولي دمت گرم؛ كلي خندیدیم!بيايد همه باهم ازين پس مازيار را “بلواس” صدا كنيم!باز اين نازنين شروع كرد!مگه من چه ك…ر تري به تو خروختم؟؟؟چرا هركي داستان آپ ميكنه، يه چيزي حواله ي من ميشه؟؟؟هيييييي دنيا…

  73. داداش آریزوناتو که بهتر میدونی، تو این مملکت رفتگر یه شبه میشه رئیس جمهور!حالا من چیم از اون محمود کونده پررو کمتره؟ منم خان شدم، تازه مهندسم که هستم!فقط الان با اون کاری که ساحل برام جور کرد دوشغله شدم!:-D،. . .مهندس بعدا راجع به اون کلمه ی کذایی با هم صحبت میکنیم، فعلا لطف کن ببند!. . .پویا جان تو که واقعا حق داشتی. هرکس بهت فحش داد باید جوابشو بدی داداش.

  74. نيمو خان اريزونا نويسندة داستان تا به حال اسم من رو تو كامنت هاش اورده و منم يكبار نظرم رو راجع به داستانش گفتم به و چه اضافه هم نكردم شما مهندسي و نقاد من يه حسابدار به زور دانشگاه ازاد ليسانس گرفته هركس به دل خودش نظر ميدهبا عرض معذرت از نويسنده من نمره پايين دادم تا رتبه اين داستان از داستان هايي كه بيشتر لذت بردم بالاتر نره البته در حد خودم خواستم كاري كرده باشم كه حق رو ناحق نكنماما نويسنده تو كامنت اولش توضيح داده كه چرا داستان قسمت سكسي نداره اگر خونده باشي البته مدير سايت به دليل حجم بالاي داستان اون رو به صلاحديد خودش دو قسمت كرده از نوع پايان دادن به داستان كاملا مشخصهاما بدون جبهه گيري و رفاقت كور عرض ميكنم ترجيح ميدم با ادمي مثل اريزونا و عبول تا بتا نه به دليل طنز حرف زدن كه شما اون رو چرند معني كردي نه…به دليل شخصيتي كه تا بحال نديدم يكي از اين كاربرا خودش رو عقل كل بدونه و ديگري رو زيردستكاري كه شما توي چند تا از كامنت هات انجام دادي و همين باعث شده تا به اينجا احساس خوبي به نويسنده و حس افتضاحي نسبت به شما داشته باشمو اما در مورد بي نزاكتي كه در مورد يه خانوم به اسم ماريا داشتيمتوجه شدي?توي اين چند شب كامل به رفتارات خيره بودم نميگم ديگران بهت حمله نكردن اما ظاهرا باعثش خود شما بودي پس گله نكناينم بدون اگه جاي استيو جابز خدا بيامرز باشي كوچيكترين حقي نسبت به توهين به عقايد ماريارو نداريكاري كه تا به حال از به قول شما اين جماعت ميوه تره بار من نديدم.اميدوارم از مركب قدرت و دانايي پوشاليت بياي پايين تا ببيني ديگران به تخمهات كه هيچ …از تو انسانيت بيشتري در نويسنده و كاربراي ديگه ميبينم نميخوام به نظر سيلور توهين كنم و جلو تر از اون حرفي زده باشم اما احساس ميكنم از دو خط اول پر معناي كامنتش متوجه شدي علاقه اي به قضاوت كردنت ندارهاميدوارم تونسته باشم منطقي دور از كينه جوابتو داده باشميه سري به سرگذشت همينگوي بزن مطالعه كردن هوشيارت ميكنه.

  75. dast be ghalamet bad nist ,vali ye moshkeli ke dari ine ke zehne khanadero parishon mikoni . yani man ke nemifahmidam chi dare mishe ta in ke paragrafam tamom she . taze age khoda komak mikard mifahmidam chi shode 😀 vali dar kol bad nabud … Movafagh bashi 🙂 Zzz

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید