سلام به همه این داستان کاملا واقعیه امیدوارم بتونم خوب بیانش کنم براتون اسم من رضا قد ۱۸۰وزن ۶۷بدن سبزه معمولا کم مو این داستان برمیگرده به دوران نوجوانی خونمون شهرستانه ما همیشه میرفتیم بیرون کص چرخ زدن. یه رودخونه بود میرفتیم شنا تو اب خیلی با هم شوخی میکردیم یه رفیق دارم اسمش محمد قد کوتاه بدنش پر مو بود مثل بز با هم خیلی راحت بودیم همدیگرو انگولک میکردیم یبار رفتیم رودخونه شنا کردیم یه جای پرت بود کسی رفت امد نداشت اونجا شنا کردیم تو اب محمد هه منو خیلی انگشت میکرد منم یه حسی بهم داست داد خوشم اومده بود از اب رفتیم بیرون محمد شورتش در اورد ابش بگیره زود خشک بشه یهو چشم افتاد به کیرش خوشم اومد هه نگاش میکردم منم گفتم بهترین فرصته منم شورتم دراوردم به بهونه خشک کردنش شورت از دستم افتاد روزمین خاکی شد برداشتمش به بهونه شستن رفتم نزدیک اب که محمد کونمو دید بزنه منم خم شدم شورتو بشورم کونم کامل طرف محمد بود اونم داشت نگاه میکرد منم یه کم طولش دادم که خوب دید بزنه حشری بشه محمد گفت عجب کونی داری تو انگار دختری منم خندیدم گفتم احتمالا خدا خواسته دختر بسازه اخر سر پشیمون شده دیدم کیرش نیمه شقه فهمیدم دلش خواسته منم شورت ابکشی کردم انداختم جلو افتاب خشک بشه محمد بحث سکس شروع کرد میگفت الان اگه یه دختر اینجا بود میکردمش توی این هوای ازاد حال میداد لای درختا منم تو دلم غوغا بود دوس داشتم بهم بگه پیشنهاد بده گفتم حالا کونمنو دیدی یاد سکس افتادی خندید گفت لامصب اگه دختر بودی همینجا میکردمت این کونی که تو داری کلا مال دختراس منم گفتم محمد اینقد حشری نبودی تو یهو با کون من اینجوری شدی گفت اگه تو هم بودی اینجوری میشدی گفتم الان من مقصرم بیا یکی بهت بدم تا اروم شی یکم جا خورد رفتم نزدیکش بغلش کردم کیرش خورد وسط پاهام نگام کرد گفت جدی میگی گفتم اره رفاقت برا همین موقعس تو دلت کون بخواد من نزارم کشیدمش لای درختا از پشت منو گرفت کیرش خورد به کونم داشتم لذت میبردم به روزی خودم نمیاوردم. یه جا وایسادیم سریع تف زد به کیرش گذاشت وسط چاککونم منو بغل کرد چسبید بهم عقب جلو میکرد کیرش میزاشت دم سوراخم فشار میداد درد داشت گفتم همون لاپایی بزن بعد چند دیقه لاپایی زدن یهو گرم بودیم محمد گفت دوست ندارم ابم بیاد یه کم وایساد منو گرفته بود سفت یهو از لای درختا یکی اومد محمد فک کنم زود تر متوجه شد در رفت منو گرفت یکی زد تو گوشم گفت چکار میکردین منم لخت بودم گفتم غلط کردم گوه خوردم تورو خدا ولم کن گفت مگه الکیه ولت کنم باید همینجوری تحویل پدر مادرتون بدم منو با چفیه محکم بست به درخت رفت دنبال محمد پیداش نکرد اومد گفت یا همینجوری تحویل پدرت میدم میگم چکار کردی یا بهم یه حال میدی گفتم باشه هرچی تو بگی گفت نه اگه دوس داری اگه زوری بخوام بکنم که بهم حال نمیده گفتم باشه فقط به کسی نگو هرچی تو بگی لباسام برداشت دستم باز کرد گفت راه بیفت رفتیم جلو تر درخت زیاد داشت نزدیک گوسفنداش یه چوپون بود یه درخت بزرگ اونجا بود بغلش نی زار بود رفت داخل نی زار یه جا درست کرد با شاخ برگ در ختا یا جای نرم درست کرد دیگه فهمیدم این میخواد عروسم کنه ترس وجودمو گرفته بود گفت برو دراز شو رفتم دراز کشیدم خودش هم لخت شد فقط شورت پاش بود از تو شورتش کیرش معلوم بود اومد بغلم کرد بوسم میکرد با دستش کونم چنگ میزد یه کم قربون صدقم رفت ترسم ریخت یهو کیرش در اورد گفت بخورش کیرش کلفت نبود ولی دراز بود حداقل ۱۸سانت بود کردمش تو دهنم داشتم خفه میشدم حلقم کیپ میکرد چند دقیقه براش ساک زدم گفت وایسا یه پلاستیک اورد گذاشت زمین گفت روش دراز بکش دمر شدم پلاستیکه وسط پاهام بود روم خوابید کیرش کرد لای پام شروع کرد تلمبه زدن با سرعتش زیاد کرد یهو سفت منو بغل کرد ارضا شد کل ابش ریخت رو مشما. منو بلند کرد ابو گذاشت یه گوشه نریزه گفتم این چیه گفت هنوز کار داریم ما بخواب خوابیدم کیرش لای کونم بود شل شده بود منو چنگ میزد لپ کونم ماساژ میداد منم یه حس خوبی بهم دست داد فهمیدم این میخواد جرم بده یهوگفت برگرد به پهلو از اب کیرش برداشت زد به سوراخم با انگشت شروع کرد به داخل کردن انگشتش باهام حرف میزد که همکاری کن نترس نمیزارم درد بکشی گفتم باشه منم خودم سپردم بهش بدنم شل کردم بعد کردش تو تا انگشت یه کم درد داشتم ولی حشری بودم دیگه نمیفهمیدم بعد کلی عقب جلو کردش سه تا انگشت دیگه حس کردم کونم شده یه غار خودمم با دستم کونم ماساژ میدادم گفت گفت دیدی خوشت اومد گفتم شروع کن گفت چشم بلند شد هرچی اب کیرش رو مشما بود زد به کیرش سوراخم اومد روم کیرش گذاشت رو سوراخم هم ترس داشتم هم خوشم اومد یهو یواش یواش فرستاد تو تا وسطش رفت یه کم درد داشتم یه کم موند رو اون حالت بعد تا ته کرد احساس کردم نوک کیرش رو شکممه یهو شروع کرد تلمبه زدن توکونم حس عجیبی بود اب کونم خیس بود وقتی بدنمون مزد بهم صدایی میداد احساس میکردم کونم شده غار گفت حالت داگی وایسا داگی شدم با دودستش لپکونم باز میکرد با کیرش تا ته میکرد داشتم جر میخوردم ولی تحمل کردم یجوری هم درد بود هم لزت یهو خوابید روم منو چسبوند به زمین شروع کرد رگباری تلمبه زد صدام داشت در میومد دهنم گرفته بود یهو ارضا شد کل ابش ریخت توی کونم همونجوری روم خوابید تا چند دیقه لپکونم مالیدکیرش درومد از تو سوراخم بلند شد بغلم کرد لباسام داد اومدم رفتم تو اب خودمو شستم سوراخم بسته نمیشد بعد اون دیگه سکسی نداشتم الان ۳۰سالمه ولی اون حس برگشته سراغم تازه با این برنامه اشنا شدم
نوشته: رضا
11 پاسخ به “وقتی یه چوپان منو کونی کرد”
Koso kir gosfanda to kont
یه بغض کونیواری تو نگارشته که آدمو جذب میکنه! شاید بخاطر روزه ده ساله کیر ممنوعیه که گرفتی! دلم گرم شد که میخوای دومرتبه کون دادنو شروع کنی، و الی دغ میکردم جون تو ! 😂
رضا رضا درتو بزاز عمامه کن سرت بزار بشین بروش برو فضا
خوب یکی رو پیدا کن و بهش سرویس بده عزیز
خیلی خوب بود لذت بردمخب البته این طبیعیه که وقتی کسی از کون دادن لذت ببره حتما دوباره میره سراغش ، منم 20 سال ندادم ولی دوباره شروع کردم
چه باحال به این میگن توفیق اجباری
تمایل به کون دادن طبیعیه ولی اینکه یه چوپان وسط صحرا به ساک زدن آشنا باشه و بهت بگه حالت داگی داشته باشی دیگه چوپان نیست از همین برو بچه های شهرنشین باید باشه . ولی در کل داستانت خوب بود
منم به یه چوپون دادمتو باغ تو ده بودیمبه پسرخالم که ازم پنج سال کوچیکتر بود گفتم بیا منو بکنگفت پسر دوست ندارم۱۲ سالش بودگفتم پس یکی رو برام پیدا کنیه چوپون تو باغ روبرویی گوسفند میروندگفت برم به اون بگمگفتم آرهرفت گفتبرگشت گفت میگه بیامنم رفتمبهم گفت کونی هستی؟منم با سر تایید کردمنشست زمین کیرش رو درآوردگفت بشین روشخیلی وارد نبودالان گاهی تو مراسمات میبینمشخجالت میکشم
منم کیر کلفتی دارم دوست داشتی بیا بکنمت
من تو تو ۳۰ سالگی این حس و زیره. ۱۷ ساله تجربه کردم🙈😍😍
آفرین