من و همسرم در مترو

روز پنجشنبه برای خرید قرار بود بریم بازار. خانومم شیدا ۳۶ سالشه، چادریه و معمولا در روزهای گرم زیر چادر یه پیراهن کوتاه زنونه آستین بلند میپوشه با شلوار خنک. ماشینو حول و حوش ایستگاه متروی نزدیک خونه پارک کردیم و با مترو رفتیم ایستگاه میدون توپخونه قطار عوض کردیم و رفتیم بازار که خیلی شلوغ بود و بعضی اوقات احساس میکردم یه مردهایی سعی میکنن بدن زنم رو لمس کنن واسه همین پشتش راه میرفتم. خلاصه بعد از خرید برگشتیم سوار مترو بشیم که اون موقع دیگه شلوغ شده بود و تا رسیدیم قطار درهاشو باز کرد و ملت هم هجوم بردن که سوار بشن. منم دستم پر بود و یه کم عقب افتادم از همسر. با فشار جمعیت یه مقدار از هم جدا شدیم. تقریبا میشه گفت خانومم رو با فشار بردن داخل و دیدم یکی دو نفر دستشونو بردن سمتش که لمسش کنن و منم با همه زور خلاصه خودمو جا کردم توی واگن و همون دم در گیر افتادم ولی اون سه چهار متر دورتر از من میله رو گرفته بود و یه جوون حدود نوزده بیست ساله خودشو چسبونده بود به پهلوی زنم. زن من طوری وایساده بود که نگاهش به انتهای مترو بود و پسره به عرض و منم یه مقدار هیجان زده شدم که چرا زن من اصلا پشت سرش رو نگاه نمیکنه که با فاصله سه چهار متری وایسادم واسه همین هیچی نگفتم ببینم چی میشه. شاید حدود سی ثانیه گذشت دیدم پسره دست چپش رو گذاشت پهلوی زنم و آروم ۹۰ درجه چرخوندش تا درست توی بغلش جا بگیره. مترو هم که انقدر شلوغ بود نمی شد فهمید داره چیکار میکنه ولی از تکان های ریزی که پسره می خورد بنظر میومد داره فشارش میده. خلاصه بعد از دو سه دقیقه صداش کردم. شیدا تازه برگشت منو دید و اومد پهلوم وایساد. حالا پهلوم که وایساده بود یه یارو عوضی دیگه دستشو برده بود پشتش که من با دست پر به زحمت همسر رو کشیدمش جلوی خودم. خلاصه بعد از پیاده شدن بهش گفتم پسره چیکار میکرد پشتت؟ ولی اون گفت که نه من ندیدمش، فکر کردم تویی پشت سرم واسه همین اون که چسبیده بود بهم منم باسنمو فشار میدادم بهش! کیرشو درست وسط کونم احساس میکردم و اونم بهم فشار میداد. جل‌الخالق! مگه میشه نفهمیده باشه که پسره من نیستم؟ خلاصه زمانی که از پهلو بهش چسبیده بود که با یه نگاه کوچیک صورتشو دیده بود. من که باورم نشد ولی زیاد پیگیر ماجرا نشدم، با خودم گفتم تو یه موقعیت اتفاقی شاید زنم هم وسوسه شده که یه خلاف کوچیکی انجام بده. ضمن اینکه هرچی بیشتر گیر بدی، زن ممکنه بیشتر لج کنه و این کارشو تکرار کنه. اما یه نکته فقط. شاید فکر کنین این موضوع آدمو خیلی عصبی میکنه، درسته آدم عصبی میشه ولی در کنارش یه حس شهوت قوی هم به آدم دست میده. خوش باشین

نوشته: ابراهیم ۴۲

بازدید 5,034

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

11 پاسخ به “من و همسرم در مترو”

  1. تورو باید به عنوان وعده صادق 12 پرت کنن اسرائیل!! از ابهتت همشون از خنده میمیرن!!

  2. زنت مشکوک بوده که تو یه کاک اولد هستی یا نه با این ترفند مطمئن شده ،مبارکت باشه بزودی یه شریک جنسی و کمکی برات میاره اون بکنه تو جق بزنی و حال کنی

  3. اون لحظه‌ای که طرف زنت رو چرخونده کیرشو گذاشته لاش خیلی اسیدیه… اووففف

  4. فانتزی قشنگی داری. … منم دوست دارم. بیا خصوصی تجربه هامون را برای هم تعریف کنیم.

  5. توهم باید منطقی باشه تا بقیه باور کنن4 متر از تو دور بوده مترو هم خیلی شلوغ بوده چطور جزئیات چسبیدن و دست مالی تو دیدیننویس بچه ۱۴ سالهبرو به مشقات برس بچه

  6. شده خیلی وقتا تو شلوغی ، زنا رو دستمالی کردناتفاقا چند سال پیش نمایشگاه بود با زنم رفتیم و دم عید بود هوا هم سرد بود و خیلی شلوغ که اتفاقا دیدم ی مرد همسن خودم داره هی پشت زنم دستش میخوره به باسنش اتفاقا زنمداشت ولی نمیدونست که من از چند متر انطرف تر دارم میبینمچون خریدا دست من بود ، فقط زنم کیفش دستش بود که روی دوشش انداخته بود و نمایشگاه واقعا شلوغ بود ، شاید بگم زنی نبود که دستمالی نشده بود دروغ نگفتم بعضیا دیگه چسبونده بودن ، بعد زنم رفت ی گوشه برا خرید کاپشن چون حراج بودقیمتش خوب بود ، دیدم طرف داره با زنم صحبت میکنهو بعد زن طرفم امدن شدن ۳ نفر و زنم رفت با زنش تو اتاق پروو زنم بهم اس زد کجایی گفتم از دور دارم میبینم تو اتاق پرو هستی ولی چرا با زن یارو رفتید دیگه جوابی نداد ، و بعد چند دقیقه امدن بیرون یعنی مرده شوهر زنه رفت در اتاق پرو باز کنهاز دور دیدم زنش داشت کاپشنو پرو میکرد ، و زنم امد بیرونو ی کاپشن خرید ، همشم دستش سمت کمر زن من بوداونم زنش خرید کرد ، و اس زد بیا دیگه که من امدم سمت زنمو مرده رفت سمت زنش ولی زنش چند بار اسرار کرد که ساندویچ مهمون کنه ، اونا ماشین نداشتن ، سوار ماشین ما شدن ما هم رفتیم فرحزاد ، پیش رفیقم جای دنجیه با اون شلوغی جای دنجی بود و بعد رفتم دستشویی با شوهر اون زنه تنها شدم بهش گفتم فکر کردی زنم تنهاس قبل خرید کاپشن گفت اره ، گفتم از دور میدیمتون ،دستت همش روی کمر زنم بود گفت نه بابا دیدم یجوری شد گفتم راحت باش ، دیدم از من ۶ سال کوچیکترهو ۳ ساله ازدواج کردن گفتم از زنت راضی هستی گفت خوبهگفتم راضی راضی گفت خوبه ، گفتم تنوع طلبم که هستیگفت کی نیست خود شما تنوع طلب نیستی ، گفتم من فقط عاشق گاییدن زن شوهردارم ، فقط با این کیس حال میکنم اصلا معتادشم ، گفت چه چیزی بهتر از این ، گفتم تو چی گفت منم بدم نمیاد گفتم زنت پا هست ، گفت پا چی ، گفتم دادن دیگهامشب ی کوسی بمن بده ، گفت عوض کنیم ، گفتم ارهفقط دوست دارم بکن باشی کیر کلفت و کمر سفتخلاصه انشب قرار شد به زنش بگه ، رسوندیمش دم خونشونگفتم خبر از تو ، که چند روزی خبری نشد ، ولی تو عید امدنعید دیدنی و چه عید دیدنی شد ،…👙💄👠

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید