سلام اولین داستانمه ببخشید یکم طولانیه ولی با جزییات نوشتم
اسممو اینجا میذارم حمید ، اون موقع ۲۲ سالم بود و اون زن که اسمشو میذارم حمیده حدودا ۳۵ ساله که دو تا بچه داشت و یه شوهر عصبی که راه به راه یا بهش خیانت میکرد یا با همدرگیر بودن ، حیلی وقت بود میخواستن از هم جدا بشن ولی هر دفعه یکی وساطت میکرد . من به کارای کامپیوتری وارد هستم و همیشه کارای خانوادشونو من انجام میدادم . یه روز اومد در خونمون و خواست تا براش چند تا سی دی رایت کنم و قرار شد انجام که دادم بهش خبر بدم بیاد ببره . راستی از حمیده بگم سینه ها ۷۵ – باسن معمولی – هیکل لاغر ولی خوش فرم صورت قشنگی داشت مخصوصا چشماش که همیشه خمار بود .
یادمه قبل اینکه کاراشو انجام بدم بهش یه پیام دادن از اینا که توش نوشته منو با این کلمات توصیف کن یادم نیست دقیق چی بود ، ولی در عین ناباوری جوابمو داد و یواش یواش شروع کردم بهش پیامدادن که اخر پیامها رسید به اینکه من بهش گفتم ازت خوشم میاد و تو هیفی که با اون شوهر بی لیاقتت باشی و ادامه حرفارو قرار گذاشتیم تو یه سفره خونه . فرداش رفتم سر قرار نشستیم به قلیون کشیدن و صحبت کردن که بهش تو حرفام گفتم دوست دارم یبار با لباس راحتی ببینمت و فقط یه بوست کنم . برام جالب بود اونی که همیشه با چادر بود ممانعت نکرد و گفت خب یه روز که شوهرم رفت سرکار بیا منم واسه دو روز بعدش باااش قرار گذاشتم .تا صبح پیام میدادیم بهم . یادمه ساعت ۷:۳۰ صبح رفتم اونجا برای اولین بار با یه تاپ و شلوارک دیدمش که هوش از سرم پرید . نشستیم به حرف زدن . خجالت میکشیدم بوسش کنم که بعد از ۱ ساعت صحبت و پذیرایی گفت مگه نمیخواستی بوسم کنی ، منم لپشو بوسیدم . گفت فقط همین ؟ که منم پررو تر شدمو لبشو اروم بوسیدم . خوابیدیم رو مبل من یواش یواش شروع کردم سینه های کردشو مالیدن که اولش ممانعت میکرد ولی بعدش اروم شد . انقدر لب گرفتیم و به هم پیچ و تاب خوردیم که سراز اتاق خواب دراوردیم اونم لخت . جووووونننن چه بدنی داشت سبزه سینه ها سربالا کون معمولی و تاقچه ولی کسشششششش وااایییی تپل از لای پاش بیرون اومده بود. شروع کردم براش کوسشو خوردن . میگفت اولین باره کسی برام میخوره شوهرم بدش میاد از این کار . خیلی خوردم براش عین چشمه شده بود از بس آب انداخته بود . منم کشید بالا و کیر حدودا ۱۴ سانتیمو که نه کلفته نه باریکو کرد تو دهنش . مثل کوره بود خیلی داغ . حرفه ای بود . اما انقدر داغ بودم که سر ۲ دقیقه آبم با فشار ریخت تو دهنش اونم نامردی نکرد وهمشو خورد . بعدش یه ۱۰ دقیقه با کیرم ور رفت تا دوباره بلند شد . خوابیدم روش و کیرمو برای اولین بار تو کس نازش کردم وااااییییی خیلی گرم و لیز بود خیلی خوب بود . شروع کردم اروم تلمبه زدن . حدودا ۱۰ دقیقه یه سره کردم که تو این حین ۲ بار ارضا شد . منم دیگه طاقت نیاوردمو با ناله هاش خودمو روی سینه هاش خالی کردم . بعدش با هم رفتیم حمومو اونجا هم با دست ۱ بار دیگه ارضاش کردم . تا مدتها میرفتمو میکردمش تا اینکه درگیریش با شوهرش بالا گرفتو ازش جدا شد . حدودا ۳ ماه با هم بودیم تا من دیگه ازدواج کردم و سراغش نرفتم . بعد از اون شدیدا عذاب وجدان گرفتم بخاطر اینکهبا زن شوهردار بودم . هنوزم یادش که میفتم میریزم بهم . با خودم میگم نکنه بخاطر من از شوهرش جدا شده باشه . امیدوارم هر جا هست منو ببخشه
ببخشید دیگه دفعه اولم بود . خواهشا نظراتتونو با فحش بهم ندین
اسممو اینجا میذارم حمید ، اون موقع ۲۲ سالم بود و اون زن که اسمشو میذارم حمیده حدودا ۳۵ ساله که دو تا بچه داشت و یه شوهر عصبی که راه به راه یا بهش خیانت میکرد یا با همدرگیر بودن ، حیلی وقت بود میخواستن از هم جدا بشن ولی هر دفعه یکی وساطت میکرد . من به کارای کامپیوتری وارد هستم و همیشه کارای خانوادشونو من انجام میدادم . یه روز اومد در خونمون و خواست تا براش چند تا سی دی رایت کنم و قرار شد انجام که دادم بهش خبر بدم بیاد ببره . راستی از حمیده بگم سینه ها ۷۵ – باسن معمولی – هیکل لاغر ولی خوش فرم صورت قشنگی داشت مخصوصا چشماش که همیشه خمار بود .
یادمه قبل اینکه کاراشو انجام بدم بهش یه پیام دادن از اینا که توش نوشته منو با این کلمات توصیف کن یادم نیست دقیق چی بود ، ولی در عین ناباوری جوابمو داد و یواش یواش شروع کردم بهش پیامدادن که اخر پیامها رسید به اینکه من بهش گفتم ازت خوشم میاد و تو هیفی که با اون شوهر بی لیاقتت باشی و ادامه حرفارو قرار گذاشتیم تو یه سفره خونه . فرداش رفتم سر قرار نشستیم به قلیون کشیدن و صحبت کردن که بهش تو حرفام گفتم دوست دارم یبار با لباس راحتی ببینمت و فقط یه بوست کنم . برام جالب بود اونی که همیشه با چادر بود ممانعت نکرد و گفت خب یه روز که شوهرم رفت سرکار بیا منم واسه دو روز بعدش باااش قرار گذاشتم .تا صبح پیام میدادیم بهم . یادمه ساعت ۷:۳۰ صبح رفتم اونجا برای اولین بار با یه تاپ و شلوارک دیدمش که هوش از سرم پرید . نشستیم به حرف زدن . خجالت میکشیدم بوسش کنم که بعد از ۱ ساعت صحبت و پذیرایی گفت مگه نمیخواستی بوسم کنی ، منم لپشو بوسیدم . گفت فقط همین ؟ که منم پررو تر شدمو لبشو اروم بوسیدم . خوابیدیم رو مبل من یواش یواش شروع کردم سینه های کردشو مالیدن که اولش ممانعت میکرد ولی بعدش اروم شد . انقدر لب گرفتیم و به هم پیچ و تاب خوردیم که سراز اتاق خواب دراوردیم اونم لخت . جووووونننن چه بدنی داشت سبزه سینه ها سربالا کون معمولی و تاقچه ولی کسشششششش وااایییی تپل از لای پاش بیرون اومده بود. شروع کردم براش کوسشو خوردن . میگفت اولین باره کسی برام میخوره شوهرم بدش میاد از این کار . خیلی خوردم براش عین چشمه شده بود از بس آب انداخته بود . منم کشید بالا و کیر حدودا ۱۴ سانتیمو که نه کلفته نه باریکو کرد تو دهنش . مثل کوره بود خیلی داغ . حرفه ای بود . اما انقدر داغ بودم که سر ۲ دقیقه آبم با فشار ریخت تو دهنش اونم نامردی نکرد وهمشو خورد . بعدش یه ۱۰ دقیقه با کیرم ور رفت تا دوباره بلند شد . خوابیدم روش و کیرمو برای اولین بار تو کس نازش کردم وااااییییی خیلی گرم و لیز بود خیلی خوب بود . شروع کردم اروم تلمبه زدن . حدودا ۱۰ دقیقه یه سره کردم که تو این حین ۲ بار ارضا شد . منم دیگه طاقت نیاوردمو با ناله هاش خودمو روی سینه هاش خالی کردم . بعدش با هم رفتیم حمومو اونجا هم با دست ۱ بار دیگه ارضاش کردم . تا مدتها میرفتمو میکردمش تا اینکه درگیریش با شوهرش بالا گرفتو ازش جدا شد . حدودا ۳ ماه با هم بودیم تا من دیگه ازدواج کردم و سراغش نرفتم . بعد از اون شدیدا عذاب وجدان گرفتم بخاطر اینکهبا زن شوهردار بودم . هنوزم یادش که میفتم میریزم بهم . با خودم میگم نکنه بخاطر من از شوهرش جدا شده باشه . امیدوارم هر جا هست منو ببخشه
ببخشید دیگه دفعه اولم بود . خواهشا نظراتتونو با فحش بهم ندین
نوشته: Pashimoonam
18 پاسخ به “من و زن شوهردار که هنوز پشیمونم”
هیف؟حیف وقت من بود…طولانی؟!ولی اره به نسبت کصشر بودنش خیلیم طولانی بود…
جالبه. اینکه همه با شربت ، کامپیوتر کس بلند میکنن. ودر اخر رابطشونم اخرش هیچی میشه
بعد ازدواجت عذاب وجدان گرفتی؟چرا قبلش نداشتی؟ قضیه اینه ک این حسی ک داری عذاب وجدان نیست،ترسه از اینکه عین همین بلا سرت بیاد…که خب ادم کصکش باشه ی جا کونش میره دیگه…مگه نه؟
من تازگیا یه چیزی کشف کردماینه که کامپیوتر بلد باشی حتما کس میکنیحداقل بقیه یا کافی نت داشتن یا مغازه لوازم کامپیوتریولی تو دمت گرم تو خونه کارهاش رو انجام میدادی و میکردیشجمع کن بابا اوشگولسه سوت مخش رو زدی اولین جلسه رفتی کردیش؟
کاری با کس شعر بودن داستان ندارم… چرا بعضیا فکر میکنن که تو قراره اول نمیشه طرفو کرد…
یعنی اگه شربت و کامپیوتر نبود ملت دیگه به چه بهانه ای میخوان کس بکنند.من زن عقد کردم به زور میزاشت به سینش دست بزنم اونوقت اینها همون اول یه بچه ام درست میکنند
بنظرم ک زن شوهر دار لزوما متعهد نیس فقط متاهله مثل خیلی از رابطه های دوستی الان…پس چرا تا اسم زن یا مرد متاهل میاد گارد میگیرین فقط به این دلیل ک اسمشون رفته رو یه تیکه کاغذ؟!هر آدمی تو هر رابطه ای باید متعهد باشه واگرنه متاهلی به تنهایی تعهد نمیاره اینم شد قضیه بکارت تو ایران!
گفتی یا بوس می خوام رفتی و کردی؟ نححح بابااووو
کیرررم تو داستانتکسکشش جقی
نمیدونم چرا هر کی میخاد فقطططط یه بوس کنه میره خونه طرفو میکنش. یکی ام بیاد میخام فقططط بوسش کنم.
كي كص ميخاد
بزار من پیداش کنم حلالیت میطلبم براتالتماس دعا
حالا بیخیال… عکس زنتو بذار که باهاش جلق بزنیم… واسه زن شوهردار جلق میچسبه
تراوشات یه جقی چس مغز ???
خداوکیلی دمتگرم همینکه بعد این گناه کثیف عذاب وجدان داری یعنی کارت درسته خیلیا هستن اینکارو میکنن و عین خیالشونم نیست بازم اتفاق بیوفته بازم با زن شوهردار میریزن رو هم.دوست عزیزیم ک میگی رابطه زن شوهردار تعهد نیست و تیکه کاغذه پس خودتو اماده کن شوهرت جلوی چشمات هرشب دست یه خانومو بگیره بیاره ببره توی اتاق خوابی ک تو باعشقو علاقت چیدیش یه لحظه اینو فقط تصور کن ببین میتونی واقعا تحملش کنی بعد بیا دوباره بگو باید عادی شن این روابط اونوقت قبوله هرچی بگی
موندم کی بهتون میگه بیایین داستان بنویسین .خواهشاً کم دروغ بگین.
گفتی طولانیه گفتم ده صفحس ولی درکل خوب بود و این عذاب وجدان همیشه هست حتی تو جق زدنقشنگ بود بازم بنویس ولی مثل همین کوتاه بنویس داستان دراز رو نمیخونن و به جای خوندن فحاشی میکنن
کُسو میخورید میکنید، آخرِ سر دستمال خونیو عذاب وجدانو میکنید تو پاچهی ما 😒