من و دوستم و جورابای مامانم

باسلام و خسته نباشید من ارش هستم 23ساله امروز میخام بک خاطره از چند سال پیش براتون بگم . چند سال پیش من یک رفیق داشتم که خیلی صمیمی بودیم و هر روز و همه جا باهم بودیم . اسمش جواد بود و وقتی میاوردمش خونمون میدیدم که هی چشماش دور و بر مامانمه و هی هیزی میکنه منم چیزی نمیگفتم چون منم تو کف مامانش بودم و ی حس دوطرفه داشتم تا اینکه یک روز خونه ما خالی شد و تصمیم گرفتیم شب بریم خونمون تا فردا خانوادم از مسافرت برگردن . بعد از غذا و سرگرمی فیلم سوپری گذاشتیم که جق بزنیم که دیدم جواد رفت تا تو اتاق مامانم و اومد ولی نفهمیدم چرا موقعی هم که برگشت خیلی شهوتی شده بود
و راست کرده بود و از شلوارش میشد دید همیشه عادت داشت کبرشو درمیاورد ولی این بار هرچی گفتم این کار رو نکرد که منم شک کرده بودم تا اینکه یک لحظه که حواسش نبود نوک کیرش از بالا شلوار زد بیرون که دیدم ی چیزی روشه . بلند شدم و هرجور شده بود شلوارشو دراوردم و اونم هی مقاومت میکرد که دیدم جوراب نازک مامانم رو کشیده رو کیرش و این باعث شهوتی شدنش شده بود چون خودمم باجوراب خیلی حشری میشم ولی به روی خودم نیاوردم و گفتم چرا این کارو کردی و وایسادم غر زدن . بعد از چند دقیقه گفت من خیلی وقته عاشق جورابای مامانتم همیشه میومدم از رو طناب دید میزدمشون این بار ی فرصته که بیتونم به ارزوم برسم و اینا که منم چون بدم نمیومد قبول کردم دوتایی رفتیم سر کشوی مامانم و من یک جفت رنگ پا بدون کفه برداشتم و جوادم مشکی شیشه ای . هرکدوم یک تک هم کشیدیم رو کیرمون و رفتیم پا فیلم . جواد چند تا خاطره گفت که چجوری و کجا مامانمو دید زده و منم حی حشری تر میشدم میگفت بک بار مامانم میخاسته تو مغازشون بره دسشویی که جواد از زیر در نگاه کرده و دیده از اونموقع اومده تو کفش یک عکسم داشت که از زیر درگرفته بود و اونموقع دیگه دیوونه شده بودم . رفتم رو تخت پاهامو دادم بالا گفتم جواد بیا بکن منو . جواد ک تعجب کرده بود اومد که جورابو از رو کیرش دراره که گفتم با جوراب بکن . جواد هم کمی خیسش کرد و کیرشو با جوراب مشکی مامانم محکم کرد تو سوراخم و هی تلمبه میزد و از مامانم میگفت تا اینکه ابش ریخت تو کون و جوراب مامانم . بعد بلند شدم گفتم نوبت منه بکنمت که اول گفت نه ولی گفتم اگه نکنمت دیگه جورابومامانمو بهت نمیدم که اونم خوابید و حسابی کردمش . جورابای رو کیرمون پر اب شده بودن و دوتایی لخت و بی حال افتاده بودیم صبح که شد رفتیم جوراب هاروهمه شستیم و سرجاش گذاشتیم و تا اومون بقیه صبر کردیم که موقع اومون مامانم با ی جفت جوراب توری نازک اومد که باز منو و جواد شق کردیم و چندین بارم با همون جوراب جدید همدیگه رو کردیم . ایشالا که خوشتون اومده باشه و منتظر نظراتتون هستم . .

نوشته: آرش

بازدید 15,465

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

18 پاسخ به “من و دوستم و جورابای مامانم”

  1. یا امام زاده بیژن (hypnotized) به حق چیزای نشنیده! عادت داشت هر وقت میومد پیش تو کیرشو بیاره بیرون از شلوار؟! این دودول بازیا دیگه از سن و سالتون گذشته ؛ کیرم تو مردنگی جفتتون کسخلا

  2. دو سه تا داستان توپ نوشتم و ارسال کردم که خیلی جالب و آموزنده بودند. با یه کم سکس کم اما حقیقی، هیچوقت تو سایت گذاشته نشدند و نمیدونم چرا؟ ! اما داستانهایی نظیر همین بايد گذاشته بشن!!! یعنی جریان چیه؟ چطور اینطور میشه نمیدونم؟!؟!؟

  3. پروردگارا…خودت شاهد باشجوراب؟؟!!!مگه میشه؟ مگه داریم؟ممد…کجایی داداش؟…بیا با جوراب ننت بکنمت (dash)

  4. واقعا حالم به هم خورد جورابای پایی و بوگندو رو کردین تو … (hypnotized) 🤮 🤮

  5. واقعا همه چیز دوطرفه بودا، اومد تو رو کرد، جورابای مامانتو از آبش پر کرد. دو روز دیگه تو هم رفتی جایی، مادرتم میکنه. همه چیز دوطرفه و منصفانه

  6. داستان ساختار تحريك كننده اي داشت اما خيلي مي تونست بهتر باشهمثلا اونجايي كه عكس مامانتو نشون داد بايد با جزييات عكس رو توضيح مي دادي كه مثلا از زير در كس پر موش ديده مي شد و و و

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید