من الهه هستم مدیر مدرسه ۳۴ سالش بود (زن چادری محجبه با مقنعه آبی صورت کشیده و دماغ کشیده چشای سیاه و لبای معمولی کفشهای زنونه پاش ۳۹)
تینا معلم نقاشی هستم ۲۴ سالش بود (صورت گرد کوچیک با چشمای مشکی دماغ و لبای کوچیک و با مقنعه مشکی و یه کم موهای مِشِش انداخته بود بیرون چادری و محجبه با کتونی مشکی پاش ۳۷
صدف معلم حرفه فن هستم ۲۵ سالش بود (صورت کوچک اما کشیده با چشمای درشت قهوه ای دماغ عروسکی با لبای بزرگ چادری و محجبه با مقنعه و کتونی سفید ۳۸
دنیارو هم که قبلا باهاش آشنا شدید معلم عکسای هست ۲۸ سالش بود (صورت گرد چشمای درشت مشکی دماغ و لب کوچولو چادری و محجبه با مقنعه و نیم بوت مشکی پاش ۳۵
دنیا درو بست و اومد نزدیک ما گفت حالا لخت شید برید روی میز منو محمد شروع کردیم لباساشون درآوردن اول پیراهن و بعد کفشامون و جورابامون بعد شلوار و شرتمون بعد گفت برید رو میز و شروع کنید اول کیر همو مالیدن ماهم اینکار کردیم تا کیرامون سیخ بشه بعد گفتن به کمر بخوابید و کوناتونو یکم بیارید بالا که کیرمون قشنگ سیخ وایسه بعد گفت برگردید دنیا و تینا دستکش های سفیدشونو دستشون کردن اومدن سمتمون دنیا سمت من تینا سمت محمد بعد با دست لپای کونمونو باز کردن کردن و به الهام و صدف میگفتن ببین عجب سوراخ هایی دارن بعد کرمی رو که کنار دستشون گذاشته بودن و ورداشتن دنیا و تینا اول دنیا انگشت وسطشو کرمی کرد بعد کرد تو کون منو منم آه گفتم و دنیا شروع کرد انگشت کردن بعدم تینا انگشت وسطشو کرمی کرد و یکدفعه کرد تو کون محمد. تینا هم مثل دنیا شروع کردن انگشت کردن و منو محمدم ریز آه و ناله میکردیم تینا و دنیا هم جون میگفتن و کون مارو انگشت میکردن بعدش الهه و صدف با قیچی دو جای خشتکشونو پاره کردن که فقط کص و کونشون معلوم باشه بعد الهه امد نشست جلو محمد سره محمد چسبوند به کصش تا لیس بزنه کص و کونشو از اونورم صدف امد و سره منو چسبوند به کصش منم شروع کردم لیس زدن کصش هم الهه هم صدف جفتشون آه نالشون بلند شد و داشتن از لیس زدن ما حال میکردن بعد دنیا و تینا به غیر از انگشت وسطشون انگشت اشارشون رو هم کردن تو کون ما ادامه انگشت کردن تینا و دنیا از پشت مارو انگشت میکردن و از هم لب میگرفتن جلو هم ما کص الهه و صدف رو لیس میزدیم و اونا هم صورت همدیگرو گرفته بودن و داشتن از هم لب میگرفتن میگرفتن بعد چند دیقه آب الهه و صدف امد و پاشید و تو صورت منو محمد بعد الهه و صدف جاشون عوض کردن صدف نشست جلو محمد الهه هم نشست جلو من از اونورم تینا و دنیا جاشون عوض کردن بعد غیر از انگشت وسط و اشارشون انگشت حلقه رو هم کردن تو سه انگشته منو محمد داشتیم از درد پاره میشدیم بعد چند دیقه دوباره ارضا شدن الهه و صدف دنیا گفت پاشید نوبت ماست الهه و صدف دستکشاشونو دستشون کردن و انگشتاشونو چرب کردن آمدن پشت ما نشستن دنیا تینا آمدن نشستن جلو ما دنیا جلو من تینا جلو محمد تینا و دنیا با همون قیچی روی میز مثل الهه و صدف خشتکاشونو قیچی کردن که فقط کص و کونشون معلوم بشه بعد پاهاشونو دادن بالا و صورت مارو چسبوندن به کصشون دنیا و تینا سر منو محمد گرفته بودن با دستاشون و صورتمون رو روی کص کونشون بالا پایین میکردن و می مالیدن بعد از پشت هم الهه و صدف وحشیانه مثل دنیا و تینا مارو انگشت میکردن الهه محمد رو صدف هم منو تو همون حین از هم لب هم میگرفتن بعد چند دیقه لیس زدن کص دنیا و تینا اونا هم ارضا شدن و جاهاشونو باهم عوض کردن تینا امد من کصشو لیس بزنم دنیا هم محمد کصشو لیس بزنه بعد چند دیقه لیس زدن دوباره اوناهم ارضا شدن آبشونو پاشیدن رو صورت ما بعد الهه و صدف انگشت کردن مارو تموم کردن و الهه به تینا گفت برو از کشو دومی من اون دوتا وسایلارو بیار ما که به صورت داری بودیم الهه گفت محمد امیر پاشید بیاد کفشای ارباباتونو دربیارید منو محمد هم رفتیم سمت الهه و صدف و دنیا که کنار هم نشسته بودن قرار شد من کفش پای چپو دربیارم محمد هم کفش پای راستو اول از صدف شروع کردیم کتونی های سفید صدف رو درآوردیم جوراب مچی سفید پوشیده بود کتونی هاشو گذاشتیم کنار الهه گفت پاهاشو ببوسید و بیایید اینور شروع کردیم جورابای صدف رو بوسیدن و بو کردن حسابی بوی عرق میداد بوس کردیم من پای چپشو بوس میکردم محمدم پای راستشو بعد جامونو عوض کردیم بعدش رفتیم سراغ پاهای دنیا نیم بوت هاشو درآوردیم جوراباش پاریزین کرم بود بعد دوباره مثل صدف شروع کردیم بوسیدن پاهای کوچولو دنیا بعدش تو همین حین تینا با دوتا دیلدو بند دار تقریبا ۲۵ سانتی که تو دستاش بود امد و دادشون به الهه گفت بفرما خانوم مدیر الهه هم دیلدو ها گذاشت کنار تینا هم نشست بغل دنیا بعد دنیا نوبت تینا شد کتونی های تینا رو هن درآوردیم جورابای مچی مشکی پاش بود پاهای اونم بوس کردیم رفتم سراغ الهه کفشای زنونه اونم درآوردیم جوراب پاریزین مشکی بدون کفه پاش بود ما هم شروع کردیم بوسیدن پاهاش بعدش گفت خب بسه دیقه بعد یکی از دیلدو هارو به دنیا داد قبل اینکه بپوشن دو تا بسته کاندوم درآورد و کشید یکی رو دیلدو خودش یکی هم دنیا بعد شروع کردن به پوشیدن از رو هم چادر و مانتو و شلواری که خشتکاشونو قیچی کرده بودن البته کص و کونشون بازم معلوم میموند به منو محمد گفت داگی بشید منو محمد داگی شدیم بعد تو همون حالت داگی مانند دستامونو هم با یه تیکه پارچه از پشت به صورت قپونی بستن که ما هیچ حرکتی نداشته باشیم بعد الهه نزدیک من شد دنیا طرف محمد شروع کردن دیلدو ها رو چرب کردن و مالیدن به دور سوراخ کونامون از اونورم تینا جلوی من نشسته بود صدف هم جلوی محمد هم الهه هم دنیا داشتن دیلدو هارو میمالودن به سوراخ کونمون و بعضی موقعا یا فشار کوچیک میدادن ببینن دیلدو تو میره بعد چند دیقه ور رفتن با سوراخ کونمون بالاخره هم الهه هم دنیا سره دیلدو رو با فشار کردن تو کون ما منو محمد ای گفتیم و بعدش نصفه دیگه دیلدو رو کردن تو که ما از شدت درد داشتیم داد میزدیم که تو هون حین تینا پای چپشو کرد تو دهن من که هم دیگه داد نزنم و ساکت باشم هم جورابشو بلیسم صدف هم پای چپشو کرد تو دهن محمد پای تینا حسابی بو و مزه عرق میداد از پشت که داشتن با دیلدو تو کونمون تلمبه میزدن از جلو هم داشتیم پای تینا و صدف رو لیس میزدیم بعد چند لیس زدن بعد پاهاشونو باز کردن که دوباره کصاشونو لیس بزنیم الهه و دنیا درحالی که داشتن تلمبه میزدن الهه پای چپه تینا رو و دنیا هم پای چپ صدف رو گرفتن و شروع کردن لیس زدم بعد چند دیقه تلمبه زدن جاها عوض شد الهه و رفت پشت محمد و دنیا آمد پشت من جای صدف و تینا هم عوض شد دنیا الهه کاندوم های قبلی رو که کشیده بودن رو دیلدو رو درآوردن انداختن تو سطل زباله و کاندوم های جدید کشیدن شروع کردن تلمبه زدن دنیا پشت من و الهه پشت محمد تند تند تلمبه میزدن و پاهای صدف و تینا رو لیس میزدن بعضی موقعا هم ما پاهای تینا و صدف رو لیس میزدیم بعد بلند شدن کاندوم ها و دیلدو هارو درآوردن دادن به تینا و صدف کاندوم هارو هم ریختن تو سطل تینا و صدف هم کاندومای جدید کشیدن و بعد مارو بلند کردن و خودشون نشستن و مارو هم نشستن رو دیلدو ها من رو دیلدو تینا محمد هم صدف پشتمون به تینا و صدف از اون هم دنیا شروع کرد لیس زدن کیر من الهه هم کیر محمد پشتی ها تلمبه میزدن جلویی ها کیرمونو میخوردن بعد چند دیقه تینا پاشد دیگه جزئیات عوض کردن جاهاشون و کاندوم رو نمیگم خودتون میدونید دیگه جاشو با صدف عوض کرد بعد دنیا و الهه هم بلند شدن و وایسادن جلوی ما طوری که کصشون بالای سرمون قرار میگرفت از اونورم سرمونو میگرفتن کصشونو میمالیدن به صورتمون تا لیس بزنیم و زبون بندازیم بعد چند دیقه ارضا شدن و ابشونو پاشیدن رومون دقیقا هر چهارتاشون باهم نزدیک ۱۱ بار ارضا شدن و ریختن رو صورت و بدن ما بعد صدف نشست محمد رو نشوند رو دیلدوش از پشت هم تینا امد دیلدو رو درحالی که دیلدو صدف تو کون محمد بود کرد تو کونش دو دیلدو کردن و سوراخ محمد باز باز شد حسابی گشاد شد محمد چند بار فریاد زد و آیی گفت و بعد به حالت نیم جون شد مثل اینکه دیگه بی حس شده بود بعد چند دیقه تلمبه زدن تینا صدف بس کردن و محمد و انداختن کنار بعد دیلدو هارو درآوردن و دادن به الهه و دنیا اوناهم شروع کردن به پوشیدن دیلدو ها تو همون حین هم تینا صدف داشتن کصشونو میمالیدن و جق میزدن تا آبشون بیاد دنیا و الهه امد سمت من دستام هنوز بسته بود داشتم گریه التماس میکردم خواهش میکنم بسه دیگه بعد الهه نشست و منو نشوند رو دیلدو از اونورم دنیا سریع دیلدوشو چپوند تو کون من داد و اشکم باهم قاطی شده بود و داشت از درد کونم آتیش میگرفت دنیا و الهه هم وحشیانه تلمبه میزدن و بعد چند دیقه کونم بی حس شد و خودمم هم بی حس شدم و اونا همچنان داشتن ادامه میدادن تو همون حین چشم خورد به تینا صدف که آبشون امد و داشتن میپاچیدن رو محمد بعد چند دیقه دنیا الهه تلمبه زدن و تمون کردن و از رو من پاشدن شروع کردن دیلدو هارو درآوردن و بعد الهه رفت سمت محمد و دنیا هم تینا رو صدا زد بیاد پیشش یه دیلدو دست دنیا بود و یه دیلدو هم دست الهه منو محمد به کمر خوابوندن بعد تینا نشست رو صورت منو صدف هن رو صورت محمد دنیا و الهه از پایین دیلدو هارو میکردن تو کون منو محمد از اون طرفم تینا کیر منو صدف هم کیر محمد رو لیس میزد بعدش کیرامون سیخ شد شروع کردن جلق زدن تا آبشون بیاد بعد چند دیقه هم آب من هم محمد امد اما نایی نداشتیم که دیگه دادی بزنیم آبشون ریخت رو صورت تینا و صدف بعد بلند شدن و تینا از دنیا لب گرفت و صدف هم از الهه تا آنقدر که تمام صورت همدیگرو لیس زدن بعد الهه رفت نشست رو صندلیشو به صدف هم گفت ببر دیلدو هارو بزار سرجاش از اونورم به دنیا تینا گفت درس آخرم بهشون بدید که دیگه یادشون نره بعد دنیا تینا منو محمد و برعکس کردن به شکم خوابوندن تینا پاهای منو باز کرد و دنیا هم محکم با پاش کوبید تو تمام آنقدر میخواست به توپ شوت بزنه بعد اینکه زد چشام سیاهی رفت و از درد هیچی نفهمیدن فقط بعدش شنیدم محمد هم شروع کرد به ناله کردن چند دیقه که گیج بودیم بعدش دستامونو باز کرد کردن و دنیا گفت پاشید لباساتونو بپوشید از مدرسه گمشید بیرون دیگه هم اینجا نیایید من با اینکه دردم خیلی زیاد بود دست محمد رو گرفتم و کمکش کردم لباساشو بپوشه اونم به من کمک کرد بعد با یه بدبختی و دردی که داشتیم سریع از مدرسه زدیم بیرون و با قیافه داغون و بدنی که بوی آب کص میداد خودمون رسوندیم خونمونو منو محمد دیوار به دیوار هم زندگی میکردیم تا رسیدم خونه مامانم گفت کجا بودی توله سگ این چه موقع امدنه هیچ معلومه کجا بودی این چه قیافه ای این چه بوییه که میدی بدو برو تو حموم تو همین حین که حرف میزد مامانم به ساعت نگاه کردم دیدم ساعت ۵ و ربع خودمو رسوندم حموم و بخاطر درد و سوزش و از ترس اینکه مادرم نفهمه از حموم که امدم و لباسامو پوشیدم رفتم رو تخت و به مادرم گفتم مریض و ۳ روز نرفتم مدرسه تا حالم بهتر بشه بعد ها که حالم بهتر شد و محمد دو تو کوچه دیدم و اونم گفت حالش مثل من بود مادرش همینجوری داشته بهش غر میزده بعد اون روز منو محمدم تا چند سال وحشت و اون اتفاق رو داشتیم بعد ها رفته رفته بهتر شدیم و یادمون رفت و دیگه باهم گی نکردیم و بجاش بچه خوشگلتره میکردیم خب این بود داستان من مرسی که تا اینجای داستان وقت گذاشتیم خداحافظ
نوشته: امیر حسین
19 پاسخ به “وقتی رفتن تو دستشویی دخترونه کار دستموم داد”
دهن سرویس این حتی تو پورنهابم قفله و تا حالا همچین فیلمی نساختن!😂
شمارتو بزار هماهنگ کنم این داستان رو فیلمش کنیم زندان زنان رو سه هیچ میزنه
کص و شر محض بود ، معمولا خانم ها به درخواست پارتنرشون باهاش پگینگ میکنن و فقط 7 8 درصدشون خوششون میاد ، خود من کلی طول کشید تا به دوست دخترم بفهمونم اینم یه نوع رابطس و میتونیم باهم لذت ببریم
مرسی،ادامه اش هم بنویس
احمد۹۱۳خداییش این از چرندیات ی جقی کوس ندیده هم خارج بود .اختصاصی واسه این داستان ی چیز دیگه پیدا کن.
من عاشق پکینگم اما حس میکنم داستانت کسشره البته نخوندما از کامنتا فهمیدم 😂😂😂
کونی گاییدمت توریدی تو همه تخیلات این برا هندی ها هم قفله بااین حد تخیل
😁 😁 پاره شدم از خنده
کسشر خالص
ازغلط های داخل داستان فاکتور بگیریمحتی تیتر هم غلطه تخم سگ
جغی
ناموسا یه نفر برام بگه پکینگ چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام
کونتون چشم داشت که تونستید ببینید موقع انگشت کردنتون دارند لب می گیرند؟
تخیلات قوی
آقا شرمنده اول داستان تو آدرس دادن دستشویی گم شدم دیگه نتونستم ادامه داستانو پیدا کنم بخونم! ایشالا داستان بعدی آدرس مکان رو سرراست تر بدی تو داستان بمونیم 😂😂😂😂😂
شاهکار 🤣🤣🤣
کس خل مالیاتی
سلام پنج تا معلم زن معلوم هم شوهرشون کوص میدادن هم کیر مصنوعی گذاشتند تو مدرسه تو کوص همدیگر میکردندپنج معلم تو دفتر کوص کون همدیگر فرو میکردند تجربه زیاد داشتند تو مدرسه گذشتند بلد سردوتا بچه ها اوردند