وقتي سرقرار رسيدم قلبم داشت ازحركت مي ايستاد آخه هردو مون متاهل بدويم خلاصه يه كم باهم توخيابون گشتيم و چون اينكاره نبوديم سريع ازترسي كه داشتيم تابلو شديم وديدم كه يه موتور با2تا پسر كه ظاهرشون به بسيجي هامي خورد زير نظرمون دارن سريع جداشديم و هر كدوم سوار يه تاكسي شديم وبه يه مسير رفتيم وتا آخر مسير همش فكر ميكردم دنبالمونن خلاصه خطر رفع شد بعدازظهر كه زنگ زديم به هم كلي درمورد اون مشكل صحبت كرديم مي گفت خيلي ميترسم باوجودي كه خيلي دوست دارم باهات باشم ولي اينجوري خيلي خطرناكه منم كه خيلي ترسيده بودم گفتم اشكال نداره براي اينكه مشكلي نياد تو خونه قرارميزاريم اين حرفو كه زدم شديدا مخالفت كرد ولي وقتي كلي دليل بر اش آوردم و قول دادم كه مثل خواهر برادر باشيم قبول كرد خلاصه چندروز بعد باش قرارگذاشتم و شب قبل به خانمم گفتم بريم خوانه مامانت اينا وچندروز بمونيم وهمين كارو كرديم روز قرار سركار نرفتم وآدرس ميدون جلوي آپارتمانمونو دادم به زينب وقتي اومد ازبالا تو پنجره ديدمش ومطمين شدم كسي تعقيبش نميكونه زنگ زدم به موبايلش وراهنماييش كردم بيادخونه
وقتي رسيد پشت دربدون اينكه دربزنه درو بازكردم وگفتم بياداخل كفشاتم درنيار ولي اومدداخل بي اختيار هردومون همديگه رو بغل كرديم وتاميتونستيم فشار داديم اولش هيچ قصدي نداشتم ولي انقدر نگاهش تشنه بود كه شروع كردم به دراوردن لباساش اونم هي ميگفت توروخدانكن ولي هيچ كاري نميكرد تا لباساشو درآرم خلاصه تارسيدم اتاق خواب كنار تخت فقط شورتش پاش بود كه اونو واقعا ميزاش درارم انداختمش روي تخت دستامو گرفتم زيربغلش كه دستاشو نبره پايينولبمو گذاشتم رو لبش وپام انداختم توشورتشو شورتشو بردم پايين شروع كرد به اعتراض كه توقول دادي گفتم هيچ كاري نميكنم فقط ميخام لخت باشي خلاصه شورتشو دراوردم وبراش بعدازچند لحظه عادي شد خوابيديم كنار هم وخيالش راحت شد كه قصد نزديكي كردن ندارم هينكه آرام شد شلوارمو دراوردم كه اصلا توجه نكرد بعدخوابيدم وكشوندمش روخودم گفت چه كارميكني گفنم مطمين باش فقط ميخوام لمست كنم خوابيده بود روم زانو هامو كشيدم بالا طرف شكمم تا پاهاش دوطرف شكمم قرارگرفت گفت چه كار ميكني گفتم هيچي فقط بمالمش بهش گفت توروخدا شروع كردم به ماليدن كوسش باكيرم گفت توقول دادي گفتم كاري نميكنم شروع كردم لباشو بالبام گرفتم وكيرموفرو كردم توكسش گفت توروخدانه گفتم فقط يه بار خلاصه چنان خيس شده بود كه چند لحظه بعدمثل دو آدم بي حيا اوفتاديم بجون هم وچنا ن كردمش كه توعمرم هيچ كس رو اينجوري نكرده بودم تمام حالتالو باش امتحان كردم آخرش هم آبمو ريختم روكمرش . انروز وقتي رفت زنگ زد بهم وشروع كرد به گريه كردن دچارعذاب وجدان شده بود ميگفت شوهرم ميره توبيابون به خاطر من اونوقت من اينجوري بهش خيانت كردم خلاصه دوستي ما3تا4ماه ادامه داشت وتواين مدت هرفرصتي گيراوردم كردمش 3بارم گذاشتم كونش وآبمو ريختم داخل خيلي بهم حال داد حتي الانم كه يادش ميفتم كيرم راست ميشه خيلي سكساي خوبي باش كردم ولي اي كاش اينارو نكرده بودم آخرشم همين عذاب وجدان باعث جداييمون شدومن هميشه وقتي يادش ميافتم مطمئنم تنهاچيزي كه به خاطرش مطمئنا به جهنم خواهم رفت همينه وخيلي ميترسم اي كاش هركز اون موتوري ما رو نترسونده بود.
نوشته: از تهران
37 پاسخ به “مطمئنا به جهنم خواهم رفت”
نميدونم چي بگم؟؟؟؟؟
حرفات رو نميتونم باور كنم شماره بهش دادي بعدش زنگ زد گفت عاشقتم همون دوساعت اوليه با عقل جور درنمياد ولي جهنم رفتنت به من ربطي نداره
خائنا
ایشالابری جهنم گرز داغ بکنن توکونت تا توباشی که خیانت کنی
کسه مترسه به دفعه ی دوم نمرسه شما ها که سنگ پای قزوینم رد کردین چند دفعه گایدیش بعد اعضاب وجدان گرفتت کسکش کیر سگ تو کون تو و اون جنده بشه
کسی مترسه به دفعه ی دوم نمرسه شما ها که سنگ پای قزوینم رد کردین چند دفعه گایدیش بعد اعضاب وجدان گرفتت کسکش کیر سگ تو کون تو و اون جنده بشه
کسی مترسه که یه دفعه. نه که شما ها که سنگ پای قزوینم رد کردین چند دفعه گایدیش بعد اعضاب وجدان گرفتت کسکش کیر سگ تو کون تو و اون جنده بشه .
مجبوري بنويسي؟من باادب فحاشي بلند نيستمخب جقول با موبایلم وگرنه 10تا دروغتو ميگفتم
برو جلو بوق بزن اسكل!؟دنبال چي ميگشتي كه اين داستانو سرهم كردي منگل آنگولايي؟!با لذت از سكست ياد كردي بعد عذاب وجدان باعث شد جدا بشين يا طرف ولت كرد؟بسيجياي موتوري باعث شدن تو بترسي وبه كون زن مردم بذاري آقا زرنگه؟؟!ارتش بيست ميليوني با تجهيزات كامل تو كونت!؟
Ba hichi hichi kardish:-D
ازبس طولانی بود تا آخرش نتونستم بخونم:-|حالا خوبه خودت میدونی میری به درک جای شکر دارهعاخه خودت خجالت نکشیدی چرت وپرت سر هم کردی دیوانه؟
هیچ وقت ب زنه شوهردار دست نزنیدخوبیت ندارهبهشتو جهنم وجود نداره مکافاتشو تو همین دنیا پس میدی اونم ب بدترین شکله ممکن
یه کس کردی چه دزد و پلیس بازی در اوردی
مطمئن باش به جهنم خواهی رفت
قربونت برم که انقدر عذاب وجدان داری.
اگه این کارو کرده باشی.که خداکنه دروغ باشه جهنمو توهمین دنیا میبینی فقط یچیز بهت میگم خودتو بزار جای شوهرش …مرد… البته خدا نکنه
کاش اون بسیجیها شما رو نترسونده بودن یا ای کاش از اول این غلط رو نمیکردین؟ مسخره بود از اول تا آخر…
آقایون خانوما من یه نظر دارم…میگم چه اشکالی داره؟اون به خانومش گفته بره خونه مامانش اینا صبحم سر کار نرفته رفته خونه خانومه که نبوده تا ظهرم که به زنش زنگ نزده…لابد زنشم با یکی دیگه بوده شوهره اون زنم با دیگری…شاید شوهره زنه با خانومه این باهم بیابون بودن … D:
سطل آشغالم بری خودتو داستانتو راه نمیده
اگه جهنمی توکارباشه همه اینایی که نظردادن صف اول جهنمن…هرچندکه کلا کسشعرتلاوت نمودی کون گلابی <):)
بابا این نظرا چیه شما میدین.هرکی ندونه فک میکنه شماها پیغمبرین.بیخیال تو کارنامه هرکدومتون کلی از این شیطونیا هستش.حالا چه جوره که هر کی داستان مینویسه میش کثافت هوس باز هرکی اون پایین نظر میده میشه گربه عابد والا منکه نمیدونم.راست و دروغ داستانو کار ندارم.ولی اینجور روابط کمو بیش همینجوری شروع و همینجوری هم تموم میشن.دوست عزیز بازم اگه از این غلطا کردی بیا اینجا بنویس تا بقیه کمی ادای آدم خوبا رو در بیارنو نظر بدن بلکه بار گناهاشون سبک بشه.
يه قايق موتوري كه تازه گازسوز هم شده خخخخخخخخخخختو كون ادم دروغگو…
شرتتو دريار،نترس فقط ميخوام ببينم ماركش چيه؟ دهنتو باز كن،نترس فقط ميخوام دندوناتو ببينم! كسكش زاده
اینهمه کسشر نوشتی که بگی میری جهنم؟؟؟؟فکر کردی الان تو بهشتی؟؟؟؟
Khob gofti
یه نفر همینطور زنتو میکنه
کیر نکیرو منکر تو کون آدم خالی بند جقی
مرد پاک لایق زن پاک است شک نکن زنت جای دیگه داده پس عذاب وجدانت تو حلقم راستی جا داره اینجا از یوسفهای پیغمبر و مریمان مقدسی که نظر کارشناسی دادن کمال تشکر را به عمل بیارم =))
یه 40-50باردیگه میکردیش بعدبهانه ی عذاب وجدانامیگرفتی.اگه وجدان داشتی ازاول بهش زنگ نمیزدی
کسه ننت آلبالو. ولی کلن همیشه میشه توبه کرد.(جز موقع مرگ و داخل جهنم و دوزخ) پس عجله کن.کسه ننت آلبالو
داستانت كه تخيلي بود_1درصد فرض ميكنيم كه راست باشه_زن خودت همجين كاري ميكرد اونوقت جي ميشد!!!
تو واقعا در حق شوهر اون، زن خودت، وجدان اون و وجدان خودت نامردی کردی. ولی مهم اینه که تکرار نشه. چرا جامعه ما به این سمت داره می ره ؟! عذاب وجدانت باعث شده اینو بنویسی که امیدوارم دروغ باشه !!! انحراف جنسی چه زیاد شده. واقعا متاهل ها این جا چیکار می کنند ؟
عیب نداره رفتی جهنم ما از بهشت برا تو یخ میاریم تو ام برا چای ابجوش به ما بده قندم خدمون داریم
بچه ها همسايه مون اون عباس كه ميگفتك تازه يه اسكانياخريده الانم ازمعدن داره سنگ مياره!!!!!!!!!!!نميدونيدمنظورم چيه!!!خب توكن اين نويسنده ديگه!….راستي منم جهنمي هستم ازاين وراردشدي بياباهم بريم!…سنندج؟
(|: (|: L) L) نميدونم چرا نویسندگان اين داستان هاي تخيلي خوانندگان و مخاطبانشونو جيگـــر فرض ميکنن
زنا كار :& :&
خدمت شما عارض شوم كه جهنم طبقات داره. اون تهش تو با اون زنه هستي. چند طبقه بالاتر شوهر زنه هستش ، چون اونم صد در صد واسه خودش تو بيابون و خيابون پيدا ميكنه. چند طبقه بالاتر من و سايرين هستيم كه اومديم توي اين سايت كس و كون نگاه مي كنيم و كس شعر مي خونيم.