مانتو

من نسرین هستم ما همسایه ای داشتیم که تو محله مون تولیدی مانتو داشت و چون دوست خانوادگی بودن الگوی بعضی مانتوهای جدیدشون رو میاورد خونه ما من میپوشیدم و بعضی جاهاش علامت میزد که چقدر باید تغییر کنه.من و دوستم الهه پنجشنبه ها بعد از دبیرستان میرفتیم یه باشگاهی بدمینتون و اسکواش بازی میکردیم.یه روز از باشگاه میرفتم خونه و خسته بودم و با همون شلوار ورزشی و مانتوی مدرسه داشتم برمیگشتم که پسر همسایه از در مغازه اونور خیابون بلند صدا کرد.پسر همسایه آرش که یکی دو سال بود سربازیش تموم شده بود و در مغازه باباش کار میکرد پسر معمولی و خوش خنده ای بود.خلاصه رفتم در مغازه سلام کردم گفت نسرین خانم بابا دوتا مانتو گذاشته لطفا بپوشید گفتم خوب بفرستید خونه من الان خیلی خسته ام و راستش انقدر عرق کرده بودم که روم نمیشد لباس تمیز بپوشم.اصرار کرد که تورو خدا اینا باید سریع تموم شه الگوش.انقدر خواهش کرد و خندوند که گفتم باشه.رفتم تو گفتم پدرت کو گفت رفته خونه ناهار بخوره و یه کم بخوابه سر درد داشت.گفتم خوب کجا بپوشم مانتو رو؟ یه اتاق انتهای کارگاه که یه آبدارخونه خیلی کوچک بود و گفت توی این اتاق لطفا. یه کارگر تو مغازه بود فقط که بهش گفت درو ببند کسی نیاد تا ایشون تشریف ببرن.من رفتم تو اتاق کوچیکه درو بستم و قفل هم نداشت.مانتو و تاپم در آوردم با تاپم عرقم رو خشک کردم و مانتوی اول رو پوشیدم و آرش و صدا کردم اومد و یه مقدار علامت زد و رفت بیرون و مانتوی دوم پوشیدم و باز صداش کردم اومد تو.مانتوی دوم حالت یقه باز بود و یه کم سینه دیده میشد.همینطور که زیر بقل و اینا رو چک میرد هی دستاش به سینه هام میخورد و منم نمیدونستم چی بگم.از بغل مانتو رو میکشید که دوتا دکمه بالاش در رفت و سوتین و سینه هام کامل معلوم شد.من هول شدم و اونم یه دفعه شروع کرد عذر خواهی و یه دفعه بغلم کرد که ببخشید من خراب کردم من شما رو خیلی دوس دارم و نمیخواستم اینطوری شه که دیدم کارگره داره از لای در نگاه میکنه من جیغ زدم و آرش هم فحشش داد و گفت از مغازه برو و در مغازه هم ببند.یه موکت گوشه بود که سریع پهن کرد و گفت بشینید راحت باشید یه لیوان آب بریزم.گفتم بسته میخوام برم خسته ام.نشستم یه کم آب خوردم و اونم نشست و طبق معمول زبون ریخت و منو خندوند که نزدیکتر شد و دوباره بغل کرد تا اومدم بگم نکن دیدم دستش از یقه مانتو و سوتین رفته تو سینمو گرفت من ترسیدم و داغ شد تنم و تا گفتم نکن نمیخوام اون دستشو انداخت دور گردنم و شروع کرد لبام بوس کردن.داشتم میمردم از ترس و زور زدم دستاشو جدا کم ولی زورم بهش نمیرسید اونم منو چسبونده بود به دیوار و لب میگرفت و سینه هامو محکم میمالید من حتی نمیتونستم جیغ بزنم دیگه چون آبرومون تو محل میرفت.اونم میمالید و میگفت دوست دارم عاشقتم و مانتو رو کامل باز کرد و سوتین و در آورد.من داشتم از حال میرفتم و ازینکه سینه هامو میمالید بدم نمیومد دیگه.منو دراز کرد رو موکت و سریع خودش لخت شد و من تا حالا کیر از نزدیک ندیده بودم.اومد روم کیرش آورد جلو دهنم گفت میخوری یه کم؟گفتم نه و اصلا درست نمیدونستم چجوری میشه ساک زد فقط تو مدرسه از بچه ها شنیده بودم که واسه دوس پسراشون میزنن.اونم گفت باشه و سریع کفش و جوراب و شلوار ورزشیم رو در آورد.دستم گذاشتم رو شورتم گفتم نه که دستم و گرفت و اونم در آورد داشتم میمردم از خجالت چون هم کامل لخت بودم هم بوی پاهام همه اتاق رو برداشت.دستام رو صورتم بود که حس کردم داره کوسم لیس میزنه و میخوره که تا حالا همچین لذتی تجربه نکرده بودم.حشری شده بودم و خیس شده بودم بعد رونامو چسبوند به سینم و هی تف میمالید رو سوراخ کونم.کیرشو هم تفی کرد و همونجوری خوابید روم.دیگه هم میخواستم هم میترسیدم.شروع کرد مالیدن و خوردن سینه و لب گرفتن و گردنم و لیس میزد که دیگه خیلی حشریم کرد.کیرشو با دستش گذاشت رو سوراخ کونم و دو تا پاهام گذاشت رو شونش و خوابید روم.آروم فشار میداد و یه درد شدید گرفت کونم که تا حالا حس نکرده بودم.داشتم از درد میمردم و اشکم در اومد.شروع کرد لب گرفتن و مالیدن و کیرش و تو کونم جلو عقب میرد که حس کردم دیگه داره تا ته میکنه تو کونم.داشتم جیغ میزدم که شورتم کرد تو دهنم و پاهامو گرفت بالا و تند تند میکرد تو کونم و کف پاهام بوس میکرد و لیس میزد.من هم درد داشتم هم لذت میبردم.انقدر کرد تا چند دفعه آه آه کرد و باز خوابید روم گفت تموم شد نسرین جون خیلی دوست دارم.من انگار فلج شده بودم نمیتونستم تکون بخورم با بد بختی پاشدم لباس پوشیدم و چندتا دسمال گذاشت لای کونم که آب کیرش از سوراخم نریزه تو شلوار.با بد بختی رفتم خونه و مامانم گفت چقد دیر اومدی گفتم زیاد باشگاه موندم و کیفم انداختم و با لباس رفتم توی حموم

نوشته: نسرین

بازدید 9,678

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

5 پاسخ به “مانتو”

  1. همش فک میکردم تجاوز یعنی پردشو بزنن…اینو دیگه نشنیده بودماون پاتو که بوی گوه میداد بوس میکرد و لیس زد؟؟؟البته کرم از خود درخته چون همون موقع که دستش داست میخورد به سینه هات میتونستی داد بیداد کنی آبروشو ببری

  2. خود جندت دلت میخاسهکووست میخاریدهوگرنه نمیرفتی تو کارگاه لخت شی لباس پرو کنی که ی کوونی بیاد پاهای بوگندوتو بلیسهبا اون گند عرقتبابا مانکنبابا اسکواش بازبابا کیرر تو کارگاه دزد

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید