لخت لخت بودم
عادت نداشتم هیچوقت با لباس بخوابم
چشامو مالوندم و مثل همیشه کیرم سیخ بود
ولی تایم جقم نبود
بلند شدم و شرتمو پوشیدم و رفتم تو حال
+مامان؟ مامانیییی، مامان خانووووم
انگار خبری نبود
گوشی رو برداشتم و زنگیدم
+الو؟ صدام میاد
_الو امیر عزیزم
+مامان کجا رفتی باز بی خبر
_رفتم خارج… اول صبح پاشدی
آقا غرغرو شدی
+باشه حالا
خو باید بدونمکجایی
_ای امییییر دیشب بهت گفتم که با خانوم شاپوری قراره بریم پیاده روی
+امم اره راستی خب باشه زود بیا فلا
دیشب گفته بود ک قراره برن پیاده روی و کلا یادم نبود
کیرمم ک همچنان سیخ بود و دائم وسوسه میشدم برا جق
اول گفتم احتمالا بخاطر پر بودن مثانم باشه
رفتم دستشویی و شاشیدم ولی بازم سیخ موند و دیگه نوبت جق بود
ولی نظرم کامل عوض شده بود و منتظر مامان بودم ک بیاد و ی حرکتی با اون بزنیم
ولی حسابی گرسنم بود و بی حال بودم
واس همین ی صبحانه خوب خوردم و رفتم زیر دوش آب گرم
شاید بیشتر از چهل و پنج دقیقه زیر دوش بودم و
نقاط لازم رو شیو کردم و موقع پیچوندن حوله دیدم صدای مامان میاد
_امیر جان کجایی؟
+جانم اینجا هم( با حوله وایسادم رو بروش)
_وای امییییییر نگاه بخااار الان من بخوام برم که مثل یخه
(ی تیشرت نایکی قرمز تقریبا کوتاه تنش بود با ی لگ مشکی و کتونی سفید موهاشم ک دم اسبی بسته بود و کلاه سفید)
+نه بابا مثل آتیشه
_اره بخار پشت سرت همه چیو میگه
+اووم حالا بیخیال
با این لباسا رفته بودی
_نه تا تو اومدی سریع عوض کردم…
اره دیگه توله سگ
با اینا رفته بودم
+خب این لباسا ی مقدار
_ی مقدار چی؟؟؟
+خبر کوتاه نیستن توعم ی مقدار صندوق عقب داری
_به کسی چ ربطی داره
+(با کمی خنده)، خو من دوست ندارم کسی غنیمتی بابامو ببینه
_ (با خنده) ای کثااااافت تخم سگ
نگران اینا نباش کلیدش فقط دست باباته
+فقط بابام؟؟؟
پس من ک پسرتم
یکی یدونتم
کاراتو میکنم
آره تخم میزاری برام جیک جیک میکنی برام
+مسخره نکن خو جدی میگممم
_باش حالا برو لباس بپوش سرما میخوری
شب پدر سرویس میخواد
روز پسرش
+خوشبحالش پس
_امیییییر برو گفتم
تو اتاق باز کیرم بخاطر صحبتامون سیخ سیخ بود یکممالیدمش و ی شلوارک کوتاه با ی تاپ حلقه ای پوشیدم
داشتم ی دستی ب موهام میکشیدم که
_امیییییر
+وااای جااااانم مامان چی شده باز
_عزیزم بیا اینجا
+اومدم جونم چی شده؟؟
رو مبل با همون لباسا نشسته بود
_بیا عزیزم کفشمو درار
+ی ربعه من تو اتاقم هنوز اینجایی
_چیکار کنم خو؟ منو از این ور شهر کشونده اونور که لاغر بشه مثلا
فقط پا درد براماورده
+( با خنده 😅)حالا سعی کن کمتر بری که از غنیمت های بابا کم نشه
_خود شیرینی بسه پدرسگ بیا ببینم
خم شدم و اول کفشاش و بعد جورابش
ی لاک مشکی خوش رنگ زده بود روی ناخنهای کشیده و خوش فرمش
_چته باز خیره شدی
+لاک مشکی خیلی بهت میادا
_ خب دیگه پسر همین پدری
+عه پس دستور باباس
_اره دیگه فردا احتمالا بیاد
+پس امشب مراسم پشم زنی داری
_زهرماااار امیر
+ببخشید بابا، خو حقیقته
_حالا نمیخواد… اصلا من کی پشم داشتم؟،
+بفرما اینا چیه( لگشو یکم زدم بالا تا روی ساقش،
اصلا مو نبود ولی ی چنتا ریز ریز بود)
_امییییر اینا که از موهای صورتتم کم تره
+مامااان
_دور پسرم بگردم که نوزده سالش شده ولی موهای دودولش از صورتش بیشتره
- با ناراحتی)باز گفتی دودول
_اره پس چی یه ته هسته خرما تو شلوارتون دارید پدر پسری میخواین ادمو قورت بدین
حسابی ناراحت بودم دیگه
+مامااااان هسته خرما چیه
_با خنده زیاد) همین که گفتم خرما کوچولوی منه
+گفتیم نگوووووو دودول،.!! کردیش فندق، الانم میگی خرما کوچولو
_اره
فک نکن اندازه یه خرمای دیگه اومده روش دیگه بزرگ شده
بلند شدم سرپا و با ناراحتی
+بفرما بگیرش ببین خرماعه بگیر ببینم
_خب دیگه توله سگ پرو نشو ببینم
خم شو پاهامو بمال، وقت برا خرما کوچولوت داریم
+مامااااااااان
_عزیزم شوخی بسه پاهامو بمال بعد یه فکری برا دسته بیلتم میکنیم
+چشممممم
_نگاش کنا، براش جون میدی ها
+خب تا پاهاتو بمالم یکم
_وای امیییییر
_نمیخواد برو ببین آب حمام گرم نشده
+گرمه بخدا، خستم برم
_ای خدااا پاشو بیا ببینم
+باز چی شده
_برو تو اتاقم زیر تخت کشو رو باز کن ی ژیلت و صابون هست بیارش
+با ژیلت میزنی اینقدر تمیزه
_امییییر برو اینقدر دخالت نکن بدو ببینم
رفتم تو اتاقش و طبق ادرس رفتم زیر تخت دوتا کشو زیر تخت نصب بود یعنی چسبیده ب تخت بود
کشو اولو باز کردم
وای خدا
فقط شورت و سوتین ست
همه رنگی میشد ببینم
اکثرا توری بودن و روی کش شرت طرح گل بود
هیچوقت قبل از این
روی کشو نرفته بودم
میخواستم چنتاشو بو کنم که
_امیییییر از دست تووووووو
سریع هول کردم و کشو دومیو باز کردم پر کارتن صابون و ژیلت و لوازم بهداشتی بود
هول هولکی ی ژیلت برداشتم و ی صابون
_بیا دیگههههه ببینمت
+اومدم دیگه چه خبرهههه
رفتم دیدم لخت لخت با شورت و سوتین آبی رنگ که واقعا بدنشو زیبا کرده بود ایستاده
_این اب که مثل یخه
+بخدا گرم بود
_اره دارم میبینم
زل زده بودم به بدنش
سینه های خوش فرم
بدن سفید
کون گرد
موهاشم که باز تا روی شونش
_با یکمخنده) باز اقا امیر چشمش خورد به ما و خرما کوچولوش فعال شد
کیرم کامل از زیر شلوارکم مشخص بود از طرفیم شرت پامنبود و بدتر زده بود بیرون
+حالا به رومون نیار… خودتو تو آینه دیدی
_دیگه به روت نیارم اون خودش به رو من میاره
+از صبح تا حالا اینجوریه خانوم!
_خب دیگه حالا داستان بسه برو ببینم
+ولی قرار بود(حرفمو قطع کرد)
_امروز نه
ازت عصبیم به روت نمیارم برو ببینم
+ولی…
_امییییر برو ببینم
حسابی عصبی بودم و سیخ
ولی دیدن اندامش تو این حالت خیلی خیلی حشریم کرده بود
راهی نداشتم و امروز رو
لج کرده بود
مشغول ps زدن بودم که
_اقا امیر
صداش اروم و لطیف بود انگار اصلا عصبی نیست
+جانم مامانی
_بیا مامانی
رفتم پشت در حمام و در زدم و گفتم:
+جانم چیزی لازمداری
_اره عزیزم خودتو لازمدارم
باید کمرو بمالی
ی مقدار ناراحت بودم ولی خب میشد ی ویوی خوب برد
+باشه پس
_بیا داخل دیگه
درو باز کردم
وای خدای من
کامل لخت لخت از پشت وایساده بود و لیف و صابون تو دستش بود
محو تماشای این بدن بودم
پهلو داشت ولی پهنی کونش باعث شده بود کوچیک بنظر بیاد
کون پهن و گوشتی رونای خوش فرم بالا تنه ی نازک و ظریف
_امیر جانم ب زور داخل و گرم نگه داشتم درو ببند هی اب و باز میکنم هی قطع میکنم
+اومم اعمم ببخشید
_بفرما حسابی تمیز کن ببینم
لیفو گرفتم و شروع کردم ب مالیدن روی کمرش
از بالا تا گودی کمر خیلی آروم و لطیف میمالیدم تا پایین
هی که میمالیدم و بدن لختش میدیدم شهوتم بیشتر میشد فضا هم غرق در بخار و گرما بود
کیرمم که… بهتره بگم اهن سفت سفت سفت…
ی چند دقیقه مالیدم که گفت
_عزیزم کمر بسه برو پایین تر پاهام همرو بمال
+چشم فقط یکم اعمم هووف… خیلی گرمه
_ وای امیر از دست تو لباساتو درار زود فقط
+باش خو
تیشرتمو و شلوارکو ی راس در اوردم
کیرم سیخ سیخ عین عمود ایستاده بود
لباسامو انداختم بیرون و شروع کردم به مالیدن
هر وقت کونشو میمالیدم عین ژله تکون میخورد
ترکیب کون بزرگ سفید با کف …
واقعا زیبا بود…
از پشت رونش اروم میرفتم تا روی ساقش و انگشتای پاهاش
از بالا لای پاش مشخص نبود ولی از پایین موقع شستن پاهاش یکم از نازشو دیدم
سفید و غرق در کف بود
البته زیاد مشخص نبود ولی همونم ک میشد دید کافی بود
واقعا دیگه تحمل نداشتم کیرم هر لحظه امکان انفجارش بود
که گفت
_خب عزیزم بسه
+لیفو دادم بهش و گفتم خب چیزی دیگه لازم نداری
_کجا؟ تا پسرمو نشورم هیچ جا نمیذارم بری
تو همون حالت چرخید و میحرفید که چشمش خورد به کیرم
_با خنده( اینو ببین دیگه بزرگ شده ها
+ی لبخند روی لبام افتاد
_نیشتو ببند منظورم از بچگیاته از چند روز پیش تا حالا فقط موهاش رشد نکرده
+اره چون امروز شیوشون کردم
خم شد
دستشو دورش حلقه کرد و یکم مالید و بعد دست کشید رو سرش و تخمام
_هوووم الان خوبه، همیشه سعی کن تمیز نگهش داری چون بیشتر دلم میخواد بهش بگم خرما کوچولوم
+مامااااانی
_اینو میبینی حالا اینجوری شده
این قبلا اینقدر بود( انگشت شست و اشاره شو خیلی نزدیک کرد)
+نه دیگه
_اتفاقا همین قدر بود ولی الان ی آقا شده برا خودش
+میدونم ولی آقا امروز ناراحته
_با خنده( خب پرو نشو آقا نه و خرما کوچولوم)
+با کمی ناراحتی( حالا هرچی امروز که بی محلی کردی)
دستشو از رو کیرم برداشت و بلند شد جلوم
سینه های بزرگ
نوکش تقریبا رنگ روشن
سینه های شقی داشت…
_اره از دستت عصبی بودم ولی این به این معنی نیست ک دیگه بزارم تحت فشار باشی عزیزم
بعدشم اون برا ی ربع پیش بود
من ک نمیتونم از یکی یدونم ناراحت باشم
دستاشو باز کرد و منو کشید تو بغلش
سینه هاش چسبیده بود ب به سینه هام
خیلی نرم و داغ بودم
از پابینم کیرم چسبید به شکمش
تو همون حالت یه خنده کرد و گفت
_حرارتشم بالاعه
+خو صبح تا الان فشار رومه
_با خنده )دور پسرم و خرما کوچولوی فشاریش
+خب حالا میخوای از دل آقا پسرت داری
_باز که پرو شدی توله سگ
+نمیخوای یعنی؟
_معلومه که میخوام فقط امیر جان دفعه قبلی چی گفتم
+اینکه ب کسی چیزی نگم و همه چی بین خودمون باشه
_بله اینو گفتم و اینکه چیزی بینمون تغییری نکنه
تو یکی یک دونه ی منی و من نمیزارم هیچ وقت ناراحت باشی
_حالا اب و باز کن تا خودمو بشورم
آب رو براش باز کردم و محو تماشاش بودم
خودشو کامل شست و باز اب و بست
_خب پسر عزیزم چی میخواد
+خب اعمم میدونی
_امیر بچه نشو دیگه
+میخوام از غنیمت های بابا یکمم ب من برسه
خندید و گفت
_ای که توله همین پدری
_ حالا چی تو سرت میگذره
+خب چجوری بگم… خیلی تحت فشارم بخاطرش
کیرمو باز با دستش گرفت و یکم اروم فشار میداد
لذت زیادی وارد بدنم شد و گفت
عزیزم هرجور میخوای دست بزار روش نمیخواد اته پته کنی
+خو باشه
دستمو بردم روی کونش و یکم فشار دادم( مثل پنبه بود)
+این
یه خنده بزرگ کرد
_چقدرم اشتهات زیاده
+دیگه خودت گفتی
_خب باشه فقط میتونی بازی کنی ن بیشتر
ن کار اضافه ای
برا خرما کوچولوتم خودم برنامه دارم
+باشه
چرخید و پشت بهم ایستاد
_خب اینم برا امیر کمم
آروم دست کشیدم روش خیلی لطیف و نرم بود
بدون ی جوش اضافه و یا حتی ذره ای مو
دوتا دستمو گذاشتم روش و اروم باز کردم
دوتا سوراخ قهوه ای رنگ خیلی خوشگل
با اینکه بدن سفیدی داشت ولی سوراخ تیره ای داشت
سوراخ کونش به شدت تنگ تنگ بود و نازشم ک از اون زاویه حسابی دیدنی بود
چند لحظه ای محو تماشا بودم که گفت
_خب امییییر بسه لاشو ببند
+چشم مامانی
_دور پسرم بگردم
از روی کونش ی بوس کردم و تند تند اسپنک میزدم چپ و راست
انگار شهوت وحشیم میکرد
اسپنک هامو محکم تر کردم و دائم لپ کونشو فشار میدادم
مثل پنبه بود و خوب صدا میداد
اینقدر محکم زدم که
_وای وای امیییر بسه سرخشون کردی
_بابات اومد چیبگم تخم سگ
من که کاملا لال شده بودم و هنوز وحشی بودن تو وجودم بود
_امیییر با توام اروم تر توله
ی نفس عمیق کشیدم و گفتم
+چشم
_نه دیگه بسته این چشما فایده نداره
یکم دیگه بمونم میکنمش عین لبو
+مامان
_هیس ساکت خودتو اب بگیر تا برم برات حوله بیارم
حولو خودشو پیچید دورش و رفت
کیرم عین سنگ بود و خیلی خوشحال بودم ولی نمیدونستم قراره چیکار کنه و خودمو برا ی جق با دستای گرمش اماده کرده بودم
_بگیر عزیزم خودتو خشک کن و برو اتاقت
ی چشم بند برات گذاشتم بگیر روچشات و لخت بشین رو تختت تا بیام
خودمو حسابی شستم و حولمو گرفتم دورم
کیرمکامل سیخ بود و اصلا نمیخوابید
رفتم تو اتاق دیدم ی چشم بند
روی تختمه
خودمو خشک کردم و بستم رو چشام و لخت نشستم رو تخت ولی چون کوفته شده بودم زیر بخار
رو کمر دراز کشیدم
چند دقیقه ای گذشت که صدای مامان اومد
_با خنده گفت من پیاده روی بودم تو چته
+آب داغ، گرما، بخار ،شهوت، بی حال بی حالم
_دور گل پسرم، آقا پسرم ،زندگیم بگردم
الان راحت بخواب تا عصر
+خوابم نمیاد
_کاری میکنم بیاد
دستشو کشید کنار رونم و کیرمو گرفت
_خرما کوچولو ک برعکس آقا امیر سرحال سرحال
کیرمو محکمگرفته بود و اروم میمالید
حس خوبی داشت که ی لحظه موهای تنم سیخ شده
ی حس خیلی خوب و تازه رو بدنمداشتم تجربه میکردم
گرمی دهنش و زبونش روی کیرم و گرماش
با اینکه دمای بدنم بالا بود ولی انگار دمای دهن مامان بیشتر بود
ناخودآگاه از ته دل گفتم آاااااه و بدنمو سفت کردم
حس خیلی خیلی خیلی خیلی بی نظیری بود
دستام کارنمیکردن بدنم قفل شده بود و تمامتمرکزم روی گرمای لباش و مسیر زبونش بود
بی وقفه نفس میزدم و ناله میکردم
همزمان انگشت شصتشو روی سوراخم می کشید ولی انگار براش کافی نبود
خیلی اروم با دوتا دستاش منو کشید سمت لبه تخت
و همزمان انگشت وسطشو روی سوراخم میکشید
واس من که لذتی نداشت ولی برام سوال بود ک چرا این کارو میکنه…
نمیدونم چقدر گذشت ولی آبمو حس میکردم ک با شدت میخواد بیاد
اون لحظه فقط تمرکزم روی لذت بود
ناله هام بالا گرفت و آبمو حس میکردم
مالیدنش روی سوراخم بیشتر شده بود و حرکات زبونش روی کیرم بی وقفه بود
دقیق چند ثانیه قبل از پاشش آبم دهنشو جدا کرد و کیرمو محکمگرفت و میمالید
با فشاری که میداد لذتش چند برابر شد و تا قطره آخرشو خالی کردم
نمیدونم کجا ریخت ولی چیزی روی بدنم حس نکردم فقط ی لایه نرم روی نافم حس میکردم
نا نداشتم بدنم کوفته بود
ک حس کردم چند تا بوس از روی گونم شد
_لذت بردی عزیز دلم؟
+بزاق دهنم بدتر از همیشه بود ب زور و خیلی اروم گفتم
عالی بود
دستام رفت برا چشم بند که گفت
_نه عزیزم آمادگیشو ندارم ک منو ببینی ولی نمیتونستم بزارم اینو تجربه نکنی
_بهت که گفتم نمیزارم فشار روت باشه
و خودم میدونم چجوری پیش بریم
توهم هر وقت هر چیزی بود بهم بگو و هیچوقت قهر نکن باهام
+چشم مامانی
_خب دیگه راحت بخواب و فکر چیزی رو نکن
خیلی خوابم میومد مخصوصا با اون ارضای عمیق
چند باری با ی لایه خیلی نرم ک نمیدونم چی بود ولی حدس میزدم حوله بود
دور کیرمو تمیز کرد و سر کیرمو چند باری فشار داد و تمیزش کرد
و گفت
_خب دیگه راحت بخواب عزیزم
+باشه فقط ی سوالی
_جانم عزیزم
+نمیدونم چجوری بگم خب اعمم
_امیییر بخوای اینجوری خجالت بکشی و اینجوری کنی دیگه ن من ن تو
+نه نههه خب میدونی
_بگو عزیزم از هیچی خجالت نکش
+خب الان یعنی چند دقیقه پیش
_خبببب!
+سوراخمو موقع چیز میمالیدی
_با کمی خنده) اها… بعدا خودت میفهمی عزیزم…
ادامه دارد)
نوشته: amir
9 پاسخ به “مامانی (۲)”
عالی ادامه بده
لطفا سریع تر ادامش بنویس منتظرم کیرت هرچه زودتر سوراخاش افتتاح کنه
کیرم لا کونت اگر ننویسی
کاری به واقعی بودن یا نداشتنش ندارماما داستانت قشنگه،دوست دارم ادامشو بخونم و ببینم به کجا میرسه
کیرم؛توکوسوکون مامانت.
کیرم؛توکوس وکون مامانت.
چقدر زیبا و با حوصله و با آرامش نوشتی
خوب قلمی داری
بقیشو کی مینویسی؟