مامانم از من حشری تر بود

پدرم توی اربعین به عنوان خدمه موکب رفته بود کربلا و حدود دو سه هفته ای خونه نبود و من و مامان افسانه خونه تنها بودیم. منم از اونجایی که از بچگی و دوران بلوغ بخاطر تاثیراتی که یکی از دوستام روی مغزم گذاشته بود بی غیرت شده بودم و روی مادرم حس داشتم؛ با خودم گفتم اگه میخوای حرکتی روش بزنی این تنها فرصتته. از وقتی بابام رفت دیگه فقط با یه شلوارک توی خونه می‌چرخیدم که همونم بدون شرت میپوشیدم که برجستگی کیرم بیشتر مشخص بشه. چون میدونستم هر سه چهار شب یه بار با بابام سکس داره(از اینجا میدونستم که مثلا ساعت یک نصف شب که فکر میکردن من خوابم باهم میرفتن حموم) و توی دو سه هفته قطعا هوس کیر میکنه و اگه کیرم جلوی چشمش باشه حشری میشه و میتونم یه حرکتی بزنم.
بعد یه مدت دیدم این حرکت داره جواب میده و توی رفتار و حرف زدنش آثاری از حشری بودن هست. یه بار توی همین وضعیت بود که رفت حموم و این بار برخلاف هر سری که درو میبست، یه مقداری در رو باز نگه داشت. طوری که خودش مشخص نبود ولی سایه‌ش روی دیوار جلویی حموم مشخص بود. وقتی به سایه‌ش نگاه میکردم متوجه شدم که داره با بدن و سینه هاش بازی میکنه و دیگه مطمئن شدم که حشری شده.
شبش قرار بود بریم یه مهمونی خانوادگی، اومد توی اتاق که لباساشو عوض کنه. اینم بگم که خونه ما یه اتاق داره و لباسای سه تامون توی همین اتاقه. همیشه وقتی میخواست لباس عوض کنه به من میگفت از اتاق برم بیرون البته شلوارشو جلوم عوض میکرد و یه جورایی عادی بود ولی هیچوقت بالا تنه‌شو ندیده بودم. اما این بار بهم چیزی نگفت و درحالی که پشتشو به من کرده بود شروع به دراوردن لباساش کرد.‌ کونش که بخاطر نازکی شرت سفیدش مشخص بود و کمر سفید و بند سوتینش که یکم به پوستش فرو رفته بود توی یه ثانیه کیرمو شق کرد. تا همینجاش هم قبلا اتفاق نیفتاده بود و یه سوپرایز بود تا اینکه با جمله بعدیش بیشتر سوپرایزم کرد. گفت محسن بیا‌ کمک کن اینو(سوتینشو) بازش کن. من که پشمام ریخته بود از خدا خواسته قبول کردم و پشت سرش وایسادم و قفلشو بازش کردم و مامانم آروم برش داشت‌. بهترین لحظه عمرم بود، از هیجان و استرس نمیدونستم چیکار کنم. همون‌جوری که از سر تا پا فقط یه شرت پاش بود وایساده بود جلوی کمد و یه لباس مجلسی زرشکی بیرون آورد و ازم پرسید این خوبه؟ منم که به ممه های سفید و بزرگش ماتم برده بود و توان صحبت نداشتم فقط گفتم آره خیلی خوبه. پوشید و متوجه شدم نمیخواد سوتین بپوشه. ازش پرسیدم نمیخوای چیزی زیرش بپوشی؟ گفت نه گرمه اینجوری راحت ترم.
خلاصه رفتیم و اونجا ممه های مامانم با هر حرکتی که میکرد میلرزید و من داشتم دیوونه میشدم. این اتفاق وسط رقص به نهایت خودش رسیده بود و همه نگاهشون به مامانم و بالا پایین شدن ممه هاش بود.‌ از اونجایی که مامانم یه خانوم نسبتا مذهبیه و تا حالا حتی موهای اونو ندیده بودن ولی الان با موی باز و ممه آزاد داشت جلوشون میرقصید تعجب و لذت همه رو بیشتر کرده بود. منم که همینجوری از مامانم حشری شده بودم وقتی نگاه میکردم که کیر همه مردا بخاطر مادرم بزرگ شده دیگه داشتم دیوونه میشدم.
وقتی رفتیم خونه من همه لباسامو در آوردم و فقط شرت پام بود. مامانمم اومد تو اتاق و گفت بیا زیپ لباسمو باز کن. رفتم زیپو باز کردم و لباسشو دراورد دوباره لخت با یه شرت پشت بهم وایساده بود. سرمو بردم جلو آروم پشت گوششو بوس کردم و زمزمه کردم امشب عجب دلبری ای کردی. اینو که گفتم با یه لبخند برگشت رو به من دستاشو گذاشت روی شونم و خودشو نزدیک کرد بهم، طوری که ممه هاش به بدنم چسبید و گفت دیدی عموی هولت چه شرتش باد کرده بود؟
بعدش یه نگاه به سر تا پام انداخت و گفت میخوای همونم(شرتمو میگفت) در بیاری امشب اینجوری باشیم؟ منم که دیگه فهمیده بودم مامان از من حشری تره با یه لبخند قبول کردم و کشیدم پایین و کیرم افتاد بیرون. همینجوری داشت نگاه به کیرم میکرد که گفتم تو که هنوز شرت پاته. یه خنده زد و خم شد درآورد. رفتیم رو کاناپه نشستیم و یه فیلم گذاشتیم که ببینیم. حتی تو خوابمم نمیدیدم با مامانم که ۱۱ سال بود حسرت بدنشو میکشیدم لخت مادرزاد روی یه کاناپه نشسته باشم.
یکم از فیلم گذشت، مامانم لم داد سرشو گذاشت روی شونم و دستشو گذاشت روی رون پام. منم که دیدم این کارو کرد، دستمو گذاشتم بغل کونش ماساژ میدادم میومدم سمت شکم و برمیگشتم. این کارو که کردم دوباره کیرم شق شد ولی این بار بدون هیچ پوششی جلوی چشم مامانم. دیگه حواس هیچکدوممون به فیلم نبود. مامانم که کیرمو دید گفت ای بابا محسن کوچولو قد علم کرد منم خندیدم و هیچی نتونستم بگم. با دستش که نزدیکم بود تخمام توی کف دستش جمع کرد و با دست دیگش دست من که روی رونش بود رو برد گذاشت روی کونش. گفت حالا خوابوندن این آقا کوچولو جزء وظایف مادری محسوب میشه یا نه؟ گفتم از وظایف مادری نباشه از وظایف انسانی که هست. اونم خندید و گفت یه دقیقه بشین الان میام. رفت و با یه روان کننده توی دستش اومد. زانو زد جلوم و کیرمو باهاش چرب کرد و با یه دست برای من جق میزد با یه دست ممشو میمالید.
بعد از چند دقیقه گفت نه اینجوری فایده نداره برو بشورش بیا تا یه حرکت دیگه ای رو امتحان کنیم. رفتم شسمتش و اومدم دیدم به حالت نیمه خوابیده پایین کاناپه نشسته. گفت بیا بشین اینجا و بزارش دهنم. منم پاهامو اینور اونورش گذاشتم رفتم جلو تا کیرم به دهنش برسه. وای از لحظه ای که با کیرم حرارت و خیسی دهنشو حس کردم. بعد از چند دقیقه داشتم ارضا میشدم که اه کشیدم گفتم داره میاد. اینو که گفتم سریع از دهنش درآورد گفت به این زودی؟ این کارش باعث شد ارضا شدنم به تاخیر بیوفته. گفت یعنی نمیخوای یکم منم حال کنم؟ یه لبخند زدم و شروع کردم بوسیدنش از صورت به گردن و رفتم به پایین تا رسیدم به ممه هاش. مث قحطی زده ها افتادم به جونشون و میخوردم و فشارشون میدادم، آه مامانم بلند شده بود. دوباره با بوسه رفتم پایین تر تا رسیدم به کصش. شیو شده بی مو و خوشگل. محو تماشاش بودم که صداش به حال برم گردوند. گفت پس منتظر چی؟ یکم کصشو خوردم تا اینکه وسط ناله هاش داد زد بسه دیگه بکن توش. منم از اونجایی که میدونستم لوله رحمش رو بسته بدون نیاز به کاندوم میخواستم شروع کنم. اول کیرمو هی میکوبیدم روی کس باد کرده و خیسش و هی ناله هاش خسته تر داغ تر میشد. تا اینکه دیگه داد زد محسننن‌. و منم اینو که شنیدم سریع همشو کردم تو کصش و افسانه یه جیغ بلند کشید. همینجوری که پاهاش رو شونه هام بود و داشتم تلمبه میزدم و با دستام ممه هاشو چنگ میزدم گفت داشت میومد نریز توش میخوام بپاشی رو صورتم‌. حدودا شیش هفت دقیقه طول کشید و دیگه داشت آبم میومد کیرو از تو کصش درآوردم و پا شدم. اونم رو زانو هاش نشست و زبونشو دراورد. داشت با چشمای خمارش نگاهم میکرد. این صحنه رو فقط توی پورن ها دیده بودم. اون لحظه از پورن استار ها هم جذاب تر بود. آبم پاشید روی صورتش و با زبونش کیرمو تمیز کرد. رفت توی روشویی صورتشو شست و اومد تو بغلم افتاد و گفت تا بابات نیست تو باید شوهرم باشی. اصلا متوجه نشدیم کی خوابمون برد اون شب.

نوشته: محسن

بازدید 8,527

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

48 پاسخ به “مامانم از من حشری تر بود”

  1. واویلای انسانیت…زن و فرزند یه خدمه موکب اربعین که این باشه هیچ تعجبی نداره که چرا وضع مملکتمون اینه!

  2. تناقضپدر مذهبی مادر مذهبیبعد توی مهمونی برقصه زن خونهسوتین نبندهیکم تفکر رو کنار تخیلت بیاری بهتر نیست

  3. فقط امیدوارم موقع نوشتن این کستان دست دیگتو از تو شورتت درآورده باشی

  4. فقط میخوام بدونم تو که مامانت مذهبی هست و هیچ مردی تا حالا توی خانواده تون اصلا موهاشو هم ندیده چطوری یک شبه همه جاش رو انداخت بیرون 🤔🤔

  5. اول اینکه کص مغز یکم‌تفکر بکن بعد بنویسدوم همه جای داستانت تناقض دارهسوم حشر نمیتونه قدرت اراده رو از آدم بگیره که آدم با بچه خودش اینکارو کنهچهارم یه بچه مادر خودشو نمیتونه باردار کنه یکم مطالعه کن لطفادر کل داستان کیر راست کنی بود این رو به عنوان یه فانتزی قبول میکنم نه یه خاطره 😅

  6. خب اولش می‌میری بگی “می‌خوام کص بنویسم” ؟!هرچی فانتزی و خواب و تصور و فیلم پورن دیده بودی رو قاطی کردی یه چیزی نوشتی

  7. باز خداروشکر که خانواده‌ی مذهبی‌ئی بودید…خدایا شکر و هزاران بار شکر…

  8. آدم مذهبی به این راحتی کس نمی ده مخصوصا به پسرش، وقتی عمیق جق می زنی می ری تو حس همچین کص شعری رو تصویرسازی می کنی

  9. کیرم تو اول اخرت با این چرت پرتا که میتویسید اخه شما ی مشت اسکل هستید که هر چیزی رو میخواید گره بزنید به هم ریدم تو چیزی که نوشتی اولش خوندم فهمیدم کسشعر نوشتی

  10. آره دیگه دقیقا به مادر مذهبی تو دوزه های زنونه قرآن همین پور استار بودن رو یاد میدان و مادرت شاگرد اول کلاسه

  11. کل داستان یه طرف فقط کامنت Mast2988بکن تو هر روز عجیبتر میشه فک کن مث بنز کون بدی که تهش یه کص بلیسییاد یه جک افتادمطرف میره پیش رفیقش میگه+حاجی جات خالی چه کصی کردم-پولشو عکجا آوردی؟+کون دادم

  12. فقط یه سوالسه هفته قبل اربعین میشه محرم همیشه مذهبی ها تو محرم مراسم جشن و رقص دارن؟؟؟؟مطمئن هستی ایرانی هستی ؟؟؟؟بنظر میاد یه نفر بدون از اطلاع فرهنگ ایرانی داستان تفت دادهمتاسفم

  13. من اصلا عادت ندارم نظر منفی بدم ولی:میگی بابام مذهبیهمادرم مذهبیهبعد وسط ماه صفر مهمونی داشتین که مادر مذهبیت بدون سوتین و بدون حجاب داشته میرقصیده؟؟؟پسر جان درست نخوردیم نون گندم ولی دیدیم دست مردم .آخه خنگ وسط ماه صفر هیچ مذهبی جشن نمیگیره که برقصه،هیچ زن مذهبی کون لخت نمیاد جلوی پسرش.

  14. کلا اینهایی که میرن زیارت مرده های عرب همشون بیغیرت وجنده وکونین والا آدم سالم به زیارت قاتل اجدادش نمیره

  15. این جور چرت و پرت های سکس با محارم فقط از فیلم های پورن هاب و همین سایت ها نشات میگیره که این چیزها رو عادی جلوه میدن. شاید به من ۳۹ ساله زیاد اثر نکنه ولی وقتی یک نوجوان یا جوان ۱۷ ساله این محتویات رو می‌بینه ممکنه از ده نفر دوتاش هم فکر کردن مادر یا خواهرشونو بکنند. نمی‌دونم این محتواهای بی غیرتی یا سکس با محارم با چه هدفی ترویج میشه؟؟؟ آیا دست هایی پشت پرده هست که کشور عزیز مارو به بیراهه‌ای ببره؟ آیا دولت یا قدرتی پشت این تهاجم هست؟؟؟؟؟ 😟🙁😨

  16. واقعا اونایی که لایک دادن تا آخرش خوندن؟بچه جون برو اول یه دست بزن بعد خودت و خالی کن انقدر کصشعر تحویل مردم نده اونی هم که لایک کرده از خودت جقی تره

  17. قشنگ مشخصه شروع کرده به نوشتن و جق زده، و دقیقا اونجایی که نوشته :(صداش به حال برم گردوند،گفت منتظر چی هستی، سریع همشو کردم تو کصش…) آبش اومده و بقیه کستان مزخرفشو سنبل کرده که فقط تموم بشه. چون تا اونجا یکم جزئیات داره، از اونجا به بعد، یهو تو چند خط، هم ارضا شد هم خوابش برد، هم قول و قرار گذاشتن دوباره برن تو کار هم 🤣🤣فقط برام عجیبه که چرا همچین کسشعری باید بیاد تو داستان‌های برتر هفته !!!

  18. باباش رفته برای اربعین بعد مامانش که نسبتا مذهبیه رفته مجلس رقص. بی ناموس اخه توی محرم و صفر عروسی عمته؟ اقلا یه دروغ بگو بشه باور کرد

  19. ببخشید یعنی اورال سکس سکس دهانی برای شما لذت بخش تراز سکس واژنی هست . چون فرمودین که داشت بارون میومد وقتی تو دهان مبارکشون بود بعد که رفت داخل غار یک دفعه خواب زمستونی گرفتشو 7تا 8 دقیقه مثل الاکلنگ تلمبه میزدین ولی ارگاسم خبری نبود عجب چه کمری شاه فنر

  20. کاش انقد گوخوری نمی‌کردی آخه کدوم احمقی وقتی خیلی مذهبیه بعد یهو بیاد بدون سوتین و با لباس مجلسی برقصه آخه چرا همش میخوایین دیدگاه رو نسبت به مذهبی ها خراب کنید دیوث های عوضی

  21. دیوث به عشق مامیت جقتو بزن وی نه به پدر مادرت ونه زائرای کربلا توهین نکن درحقیقت این کار محاله که پسری با مادرش بخوابه ولی اینکه فکرش تو ذهن پسری باشه که پدر مادرش مذهبی معلوم میشه ننه جونت تو را ازاولین گرفته اون موقع لولوشو نبسته بوده۰

  22. خانواده مذهبیپدر خادم موکبایام اربعینبعد این مهمونی که مادرت توش میرقصه از کجات درومد مجلوق؟

  23. کیر تو کون آدم دروغگو 😂تو کامنت بچه ها همچیو گفتن منم در این حد گفتم بگم

  24. مذهبی، موکب ، مادر، پسر ، انسانیتتازه محرم و مهمونیهیچی جور در نمیاد🤔🤔🤔

  25. خدا وکیلی اونهایی که لایک دادندهم احمق هستندهم جلقیهم نفهمهم بی فکرهم …هر چی از خریت نویسنده کم موندهخواننده های بیشعور جبران کردند و لایک کردند

  26. اینکه داستان بود و کس شعر ولی شبیه این ولی نه اینقد برا من اتفاق افتاده

  27. کص و کون مامان بهشته پسرشهکیرم تا بند خایه تو کص و کون مامانمایشالا قسمت هممون

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید